[بیتا؛]
Kanalga Telegram’da o‘tish
[بیتا؛] مجسمهای از جنس سکوت که گاه و بیگاه من باب ابتلائات دائمی زندگی لب به سخن میگشاید ... https://t.me/iRoChatBot?start=sec-bdcjhidbhe
Ko'proq ko'rsatish296
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-230 kun
Postlar arxiv
296
Repost from نشریه طوفان
ما میگیم اشغالگر، اشغالگره
و امروز، روز امتحانه ...
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ ...
ایران را سخت و بی حساب دوست داشتن، محکومیت من است؛
همه جای ایران را و همیشه ی ایران را.
مثل بچه ها خاک را در چنگ گرفتن و بر سکّه ی گمشدهیی در تودهی بزرگ خاک گریستن...
هرسرباز آمریکایی که به داخل مرزهای ایران بیاید، درمیان مردم یکجا برایش بیشتر نیست، و آن هم گور زیر خاک است!
موضع من ایران است چه به نام، چه به ننگ…
تا ابد زنده باد ایران و ایرانی 🇮🇷
https://t.me/tooofan_journal
296
میکشدم میکشدم انتظار
خون چکد از دیده من اشکوار
اشک بریزم چو نباشد برم
درد عمیقیست درون سرم
عاقبت اندوه مرا خوار کرد
زخم زد و قلب من افگار کرد
درد کشیدم ز غمش سوختم
بهر تسلی غزلی دوختم
با غزلم نیز غمم کم نشد
بهر دلم چاره و مرهم نشد
زجر کشیدم ، به غمش ساختم
عمر خودم را به رهش باختم
عمر تلف گشت ، نه حاصل بداد
رفته هر آن چیز که کِشتم به باد
رفته و دیگر نبود بازگشت
نامه ی سربسته دگر باز گشت
عشق درون دل من خانه کرد
بخت همان خانه را ویرانه کرد
گرچه بدم عاشق و دلباخته
باز فلک سخت به من تاخته
دیر نباشد که بمیرم ز درد
خوب ببینید که با من چه کرد
حسرت دیدار دگرباره اش
لیک نه هرگز بشود چاره اش
آه در آن روز که مردم بگو
بود همان فرد در آخر که او
خواسته اش را به ته گور برد
از غم جان دادن معشوق مرد
گرچه امیدی دگرم نیست بار
میکشدم میکشدم انتظار
#مهدی_نوغانچی_صالح
296
مگر لایق تکیه دادن نبودم
تا با حسرتِ شانه من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده، با خانه من چه کردی؟
جهانِ من از گریه است خیسِ باران
تو با سقف کاشانه من چه کردی ؟
#افشین_یداللهی
296
تنم خسته دلم تشنه دگرساقی نمیخواهم
ز پا افتاده ام اما'دگر باقی نمیخواهم
زبان خشکیده درکامم'تن رنجور آمالم
ازین دنیای وانفسا دگر حقی نمیخواهم
اگرسینه زند فریاد به عشقت میشود آرام
که من راز نهانم را زهر فرقی نمیخواهم
#پروین_اعتصامی
296
بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند!
دلمان تنگ شد وُ قافیـه ها ریخت به هم
من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!
پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم..؟
_امید صباغنو
296
شهرزاد: دیر شده، برای ثابت کردنش خیلی خیلی دیر شده، حتی ملک جوانبخت هزار و یک شبم نبودی وگرنه من کم قصه و داستان به گوش تو نخوندم. عاشق بزدل عشقو هم زایل می کنه آقای قباد دیوانسالار
296
سر سبز دل از شاخه بریدم ، تو چه کردی ؟
افتادم و بر خاک رسیدم ، تو چه کردی ؟
من شور و شر موج و تو سر سختی ساحل
روزی که به سوی تو دویدم تو چه کردی ؟
هر کس به تو از شوق فرستاد پیامی
من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی
مغرور ولی دست به دامان رقیبان
رسوا شدم و طعنه شنیدم ، تو چه کردی ؟
"تنهایی و رسوایی" ، "بی مهری و آزار"
ای عشق ببین من چه کشیدم تو چه کردی …
#فاضل_نظری
296
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟
تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای
ور خود از تخمهٔ جمشید و فریدون باشی
ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان
چند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟
حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است
هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی
