uz
Feedback
.

.

Kanalga Telegram’da o‘tish

Your hand reached out to hold mine But you're grasping melting ice Owner @DELlVERANCE https://t.me/BiChatBot?start=sc-3ff16a53c9

Ko'proq ko'rsatish
220
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
+930 kun
Obunachilarni jalb qilish
Iyun '25
Iyun '25
+10
3 kanalda
May '25
+69
4 kanalda
Get PRO
Aprel '250
6 kanalda
Get PRO
Mart '25
+2
0 kanalda
Get PRO
Fevral '250
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '250
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+5
1 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+3
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+4
2 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+3
0 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+189
2 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
21 Iyun0
20 Iyun0
19 Iyun0
18 Iyun+1
17 Iyun0
16 Iyun0
15 Iyun0
14 Iyun0
13 Iyun0
12 Iyun0
11 Iyun0
10 Iyun0
09 Iyun0
08 Iyun0
07 Iyun0
06 Iyun0
05 Iyun+1
04 Iyun0
03 Iyun+2
02 Iyun+4
01 Iyun+2
Kanal postlari
متأسفانه یا خوشبختانه فعالیت چنل اینجا بعد از 2 سال خاتمه پیدا میکنه، ممنونم از دوستانی که تا اینجا همراه من بودن. مراقبت کنین❤️

2
خودم الان دیدم یادم نبود شنیدم و دیدم چی شد پاره شدم🤣🤣🤣🤣🤣
26
3
آرمین ویدیو مسیج پارسالمو پیدا کرده
26
4
Video xabar
25
5
sticker.webp
30
6
sticker.webp
30
7
واکشن صادقانه من و شیرموز و بامیه
30
8
Video xabar
32
9
And I embrace bereavement Everything beloved is shattered anyway I would devote myself to anyone, I would accept any flaws
37
10
Everything you believed is a lie Everyone you loved is a death-burden
36
11
You are everything, they are nothing
167
12
این شما و این صدای پارس کردن سگ های شکاری The Baying of the Hounds
169
13
این آهنگ تا حدودی از اشعار آهنگ «دیانا» از آلبوم «اولین سخن» اثر کوموس الهام گرفته شده است که خود بر اساس نمایشنامه «کوموس» اثر جان میلتون در سال ۱۶۳۴ است. موضوع اصلی داستان زنی است که در جنگل گم شده و تلاش او برای اغوا/تجاوز توسط شخصیتی به نام کوموس، خدای جشن و سرور یونان باستان، صورت می‌گیرد. زن و اسیرکننده‌اش نمایانگر دو قطب متضاد عفت و هرزگی، میانه‌روی و افراط هستند. در داستان میلتون، زن تا زمانی که نجات پیدا نکند، از پیشنهاد کوموس سر باز می‌زند. به نظر می‌رسد تفسیر اوپث، برداشتی تاریک‌تر از آن داستان باشد.
167
14
این آهنگ تا حدودی از اشعار آهنگ «دیانا» از آلبوم «اولین سخن» اثر کوموس الهام گرفته شده است که خود بر اساس نمایشنامه «کوموس» اثر جان میلتون در سال ۱۶۳۴ است. موضوع اصلی داستان زنی است که در جنگل گم شده و تلاش او برای اغوا/تجاوز توسط شخصیتی به نام کوموس، خدای جشن و سرور یونان باستان، صورت می‌گیرد. زن و اسیرکننده‌اش نمایانگر دو قطب متضاد عفت و هرزگی، میانه‌روی و افراط هستند. در داستان میلتون، زن تا زمانی که نجات پیدا نکند، از پیشنهاد کوموس سر باز می‌زند. به نظر می‌رسد تفسیر اوپث، برداشتی تاریک‌تر از آن داستان باشد.
1
15
2:20 دیگر برای اعلام موضع خود تقلا نمی‌کنید دیگر به دیگران آسیبی نمی‌رسانید آنها بی‌خبرند و در حلقه‌ای از وقایع بیهوده گرفتارند تو همه چیز هستی، آنها هیچ چیز نیستند Instrumental part 3:03 3:58 غرق در منجلاب عمیق با آرزوهای گذشته زیر منجلاب، آرزو رو غرق کن، همین حالا با خودت در منجلاب عمیق با آرزوهای گذشته غرق شو زیر منجلاب، آرزو رو غرق کن، همین حالا با خودت 6:08 اشعاری که به صف روی پوست مرده چیده شده‌اند لب‌های آلوده‌ی غریبه‌ای که روی لب‌های دختری استراحت میکند Instrumental part 2 6:22 «پارت 2 یکی از زیبا ترین پارت هاییه که تو عمرتون میشنوین» 9:06 و من سوگ رو در آغوش می‌گیرم هر آنچه که عزیز است در هر صورت از هم می‌پاشد من خودم رو وقف هر کسی می‌کنم، هر نقصی رو می‌پذیرم من برای مقاومت خیلی ضعیف هستم تنش از وحشت می‌لرزد، در چشمانم مطرود رو می‌بینم اعصاب یک عروسک خیمه‌شب‌بازی رو به هم می‌ریزد، سم بی‌پایان در رگ‌هایم نیت پاک اکنون با مرگ آلوده شده است و بنابراین، لمس سرد اکنون غیرانسانی است هر ساعت بیداری در انتظار آشکار شدن خیالی است و اکنون آنها مرا صدا می‌زنند هر لحظه بلندتر پارس سگ‌های شکاری مرا به خانه‌ام فرا می‌خواند
154
16
صدای پارس سگ‌های شکاری رو از دوردست می‌شنوم صدای بلعیدنشون رو می‌شنوم شغال‌های آفت‌زده‌ی زمین حیوانات شیطانی که در جنگل‌ها پرسه می‌زنند در کمین و محافظان همیشگی شما رو فرا می‌خواند تا در کنارش بنشینید تصویر خود-بیزار شما در جسم او مکاشفه‌ای که در آن درنگ می‌کنید 0:49 کلماتش مگس‌هایی هستند که به سمت حشرات واقعی هجوم می‌آورند از رویاهای مدفون شده تغذیه می‌کنند و پوسیدگی رو بر پوستت می‌پاشند چشمانش تاریکی‌ای رو بیرون می‌ریزد که از میان می‌رود و فلج می‌کند بر اسرارت نوری می‌افکند که تو رو مجبور به رویارویی با دشمنانت می‌کند 1:18 دهانش گردابی است که تو رو به درون غوغای خود می‌کشد با دستی یاری‌رسان از خاکستر که با ناامیدی دروغین دراز شده، تو رو فریب می‌دهد بدنش یک کشور، شهرهایی که در ورای ناامیدی مرده افتاده‌اند دوستانی که به دشمنانی تبدیل شده‌اند که قادر به اعتراف نیستند در مهی فزاینده از مرگی متعفن 1:48 هر آنچه باور داشتی دروغ است هر کسی رو که دوست داشتی بار مرگ بر دوش توست بنابراین در او آرامش می‌گیری و پذیرای آرزوهای سخت هستی
110
17
+9
Matn yo'q...
114
18
امشب از آروم خبری نیست قراره اوپث خشن وارد شه هنزفری و تفکر/ذهن و هد زدن هاتونو آماده کنین اگه میتونین گوش کنین
91
19
.
95
20
I can't see the meaning of this life I'm leading I try to forget you as you forgot me This time there is nothing left for you
I can't see the meaning of this life I'm leading I try to forget you as you forgot me This time there is nothing left for you to take This is goodbye Summer is miles and miles away And no one would ask me to stay And I should contemplate this change To ease the pain And I should step out of the rain Turn away
99