مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.
Kanalga Telegram’da o‘tish
فرانچسکا، من واقعا فکر میکنم تو وجود داری و تمام این داستانها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614
Ko'proq ko'rsatish715
Obunachilar
-124 soatlar
+27 kunlar
-430 kunlar
Postlar arxiv
Repost from uzumaki.
هرسری خبر میاد که یکی از بازیگرها یا عوامل هری پاتر فوت شده، دنیا واقعا روی سرم خراب میشه، چون از بچگی تا الان با تک تکشون بزرگ شدم.
دیگه نه تنها هاگرید، پرفسور دامبلدور، پرفسور اسنیپ، نارسیسا مالفوی و چندلر بینگ نداریم، بلکه پرفسور مینروا مکگوناگل هم نداریم.
ببخشیدها ولی پس این آدمهایی که در هنگام پیاماس کلی مهر و محبت دریافت میکنن کجا ان؟ چطور ممکن هست اصلا همچین چیزی؟
نصیحت شبانه: اگر ساکن تهران هستید تئاتر کلاغخونی رو از دست ندید. خدا یار و نگهدار شما.
Repost from بیگانه
من خیلی زور زدم، بعد فهمیدم واقعا نمیتونم ارتباطایی که طرف مقابل فاصله گرفته و معاشرت نداره و روزمره نیست رو حفظ کنم. اینجوریه که چندباری تلاشم رو برای معاشرت و روزمره شدنش میکنم، وقتی نمیشه، منم بیخیال میشم و مووآن میکنم. چون رابطه زوری نیست. چون ارتباط داشتن زوری نیست. چون باید متقابل باشه و آدم احساس نکنه زیادی و اضافیه.
Repost from Wybie.
من تو روی کسی که ازش متنفرم لبخند میزنم و بغلش میکنم. دیگه ببین وضعیت چقدر خنده داره عزیزم.
