uz
Feedback
مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.

Kanalga Telegram’da o‘tish

فرانچسکا، من واقعا فکر می‌کنم تو وجود داری و تمام این داستان‌ها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614

Ko'proq ko'rsatish
713
Obunachilar
-224 soatlar
-67 kunlar
-1230 kunlar
Postlar arxiv
محض رضای خدا این آدمیزاد کِی می‌خواد بفهمه که نباید راجع به هر چیزی که تو زندگیش می‌بینه حرف نزنه و نظرش رو اعلام نکنه. عزیز من باور کن اگر قبل از باز کردن دهنت و بیان کردن افکارت فقط برای یک صدم ثانیه این جمله "به من چه." رو با خودت مرور کنی هیچ اتفاق ناگواری قرار نیست برات بیوفته.

هربار که کسی دهنش رو باز می‌کنه و راجع به ظاهر شخص دیگه‌ای نظر می‌ده احساس می‌کنم یک گوله خشم هستم که فقط می‌خواد از عصبانیت زیاد منفجر بشه.

گریه می‌کنم فریاد می‌کشم خودم رو به در و دیوار می‌کوبم شیون سر می‌دم داد می‌کشم موهام رو دونه به دونه از سرم جدا می‌کنم

نمی‌دونم چطور بگم ولی اگر گردنبند گوشم گم شده باشه به همراهش بخشی از وجودم هم گم شده.

Repost from Hannigraham Cult
As a person

Repost from Hannigraham Cult
میگرن متحرک

10_The_Smiths_This_Night_Has_Opened_My_Eyes_2011_Remaster.mp38.55 MB

جدی هر روز، هر لحظه، هر ثانیه.

Repost from Hannigraham Cult
Im pissed off 24/7

اگر یک شخصیت کارتونی بودم از اون‌هایی می‌شدم که دائما از گوش‌هاشون دود بیرون میاد و کله‌شون آتیش می‌گیره. از فرط حرص خوردن و عصبی شدن.

خدایاشکرت حداقل آدم‌های اطرافم وجود دارن که بهم حس ناکافی بودن بدن و کم‌کاری‌های خودم رو جبران کنن

دوباره احساس ناکافی بودن تمام وجودم رو فرا گرفته. چرا هرکار می‌کنم کافی نیست؟ چرا نمی‌تونم خودم رو دوست داشته باشم؟

Repost from Helter Skelter
I say “That’s my comfort character” and it’s the problematic psychopath covered in blood.

از خواندن فلسفه ارسطو و هرچه به ماده و صورت ربط دارد به ستوه آمده‌ام. می‌خواهم به خیابانی بروم و بر زیر اولین ماشین پرتاب شوم تا به این زندگیِ کذایی و نکبت‌بار پایان دهم. شب خوش.

Cannibals by Odd Nerdrum
+1
Cannibals by Odd Nerdrum