ناز
Kanalga Telegram’da o‘tish
فحاش و رکیک بدتر از آخوند، KIR تو فمنیست و نسل ۵۷ و ج.ا و هندسه و فیثاغورس.
Ko'proq ko'rsatish1 034
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-1530 kun
Postlar arxiv
1 034
گاهی واقعا دلم میخواست انگشتم که میرفت رو بند کانورسم، چرخهای چمدونم که رو پارکتهای خونه صدا میداد، بیاد سرمو بچسبونه رو قفسه سینهش و با تموم وجودش بگه «نرو.»، اونوقت بند کانورسم شُل میشد، چرخ چمدونم میشکست، بلیطم میسوخت، جورابم گُم میشد، بس نیست؟ خسته شدم! من میخوام «بمونم!»
1 034
گاهی واقعا دلم میخواست انگشتم که میرفت رو بند کانورسم، چرخهای چمدونم که رو پارکتهای خونه صدا میداد، بیاد سرمو بچسبونه رو قفسه سینهش و با تموم وجودش بگه «نرو.»، بند کانورسم شُل میشد، چرخ چمدونم میشکست، بلیطم میسوخت، جورابم گُم میشد، بس نیست؟ خسته شدم! من میخوام «بمونم!»
1 034
هيچ آتئيستى تو دنيا به اندازه ى من از عبارات «ولله، بقران، بخدا، توروخدا، انشالله، الله اكبر، تبارك لله» استفاده نميكنه.
1 034
از لذت های دنیوی مثل اینکه کلهی کاظم قلمچی رو بگیری و با قدرت و تمامنیرو بکنی تو سطل گوه، بعد سرشو بیاری بالا بیرون یه ثانیه نفس بکشه، باز دوباره سرشو بکنی تو سطل گوه.
1 034
بین سمپاد و آستان قدس رضوی، گردن سمپادو محکم میگیرم و تا خِرخِره خفهش میکنم نتونه نفس بکشه، با اختلاف کصشرترین و کوننشور ترین سازمان تو جهانه.
1 034
گذر زمان خیلی چیزها رو سست میکنه. دوستیا رو، جای پاها رو، تصمیمات و قولها رو، حرفا رو، رَد دستارو، لمسا رو.
بغلارو؟ نه فکر نمیکنم.
1 034
گذر زمان خیلی چیزها رو سست میکنه. دوستیا رو، جای پاها رو، تصمیمات و قولها رو، رد دستارو، لمسا رو.
بغلارو، نه فکر نمیکنم.
1 034
اگر میخوای تنهام بزاری، عاجزانه و البته قاطعانه ازت میخوام که از همین اولش تنهام بزاری. من حضور نصفه و نیمهی هیچکس رو نمیخوام، من ضعیفم، قلبم کول و نایس نیست، میمیرم.
1 034
اگر میخوای تنهام بزاری، عاجزانه و البته قاطعانه ازت میخوام که از همین اولش تنهام بزاری. من حضور نصفه و نیمهی هیچکس رو نمیخوام، من ضعیفم، قلبم کول و نایس نیست،میمیرم.
