گرانیگاه آینده ی ایران
Kanalga Telegram’da o‘tish
گرانیگاه یعنی: نه افراط اصلاحطلبی نه انکار محافظهکارانه یعنی نقطهای که: عقل تجربه انصاف همدیگر را نگه میدارند.نه همه چیز سیاهه نه همه چیز سفیده مسئله اینه که کی جرأت داره خاکستری رو درست ببینه
Ko'proq ko'rsatish570
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-530 kun
Postlar arxiv
🔴 *شمر و اطاعت کورکورانهاش از یزید به عنوان ولی امر مسلمین*!
آیتالله محقق داماد
دو کتاب «فاجعه جهل مقدس» و «در دادگاه جهل مقدس» اثر آیت الله سید مصطفی محقق داماد طی نشستی با عنوان «شب روشنگری دینی» در بنیاد موقوفات افشار که رونمایی شده بود؛
آیتالله سید مصطفی محقق داماد در این مراسم بیان داشته بود:
آنچه که دانش و علم در جهان است و تمام خدماتی که بشر امروز از علم میبیند، معلول جهل است.
اما کدام جهل؟
جهلی که فرد در آن متوجه باشد که جاهل است.
خانم دکتر اعوانی چه خوب از قول سقراط فرمودند که *خردمند است کسی که میداند که نمیداند*.
چرا که آنچه تاکنون در پزشکی و تکنولوژی پیشرفت شده از سوی جاهلانی بوده که متوجه جهل خود بودند.
وی افزود: جهلی که در آن، انسان به جهلش توجه دارد یا همان «جهل بسیط» یک نعمت است. این جهل خوبی است اما امان از جهلی که انسان نداند جاهل است.
زمانی فکر میکردم مغولها خیانت زیادی کردند، خون زیادی ریختند و فاجعه آفریدند. اما اینها در برههای احساس کردند که نمیدانند. از این رو خواجه نصیر طوسی را به استخدام درآوردند و خدماتی که در دوره مغول شد، بعد از آن بود که اینها فهمیدند چیزی نمیدانند.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد:
*امان از زمانی که مدیریت جامعه بهدست کسانی باشد که جاهلند و ندانند که جاهلند.*
خدایا آن روز را برای هیچ ملتی نیاور. چرا که روزگاری تلختر از آن برای ملت وجود ندارد که عدهای جاهل، توجه نداشته باشند که جاهلند.
*از این بدتر و فاجعهآفرینتر زمانی است که کسانی جاهل باشند و ندانند جاهلند و این جهل خود را به خدا ببندند و برای خدا جاهلی کنند و به نام خدا خون ریخته و سر ببرند.*
وی گفت: گوش دهید! هم اکنون صدای بچههایی را میشنوید که در منطقه خاورمیانه سر پدرانشان را جلو چشمانشان میبرند و مادرانشان را بهنام خدا برده میکنند؛ جاهلانی که گرفتار جهل اعتقادی هستند.
تمام ایدئولوژیهای خطرناک شرقی همین بود، مگر نه این بود؟ ایدئولوژیهای شرقی فاجعهآفرین، جهلی بود که با اینکه مقدس نبودند ولی خطرناک بودند. همین ایدئولوژی اگر بُعد قدسی پیدا کند چه میشود؟
محقق داماد در توصیف صحنههای فاجعه عاشورا، افزود:
(شمر) نشست روی سینه سیدالشهداء(ع) و گفت: *میدانم تو چه کسی هستی ولی برای خدا سرت را میبرم*!
من در نوشتههایم نقل کردم که ابن عباس گفت:
در حجر اسماعیل مکه نشسته بودم دیدم فردی دولا دولا آمد و لباس احرام خود را نشان داد و گفت:
بعد از طواف متوجه شدم قطره خون پشهای به احرامم بوده، طوافم چه میشود؟
گفتم: اشکالی ندارد، تو که هستی؟
گفت: من «شمر بن ذی الجوشنم». گفتم: نامرد سر پسر پیغمبر را بریدی تردید نکردی حالا برای خون پشهای بر احرامت تردید میکنی؟!
گفت: ساکت باش! من برای خدا او را سر بریدم و به وظیفه شرعیام عمل کردم چون از *ولی امرم* اطاعت کردم.
وی بیان کرد: خانمها، آقایان! بهعنوان یک طلبه کوچکی که عمرش را در الهیات صرف کرده از من بشنوید. از من به عنوان یک موعظه یا پیشنهاد، الهیّات را کم نگیرید و معرفت داشته باشید. حتی خدای بدون معرفت را بیارزش شمارید. *بهجای اعتقاد، فکر بنشانید و دیگر نگویید، «من معتقدم» بلکه بگویید، «من چنین فکر میکنم».*
*اگر بگویید «من چنین فکر میکنم» با دیگری هم گفت و گو خواهید کرد، اما اگر بگویید «من معتقدم» دیگر با کسی گفت و گو نمیکنید و کسی هم با شما گفت و گو نخواهد کرد*.
📝📝📝تیرها کمانه کرده است
✍️گفتوگوی سعید حجاریان با خبرگزاری تابناک درباره علل و پیامدهای اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، ۵ اسفند ۱۴۰۴
📍چکیده
✅عدهای در حاکمیت میگویند میخواهیم فضاهایی را برای تجمع و اعتراض و ابراز وجود در اختیار معترضان قرار دهیم. تصور کنید جمعیت معترضی را که شماره ملی و تلفنشان را در سامانهای که من آن را «سامانه ملی اعتراضات» مینامم، ثبت کنند و بعد در یک نقطه مشخص جمع شوند! نتیجه حیرتانگیز خواهد بود و این نشان میدهد تجویزکنندههای چنین ایدههایی پایشان روی زمین سیاست نیست
✅من مخالف فحاشی هستم اما به شما بگویم در شرایط فعلی ایراد را متوجه جوانی که کلمات رکیک بهکار میبرد، نمیدانم. به اعتقاد من پروژههایی که طی سالها با هسته اخلاق فردی، حقوق شهروندی و دموکراسیخواهی در ایران شکل گرفتند، همگی به تیر غیب دچار شدهاند
✅یک نیروی سیاسی- فارغ از عنوانی که دارد- حتماً باید روشن و صریح مرزبندی داشته باشد و پیوسته مرزهایاش را بهروز کند. این مرزها فراوان هستند و لزوماً به اعتراضات اخیر مربوط نمیشوند. اجمالاً من معتقدم یک نیروی سیاسی در موازنه میان جامعه و حاکمیت باید نگاهاش به سوی جامعه باشد
✅ما نباید همهچیز را به چند اطلاعیه رسمی و چند موضع هماهنگشدهی افراد تقلیل بدهیم و بگوییم تروریستهایی آمدند و کشتند و رفتند. باید مشخص شود مرزبانی و ضدجاسوسی کشور چگونه عمل کردهاند، که تروریستها آمدهاند و کشتهاند و رفتهاند. اینجا نقطه فاصلهگذاری من است حتی با برخی اصلاحطلبان سابق! به قول آن ظریفِ نکتهسنج باید مراقب صحنهآراییهای خطرناک باشیم!
✅باید توجه کنیم جنگ روانی- که لقلقه زبانهاست- با توجه به برخی اقدامات غیرعقلانی اثرگذاریاش بیشتر خواهد شد. مثلاً هنوز تکلیف آن جنگنده اف-۳۵ و خلبان زن مشخص نشده است و این قبیل محتواها باعث میشود هیمنه دستگاه رسانه فروبریزد. لذا باید توجه کرد صحبت مکرر از جنگ روانی تبعاتی دارد که از جمله آن برجسته شدن ناکارآمدیهاست
✅مهندس بازرگان زمانی گفت، «آن نخستوزیری که باید برای ملاقات با وزرا اجازه بگیرد برای لای جرز خوب است. مگر من هویدا هستم و یا امام، محمدرضا شاه که آب خوردن را اجازه بگیریم؟! اگر بنا باشد نخستوزیر، وزیر امور خارجه و وزیر دفاع مورد اعتماد نباشند و تشخیص ندهند که وقتی با یک وزیر ملاقات میکنند چه باید بگویند آنها را نباید نگه داشت!» میخواهم بگویم مسئله ابتکار عمل هنوز حلناشده باقی مانده است
✅زمانیکه صداوسیمای یک شهر مورد حمله واقع میشود و خسارت جدی میبیند، حتماً مسأله تولیدات استانی نیست بلکه بحث بر سر نمادهاست؛ یعنی جماعتی در شهرستانها صداوسیما را نماد وضع موجود میدانند
✅در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۲ بخشی از مخالفت خود با سیاستهای دولت سازندگی را با رأی به آقای احمد توکلی نشان داده است اما این امکان بهتدریج سلب و از انتخابات مردمزدایی شد. یعنی بخشی از مردم فاعلیت خود را از دست دادند و تخیّل تغییر فضا نزد آنها از بین رفت. نتیجه اینکه بهگمانم اگر امروز نظرسنجی مطمئنی صورت بگیرد، حتماً درصد قابل تأملی از حمله خارجی دفاع خواهند کرد
✅کمیته حقیقتیاب داخلی شاید در دعواهای عشیرهای کارساز باشد، اما فراتر از آن خیر؛ حتی تجربیات پرونده قتلهای زنجیرهای و کوی دانشگاه تهران هم نشان داد، ساختار حقیقتیابی ایران فشل است و در نقطهای به صخرههای ستبر برخورد میکند!
✅متن کامل را اینجا بخوانید
🔘 شارَّه شرّ به پا کرد. تفنگ برداشت و زد به کوه. یلخی بود یاغی هم شد. کارش شد آزار و اذیت مردم. آنگونه که راه و رسم یاغیان است چراغ اخلاق را خاموش کرد و آب آبرو را ریخت. عیان و عریان دست به نام و ناموس مردم دراز کرد. زنها از ترس او سر چشمه نمیرفتند. مردها کِشت و کار را وانهاده، دنبال چارهای برای بلای شارَّه میگشتند. بچهها با هول و هراس شارَّه به خواب میرفتند. سگها را با گلوله میکشت. خرمنها را آتش میزد. هر کس بز یا برّهای داشت هر آن احتمال داشت که شارَّه از چینه آغل داخل بپرد و به زور گلوله و گردن کلفتی آن را بر قلندوش بگذارد و ببرد. شارَّه شعله شرّی بود که در منطقه روشن شده بود. باد وحشت و ویرانی بود که بر خواب و خیال مردم وزیدن گرفته بود!
🔘میرولی نامی پلاس و پالان بر خر گذاشته و رفته بود مرکز بخش برای زندگی و زمستانش خورد و خوراک تهیه کند. از بخت بد و اقبال لنگ در برگشت با شارَّه روبرو شد. شارَّه پیرمرد را در تنگنای گرز و گلوله گذاشت. «گِلَمْ»۱ تفنگ را رها کرد و لوله تفنگ را گرفت رو به میرولی و گفت؛ کور شو، دور شو! شعار راهزنان و گردنه گیران! میرولی از بیم جان همیان و حمایل را گذاشت و دور شد. شارَّه اما مگر به کم و کوچک راضی میشد؟ صدایش را بالا برد و گفت؛ گیوههایت را در بیاور بگذار روی بقچه. میرولی از ناچاری و نایاری گیوهها را از پا درآورد و زمین گذاشت. ظالمِ زوردار اما مگر سیر میشود؟ کلاهت را هم. کلاهت را بگذار روی آن سنگ. زود. تند. سریع. حرفم را تکرار نکنم. اگر میخواهی زنده بمانی دست بجنبان پیرمرد. میرولی هول و هراسان کلاه را از سر برداشت و پرت کرد روی گیوهها. شارَّه مگر آدم بود که رحم و مروّت داشته باشد. ستمگر که نجابت ندارد. لوله تفنگ را نزدیک سینه میرولی کرد و گفت؛ تنپوشت را در بیاور. لخت شو. میرولی گرفتار تردید و ترس کُت را از تن درآورد و گذاشت روی زمین. شارَّه فریاد کشید لعنتی مگر نگفتم. خشمگینم نکن. آن روی سگم را بالا نیاور. میرولی معترض اما نه چندان بلند و رسا گفت «دِه چَه بِکَمْ»۱ پاپوشت را. پاپوشت را دربیاور و برو. از جلوی چشمم دور شو. راه بیفت تا گلولهای حرامت نکردهام. میرولی آخرین تکه تنپوش را هم کَند و کنار گذاشت. نه دل ماندن داشت و نه پای رفتن. کجا برود با آن ریخت و روش؟ چه بگوید؟ بعد از عمری آبروداری حالا با سر و پای برهنه و تنها میان یک «کُله رّونی»۲ برود میان آدمها و آبادی؟ مرگ هزار مرتبه از ماندن و رفتن خواستنیتر بود. شارَّه میرولی را نهیب زد که جانت را بردار و برو. برو تا آستان خانهات سرت را برنگردان. میفهمی؟ برنگردان. میرولی که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت گفت؛ کجا بروم بی انصاف؟ به چه رویی بروم شریک شیطان؟به چه راهی بروم ناجوانمرد؟ چه میدانم پیرمرد برو به همان خرابهای که از آن آمدهای. برو به جهنم!
🔘 میرولی گفت شارَّه؛ همیانم را بردی حلالت. توبرهام را خواستی دادم. کلاهم را ستاندی فدای سرت. گیوههایم را گرفتی باشد. کت و تن پوشم را بردی به جار جهنم. این ریخت و قیافه را دیگر بر من مپسند. راضی به بردن آبروی من مباش. مرا لخت کردهای بکن ناز شستت اما خفیفم نکن. خوارم مدار. برای یک بار هم که شده مرد باش و مردانگی کن. نیکی کن. نیکی نزد خدا گم نمیشود. یک جایی یک وقتی این نیکی به کارت میآید. نجاتت میدهد. از میرولی شِکوِه و شکایت از شارَّه تلخی و تندی. چه میگویی میرولی؟ چه میخواهی از جان من رهگذر. کتم و پاپوشم. کت و پاپوشم را بده. مرا لُخت روانه راه نکن. لعنت مردم را برای خود مخواه. شارَّه که دار و ندار پیرمرد را از او گرفته و او را غارت کرده بود عصبانی شد و بر سر پیرمرد فریاد زد؛ میرولی «مَر خارَتَه»۳؟ یا کت یا «شاوال»۴. بی انصافی دیگر که هم کت هم شاوال را میخواهی!
🔘حکایت شارَّه و میرولی حکایت ما و سیاستمداران است. دار و ندار ما را گرفتهاند. غارتمان کردهاند. ریالی در جیب و رختی بر تنمان نمانده. تورّم را به پنجاه درصد رساندهاند، آب و برق و گاز و مرغ و ماشین و اجاره و روغن و برنج و شیر و نان و دارو را چند برابر گران کردهاند، ما را درگیر فقر و فلاکت کردهاند، اینها همه ناز شستشان، گوارای وجودشان، فدای سرشان. اما همین که میگوییم این وضع و حال مناسب ما نیست مثل شارّه برنو را میگیرند رو به سینه ما و فریاد میزنند از جان ما چه میخواهید؟ بی انصافها مگر غارت است که هم کُت میخواهید هم شلوار؟! افزایش حقوق؟ ارزانی؟ یارانه؟ چه خبرتان است، مگر خارته؟
شارِتو بشیوی هوز شارَّه شرّ فروش.
پ.ن.
۱، گلنگدن.
۲،دیگر چکار کنم؟
۳،شلوارک کوتاه. شلواری تا روی ران.
۴،مگر غارت است؟
۵،شلوار
قضیه از این قراره که چند ساعت قبل اکسیوس مقالهای رو که تصویرش رو میبینید درج کرد. در مقاله از قول مقامات آمریکایی گفته بود بالاترین مقام نظامی دولت با حمله به ایران مخالفه. سروصدای زیادی به پا شد و سوال شد جه کسی اخبار دولت رو به بیرون درز میده. این پست مهم ترامپ واکنش به این ماجراست.
بخشهای مهم مقالهٔ اکسیوس رو در ادامه بخونید:
رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، ژنرال دن کین، به رئیسجمهور ترامپ و مقامهای ارشد دولت هشدار داده است که یک کارزار نظامی علیه ایران میتواند ریسکهای قابلتوجهی به همراه داشته باشد، بهویژه خطر گرفتار شدن در یک درگیری طولانیمدت. این موضوع را دو منبع آگاه از گفتوگوهای داخلی مطرح کردهاند.
ادامهٔ مقاله:
در بالاترین سطوح دولت ترامپ درباره نحوه برخورد با بنبست ایران و پیامدهای هر گزینه، بحث و اختلافنظر جریان دارد. در حال حاضر چندین نفر در حلقه اطراف ترامپ بر احتیاط تأکید میکنند، هرچند برخی منابع معتقدند خود ترامپ به انجام حمله متمایل است.
• مهمترین پرسش این است که در صورت اقدام نظامی، «موفقیت» دقیقاً چه معنایی خواهد داشت و دستیابی به آن تا چه اندازه پرریسک است.
• از سوی دیگر، رسیدن به یک توافق هستهای احتمالاً به معنای عقبنشینی از برخی خطوط قرمز قبلی رئیسجمهور خواهد بود.
• در حالی که ترامپ درباره چگونگی و زمان حمله احتمالی تصمیمگیری میکند، فرستادگان او، جرد کوشنر و استیو ویتکاف، از او خواستهاند فعلاً دست نگه دارد و به دیپلماسی فرصت دهد.
این گزارش درباره مواضع اعضای تیم ارشد ترامپ بر اساس گفتوگو با پنج منبعی تهیه شده که در نشستهای سطح بالا حضور داشتهاند یا درباره آنها توجیه شدهاند.
• جایگاه ژنرال کین میتواند بسیار تأثیرگذار باشد، زیرا او عالیترین مشاور نظامی ترامپ است و از احترام ویژه رئیسجمهور برخوردار است.
• به گفته منابع، هیچکس در دولت خواستار «تهاجم زمینی» یا اعزام نیرو به خاک ایران نیست.
پشتپرده
همانند برنامهریزی برای عملیات دستگیری نیکولاس مادورو در ونزوئلا، ترامپ گروه کوچکی از مشاوران مورد اعتماد را مأمور بررسی سناریوهای ایران کرده است تا مجموعهای از گزینهها را برای زمانی که خود صلاح بداند در اختیار داشته باشد؛ گزینههایی که حداکثر اهرم فشار و حداقل ریسک را ایجاد کند.
• در حالی که کین در عملیات ونزوئلا کاملاً همراه بود، در بحث ایران محتاطتر ظاهر شده است.
• یکی از منابع او را در موضوع ایران «جنگجوی مردد» توصیف کرده و گفته کین خطر درگیرشدن طولانیمدت و تلفات آمریکایی را در ایران بسیار بالاتر میبیند.
• یک منبع گفته کین طرفدار حمله نیست، اما هر تصمیمی که ترامپ بگیرد اجرا خواهد کرد.
• منبع دیگری تأکید کرده کین مخالف عملیات نظامی نیست، بلکه «واقعبین و هوشیار» نسبت به شانس موفقیت و پیامدهای پس از آغاز جنگ است. یک مقام ارشد نیز ادعای تردید کین را رد کرده است.
سخنگوی ستاد مشترک، جو هولستد، به آکسیوس گفت رئیس ستاد مشترک در نقش مشاور نظامی، مجموعهای از گزینهها و پیامدهای احتمالی آنها را به رهبران غیرنظامی ارائه میدهد و این توصیهها محرمانه است. کاخ سفید از اظهار نظر خودداری کرده است.
نکته قابل توجه
در هفتههای اخیر، ژنرال کین تنها فرمانده نظامی بوده که مستقیماً درباره ایران به ترامپ گزارش داده است.
• فرمانده سنتکام، دریاسالار برد کوپر، در نشستهای ایران دعوت نشده و از آغاز بحران در اوایل ژانویه با رئیسجمهور گفتوگو نکرده است.
• پیش از او، ژنرال اریک کوریلا هم به ترامپ و هم به بایدن درباره ایران گزارش میداد.
• یک مقام ارشد تأیید کرده ترامپ با کوپر گفتوگو نکرده است.
جیدی ونس نیز در جلسات داخلی درباره خطر گرفتار شدن در یک درگیری پیچیده هشدار داده است.
• او پرسشهایی درباره ریسکها و پیچیدگی عملیات مطرح کرده، اما صراحتاً با حمله مخالفت نکرده است.
• ونس امیدوار است مذاکرات ژنو به پیشرفت دیپلماتیک منجر شود، اما نسبت به احتمال موفقیت خوشبین نیست؛ دیدگاهی که بسیاری از مقامهای ارشد نیز دارند.
طرفداران حمله
سناتور لیندسی گراهام از اصلیترین حامیان اقدام نظامی در حلقه گسترده ترامپ است.
• او در گفتوگو با آکسیوس از اینکه بسیاری از مشاوران ترامپ او را از بمباران ایران برحذر میدارند ابراز تأسف کرده و از رئیسجمهور خواسته به آنها بیاعتنا باشد.
• گراهام و دیگر حامیان حمله نگراناند که با گذشت زمان، ترامپ ناچار به پذیرش «توافقی بد» شود.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز از حامیان اقدام نظامی است و پس از دیدار اخیر با ترامپ نگران شده که آمریکا عقبنشینی کند.
• به گفته یک منبع آمریکایی، نتانیاهو پس از دیدار احساس کرده نتوانسته ترامپ را به موضع خود نزدیک کند و حتی پرسیده است: «آیا او هنوز با ماست؟»
ترامپ:
رسانههای فیکنیوز داستانهای متعددی منتشر کردهاند که مدعی هستند ژنرال دنیل کین، که گاهی از او با نام «رازین» یاد میشود، مخالف رفتن ما به جنگ با ایران است. این گزارشها این حجم گسترده از اطلاعات را به هیچ منبعی نسبت نمیدهند و صددرصد نادرست هستند. ژنرال کین، مانند همه ما، ترجیح میدهد جنگی رخ ندهد، اما اگر تصمیمی در سطح نظامی برای اقدام علیه ایران گرفته شود، نظر او این است که چنین جنگی بهراحتی قابل پیروزی خواهد بود. او ایران را بهخوبی میشناسد، چراکه فرمانده عملیات «میدنايت هَمر» بود؛ حملهای به برنامه توسعه هستهای ایران. آن برنامه دیگر توسعهای نیست، بلکه توسط بمبافکنهای بزرگ B-2 ما بهکلی نابود شد.
رازین کین یک مبارز بزرگ است و نماینده قدرتمندترین نیروی نظامی جهان بهشمار میرود. او هرگز درباره انجام ندادن اقدام علیه ایران یا حتی حملات محدود و ساختگی که دربارهشان خواندهام صحبتی نکرده است. او تنها یک چیز را میداند: چگونه پیروز شود، و اگر به او گفته شود، رهبری عملیات را بر عهده خواهد داشت. هر آنچه درباره جنگ احتمالی با ایران نوشته شده، بهصورت نادرست و عامدانه نادرست نوشته شده است. این من هستم که تصمیم میگیرم. ترجیح میدهم توافقی حاصل شود، اما اگر توافقی صورت نگیرد، آن روز برای آن کشور و متأسفانه برای مردمش روز بسیار بدی خواهد بود، زیرا آنها مردمی بزرگ و شگفتانگیز هستند و چنین وضعیتی هرگز نباید برایشان رخ میداد.
رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ
۲۳ فوریه ۲۰۲۶، ساعت ۳:۱۱ بعدازظهر
https://x.com/elbaradei/status/2027050968026607723?s=46&t=jLSaLpxloXcONGa0qkSO0Q
🔻توئیت قابل توجه و تامل البرادعی:
یادآوری مهم حقوقی برای #آمریکا و #ایران که میتواند راهنمای مذاکرات آنان باشد و آثار بلندمدت به همراه داشته باشد:
بر اساس ماده ۵۲ کنوانسیون وین درباره حقوق معاهدات (اکراه یک دولت از طریق تهدید یا توسل به زور):
«هر معاهدهای که انعقاد آن از طریق تهدید یا استفاده از زور و در نقض اصول حقوق بینالملل مندرج در منشور ملل متحد تحصیل شده باشد، باطل است.»
بنابراین، چنانچه توسل به زور یا تهدید بهگونهای باشد که عملاً امکان انتخاب معنادار را از طرف مذاکره کننده سلب کند، هر توافق حاصل از آن میتواند از ابتدا باطل و بلااثر (void ab initio) اعلام شود.
💢در شب جمعه، *شب زیارتی حضرت سیدالشهدا علیه السلام* برای هم دعا كنيم؛
يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّةِ
يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ
يَا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِيَّةِ
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرَى سَجِيَّةً وَ اغْفِرْ لَنَا يَا ذَا الْعُلَى فِي هَذِهِ الْعَشِيَّةِ.
اى كسى كه جود و بخشش تو به آفريدگان هميشگى است!
اى آن كه دو دست سخاوت خود را براى عطا گشودهاى!
اى صاحب عطاهاى گرانبها!
بر محمّد و خاندان او، نيكخوترين مردمان درود فرست، و ما را اى خداى بلندمرتبه در چنين شبى بيامرز.
آمین یا رب العالمین
*صلیالله علیک یا اباعبدالله*✋🏻🌹
منبع اسرائیلی به العربیه:
سطح تهدید بسیار بالا است و چندین هشدار داده شده است. احتمالا برخی سفارتها و کنسولگریها را تخلیه خواهیم کرد. سطح آمادهباش را در سفارتهای اسرائیل در اروپا، خاوردور و آمریکای لاتین افزایش دادیم. هشدارهایی مبنی بر قصد طرفهایی مرتبط با ایران برای اقدام به عملیاتهایی علیه منافع ما وجود دارد. از برخی ماموران امنیتی سابق و کارمندان سالمند سابق خواسته شد در سریعترین وقت به کشور بازگردند.
بارها و بارها و بارها!
از سالها پیش بارها و بارها و بارها هشدار دادهام که نظام سیاسی به دلیل سیاست حاکم بر صدا و سیما "جنگ رسانهای" را به دشمنان خود به طور کامل باخته است!
نه فقط باخته که با این نوع سیاست اطلاعرسانی و تبلیغاتی، به طور دربست در خدمت دشمنان خود عمل کرده است!
دشمنان رسانهای نظام حاکم دیگر حتی نیازی به نمایش حرفهای بودن هم ندارند. به برکت صدا و سیما و رسانههای همسوی آن، هر بنجلی که تولید کنند، خریدار دارد.
گرچه دیگر بسیار دیر شده است اما اگر دولت از همین امروز اقدامی در جهت تأسیس یک شبکۀ فراگیر 24 ساعته به مدیریت خود یا یکی از شهروندانِ اهل کارِ رسانۀ حرفهای و مستقل و بیطرف نکند، در آینده سنگ روی سنگ هم بند نخواهد ماند!
گفتیم، نشنیدید! حالا هم نشنوید تا نتیجهاش را ببینید!
امان امان امان از کبکی که سر خود را زیر برف میکند!
✍احمد_زیدآبادی
با وجود چندین نهاد اطلاعاتی و امنیتی که به اندازه یک کشور بودجه میخورند، چقدر قلابی شدیم که طالبان هم در قلب کشور دست به ترور میزند
🔶 کریم الدین رضازاده نماینده سابق مجلس افغانستان در کرج ترور شد
🔹 این شهروند افغانی صبح امروز هدف دو گلوله قرار گرفت و در وضعیت وخیمی به سر میبرد.
🔹 این سومین ترور مقامات سابق افغانستان در ایران است که توسط طالبان صورت میگیرد
📛قالیباف: صریح و قاطع به آمریکاییها میگوییم؛ همه گزینهها روی میز است؛ هم دیپلماسی عزتمندانه و هم دفاع پشیمانکننده🤣😂😂
یه مشت روانی بهنام کارشناس در صداوسیما لانه کردند
کارشناس صداوسیما: حکومت بعدی حکومت مهدویه، به هیچ کس غیر از امام زمان نمیرسه؛ خودتونو نکشید، توبه کنید برگردید کسی با شماها کار نداره
رویترز: ایران در آستانه نهایی کردن توافقی با چین برای خرید موشکهای کروز ضد کشتی مافوق صوت CM-302 است.
این موشکها بردی حدود ۲۹۰ کیلومتر دارند، پایین و سریع پرواز میکنند تا از دفاعهای کشتی فرار کنند و میتوانند توانایی ایران در هدف قرار دادن ناوهای دریایی، از جمله ناوهای جنگی آمریکا که در نزدیکی سواحل آن فعالیت میکنند، را به طور قابل توجهی تقویت کنند.
غرق کردن کِشتی!
" تغییر رژیم" از طریق موشکباران و بمباران هوایی بیامان ، مانند غرق کردن کشتی به قصد تصرف آن است!
من چنین حماقتی در ترامپ نمیبینم! داستان نتانیاهو اما متفاوت است. او در پی غرق کردن کشتی ماست تا با استفاده از هرج و مرج ناشی از آن، کشتی دیگری - کرانهٔ باختری - را بدزدد و صاحبانش را به دریا بریزد.
اروپا هم در این وسط به طرز بسیار احمقانه و رقتانگیزی، خود را اسیر نطقهای هیجانی کودنترین آدمهای روی زمین کرده است!
✍احمد_زیدآبادی
Repost from کانال دکلمه ها و اشعار فاطمه جمالی
🌷پنج شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴
🌹درود
گاهی دل می کنیم از عافیت و به دریا می زنیم. به توفانی که می دانیم ممکن است در موج هایش غرق شویم و راه به ساحل نبریم.
می دانیم در چه انبوهی از خطر و مرزی بین مرگ و زندگی می افتیم اما انگار اگر این خطرها نباشد، زندگی، زندگی نیست.
زمین و زمان می خواهد جلویمان را بگیرد و مانعی شود از ادامه راه اما دستی یا نیرویی، ترغیب مان می کند که این جنون و خطر را تجربه کنیم.
گاهی این موج ها، نفسمان را می گیرد. گاه چنان غرقش می شویم که از پا می افتیم. اما می شود که از این توفان، پیروز و سربلند بیرون آییم. و آن موقع انگار آدم دیگری شده ایم و زندگی معنای دیگری می گیرد.
باید بدانیم چه وقت و در چه حال به چه توفانی و چه موجی می زنیم. باید بدانیم آدمِ رفتن به دل این همه خطر و سختی و مصیبت هستیم؟
آدمِ تجربههایی که با این چالش ها به دست می آید، هستیم؟؟!
باید بدانیم طاقت آن روی سخت و از پا افتادنش را داریم و بد از بدتر نمی شود حال و احوالمان و بعد دست به انتخاب بزنیم.
در سایه روشن زندگی همیشه اوقاتی هست که آدم را به این موج و توفان ها می خواند. لحظههایی هست که باید خطرپذیر باشیم.
دریای زندگی هزاران خطر دارد اما هزاران دٔرٓ و مروارید نیز به همراهش هست.
این مهم است که بدانیم:
می خواهیم صیاد باشیم یا سیاح؟!!
مباد از یاد ببریم جاویدنامان و سفرکردگان به عالم بالا را همان ها که خورشید فریادشان از گلوی سحرزادشان دمید و عاشقانه ترین راه را
نشانمان دادند. روان های روشنشان شاد
#هادی_میرزاخانی
https://t.me/jamali_poems
💢*دعای امام سجاد علیهالسلام در ماه رمضان (دعای ابوحمزه ثمالی-۸):*
✨أَدْعُوكَ يَا سَيِّدِى بِلِسانٍ قَدْ أَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ، رَبِّ أُناجِيكَ بِقَلْبٍ قَدْ أَوْبَقَهُ جُرْمُهُ، أَدْعُوكَ يَا رَبِّ راهِباً راغِباً راجِياً خائِفاً، إِذا رَأَيْتُ مَوْلاىَ ذُنُوبِى فَزِعْتُ، وَ إِذا رَأَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ فَإِنْ عَفَوْتَ فَخَيْرُ راحِمٍ، وَ إِنْ عَذَّبْتَ فَغَيْرُ ظالِمٍ، حُجَّتِى يَا اللّٰهُ فِى جُرْأَتِى عَلَىٰ مَسْأَلَتِكَ مَعَ إِتْيانِى مَا تَكْرَهُ جُودُكَ وَكَرَمُكَ، وَعُدَّتِى فِى شِدَّتِى مَعَ قِلَّةِ حَيائِى رَأْفَتُكَ وَرَحْمَتُكَ، وَقَدْ رَجَوْتُ أَنْ لَاتَخِيبَ بَيْنَ ذَيْنِ وَذَيْنِ مُنْيَتِى فَحَقِّقْ رَجائِى، وَاسْمَعْ دُعائِى، يَا خَيْرَ مَنْ دَعاهُ داعٍ، وَأَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ، عَظُمَ يَا سَيِّدِى أَمَلِى وَساءَ عَمَلِى فَأَعْطِنِى مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ أَمَلِى، وَلَا تُؤاخِذْنِى بِأَسْوَءِ عَمَلِى فَإِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبِينَ، وَحِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافٰاةِ الْمُقَصِّرِينَ؛
✨ای آقایم تو را به زبانی میخوانم که گناهش او را ناگویا کرده و با دلی با تو مناجات میکنم که جرمش او را هلاک ساخته، تو را میخوانم ای پروردگارم در حال هراس و اشتیاق و امید و بیم، مولای من هرگاه گناهانم را میبینم بیتاب میشوم و هرگاه کرمت را مشاهده میکنم، به طمع میافتم، پس اگر از من درگذری بهترین رحمکنندهای و اگر عذاب کنی ستم نکردهای، خدایا حجّت من در گستاخی بر درخواست از تو، با ارتکاب آنچه از آن کراهت داری، جود و کرم توست و ذخیرهام در سختیها با کمی حیا همانا رأفت و رحمت توست و امیدم بر آن است که بین حجّت و ذخیرهام آرزویم را نومید نکنی، پس امیدم را تحقق بخش و دعایم را بشنو، ای بهترین کسی که خوانندهای او را خوانده و برترین کسی که امیدواری به او امید بسته، ای آقای من، آرزویم بزرگ شده و کردارم زشت گشته، پس به اندازه آرزویم از عفوت به من ببخش و به زشتترین کردارم مرا سرزنش مکن، زیرا کرمت برتر از کیفر گنهکاران و بردباریات بزرگتر از مکافات تبهکاران است؛ …
﷽
همه در جهان آدم های خوبی بودیم
فقط می خواستیم آن خوبی را در
لحظات نامناسبی به هم عرضه کنیم
و به همین دلیل بود که هرگز به هم
نمیرسیدیم.
آلبا_دسس_پدس
نلسون ماندلا:
انسانها آفريده شده اند که عشق بورزند و به آنها عشق ورزیده شود....!!!
اشیاء ساخته شده اند که مورد استفاده قرار بگیرند...!!!
دلیل آشفتگی های دنیا این است که به اشياء عشق ورزیده می شود و انسانها مورد استفاده قرار میگیرند..
۱۹
📍فاصله، نگهبانِ احساس
✍️ #مصطفی_سلیمانی
[وقتی دلت برای کسی تند میزند، هوشمندانهترین کار این است که یک قدم آرام عقب بروی.]
🔻 لحظهای که حسِ خوب به کسی چنان غلیظ میشود که دیگر نمیتوانی به چیز دیگری فکر کنی، همان لحظه خطرناکترین نقطهی عاطفی است. ذهن شروع میکند به بافتنِ رویاهای پیدرپی، قلب شتاب میگیرد و تمام وجود میل دارد که زودتر و نزدیکتر شود. اما روانِ آدمی در چنین وضعیتی، مانند چراغی است که ناگهان با تمام قدرت روشن شده: نورِ شدید، دید را کور میکند و چیزهای اطراف را در تاریکی فرو میبرد. عقبنشینیِ آگاهانه، نه نشانهی سردی، که تلاشی برای ملایم کردنِ این نور است تا بتوان آن را طولانیتر و واقعیتر دید.
▪️ از منظر روانشناختی، شدتِ علاقهی ناگهانی اغلب با ترسِ از دست دادنِ شدید همراه میشود. این ترس، یکی از قدیمیترین واکنشهای زیستی ماست؛ همان مکانیسمی که در گذشته به ما میگفت منبعِ غذا یا امنیت را محکم نگه داریم، چون از دست دادنش ممکن بود به مرگ منجر شود. حالا این واکنش در حوزهی احساسات فعال میشود: ذهن ناخودآگاه شروع به ساختنِ فاصله میکند تا شدتِ وابستگی را کنترل کند، تا هیجانِ اولیه فروکش کند و بتوانیم طرفِ مقابل را نه در هالهی خیال، که در واقعیت ببینیم. بدون این فاصله، اغلب آنچه باقی میماند، عشق نیست؛ بلکه مجموعهای از نیازها، توقعات و اضطرابهای انباشته است.
▪️ در ادبیاتِ عاشقانه بارها دیدهایم که عاشق، درست در اوجِ سوختن، خود را به سایه میسپارد. مانند پرندهای که به جای شیرجهی بیمحابا به سوی آتش، لحظهای بال میفشارد و عقب میکشد تا نفس بکشد و مسیر را دوباره ببیند. این عقب رفتن، به دیگری هم فضا میدهد؛ فضایی برای آنکه او هم بدون فشارِ انتظاراتِ سنگین، میلِ واقعیاش را کشف کند. نزدیکیِ بیوقفه گاهی همان کاری را میکند که آبِ فراوان با ریشهی گیاه: آن را خفه میکند و پوساندن را آغاز میکند.
▪️ آن یک قدم عقب، در حقیقت قدمی به سوی شناختِ عمیقتر است. فرصتی برای آنکه بفهمیم این حسِ خوب از کجا آب میخورد: از حضورِ واقعیِ او، یا از خلأیی که سالها در خود حمل کردهایم و حالا میخواهیم با او پرش کنیم. این فاصله، مثلِ صافی عمل میکند؛ احساساتِ گذرا و سطحی را کنار میزند و آنچه از جنسِ پایدار است را نگه میدارد. اگر پس از این سکوتِ کوتاه، گرمای دل همچنان باقی ماند، آنگاه میتوان با اطمینانِ بیشتری جلو رفت.
▪️ دوست داشتنِ بالغ، یعنی بلد بودنِ زمانِ ایستادن. نه برای همیشه، که فقط به اندازهای که هر دو بتوانید دوباره نفس بکشید، خودتان را از نو ببینید و بعد، این بار با چشمانی روشنتر و قلبی آرامتر، به سوی هم برگردید. گاهی تنها راهِ رسیدنِ طولانی و سالم به کسی، همین عقب کشیدنِ کوتاه و هدفمند است؛ پیش از آنکه یکی در دیگری گم شود یا هر دو در توهمِ نزدیکی، یکدیگر را از دست بدهید.
❤️☘
پنجم اسفند ماه سالروز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی ، و روز روزمهندس بر مهندسین گروه مبارک🙏🌹
*زندگی در چنین شرایطی دو پیامد دارد: اولین پیامد تسلیمطلبی و پررنگ شدن گزارههایی در حمایت از مداخله خارجی است. شاید یک مثال گویای وضعیت امروز ما باشد. اگر توجه کرده باشید جامعه در انتخابات ریاست جمهوری سال 1372 بخشی از مخالفت خود با سیاستهای دولت سازندگی را با رأی به آقای احمد توکلی نشان داد اما این امکان بهتدریج سلب و از انتخابات مردمزدایی شد. یعنی بخشی از مردم فاعلیت خود را از دست دادند و تخیّل تغییر فضا نزد آنها از بین رفت. نتیجه اینکه بهگمانم اگر امروز نظرسنجی مطمئنی صورت بگیرد، احتمالا درصدی قابل تامل از حمله خارجی دفاع خواهند کرد.
دومین پیامد فرسودگی و افسردگی و درخودرفتگی است که هر نوع تحرک اجتماعی را ممتنع میکند. یعنی ما وارد شرایطی میشویم که عوامل انگیزاننده و همبستهساز یک به یک از حیات فردی و اجتماعی حذف میشوند و این مسئله تبعات بلندمدتی برای ایرانیان دارد.
* معتقدم کمیته حقیقتیاب بینالمللی ره به جایی نخواهد برد. زمانیکه سازمان ملل برای کشتار غزه اظهارنظر میکند یا دیوان لاهه نتانیاهو را جنایتکار جنگی اعلام میکند، هیچ کشوری این آراء را بهرسمیت نمیشناسند. یعنی در دنیا جایی وجود ندارد که به بیطرفی شهره باشد و رأیاش لازمالاتباع باشد. کمیته حقیقتیاب داخلی هم شاید در دعواهای عشیرهای کارساز باشد، اما فراتر از آن خیر؛ حتی تجربیات پرونده قتلهای زنجیرهای و کوی دانشگاه تهران هم نشان داد، ساختار حقیقتیابی ایران فشل است و در نقطهای به صخرههای ستبر برخورد میکند!
*در اعتراضات دیماه، خوانش چند گزاره مهم است:
اولین آنها مربوط به ترامپ است که گفت اگر جمهوری اسلامی همچون گذشته مردماش را بکشد، امریکا در موضوع مداخله خواهد کرد.
دیگری، فراخوان رضا پهلوی است که به پشتوانه پیام ترامپ، مردم را برای دو روز ۱۸ و ۱۹ دی به سر دادن شعار دعوت کرد؛ چه خیابانی، چه از منازل.
سوم، حضور مردم در خیابان در دو روز مورد اشاره است که سپس کشتار اتفاق افتاد و با تقریب بالایی مشخص است چه کسانی قاتل بودهاند. ترامپ بعد از آن دو روز، چندین نوبت اعلام موضع کرده اما اقدامی نکرده است. حال باید پرسید، چه کسی مقصر است و باید پاسخگوی خونهای ریخته شده باشد؟ ترامپ، نتانیاهو، رضا پهلوی، نیروی امنیتی یا روشنفکرانی که میتوانستند مردم را از خیابانی شدن مضاعف سیاست بازبدارند یا رسانههایی که مردم را تشویق کردند به خیابان بروند؟ اگر در این اعتراضات یک فرد کشته شده بود، باید سراغ مباشر میرفتیم یعنی کسی که واقعه قتل به او انتساب پیدا میکند، اما اگر تعداد زیادی کشته شوند باید سراغ چه کسی برویم؟
