uz
Feedback
Persian expert trader

Persian expert trader

Kanalga Telegram’da o‘tish

رفرنس پرایس اکشن ایران اینجا بهت سخت میگذره ولی خوش میگذره اگه از اون آدم هایی هستی که میخای سه چهار ماهه این تخصص رو یاد بگیری ،اصلا وارد این ‌کانال نشو ولی اگه متوجه شدی که معامله گری بسیار سخته و باید تخصصی یاد بگیری وارد شو که خوب جایی اومدی

Ko'proq ko'rsatish
4 497
Obunachilar
+224 soatlar
-17 kunlar
+3030 kunlar
Postlar arxiv
صید سه صبح تا الان 🎣
صید سه صبح تا الان 🎣

اکثر حرکت های اندازه گیری شده ای که من تو ویدیو ها میگم دکتر بروکس توضیح داده مثلا الان که داشتم یکی از لایو ترید ها رو تمام میکردم داشت راجع به یک حرکت اندازه گری شده نامرعی صحبت میکرده همون حرکت اندازه گیری شده ای که از کف یا سقف تا لمس مووینگ اوریج رسم میکنی و پروجکشن میکنی به سمت مخالف یک تارگت به دست میاد که بهش میگه تارگت نامرعی 😁👌

اهمیت معادله تریدر فرض کنید سه تریدر با سه سطح دارید .مبتدی .متوسط .حرفه ای . مبتدی 4 بار از 10 بار نقطه ورود خوب رو میگیره متوسط 5 بار از 10 بار حرفه ای 8 بار از 10 بار اگر ریسک به ریواد یک به دو داشته باشن مبتدی در نهایت با اینکه 6 بار استاپ خورده ولی باز هم 2 ریوارد مثبت هستش متوسط با اینکه نصف نصف تشخیص داده 5 ریواد جلو هستش حرفه ای هم حقشه و 14 ریوارد جلو هستش باید به این نکته دقت کرد که ریسک به ریوارد 1 به 2 در نظر گرفته شده و بار ها پیش میاد که شما ریواد های بسیار بالا میگیرید

تمرکز این روز های من و میثم روی مدریت ریسک و معادله تریدره باید به جواب این سوال برسیم : چه زمانی از استاپ یک سوم چه زمانی از استاپ دو سوم استفاده کنیم چرا این سوال مهمه ؟ چون رابطه مستقیم و دقیق با معادله تریدر داره مهم‌ترین و اصلی ترین بخش سیستم بخشی که سیستم رو با امید ریاضی سر پا نگه میداره رابطه حداقل یک به دو در معاملات

تا اینجای کار روش ورود و به دست آوردن نقطه ورود رو میشه گفت خوب یاد گرفتید چیزی که خیلی ها در دنیایی معامله گری در به در دنبالشن اما نقطه ورود بدون داشتن مدریت ریسک و از همه مهمتر معادله تریدر نمیتونه کارایی و راندمان ذاتیش رو نشون بده همچنین اگر هم تمام موارد بالا رو بدونید اگر اون چند قدم که تو ویدیو ها توضیح دارم رو انجام ندید چون نمیدونید کجای بازار قرار دارید قطعا اشتباه وارد میشید و استاپ میخورید

همون نقطه ورودی که هفته قبل دادم 👌🔥
همون نقطه ورودی که هفته قبل دادم 👌🔥

یکی انتهای این ویدیو که هفته قبل براتون ضبط کردم یکی از اون نقطه ورود هایی که از هفته قبل گفتم چند ساعت پیش تاچ شده و تی پی رو هم داده .

جالب اینجاست که این حرف را خودِ مراجع روان‌شناسی معامله‌گری هم می‌زنند. مارک داگلاس در Trading in the Zone (۲۰۰۰) پیش از هر بحث ذهنی، وجود یک edge با امید ریاضی مثبت را شرط لازم می‌داند. برت استینبارگر، روان‌شناس بالینی و نویسنده Enhancing Trader Performance، هم مضمونی مشابه دارد. یعنی حتی موافقانِ کار ذهنی هم می‌گویند: اول روش، بعد ذهن.
۰۷ — تنها ویژگی شخصیتی که واقعاً لازم است: پذیرش. یعنی بپذیری که بازار در آن لحظه درست عمل کرده و تو اشتباه کرده‌ای؛ بعد بروی، بازبینی کنی و خودت را به‌روز کنی. توجه کنید این یک باور متافیزیکی نیست، یک مهارت رفتاری است.
فیلیپ تتلاک در پروژه Good Judgment و کتاب Superforecasting (۲۰۱۵) هزاران پیش‌بینی را سنجید. جهان‌بینی و گرایش فکری افراد، دقتشان را توضیح نمی‌داد؛ آنچه توضیح می‌داد فرایند بود: تفکیک مسئله، به‌روزرسانی تدریجی، و ثبت خطا. خلاصه حرفش: مهم نیست چه فکر می‌کنی، مهم است چگونه فکر می‌کنی. نکته کامل‌کننده از کارول دواک، بانی نظریه «ذهنیت رشد»: او خودش سال‌ها بعد اصطلاح «ذهنیت رشد قلابی» را ساخت، برای کسی که شعارهای رشد را تکرار می‌کند اما راهبرد مشخص و بازخورد ندارد. نتیجه چنین حالتی صفر است.
۰۸ — مسیر پله‌به‌پله یک، با حساب ۵ هزار دلاری شروع کن. دو، از همان حساب برداشت بزن، به اندازه چند برابر هزینه خرید حساب بعدی. سه، به حساب ۱۰ هزار دلاری کوچ کن و همین کار را تکرار کن. چهار، به ۵۰ هزار برو و همین چرخه را ادامه بده. منطق این کار فقط مالی نیست، ادراکی است. مغز باید از عدد کوچک بالا بیاید تا اعداد بزرگ برایش عادی شود. از نظر تکنیکی هم کارِ شما در هر پله عوض نمی‌شود: چون ریسک درصدی ثابت است، خرید یک قرارداد روی حساب ۱۰ هزاری و ده قرارداد روی حساب یک میلیونی، از نظر تصمیم‌گیری یک کار تکراری واحد است. آنچه عوض می‌شود فقط عادتِ چشم است.
در روان‌شناسی به این فرایند «خوگیری» و «مواجهه تدریجی» می‌گویند؛ اصلی که جوزف ولپی در درمان رفتاری بنا گذاشت. و از نگاه بندورا این همان زنجیره تجربه‌های تسلط است: هر پله، اعتماد پله بعد را می‌سازد.
۰۹ — مرور ذهنی قبل از خواب قبل از خواب کارهایی را که فردا باید انجام دهید مرور کنید تا فردا مغزتان آماده شروع باشد؛ بعد از مدتی این کارها را ناخودآگاه انجام می‌دهد. سیستم معامله‌گری و الگوهایتان را در ذهن بازبینی کنید و در ذهنتان ترید کنید. اینجا یک تفکیک مهم وجود دارد که با نکته ۰۳ اشتباه گرفته نشود: آنچه مرور می‌کنید نباید رسیدن به هدف باشد؛ باید فرایند و سناریو باشد. یعنی نه «تصور کن به سودش رسیدی»، بلکه «اگر بازار فلان کار را کرد، من فلان کار را می‌کنم».
این دقیقاً نظریه پیتر گولویتزر در مقاله Implementation Intentions (۱۹۹۹، American Psychologist) است: آنچه رفتار را تغییر می‌دهد جملات آرزویی نیست، برنامه‌های «اگر–آنگاه» است. و اگر دقت کنید، یک روش معاملاتیِ درست، سازمان‌یافته‌ترین شکلِ ممکن از همین چیز است.

۹ نکته درباره ذهن، باور و معامله‌گری مطالبی که در ادامه می‌آید، جمع‌بندی چیزی است که در سال‌ها کار روی چارت به آن رسیده‌ام. کنار هر نکته، نام پژوهشگری را هم آورده‌ام که همان حرف را در ادبیات علمی مطرح کرده است، تا اگر کسی خواست خودش برود و منبع را بخواند. ۰۱ — باورهای شما نمی‌تواند علتِ تغییر باشد. علت، همان متغیری است که تغییر کرد. خیلی‌ها فکر می‌کنند باورها و مایندست‌شان باعث موفقیتشان شده، در صورتی که می‌تواند اشتباه باشد. البته که باور خوب، ذهن خوب، اشتیاق به برد و میل به پیروزی می‌تواند مفید باشد. هیچ‌کسی از کسی که هر روز گریه می‌کند و مدام می‌گوید من بی‌عرضه‌ام، من بی‌ارزشم، من موفق نمی‌شوم، انتظار موفقیت ندارد. اما هر کسی باید در زندگی و کارش بگردد و در هر چیزی که به موفقیت رسیده ببیند دقیقاً از چه تاریخی به بعد، چه چیزی را عوض کرد که موفقیت شروع شد. این خطای شناختی نام مشخصی هم دارد: خطای اسناد و همبستگی توهمی. یعنی نسبت‌دادن نتیجه به عاملی که فقط همزمان حاضر بوده — چه قبل از موفقیت چه بعد از آن — نه عاملی که آن را ایجاد کرده است.
این مفاهیم را فریتز هایدر (بنیان‌گذار نظریه اسناد) و بعدها لی راس در روان‌شناسی اجتماعی صورت‌بندی کردند. لورن و جین چپمن در دهه ۶۰ نشان دادند ذهن انسان بین دو چیزِ صرفاً همزمان، رابطه علّی می‌سازد. و نسیم نیکلاس طالب در کتاب Fooled by Randomness تمام بحثش را روی همین گذاشته: آدم‌ها در بازارها مدام علتِ اشتباه را برای نتیجه انتخاب می‌کنند.
۰۲ — مهم‌ترین و قوی‌ترین منبع خودباوری، «تجربه تسلط» است. یعنی شما یک فرایند را بارها و بارها به‌صورت موفقیت‌آمیز انجام دهید؛ در این صورت خودباوری به سراغ شما می‌آید. بنابراین عملکرد از دل اعتماد‌به‌نفس بیرون نمی‌آید، بلکه اعتماد‌به‌نفس از دل عملکردِ درستی که بارها تکرار شده به دست می‌آید.
این دقیقاً نظریه آلبرت بندورا، روان‌شناس دانشگاه استنفورد و یکی از تأثیرگذارترین روان‌شناسان قرن بیستم، در کتاب Self-Efficacy: The Exercise of Control (۱۹۹۷) است. او چهار منبع برای خودکارآمدی می‌شمارد و قوی‌ترینشان را «تجربه تسلط» می‌داند. در همین راستا، روی باومایستر در یک مرور علمی مشهور (۲۰۰۳، نشریه Psychological Science in the Public Interest) صدها پژوهش را بررسی کرد و نتیجه گرفت بالا بردن عزت نفس، عملکرد را بهتر نمی‌کند؛ رابطه عمدتاً برعکس است.
۰۳ — تجسم و رویاپردازیِ رسیدن به هدف، انگیزه را کاهش می‌دهد. چون مغز بخشی از پاداش را پیش‌خور می‌کند. راهکار درست این است که اول هدف را در ذهن مشخص کنید، بعد موانع را تخصصی آنالیز کنید، برای هر مانع راهکار بسازید و آن مانع را از بین ببرید.
این یافته متعلق به گابریله اوتینگن، استاد دانشگاه نیویورک، در کتاب Rethinking Positive Thinking (۲۰۱۴) و مقاله‌اش با دوریس مایر (۲۰۰۲) است. روشی که خودش پیشنهاد می‌دهد «تقابل ذهنی» نام دارد و دقیقاً همان چیزی است که در بالا گفته شد: هدف، بعد فوراً مانع واقعی، بعد راهکار.
۰۴ — مهارت از تمرین هدفمند با بازخورد فوری و اصلاح خطا ساخته می‌شود، نه از انگیزه و باور. یعنی همان مرور روزانه چارت و بررسی معاملات دیروز.
آندرس اریکسون، پژوهشگری که تمام عمرش را صرف مطالعه تخصص و خبرگی کرد، در کتاب Peak (۲۰۱۶) نشان می‌دهد آنچه متخصص می‌سازد، «تمرین هدفمند» است: تمرین با هدف مشخص، در مرز توانایی فعلی، همراه با بازخورد فوری و اصلاح خطا. صرفِ ساعت گذاشتن یا انگیزه داشتن کافی نیست.
۰۵ — شهودِ خبره فقط در دو شرط شکل می‌گیرد. یک: محیطی که نشانه‌های معتبر و تکرارشونده دارد. دو: فرصت کافی برای یادگیری آن نشانه‌ها از راه تمرین و بازخورد. بدون این دو شرط، اعتماد به شهود توهم است.
این نتیجه مشترکِ دنیل کانمن (برنده جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۰۲) و گری کلاین است، در مقاله‌ای که با هم در نشریه American Psychologist منتشر کردند: Conditions for Intuitive Expertise: A Failure to Disagree (۲۰۰۹). دو پژوهشگری که سال‌ها بر سر ارزش شهود اختلاف داشتند، نشستند و دقیقاً روی همین دو شرط به توافق رسیدند. خودِ گری کلاین در کتاب Sources of Power (۱۹۹۸) توضیح می‌دهد که متخصص در لحظه تصمیم، گزینه‌ها را وزن نمی‌کند؛ الگو را بازمی‌شناسد. و این دقیقاً همان کاری است که ما در پرایس اکشن انجام می‌دهیم.
۰۶ — پیش از هر بحث ذهنی و روان‌شناختی، وجود یک «edge» با امید ریاضی مثبت را پیش‌فرض بگیرید. انضباط بر چیزی اعمال می‌شود که ارزش انضباط داشته باشد. روان‌شناسی جایگزین برتری آماری نمی‌شود؛ فقط اجازه می‌دهد آن برتری خراب نشود.

یه سری نکته ها روانشناسی و معامله گری به ذهنم اومد براتون ارسال میکنم

واقعیت زندگی کاریشم نمیشه کرد همینی که هست 👌

Ovozli xabar01:30

Ovozli xabar05:02

Ovozli xabar01:34

Ovozli xabar09:51

این پی دی اف رو بخونید خیلی به دردتون میخوره نوسنده این پی دی اف به سوالاتتون توضیح میده در همین پیام

این پی دی اف رو بخونید خیلی به دردتون میخوره

Repost from BPA Community
مدیریت ریسک و سرمایه:برای سبک البروکس:{به نظرم نه تنها برای سبک البروکس:بلکه برای بقیه سبکهای معاملاتی هم صادقه و نکات:مشترک هستند}. سعی کردم خیلی ساده و روان و عاری از پیچیدگی:بیانش کنم.

بررسی هفته گذشته

سه سوال که باید از خودت بپرسی