uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

ناز

ناز

Kanalga Telegram’da o‘tish

فحاش و رکیک بدتر از آخوند، KIR تو فمنیست و نسل ۵۷ و ج.ا و هندسه و فیثاغورس.

Ko'proq ko'rsatish
1 034
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-77 kun
-1530 kun
Postlar arxiv
ناز
1 034
Repost from N/a

ناز
1 034
نترس، همه دوستت دارم‌هاتو بگو من قول میدم پررو نشم!

ناز
1 034
پاشو بیا مگه از من تا تو چقدر راهه؟ یه دل، یه دریا، یه دریا، یه دریاااااا!

ناز
1 034
1 account perimumm .👍

ناز
1 034
Repost from را.
شماره کارت bde حساب konm

ناز
1 034
هع ایده texash manm

ناز
1 034
Repost from را.
خدا kos مادرت

ناز
1 034
خسته شدیم دیگه، هر شب یکی میاد یه عاشقانه‌ای مینویسه تلخ‌تر از همیشه، اصلا انگاری مسابقه‌س هر کی بیشتر دردش گرفته زیر مُشت و لگد گرفته‌شده یا هرکی داره نفسای آخرشو میکشه جلوتر از بقیه‌س.

ناز
1 034
Repost from ناگفته
حالا من این همه ازت بنویسم. چه فایده وقتی یه قدم هم تورو بهم نزدیک‌تر نمی‌کنه؟!

ناز
1 034
Repost from •نازار•
یعنی چی که وقتی شوهر کنم باید از این خونه برم؟ من نمی‌خوام از تختم جدا بشم.

ناز
1 034
Repost from دَن🦖
ديگه عادت كردم به دلتنگي.

ناز
1 034
تو به زمین خوردن من میخندیدی، به زجه زدن‌ من میخندیدی، به لرزش پاهام میخندیدی، تو میخندیدی، تو همیشه میخندیدی،به گریه‌کردن من، به اشک‌‌هایِ من آخ لعنتی! آخ لعنتی! تو‌‌حتی به اشکای‌منم خندیدی.

ناز
1 034
تو به زمین خوردن من میخندیدی، به زجه زدن‌من میخندیدی، به لرزش پاهام میخندیدی، تو میخندیدی، تو همیشه میخندیدی، به گریه‌کردن من، به اشک‌‌هایِ من آخ لعنتی! آخ لعنتی! تو‌‌حتی به اشکای‌منم خندیدی.

ناز
1 034
تو به زمین خوردن من میخندیدی، به زجه زدن من میخندیدی، به لرزش پاهام میخندیدی، تو میخندیدی، تو همیشه میخندیدی، به گریه‌کردن من، به اشک‌‌هایِ من آخ لعنتی! آخ لعنتی! تو‌‌حتی به اشکای‌منم خندیدی.

ناز
1 034
احساس میکنم اون آدمی که واقعا بودم رو، هیچ وقت نمیتونم پیدا کنم.

ناز
1 034
من عادت کردم. نباید میکردم. نباید.

ناز
1 034
من عادت دارم صبح ها که بیدار میشم دقیقه‌ها به سقف خیره شم، به تاریکی هوا و پنجره نگاه کنم، آلارم گوشیمو با شدت به زمین بکوبونم و به جای خالیت رو تخت کنارخودم دست بکشم، من عادت ندارم تو رو با لمس انگشتام بیدارکنم یا آروم توی گوشت نجوا کنم یا توی خواب نگاهت کنم، من صبح ها عادت دارم تلخ ترین قهوه رو به خورد کام‌م بدم اما عادت ندارم یواشکی دستاتو ببوسم و شیرین‌ترین کام زندگی‌م کنج لبت باشه تا قهوه زهرماری.