جهان چگونه کار می کند؟
Kanalga Telegram’da o‘tish
کانال های علمی دیگر ما در زمینه علوم اعصاب و مستند : @world_function_LIB🎥 📷Instagram.com/world.function گروه علمی ما : @world_function ارتباط با مدیریت : @SHAHAB_FS
Ko'proq ko'rsatish4 361
Obunachilar
+524 soatlar
+37 kunlar
-1130 kunlar
Postlar arxiv
Repost from Science is for all🔬
🧬 فرآیند رونویسی DNA با سرعت واقعی
رونویسی فرآیندی است که در آن اطلاعات موجود در DNA برای تولید پروتئین در nRNA پیام رسان (mRIA) کپی می شود.
🌐
«Channel of Science is for all
Repost from Science is for all🔬
آیا وزنهبرداری میتواند مانع رشد شود؟
شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد زمانی که افراد جوان هستند شرکت در ورزش بهطور بالقوه میتواند یک عمر عادات تناسب اندام ثابت را آغاز کند، اعتماد به نفس را افزایش دهد و حتی حس همدلی و انعطاف پذیری را القا کند. مثلا، ورزش دو و میدانی از سنین پایین میتواند فواید زیادی داشته باشد، این مهم است که سلامت کلی ودرتمام سنین را در نظر داشته باشیم.
پاسخ سوال دیرینه، (آیا بلند کردن وزنه مانع از رشد در نوجوانان و نوجوانان می شود؟) پاسخ کوتاه: نه. اما به گفته کارول مک، DPT، CSCS ، مربی قدرت و دکتر فیزیوتراپی، برای نوجوانانی که به دنبال شروع تمرینات وزنه هستند، نکاتی وجود دارد که باید در نظر داشت.
او گفت: "هیچ مدرکی مبنی بر اینکه وزنه برداری مانع رشد میشود، وجود ندارد." در واقع، تمرینات مقاومتی میتواند به ایجاد هماهنگی و قدرت در ورزشکاران جوان کمک کند و در حال حاضر فشار زیادی برای زنان ورزشکارجوان وجود دارد که هنگام وزنهزدن بتوانند پیشگیری بیشتری از آسیب دیدگی داشته باشند. همانطور که گفته شد، باید هنگام وزنه زدن، برای ایجاد فرم مناسب قبل از اضافه کردن وزن یا مقاومت به حرکات تمرکز داشته باشند.
آنچه در پژوهش آمدهاست.
انجمن ملی قدرت و آماده سازی بیانیهای در مورد موضوع جوانان و تمرینات قدرتی منتشر کرد و دراین بیانیه خاطرنشان میکند: [تحقیقات] به طور فزایندهای نشان میدهد که تمرینات مقاومتی در صورت تجویز و نظارت مناسب میتواند مزایای منحصر به فردی را برای کودکان و نوجوانان ارائه دهد.در پایان این بیانیه نگرانیها در مورد تمرینات مقاومتی جوانان منسوخ خوانده شد و گفته شد که در حالحاضر اطلاعات کافی برای حمایت از این تمرین وجود دارد، البته تا زمانی که تمرین از دستورالعملهای متناسب با سن پیروی کند.
تحقیقات منتشر شده از ایمنی تمرینات قدرتی برای جوانان حمایت میکند. به عنوان مثال، یک گزارش بالینی از آکادمی اطفالآمریکا بیان کرد که برنامههای تمرین مقاومتی که به درستی طراحی شدهاند هیچ اثر منفی آشکاری بر رشد خطی، سلامت صفحه رشد یا سیستم قلبی عروقی کودکان و نوجوانان ندارند.
تمرینات مقاومتی انجام شده توسط ورزشکاران جوان مزایایی را برای سلامتی طولانی مدت و عملکرد ورزشی فراهم می کند، زیرا سازگاری عصبی عضلانی را فراهم می کند.بررسی تحقیقاتی دیگری در مجله سلامت ورزشی ، اشاره کرد که آسیبهای مربوط به تمرینات قدرتی برای شرکتکنندگان جوان عمدتاً به دلیل استفاده نادرست از تجهیزات، وزن نامناسب، تکنیک نامناسب یا عدم نظارت ایجاد میشود.
همانطور که مک اشارهکرد، ورزشکاران زن بیشتری نیز تشویق میشوند تا تمرینات مقاومتی را شروعکنند و دلیل اصلیش، شایع بودن پارگی ACL در زنان ورزشکار است، زیرا ساختار مفاصل زانو آنها با ورزشکاران مرد متفاوت است و آنها را در معرض خطر بیشتری قرار میدهد. با توجه به جانز هاپکینز پزشکی، توده عضلانی کم در پاها میتواند این خطر را افزایش دهد، که با ساختن عضلات قدرتمند میتواند یک اثر محافظتی خوب داشته باشند.
چگونه از آسیب در نوجوانانی که وزنه برداری میکنند جلوگیری کنیم؟
در حالی که پاسخ مبتنی بر تحقیق به "آیا وزنه برداری می تواند رشد را کاهش دهد؟" یک نه قاطع است، این بدان معنا نیست که این فعالیت عاری از خطر است. مانند هر تمرین دیگری، ممکن است شرکت کنندگان آسیب ببینند، به خصوص اگر حرکت را نادرست انجام دهند.مک گفت به همین دلیل است که ارائه نظارت و راهنمایی موثر در فرم مناسب بسیار مهم است و این به معنای برنامههای آموزشی فردی است.
در این مقاله، نکاتی بیان شد که برای ارائه یک برنامه آموزشی مناسب برای ورزشکاران جوان بسیار حائز اهمیت است. یکی از این نکات این است که برنامههای آموزشی برای جوانان باید به مراحل سنی و مشخصات طبیعی آنان تطابق داشته باشند و نباید برنامههای بزرگسالان به آنان اعمال شوند.
اجزای کلیدی مهمی مانند کنترل حرکتی، انعطاف پذیری، قوای جسمی، تغییرات هورمونی و سطوح بلوغ ذهنی نیاز به در نظر گرفتهشدن دارند. همچنین توصیه شدهاست که ورزشکاران، والدین و مربیان از ایجاد برنامه های تمرینی متناسب با سن ویژه جوانان استفادهکنند و به نکات ارائهشده در اینفوگرافیک NCSA توجه کنند. که در آن راهبردهایی برای شروع و ایمن ماندن مشخص میشود.
این راهبردها عبارتند از: در ابتدا تمرین با وزنههای نسبتاً سبک و همیشه دقت داشتن و تمرکز بر تکنیک صحیح تا افزایش تدریجی مقاومت به میزان 5 تا 10 درصد با بهبود قدرت و بهینه سازی عملکرد و ریکاوری با تغذیه سالم، هیدراتاسیون مناسب و خواب کافی. و همچنین اهمیت تمرینات مقاومتی برای افزایش اعتماد به نفس و بهبود عملکرد جوانان تاثیر گذار است.
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
آیا وزنهبرداری میتواند مانع رشد شود؟
شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد زمانی که افراد جوان هستند شرکت در ورزش بهطور بالقوه میتواند یک عمر عادات تناسب اندام ثابت را آغاز کند، اعتماد به نفس را افزایش دهد و حتی حس همدلی و انعطاف پذیری را القا کند. مثلا، ورزش دو و میدانی از سنین پایین میتواند فواید زیادی داشته باشد، این مهم است که سلامت کلی ودرتمام سنین را در نظر داشته باشیم.
پاسخ سوال دیرینه، (آیا بلند کردن وزنه مانع از رشد در نوجوانان و نوجوانان می شود؟) پاسخ کوتاه: نه. اما به گفته کارول مک، DPT، CSCS ، مربی قدرت و دکتر فیزیوتراپی، برای نوجوانانی که به دنبال شروع تمرینات وزنه هستند، نکاتی وجود دارد که باید در نظر داشت.
او گفت: "هیچ مدرکی مبنی بر اینکه وزنه برداری مانع رشد میشود، وجود ندارد." در واقع، تمرینات مقاومتی میتواند به ایجاد هماهنگی و قدرت در ورزشکاران جوان کمک کند و در حال حاضر فشار زیادی برای زنان ورزشکارجوان وجود دارد که هنگام وزنهزدن بتوانند پیشگیری بیشتری از آسیب دیدگی داشته باشند. همانطور که گفته شد، باید هنگام وزنه زدن، برای ایجاد فرم مناسب قبل از اضافه کردن وزن یا مقاومت به حرکات تمرکز داشته باشند.
آنچه در پژوهش آمدهاست.
انجمن ملی قدرت و آماده سازی بیانیهای در مورد موضوع جوانان و تمرینات قدرتی منتشر کرد و دراین بیانیه خاطرنشان میکند: [تحقیقات] به طور فزایندهای نشان میدهد که تمرینات مقاومتی در صورت تجویز و نظارت مناسب میتواند مزایای منحصر به فردی را برای کودکان و نوجوانان ارائه دهد.در پایان این بیانیه نگرانیها در مورد تمرینات مقاومتی جوانان منسوخ خوانده شد و گفته شد که در حالحاضر اطلاعات کافی برای حمایت از این تمرین وجود دارد، البته تا زمانی که تمرین از دستورالعملهای متناسب با سن پیروی کند.
تحقیقات منتشر شده از ایمنی تمرینات قدرتی برای جوانان حمایت میکند. به عنوان مثال، یک گزارش بالینی از آکادمی اطفالآمریکا بیان کرد که برنامههای تمرین مقاومتی که به درستی طراحی شدهاند هیچ اثر منفی آشکاری بر رشد خطی، سلامت صفحه رشد یا سیستم قلبی عروقی کودکان و نوجوانان ندارند.
تمرینات مقاومتی انجام شده توسط ورزشکاران جوان مزایایی را برای سلامتی طولانی مدت و عملکرد ورزشی فراهم می کند، زیرا سازگاری عصبی عضلانی را فراهم می کند.بررسی تحقیقاتی دیگری در مجله سلامت ورزشی ، اشاره کرد که آسیبهای مربوط به تمرینات قدرتی برای شرکتکنندگان جوان عمدتاً به دلیل استفاده نادرست از تجهیزات، وزن نامناسب، تکنیک نامناسب یا عدم نظارت ایجاد میشود.
همانطور که مک اشارهکرد، ورزشکاران زن بیشتری نیز تشویق میشوند تا تمرینات مقاومتی را شروعکنند و دلیل اصلیش، شایع بودن پارگی ACL در زنان ورزشکار است، زیرا ساختار مفاصل زانو آنها با ورزشکاران مرد متفاوت است و آنها را در معرض خطر بیشتری قرار میدهد. با توجه به جانز هاپکینز پزشکی، توده عضلانی کم در پاها میتواند این خطر را افزایش دهد، که با ساختن عضلات قدرتمند میتواند یک اثر محافظتی خوب داشته باشند.
چگونه از آسیب در نوجوانانی که وزنه برداری میکنند جلوگیری کنیم؟
در حالی که پاسخ مبتنی بر تحقیق به "آیا وزنه برداری می تواند رشد را کاهش دهد؟" یک نه قاطع است، این بدان معنا نیست که این فعالیت عاری از خطر است. مانند هر تمرین دیگری، ممکن است شرکت کنندگان آسیب ببینند، به خصوص اگر حرکت را نادرست انجام دهند.مک گفت به همین دلیل است که ارائه نظارت و راهنمایی موثر در فرم مناسب بسیار مهم است و این به معنای برنامههای آموزشی فردی است.
در این مقاله، نکاتی بیان شد که برای ارائه یک برنامه آموزشی مناسب برای ورزشکاران جوان بسیار حائز اهمیت است. یکی از این نکات این است که برنامههای آموزشی برای جوانان باید به مراحل سنی و مشخصات طبیعی آنان تطابق داشته باشند و نباید برنامههای بزرگسالان به آنان اعمال شوند.
اجزای کلیدی مهمی مانند کنترل حرکتی، انعطاف پذیری، قوای جسمی، تغییرات هورمونی و سطوح بلوغ ذهنی نیاز به در نظر گرفتهشدن دارند. همچنین توصیه شدهاست که ورزشکاران، والدین و مربیان از ایجاد برنامه های تمرینی متناسب با سن ویژه جوانان استفادهکنند و به نکات ارائهشده در اینفوگرافیک NCSA توجه کنند. که در آن راهبردهایی برای شروع و ایمن ماندن مشخص میشود.
این راهبردها عبارتند از: در ابتدا تمرین با وزنههای نسبتاً سبک و همیشه دقت داشتن و تمرکز بر تکنیک صحیح تا افزایش تدریجی مقاومت به میزان 5 تا 10 درصد با بهبود قدرت و بهینه سازی عملکرد و ریکاوری با تغذیه سالم، هیدراتاسیون مناسب و خواب کافی. و همچنین اهمیت تمرینات مقاومتی برای افزایش اعتماد به نفس و بهبود عملکرد جوانان تاثیر گذار است.
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
تاثیر استرس در بارداری: دانشمندان ارتباط بین هورمون های بارداری و بهره هوشی کودک را کشف کردند.
تحقیقات ارائه شده در بیست و ششمین کنگره اروپایی غدد درون ریز در استکهلم نشان می دهد که افزایش سطح کورتیزول در سه ماهه سوم بارداری میتواند بر نمرات بهرههوشی (IQ) پسران 7 ساله تأثیر منفی بگذارد.
با کمال تعجب، سطح کورتیزول در خون با نمرات IQ در دختران مرتبط نیست، اما سطوح بالاتر کورتیزون ادرار نمرات آنها را بهبود می بخشد. یافتهها نقش مهمی که کورتیزول در رشدجنین پسران و دختران به طور مستقل دارد را برجسته میکند.
قرار گرفتن در معرض کورتیزول در دوران بارداری( هورمونی استروئیدی که به بدن کمک میکند به استرس پاسخ دهد.) برای رشد جنین لازم است و بر عملکرد شناختی کودکان در مراحل بعدی زندگی تأثیر میگذارد.
در دوران بارداری، سطح کورتیزول افزایش مییابد و زنان بارداری که دختر دارند معمولاً کورتیزول بیشتری نسبت به زنانی که جنین پسر دارند، ترشح میکنند. با این حال، در جفت، آنزیم 11β-هیدروکسی استروئید دهیدروژناز نوع 2 (11β-HSD2) با تبدیل کورتیزول به شکل غیرفعال آن به نام کورتیزون، میزان کورتیزولی را که به جنین می رسد تنظیم میکند.
محققان بیمارستان دانشگاه اودنسه در دانمارک قبلاً نشاندادهبودند که کودکان بین یک تا سه سالگی هنگامی که مادرانشان در سه ماهه سوم بارداری سطوح بالایی از کورتیزول داشته باشند، مهارت های گفتاری و زبانی پیشرفته تری دارند.
اکنون، در این مطالعه، محققان دادههای مربوط به سطوح کورتیزول و کورتیزون 943 زن باردار را در طول سه ماهه سوم بارداری وتستهای IQ 943 کودک 7 ساله آنها از گروه Odense Child را تجزیه و تحلیل کردند. آنها دریافتند که میزان کورتیزول در خون زنان باردار پسر نسبت به زنان حامله دختر کمتر است. علاوه بر این، پسرانی که در رحم مادرشان در معرض سطوح بالاتر کورتیزول قرار داشتند، در 7 سالگی در تستهای هوشی نمرات پایینتری کسب کردند. دخترانی که در همین سن بودند، زمانی که مادرانشان سطوح بالاتری از کورتیزون ادرار داشتند، امتیاز بهتری در تستهای هوشی کسب کردند.
دکتر Anja Fenger Dreyer، نویسنده اصلی این مقاله، گفت: «طبق دانش ما، این اولین مطالعه ای است که ارتباط بین سطح کورتیزون ادرار در دوران بارداری و نمرات IQ در کودکان را بررسی میکند. در حالی که سایر مطالعات فقط به بررسی کورتیزول در خون در دوران بارداری و ضریب هوشی کودک پرداختهاند، ما اولین کسی هستیم که نمونه ادرار و همچنین نمونه خون پسران ودختران را جداگانه بررسی میکنیم.
دکتر Fenger Dreyer اضافه کرد: "نتایج ما نشان میدهد که دختران ممکناست با فعالیت 11β-HSD2 جفت محافظت بیشتری داشته باشند، در حالی که پسران ممکن است در معرض قرار گرفتن در معرض کورتیزول فیزیولوژیکی مادر در دوران بارداری آسیب پذیرتر باشند."
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
اگر شما پژوهشی انجام دهید ولی آن را منتشر نکنید، آیا این علم (Science) خواهد بود؟
علم چیست؟
این در واقع سوال اصلی در مباحثه توئیتری (شبکه ایکس) بین صاحب این شبکه (ایلان ماسک) و یک مهندس کامپیوتر و از محققین ارشد متا (Yann LeCun) بوده است. در طی چند روز گذشته، این گفتگو در مورد تعریف علم، توجه هزاران فرد از جمله محققان از همه رشتهها را به خود جلب کرده است.
بحث با توئیتی از ایلان ماسک شروع شده است (لینک). او مردم را برای پیوستن به کمپانی هوش مصنوعی اش (xAI) تشویق و بر جستجوی دقیق حقیقت تاکید کرده است. در ادامه LeCun (که به دلیل کارهایش در زمینه هوش مصنوعی و deep learning و ... شهرت دارد) این صحبت ماسک در مورد جستجوی دقیق حقیقت را مورد اشاره قرار داد و او را به خاطر انتشار نظریههای توطئه در شبکه اجتماعی اش مورد انتقاد قرار داد.
بحث بالا گرفت و ماسک هم از LeCun در مورد دستاوردهای علمی اش در پنج سال گذشته سوال کرد. LeCun هم در پاسخ اعلام کرد که از ژانویه ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۸۰ مقاله علمی منتشر کرده است.
او سپس این موضوع را مطرح کرد که "اگر شما پژوهشی انجام دهید ولی آن را منتشر نکنید، این علم نیست". او استدلال کرد که پژوهش (research) تنها زمانی «علم یا همان science» است که بهعنوان مجموعهای از دانش (knowledge) جمعآوری شود، صحت و تکرارپذیری (correctness and reproducibility) آن مورد آزمایش و بررسی قرار گیرد و سپس منتشر (publish) شود.
تعریف علم از دیدگاه LeCun واکنشهای منفی زیادی را برانگیخت. برخی او را به خاطر اشاره نکردن به این که علم غالباً به عنوان یک روش (method) شناخته میشود، نقد کردند. پالمر لاکی، کارآفرین حوزه فناوری و توسعهدهنده هدست واقعیت مجازی Oculus، این تفکر که "کسانی که تحقیقات خود را در معرض داوری همتا قرار نمی دهند و آن را منتشر نمی کنند، فراموش شده میمیرند" را زیر سوال برد. عدهای دیگر استدلال کردند که پژوهشهای علمی که در شرکتها انجام میشود، اغلب محرمانه نگه داشته میشوند و حتی خارج از بخش خصوصی، طبق برخی تخمینها، ۴۰ درصد دادههای علمی از پژوهشگران دانشگاهی و دولتی منتشر نمیشود. پیتر کاونی، از محققین علم کامپیوتر در دانشگاه کالج لندن نیز میگوید: "LeCun هنوز از چگونگی کارکرد علم غافل است. گفتن این که “علم تنها زمانی علم است که منتشر شود” مانع از این میشود که علم به عنوان یک روش درک، که مردم میتوانند در زندگی روزمره خود استفاده کنند، شناخته شود."
او (LeCun) بعداً در مورد تعریف اولیه خود بیشتر توضیح داد که: "علم از طریق تبادل ایدهها، تأیید، تحلیل، بازتولید و بهبود پیشرفت میکند. اگر تحقیقات خود را بالاخره به یک صورتی (نه لزوما در مجله علمی و بعد از داوری همتا) منتشر نکنید، احتمالاً تحقیقات شما هیچ تأثیری نخواهد داشت. او همچنین به اهمیت موضوع در دسترس بودن (openness) پژوهش های مربوط به هوش مصنوعی بوِیژه source code ها اشاره کرد.
در ادامه افراد شناخته شده دیگری نیز در مورد نیاز به بررسی ادعاهای علمی و پاسخ به فیدبکها در این مورد بحث کردهاند. بحثها در توئیتر نیز اگر مبتنی بر شواهد و بر اساس استدلال باشد نیز میتواند مفید باشد نه این که فقط نظر شخصی باشد. چیزی که ظاهرا الان نسبت به قبل در توییتر بیشتر دیده میشود.
در مورد این مباحثه، مفصل تر در گزارش خبری نیچر بخوانید.
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
استفاده بیش ازاندازه از رسانههای اجتماعی ممکن است باعث افسردگی در بزرگسالان وجوانان شود.
در طول چند دهه گذشته، شیوع افسردگی در نوجوانان و بزرگسالان افزایش قابل توجهی داشتهاست وهمچنین گنجاندن فناوری و رسانههای اجتماعی در زندگی روزمره نیز افزایش یافته است.
در یک مطالعه جدید، محققان ارتباط بین استفاده از رسانههای اجتماعی، افسردگی و سایر رفتارهای مرتبط با سلامتی بزرگسالان و جوانان را در طول زمان بررسی کردند.
با این حال، مشخص نشد که دقیقاً چگونه استفاده از رسانههای اجتماعی و افسردگی با سایر رفتارها، مانند فعالیت بدنی، مصرف حشیش (تمایل به تا دیر وقت بیدار ماندن) و نرفتن به فضای سبز، مرتبط است.
در مطالعهای که در 15 می در مجله بینالمللی سلامت روان و اعتیاد منتشر شد ، تیمی از محققان به رهبری کارشناسان مرکز کودکان جانز هاپکینز، ارتباط بین استفاده از رسانههای اجتماعی، افسردگی و سایر رفتارهای مرتبط با سلامتی بزرگسالان وجوانان را در طول زمان بررسی کردند.
تحقیقات نشان میدهد که وقتی استفاده از رسانههای اجتماعی زیاد است، افسردگی نیز زیاد است. اما سوال اینجاست که آیا به دلیل اینکه از رسانههای اجتماعی باعث افسردگی آن فرد شده است؟ یا به این دلیل است که افرادی که افسرده هستند تمایل بیشتری به استفاده از رسانه های اجتماعی دارند. و زمان کمتری را صرف ورزش و حضور در فضاهای سبز می کنند، این همان چیزی است که ما میخواستیم بفهمیم.
از 376 بزرگسال جوان در کانادا (82.4 درصد زن) خواسته شد تا سه پرسشنامه آنلاین را بین ماه مه 2021 و ژانویه 2022 تکمیل کنند. در هر مرحله، شرکت کنندگان علائم افسردگی را بر اساس پرسشنامه سلامت بیمار (PHQ-9) گزارش کردند.(یک مقیاس 9 مادهای که معمولاً برای اندازهگیری افسردگی استفاده میشود.) و همچنین استفاده از رسانههای اجتماعی، قرار گرفتن در معرض فضای سبز، فعالیت بدنی و مصرف حشیش.
محققان دریافتند که اکثر شرکت کنندگان در مطالعه حداقل علائم افسردگی خفیف داشتند. یافتهها نشان داد شرکتکنندگانی که از رسانههای اجتماعی بیشتری استفاده میکردند، بیشتر افسرده بودند و افرادیکه افسردهتر بودند نیز تمایل بیشتری به استفاده رسانههای اجتماعی داشتند.
با این حال، محققان دریافتند که استفاده از رسانههای اجتماعی باعث افزایش یا کاهش سطح علائم افسردگی در طول زمان نمیشود.
محققان توضیح میدهند: «ما دریافتیم که اگر تمایل داشتید که فردی افسرده باشید، فردی هستید که زمان بیشتری را در رسانههای اجتماعی میگذرانید.»
همچنین دریافتند که سطوح بالاتر استفاده از رسانههای اجتماعی و سطوح بالاتر علائم افسردگی با سطوح کمتر قرار گرفتن در معرض فضای سبز مرتبط است. علاوه بر این، مصرف حشیشعصرانه بیشتر نیز با سطوح بالاتر افسردگی همراه بود.
نویسندگان مطالعه میگویند این نتایج نشان میدهد که استفاده از رسانههای اجتماعی و افسردگی با هم مرتبط هستند این تیم همچنین میگوید این یافتهها نشان میدهد افرادی که از افسردگی رنج میبرند باید نسبت به مدت زمانی که در رسانههای اجتماعی میگذرانند محتاط باشند و باید تشویق شوند تا سایر عادات سالم را در سبک زندگی خود بگنجانند.
در خانه بودن و ورزش نکردن، تا دیر وقت بیدار ماندن و مصرف حشیش خطرات خود را دارد. برای ارائه دهندگان آموزش به بیماران و برای والدین این مهم است که عادات سالم را در فرزندان خود ایجاد کنند.داشتن تعادل در استفاده متوسط از رسانه های اجتماعی و سایر فعالیتها و ورزش در فضای باز چیزی است که مردم باید در عصر دیجیتال امروز برای آن تلاش کنند.
محققین معتقدند که جنبههای زیادی در رسانههای اجتماعی وجود دارد، و گامهای بعدی مهمی برای یادگیری بیشتر در مورد تأثیر رسانه ها بر سلامت روان افراد در هر سنی، از جمله کودکان و نوجوانان نیز وجود دارد.
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
اکنون دقیقاً میدانیم که انسانها و نئاندرتالها چه زمانی بههم پیوستند.
قدیمیترین داستان عشق در تاریخ، در ژن ما نوشته شدهاست.
باوجود ناپدید شدن نئاندرتالها در حدود 40000 سال پیش، ژننئاندرتالها همچنان در DNA اکثر انسانهای مدرن وجود دارد. تداوم این ژنهای باستانی نشان میدهد که اجداد دور ما با انسانهای تنومند و دماغ بزرگ روابط جنسی داشتند وتحقیقات جدید دقیقاً نشان دادهاست که این زمانهای سکسی بین گونهها چه زمانی بودهاست.
تخمین زده میشود که بین 1 تا 4 درصد از ژنوم همه انسانهای غیرآفریقایی زندهی امروزی از نئاندرتالها میآید. این ژنها به شکلگیری ظاهر و رفتار ما کمک کردهاند، همچنین اکنون محققان تلاش میکنند تا برخوردهایی را که منجر به این تبادل مواد ژنتیکی شده بود، را بازسازی کنند.
محققان، برای جمعآوری این داستان، ژنوم 59 فرد باستانی انسان خردمند را که همگی بین 45000 تا 2200 سال سن دارند، را تجزیه و تحلیل کردند. از این تعداد، 33 نفر بیش از 10000 سال پیش زندگی میکردند که مرد معروف اوست ایشیم سیبری یکی از قدیمی ترین آنها بود.
سپس این ژنوم های ماقبل تاریخ با ژنوم 275 انسان امروزی از سراسر جهان مقایسه شد. محققان با استفاده از نرمافزار کامپیوتری توانستند تکامل ژنهای نئاندرتال را در طول هزاران سال ردیابی کنند و دقیقاً پیبردند که چند نسل طول میکشد تا آنها از هم جدا شوند.
نویسندگان مطالعه مینویسند: «با اندازه گیری کوواریانس اجداد برای هر یک از 16 فرد باستانی که بین 40000 تا 20000 [سال پیش] زندگی میکردند، استنباط میکنیم که جریان ژن نئاندرتال بین 321 تا 950 نسل قبل از زندگی این افراد رخ دادهاست. به طور خاص، آنها دریافتند که جریان DNA نئاندرتال به ژنوم انسان مدرن در یک دوره 6832 ساله رخ دادهاست که میانگین زمان ورود به آن 47124 سال پیش بودهاست.
به عبارت دیگر، رابطهعاشقانه بین انسانهای خردمند و نئاندرتالها حدود 47000 سال پیش آغاز شد و تقریباً هفت هزار سال به طول انجامید.
تأثیر کامل این نوازش ماقبل تاریخ چیزی است که ما هنوز در تلاش برای کشف آن هستیم، اگرچه واضح است که اجداد نئاندرتالها در همه مناطق وهمهی ژنوم ما یافت نمی شود. برخی از مناطق به طور کامل فاقد DNA نئاندرتال هستند و به همین دلیل به عنوان "صحراهای باستانی" شناخته میشوند، در حالی که برخی دیگراز مناطق حاوی سطوح بالایی از انواع نئاندرتال هستند.
این نشان میدهد که بسیاری از مواد
ژنتیکی که ما از عموزادههای باستانی خود گرفتهایم احتمالاً مضر بوده و بنابراین به لطف انتخاب طبیعی ناپدید شدهاند. با این حال، ژنهای خاصی ممکن است برای بقای ما مزایایی بههمراه داشته باشند و به نسلهای بعدی منتقل شده باشند.
محققان با کاوش در این به اصطلاح «نامزدهای تطبیقی تطبیقی» با 347 ژن نئاندرتال مواجه شدند که هم در جمعیت باستانی و هم در جمعیت امروزی به خوبی حفظ شده است، «این نشان میدهد که بسیاری از این ژنها برای مواجه انسانهای امروزی با فشارهای محیطی خارج از آفریقا مفید بودهاند.»
به گفته محققان، این ژنهای مفید نئاندرتال عمدتاً در مناطقی از ژنوم یافت میشوند که «به رنگدانههای پوست، متابولیسم و ایمنی مرتبط هستند.»
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
☄️ دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی ناسا یک سیاره فراخوشیدی کشف کردند که ممکناست قابل سکونت باشد.
به تازگی یک سیارهی فراخورشیدی در اندازهای مابین زمین و زهره، با نام Gliese 12 b کشف شده است که ۴۰ سال نوری از ما فاصله دارد. دمای سطح سیاره حدودا ۴۲ درجه سانتیگراد است؛ اگرچه از زمین گرمتر میباشد اما با این حال از بسیاری از سیارات فراخورشیدی که کشف شده دمای معقولتری دارد و میتواند آب مایع داشته باشد. سیاره Gliese 12 b به دور یک ستارهی کوتوله سرخ گردش میکند که این گردش به تقریب معادل ۱۳ روز زمینی است! نکتهی قابل توجه دیگر این است که دانشمندان از وجود اتمسفر بر روی سیاره اطمینان ندارند، اگر این سیاره جو نازکی همانند زمین داشته باشد، احتمال سکونتپذیری را دارد.
Source
-🌐
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
بلوکهای سازنده حیات بر روی زمین می توانند به راحتی در فضای بیرونی نیز شکل بگیرند.
منشا حیات روی زمین هنوز مبهم است، اما ما به آرامی مراحل مربوط به آن و مواد لازم سازندهاش را کشف میکنیم. دانشمندان بر این باورند که حیات در یک سوپ اولیه از مواد شیمیایی آلی و مولکولهای زیستی در اوایل تشکیل زمین به وجود آمد که در نهایت منجر به موجودات واقعی شد.
مدتهاست که گمان میرود برخی از این مواد ممکن است از فضا به زمین رسیده شده باشند. اکنون یک مطالعه جدید که در Science Advances منتشر شده است، نشان میدهد که گروه خاصی از مولکولها به نام پپتیدها میتوانند در شرایط فضا آسانتر از مولکولهای موجود در زمین تشکیل شوند.
این بدان معناست که آنها میتوانستند توسط شهابسنگها یا دنبالهدارها به زمین اولیه منتقل شوند - و ممکن است حیات در جای دیگری نیز شکل بگیرد.
عملکردهای حیات در سلولهای ما (و همه موجودات زنده) توسط مولکولهای بزرگ و پیچیده مبتنی بر کربن (آلی) به نام پروتئین حفظ میشود. نحوه ساخت انواع پروتئینهای زیادی که برای زنده ماندن به آن نیاز داریم نیز در DNA ما رمزگذاری شدهاست که خود یک مولکول آلی بزرگ و پیچیده است.
با این حال، این مولکولهای پیچیده از انواع مولکولهای کوچک و ساده مانند اسیدهای آمینه - به اصطلاح بلوکهای سازنده حیات - تشکیل میشوند.
برای توضیح منشأ حیات، باید بدانیم که این بلوکهای سازنده چگونه و کجا شکل میگیرند و تحت چه شرایطی خود به خود، ساختارهای پیچیدهتری را به وجود میآورند. در نهایت ما باید مرحله ای را درک کنیم که آنها را قادر می سازد تا به یک سیستم محدود و خودتکثیر شونده تبدیل شوند و یک موجود زنده به وجود آید.
مراحل زندگی
دیانای منجربه تشکیل حدود 20 اسید آمینه مختلف میشود. دی ان ای از ۴ نوع باز آلی تشکیل میشود مانند حروف الفبا، این حروف در ساختار مارپیچ دوگانه در ترکیبات مختلف مرتب شدهاند تا دیانای کد ژنتیکی ما را رمزگذاری کنند.
پپتیدها همچنین مجموعهای از اسیدهای آمینه در ساختاری زنجیره مانند هستند. پپتیدها می توانند از حداقل دو اسید آمینه ساخته شوند، اما همچنین به صدها اسید آمینه نیز میرسند.
ترکیب اسیدهای آمینه به پپتیدها یک مرحله مهم است زیرا پپتیدها عملکردهایی مانند "کاتالیزور" یا افزایش واکنش هایی را که برای حفظ حیات مهم هستند، ارائه میدهند. آنها همچنین مولکولهای هستند که میتوانستند بیشتر در نسخههای اولیه غشاها جمع شوند و مولکولهای عملکردی را در ساختارهای سلول مانند محدود کنند.
با این حال، علیرغم نقش بالقوه مهم آنها در منشا حیات، تشکیل خود به خود پپتیدها در شرایط محیطی در زمین اولیه چندان ساده نبود. در واقع، دانشمندانی که در این مطالعه حاضر بودند قبلاً نشان داده بودند که شرایط سرد فضا در واقع برای تشکیل پپتیدها مساعدتر است.
در چگالی بسیار کم، ابرهای مولکولها و ذرات غبار در بخشی از فضا به نام محیط بین ستاره ای تکاتم های کربن میتوانند همراه با مولکول های مونوکسیدکربن و آمونیاک به سطح دانه های غبار بچسبند. سپس واکنش نشان می دهند تا مولکولهایی شبیه اسیدآمینه تشکیل دهند. هنگامی که چنین ابری متراکم تر میشود و ذرات غبار نیز شروع به چسبیدن به هم میکنند، این مولکولها میتوانند به پپتیدها تبدیل شوند.
با شبیه سازی که احتمالا درمحیط بین ستارهای در آزمایشگاه رخ میدهند، این مطالعه نشان میدهد که اگرچه تشکیل پپتیدها اندکی کاهش یافتهاست، اما از آن جلوگیری نمیشود. در عوض، با ترکیب سنگ ها و غبار برای تشکیل اجسام بزرگتر مانند سیارک ها و دنبالهدارها، این اجسام گرم میشوند و اجازه میدهند مایعات تشکیل شوند. این امر تشکیل پپتید را در این مایعات افزایش میدهد و انتخاب طبیعی واکنشهای بعدی که منجر به مولکولهای آلی پیچیدهتر میشود، وجود دارد.
اینفرایند در طول شکل گیری منظومه شمسی رخ داده است.
بسیاری از اجزای سازنده حیات مانند اسیدهای آمینه، لیپیدها و قندها میتوانند در محیط فضا شکل بگیرند. بسیاری از آنها در شهاب سنگ ها شناسایی شده اند. از آنجایی که تشکیل پپتیدها در فضا کارآمدتر از روی زمین است، و از آنجایی که آنها میتوانند در دنباله دارها تجمع کنند، ممکن است تاثیرات آنها بر روی زمین اولیه بارهایی را به همراه داشته باشد که قدمها را به سمت منشاء حیات در زمین افزایش دهد.
بنابراین دانستن همه اینها چه معنایی را میرساند؟ «امکان و شانس یافتن حیات بیگانه را افزایش میدهد.» بلوکهای سازنده زندگی در سراسر جهان موجود است. اینکه چقدر شرایط باید خاص باشد تا آنها را قادر سازد در موجودات زنده جمع شوند، هنوز یک سوال باز است. وقتی این را بدانیم، ایده خوبی از گستردگی یا عدم گسترش زندگی خواهیم داشت.
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
انسانهایی که ۳۰۰هزار سال پیش، سلاح های مرگبار چوبی می ساختند.
تکنیکهای جدید و قوی تصویربرداری، نشان میدهد که انسانها در ۳۰۰هزار سال پیش، سلاحهای شکاری پیچیده از چوب می ساخته اند که کلیشهای از عصر حجر را بر هم زده است.
باستان شناسان قبلاً شک داشتند که آیا انسان ها به اندازه ابزارهای سنگی، از ابزار چوبی استفاده می کرده اند یا نه؟ به دلیل ماهیت شکننده تر چوب، بیشتر شواهد پوسیده شده اند.
اکنون با استفاده از میکروسکوپ سه بعدی و اسکنرهای میکروسیتی برای بررسی ۱۸۷ اثر چوبی از شونینگن در آلمان، باستانشناس دیرک لدر و همکارانش از اداره میراث فرهنگی ایالت نیدرزاکسن، این شک را تأیید کردهاند.
توماس تربرگر باستان شناس دانشگاه گوتینگن توضیح می دهد:
چوب یک ماده خام حیاتی برای تکامل انسان بود، اما تنها در شونینگن است که از دوره پارینه سنگی با این کیفیت عالی باقی مانده است.در میان این انبار از مصنوعات چوبی، بزرگترین آثار شناخته شده از دوران پلیستوسن (2.58 میلیون تا ۱۱۷۰۰ سال پیش) حداقل ۱۰ نیزه، ۷ چوب پرتاب و ۳۵ ابزار خانگی بود. همه آنها از چوب درخت هایی مثل صنوبر، کاج و کاج اروپایی ساخته شدهاند. کار کردن چوب تا سطح پیچیدگی کشف شده یک فرآیند آهسته و چند مرحله ای است که به صبر و تفکر زیادی نیاز دارد. علاوه بر این، عصر ابزارها مصادف با زمانی است که نئاندرتال ها در حال تسلط بر اروپا بودند و با دیگر گونه های انسانی اولیه رقابت می کردند. سایت شونینگن همچنین حاوی شواهدی از ۲۵ حیوان قصابی شده بود که بیشتر آنها اسب بودند. محققان استدلال می کنند که این توانایی های بالای شکار، احتمالاً بسیار قدیمی تر از مصنوعات چوبی یافت شده در شونینگن می باشد. این مهارتها تضمین میکرد که انسانهای اولیه برای نسلها به منابع غذایی با کیفیت بالا دسترسی داشته باشند و ظرفیت این افزایش در رشد مغز و مهارتهای شناختی مرتبط را فراهم کنند. لدر و تیم در مقاله خود می نویسند: به همین ترتیب، شکار می توانست جمعیت پایدار را حتی در بخش های کمتر مساعد اروپا در دوران پلیستوسن تضمین کند و به گسترش دامنه انسان در سراسر جهان کمک کند. به طور باورنکردنی، محققان همچنین شواهدی از بازیافت پیدا کردند. ابزارهایی که شکسته یا کند شده بودند، برای اهداف جدید دوباره کار می شدند. محققان نتیجه میگیرند:
این مطالعه بینشهای منحصر به فردی را در مورد تکنیکهای نجاری پلیستوسن ارائه میکند.سلاحهای چوبی شکار شونینگن نمونهای از تأثیر متقابل پیچیدگی فناوری، رفتار انسانی و تکامل انسان است. مطالعه آنها در PNAS منتشر شد. 🔗ترجمه:یاس Ancient Humans Crafted Deadly Wooden Weapons 300,000 Years A -🌐 «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
+1
هوشمصنوعی احساسات خواهد داشت.
از GPT-4o چه میدانیم؟
حرف O مخفف omni میباشد، اولین مدل که هدفش تعامل طبیعیتر با انسانها میباشد، میتواند هر ترکیبی از متن،صدا و تصویر را به عنوان ورودی بگیرد و هر ترکیبی را به عنوان خروجی تولید کند.
ورودیهای صوتی را کمتر از ۲۳۲ میلی ثانیه پاسخ میدهد که مشابه مکالمه با یک انسان است.
درعملکرد متنی در زبان انگلیسی با GPT-4 Turbo برابری میکند و در زبانهای غیر انگلیسی پیشرفت زیادی داشته است.
این اولین مدل این شرکت میباشد که میتواند همه روشهای ورودی و خروجی را باهم ترکیب کند.
یعنی همزمان متن و صدا و تصویر و ویدیو را بفهمد و احساسات داشته باشد.
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
دانشمندان نوع جدیدی از سلول را در کبد کشف کرده اند که نقش مهمی در ترمیم آسیب دارد.
این سلولهای به تازگی کشفشده به روشن شدن چگونگی ترمیم کبد پس از آسیب کمک می کنند.
سلولهای لیدر (Leader cells) مسئول کشیدن بافتهای سالم به داخل زخمها در حین بهبودی زخمها هستند، که اساساً شکاف را پر میکنند و اجازه میدهند بازسازی سلولی اتفاق بیفتد.
محققان می گویند با بهدست آوردن اطلاعاتی جدید از این سلولها و عملکردهایش می توانند زمینه را برای ساخت داروها و درمان انواع بیماریهای کبدی را فراهم کند. این یافتهٔ مهم در مقاله ای در اول ماه مه در مجله Nature منتشر شد.
دکتر نیل هندرسون، نویسندهٔ ارشد این مطالعه و استاد مرکز تحقیقات التهاب دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند، در بیانیه ای گفت:
فناوری های پیشرفته به ما این امکان را داده اند که برای اولین بار بازسازی و ترمیم کبد انسان را با وضوح بالا مطالعه کنیم و همچنین شناسایی نوع سلولی را که برای ترمیم کبد حیاتی است تسهیل کند. ما امیدواریم که یافته های بدستآمده به کشف درمانها و داروهای جدید بسیار مورد نیاز برای بیماران مبتلا به انواع عارضههای کبدی سرعت ببخشد.اندام کبد نقش مهمی در متابولیزه کردن داروها، سمزدایی و دفع ترکیبات مضر از بدن ایفا میکند؛ همچنین با تولید صفرا به امولسیفیکاسیون و جذب رودهای لیپیدها کمک میکند. کبد همچنین توانایی قابل توجهی برای ترمیم خود پس از آسیب ناشی از بیماریهای عفونی مانند هپاتیت ویروسی (هپاتیت B) ، باکتریایی (لپتوسپیروز) و انگلی (آمیبیازیس)، مسمومیت با داروها (استامینوفن) و بیماری کبدی الکلی دارد. با این حال، گاهی اوقات حجم آسیب و تخریب سلولهای کبد به قدری شدید و بالا است که امکان بازسازی و التیام سریع آن میسر نیست و منجر به نارسایی حاد کبدی می شود که سالانه بیش از 2000 آمریکایی را متأثر میسازد. علل اصلی نارسایی حاد کبدی در بریتانیا و ایالات متحده عبارتند از: مسمومیت با N-استیل پاراآمینوفنول یا استامینوفن(APAP)، هپاتیت غیر A و غیر E، ایسکمی، آسیب کبدی ناشی از سوء مصرف دارو، ویروس هپاتیت B و بیماری اتوایمیون. مسمومیت با استامینوفن (APAP) شایع ترین علت نارسایی حاد کبدی در بریتانیا (65.4٪ موارد) و ایالات متحده (45.7٪) است. این عارضه می تواند در عرض 48 ساعت اتفاق بیفتد و به طور بالقوه علائم و نشانههایی مانند یرقان (به دلیل افزایش بیلیروبین خون)، خونریزی (کاهش ساخت فاکتورهای انعقادی و ترومبوپوئیتین)، تورم مغز ( آنسفالوپاتی ناشی از افزایش آمونیاک خون) و اختلال عملکرد چند اندام عارض شود. بسته به علت بیماری، برخی از موارد نارسایی حاد کبد، به عنوان مثال مواردی که در اثر مسمومیت ایجاد شده اند، می توانند با تجویز دارو بهبود یابند. با این حال، در موارد شدید، تنها راه درمان، پیوند اورژانسی کبد است. بنابراین، درمانهای پیشترمیمی مؤثر، طراحیشده برای مهار و تقویت ظرفیت بازسازی و ترمیم طبیعی کبد، ضروری است. هندرسون و همکارانش برای توصیف بهتر این روند بهبودی، بافت کبدی مبتلایان نارسایی حاد کبد و نیازمند به پیوند را مورد مطالعه قرار دادند. اگرچه بسیاری از سلولهای کبدی این بیماران میتوانستند تکثیر شوند، اما کبد آنها هنوز نشانههایی از آسیب قابل توجه را نشان میداد. بنابراین تیم به این فکر افتاد که آیا ترمیم کبد به چیزی بیش از ساخت سلولهای جدید برای جایگزینی سلولهای آسیبدیده نیاز دارد؟ بنابراین این تیم ژنهای هر سلول کبدی را توالییابی کردند و ژنهای بیماران مبتلا به نارسایی حاد کبدی را با افراد سالم مقایسه کردند. این کار به آنها اجازه داد تا "اطلسی" از فرآیند ترمیم کبد تهیه کنند که نشان می دهد کدام سلول ها و چه زمانی در طول فرآیند ترمیم فعال هستند( از جمله سلولهای لیدر به تازگی کشفشده). دانشمندان همچنین این سلولها را در موشها مشاهده کردند زیرا به ترمیم کبد پس از آسیب ناشی از استامینوفن کمک میکردند. آنها متوجه شدند که در طول بهبود زخم، ابتدا سلولهای لیدر ظاهر میشوند تا به سرعت زخم را ببندند، قبل از اینکه تکثیر سلولی به مهر و موم کردن بیشتر شکاف کمک کند. نویسندگان در این مقاله نوشتند که این نشان میدهد که کبد قبل از ساخته شدن بافت جدید برای جلوگیری از ورود باکتریها از روده به اندام و شکلگیری عفونت گسترده، بسته شدن زخم را در اولویت قرار میدهد. Source - «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- رسوایی در سوئد به دلیل روابط جنسی پلیسزن با اعضای باند گنگسترها.
- همخوابی با دشمن: کارکنان پلیس سوئد اطلاعات محرمانهای را در اختیار اعضای باند قرار دادند.
حدود 30 افسر پلیس در سوئد در یک رسوایی بزرگ به دلیل فعالیت در باندها، خشم عمومی را برانگیختند. به نظر میرسد که مقامات مجری قانون به خود اجازه دادهاند که توسط گانگسترهایی که به آنها اطلاعاتی دادهاند، از طریق روابط جنسی اغوا شوند. که بعداً منجر به چندین درگیری مرگبار در خیابانها شد وافسران زن از طریق این « استراتژیک انتخابشده» بهره گیری شوند.
جزئیات تکان دهنده برای اولینبار در تحقیقات گستردهای که توسط روزنامه محلی Dagens Nyheter (DN) منتشر شد، فاش کرد که بیش از 500 مورد از پرسنل پلیس سوئد اطلاعات طبقه بندی شده را افشا میکردند.
گزارش DN همچنین شواهدی پیدا کرد که نشان میدهد افشای اطلاعات مربوط به جنایتکاران رقیب به چندین حمله به اعضای باند دشمن، از جمله حداقل چهار قتل، کمک کردهاست.
این گزارش، براساس گفتگو با حدود 50 منبع در جامعهی مجری قانون و دنیای زیرزمینی جنایتکاران، با پشتوانه صدها سند عمومی، نشان داد که در بسیاری از موارد، اعضایباند برای به دست آوردن اطلاعات از روشهای کاملاً غیرمتعارف مانند "روابط جنسی با افسران پلیس [زن] استفاده کردهاند."
یکی از نمونه ها «الین» است که دوست پسر گانگستر خود را از طریق یک برنامه دوستیابی در زمانی که هنوز دانشجو بود، ملاقات کرد. او مرتباً اطلاعات طبقه بندی شده ای را که از طریق جستجوهای غیرقانونی در طول چهار سال به دست آورده بود، به دوستش بدهد تا زمانی که در نهایت دستگیر شد.
موارد مشابه بسیاری مانند « الین» وجود دارد که برخی از آنها توسط افسران حتی بسیار با تجربهتر از او آغاز شده است. دیگر افسران ارشد زن نیز درگیر یک پرونده تکان دهنده بودند که نشان میداد یک بازپرس پلیس عاشق عضو باندی شده است که خودش در حال تحقیق در مورد آن باند بود و مرتباً اطلاعاتی را در مورد پیشرفت پرونده در تحقیقاتش به آن عضو میداد.
در مثالی دیگر، یک افسر با "یکی از بدنام ترین جنایتکاران سوئد" مواجه شد که ظاهراً به دلیل بدنامی او جذبش شده بود.
در نتیجه افشاگریهای آخر هفته، حداقل 30 افسر پلیس به دلیل برچسب "خطرات امنیتی" برکنار یا مجبور به استعفا شدند.
پترا لوند، رئیس پلیس ملی سوئد، رفتار افسران را "کاملاً غیرقابل قبول" خواند و گفت که پلیس و قوه قضائیه هم "ساده لوح" بوده اند که این نوع روشهای نفوذ دقیق را پیش بینی نکرده اند. این رسوایی در عرض چند روز آنقدر بزرگ شد که حتی رئیس دولت سوئد نیز مجبور شد در مورد این گزارش اظهار نظر کند.
نخستوزیر اولف کریسترسون روز دوشنبه گفت:
که این گزارش حاوی اطلاعات بسیار نگرانکنندهای است، اگرچه، بدون تحقیقات رسمی، او نمیتواند بگوید که آیا این پدیده تهدیدی برای امنیت ملی است یا خیر. او تاکید کرد که « صرف ظن» به تنهایی به امنیت عمومی و اعتماد به نیروی پلیس آسیب می رساند.کریسترسسون افزود:
"این موضوع بسیار جدی است و ما باید به آن رسیدگی کنیم."سوئد مدتهاست که با گروههای تبهکاری که عمدتاً از پیشینههای مهاجر هستند، دست و پنجه نرم میکند. میزان جرم و جنایت، از جمله تجاوز جنسی و قتل، در سالهای اخیر در این کشور افزایش یافته است که منجر به افزایش تقاضای عمومی برای محدود کردن مهاجرت شده است. نمایندگان محافظهکار سوئدی اغلب این مشکل را در پارلمان اروپا مطرح میکنند و در عین حال خواستار پایان دادن به مهاجرت جمعی هستند، اما اغلب با ناباوری یا تمسخر همکاران چپگرای خود مواجه میشوند. سحر موحد Source - «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- 🏃♂️- دوندگان حرفه ای، بیشتر از افراد معمولی عمر میکنند.
مطمئناً ۱۰ ساعت دویدن در هفته برای بیش از ۱۲۰ کیلومتر ورزش دشوار است. با این حال، یک مطالعه جدید نشان می دهد که برخی از ورزشکاران حرفه ای با چنین روتین های بی رحمانه ای سال ها به زندگی خود اضافه می کنند.
این تجزیه و تحلیل شامل داده های بهداشت عمومی از ۲۰۰ نفر اول است که در دهه های ۱۹۵۰، ۶۰ و ۷۰ یک مایل را در کمتر از ۴ دقیقه دویدند. به گفته تیمی از محققان از کانادا و استرالیا، این دوندگان حرفه ای به طور متوسط تقریباً ۵ سال بیشتر از جمعیت عادی عمر کردند.
یافتهها با این دیدگاه که ورزش بیش از حد در درازمدت اثرات منفی بر سلامتی دارد، تناقض دارد. فشار دادن بدن انسان به حداکثر خود می تواند در واقع مفید باشد، حداقل برای برخی.
در حالی که بسیاری از مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می دهد که افراد فعال بیشتر از افراد غیر فعال عمر می کنند، هنوز مشخص نیست که آیا ورزش بیش از حد برای سلامتی مفید است یا خیر.
برخی از دانشمندان می گویند سبک زندگی ورزشکارانی که در ماراتن، دوچرخه سواری استقامتی، یا سه گانه شرکت می کنند، می تواند به قلب آنها فشار بیاورد و آنها را در معرض خطر مرگ زودهنگام قرار دهد. اما در حالی که ورزش شدید مطمئناً می تواند افراد کم تحرک را در معرض خطر مشکلات سلامتی قرار دهد، شاید نتایج برای ورزشکاران باتجربه متفاوت باشد.
در سال ۲۰۲۲، یک مطالعه دانشگاه هاروارد نشان داد افرادی که بیش از حد توصیه شده ورزش می کنند، خطر مرگ خود را ۳۰٪ کاهش می دهند.
در واقع، استفان فولکز، متخصص قلب دانشگاه آلبرتا و همکارانش می نویسند:
مطالعات اپیدمیولوژیکی دوچرخه سواران تور دو فرانس، ورزشکاران المپیک و قایقرانان نشان داده است که طول عمر بیشتری نسبت به جمعیت عمومی افزایش یافته است.اکنون، محققان نشان دادهاند که این الگو برای سریعترین دوندگان یک مایل نیز صادق است. ورزشکارانی که می توانند یک مایل را در کمتر از ۴ دقیقه طی کنند، به دلیل فشار بیشتر سیستم تنفسی، قلبی عروقی، متابولیک و اسکلتی عضلانی خود، جمعیت منحصر به فردی هستند. برای دستیابی به این سطح از سرعت، دوندگان به طور منظم در طول هفته در مسابقات ورزشی با شدت بالا شرکت می کنند. در سال ۲۰۱۸، متخصصان قلب دریافتند که ۲۰ دونده اول که یک مایل را در کمتر از ۴ دقیقه دویدند، به طور متوسط ۱۲ سال بیشتر از امید به زندگی زندگی کردند. مطالعه جدید یک گروه بزرگتر را در طول سه دهه در نظر می گیرد جالب توجه است، دوندگانی که در دهه ۱۹۶۰ یک مایل را در کمتر از ۴ دقیقه کامل کردند، نسبت به دوندگانی که در دهه های متوالی به این موفقیت دست یافتند، امید به زندگی بیشتری داشتند. محققان پیشنهاد میدهند:
این ممکن است منعکس کننده بهبود امید به زندگی در جمعیت عمومی و همچنین مدیریت چندین بیماری عمده واگیردار و غیرواگیر باشد.به عبارت دیگر، تمام مزایای امید به زندگی که در ورزشکاران حرفه ای دیده می شود، ممکن است تنها به دلیل سبک زندگی آنها نباشد. به عنوان مثال، ممکن است که ورزشکاران دارای ژن های مطلوب با نرخ های بالاتری نسبت به جمعیت عمومی باشند. در گروه دوندگان ۲۰۰ مایلی، محققان ۲۰ مجموعه خواهر و برادر و چندین پدر و پسر را شمارش کردند. در حالی که ما نتوانستیم علت مرگ اکثر دوندگان را تعیین کنیم، مطالعاتی که در مورد دوچرخه سواران تور دو فرانس و گروه های المپیکی (شامل دوندگان مسافت های طولانی) گزارش می دهند، نشان می دهد که اثرات طول عمر در درجه اول به واسطه کاهش نرخ بیماری های قلبی عروقی و سرطان است. این مطالعه در مجله British Journal of Sports Medicine منتشر شد. ترجمه:یاس Source 🌐«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
⚜- تفکر کردن و یادگیری چگونه رخ میدهند؟!
- حافظه چیست و چه مکانیسمی دارد؟!
- حیوانات در چه سطحی از تفکر و حافظه هستند؟!
در یادداشت قبل به نقش هیپوکامپ در حافظه و یادگیری پرداختیم، يادگيری روند كسب اطلاعات درباره جهان ميباشد و حافظه ذخيره اين اطلاعات است. حافظه فعال يا memory working حافظه كاری عمدتاً يك نوع حافظه كوتاه مدت است كه اطلاعات برای مدت كوتاهی در اختيار مغز قرار ميگيرند تا تصميم گرفته شود كه در مورد آن چه عملی بايد انجام بگيرد يعني به حافظه دراز مدت تبديل شود يا پس از استفاده از آن از ذهن پاك شود. محل اين حافظه در قشر جلو پيشانی قرار دارد.
مكانيسم های ايجاد حافظه بعلت اعمال يا تغييراتی است كه در سيناپسهای سلولهای عصبی ايجاد می شود. علت ايجاد حافظه كوتاه مدت، تسهيل و يا مهار پيش سيناپسی است. اين حالت در سيناپسهايی به وجود می آيد كه روی ترمينالهای پيش سيناپسی قرار میگيرند نه روی نورون پس سيناپسی بعدی. ميانجيهای عصبی كه در اين قبيل سيناپسها ترشح می شوند بكرات موجب تسهيل يا مهار طولانی برای چند ثانيه تا حتی چندين دقيقه میشوند. مدارهايی از اين نوع می توانند منجر به حافظه كوتاه مدت شوند. حافظه دراز مدت بعلت تغييرات ساختاری است كه در سيناپسها به وجود می آيد كه منجر به افزايش توانايی سيناپسها در انتقال دادن سيگنالها در جريان برقراری حافظه ميشود. نقش بستن حافظه نياز به ساخته شدن پروتئين ها و فعال شدن ژنها در نورون ها دارد.
انواع حافظه:
¹- صریح[explicit] - وقايع ضمنی [episodic] - معانی كلمات [semantic].
²- مفهومی [implicit] - غير ارتباطی - ارتباطی - مهارت ها و عادات - شروع كننده [Priming].
تفکر کردن یک بازتاب از خارج محیط مغز ماست، یعنی به وسیله دریافت اطلاعات از خارج از مغز این اطلاعات ثبت، تجزیه و تحلیل میشوند! تفکر کردن ناشی از دیس شارژ های رفت و برگشتی است که از نواحی«subcortical» مغز به نواحی کورتیکال مغز در جریان هست نواحی همچون تفسیر عمومی که ناحیه تلاقی کورتکس پاریتال و تمپورال و اکسیپیتال هست «محل ناحیه ورنیکه» و در ارتباط با پره فرونتال کورتکس هست که تفکر کردن را منسجم تر میکند، با تحریک ناحیه ورنیکه و ناحیه تفسیر عمومی مغز میتواند اطلاعات از قبل ثبت شده را تجسم کند.
مسئله یادگیری و حفظ کردن چیزی ورای از هم نیستند، چه در آناتومی مغز حیوانات یا انسان گرچه که قطعاً بدون تفاوت نیست. مثلاً حیوانات میتوانند یک سری کلمات و صداهای ساده را تشخیص بدهند مثل طوطی، اما درکی از دستور زبان جملات پیچیده مثل انسان ندارند. به طور مثال مرکز اصلی ایجاد حافظه، در قسمت هيپوكامپ هست که با وارد کردن آسیب افراد نمی توانند حافظه كاری كوتاه مدت را به دراز مدت اخباری explicit تبديل كنند. اين افراد قادر به برقراری حافظه های دراز مدت جديد برای آن دسته از انواع اطلاعاتی كه پايه هوش را تشكيل می دهند نيستند. در حیوانات هم نخست درک و فهم کلمات به صورت ابتدایی و سپس بخاطر داشتن در قسمت هیپوکامپ صورت میگیرد.
البته طبق نظریه David Atenborongh، سطح هوشیاری در بین پرندگان متغییر است اما حافظه حادثهای [Episodic] در مغز انسان و حیوانات یکی است که باعث ثبت اتفاقات میشود! گویا این مسئله برای پرندگان و حیوانات یا حتی انسانهای نئاندرتال مزیت فرگشتی داشته زیرا آنها در فصل بهار و تابستان مجبور بودند شکار کنند یا غلات جمع آوری کنند سپس آنهارا در یک جا انباشته کنند که در زمستان از آنها تغذیه کنند! این قسمت از مغز که زیر مجموعه سیستم لیمبیک(تکامل یافته ترین و قدیمی ترین مکانیسم مغز در تکامل) به آنها کمک میکرد جای انبار غلات را به یاد بیاورند.
آزمایشات اخیر الکتروفیزیولوژی از مغز با استفاده از حسگر های مغناطیسی انجام شده در درک ارتباط پویا بین قشر و ساختارهای زیر قشر برای گشودن همبستگی های عصبی شناخت ضروری است. در این تلاش، مگنتوآنسفالوگرافی (MEG) و الکتروانسفالوگرافی (EEG) روش های انتخابی هستند زیرا تکنیک های ضبط غیر تهاجمی الکتروفیزیولوژیک با قدرت تفکیک زمانی بالا هستند. تکنیک های پیچیده تخمین منبع MEG / EEG و روش های تجزیه و تحلیل شبکه، که اخیراً توسعه یافته است، می تواند درک جامع تری از مکانیسم های عصبی فیزیولوژیکی فرآیندهای شناختی اساسی را فراهم کند. این رویکردها که همراه با تعدیل غیرتهاجمی ارتباطات قشر مغز-زیر قشر مورد استفاده قرار می گیرند، ممکن است فرصت های جدیدی برای گسترش مجموعه فناوری عصبی شناختی غیرتهاجمی ایجاد کنند.
بیشتر مطالعه کنید:
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
چگونه سیاره ناهید (زهره) آب خود را از دست داد.
ناهید را همزاد زمین میگویند چرا که این دوسیارهی سنگی، تقریبا اندازه و چگالی یکسانی دارند. اما یکی به جهنم منظومهی شمسی تبدیل شد و دیگری جایگاهی برای تشکیل حیات.
دما بر روی این سیاره ۴۷۱ درجه سانتیگراد است یعنی آنقدر داغ که سرب را در یک چشم به هم زدن ذوب میکند! این درحالی است که ناهید در "منطقه طلایی" قرار دارد یعنی در فاصلهای مناسب که میتواند آب مایع داشته باشد. میلیاردها سال پیش، سیاره ناهید به اندازه زمین آب داشت، اما در نقطهای از تکاملش، ابرهای دی اکسید کربن در اتمسفر، باعث شد تا به یک مکان جهنمی تبدیل شده و آب سیاره تبخیر بشود. به تازگی اما دانشمندان مولکولی را شناسایی کردند که ممکن است نقشی اساسی در ربایش آب باقیمانده در سیاره ناهید داشتهباشد. گویا مولکولی به نام HCO+ (متشکل از یک اتم هیدروژن، یک اتم اکسیژن و یک اتم کربن) مقصر این اتفاق است. این مولکول به طور مداوم در اتمسفر سیاره ناهید تولید میشود اما عمر کوتاهی دارد. این مولکول دارای بار مثبت است و با الکترونهای موجود در اتمسفر ناهید ترکیب شده و به یک مولکول مونوکسید کربن و به یک اتم هیدروژن تجزیه میشود. این فرآیند باعث شده تا هیدروژن (که جز اصلی مولکول آب است) از جو ناهید به سمت فضا فرار کند.
جزییات بیشتر در
https://www.space.com/venus-water-loss-earth-twin-molecule
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
آیا بدون مذهب میتوان زندگی معناداری داشت؟!
قطعاً هر دین و مذهب در سطح ملل دارای تعالیمیاند که با توجه به آداب و رسوم شکل می گیرند و پیروان آن دین و آیین مجبور به تبعیت در آن جامعه میباشند. سوال این است که آیا یک مذهب که برگرفته از آداب و رسوم یک جامعه شکل گرفته است در تمامی نقاط جهان کاربرد دارد؟!
👤دکتر "KATHERINE OZMENT" از تجربیات خود میگوید.
وی طبق مقالهای که تحت عنوان "چگونه بدون دین زندگی معناداری داشته باشیم" ارائه کرد 5 راهکار برای زندگی معنادار و زیبا بدون دین؛ معرفی کرد!1: برای تربیت فرزندان خوب لازم نیست به خدا ایمان داشته باشید. دینداری فینفسه شاخصی برای رشد اخلاقی کودک نیست. تحقیقات نشان می دهد که آنچه بیش از هر چیز بر اخلاقیات کودکان تأثیر می گذارد، حساسیت والدین آنها نسبت به احساسات دیگران و بی عدالتی است. حتی فرزندان یکسالهی چنین والدینی در آزمایشات آزمایشگاهی احساس درستی و نادرستی بیشتری نشان دادند. فرزندان ما متوجه هر رفتار ما هستند، به این معنی که والدین قدرت بیشتری نسبت به آنچه که ما تصور می کنیم برای جایگزینی موعظههای یکشنبه گذشته با ارزشهای سکولار خودمان دارند. 2: تجربه عظمت(در مقابل هستی و طبیعت) باعث مهربانی ما می شود. تجربه عظمت زمانی به دست میآید که در مواجهه با یک سیستم بزرگتر احساس کوچکی میکنیم! عظمت طبیعت، یک اثر هنری خیرهکنندهی چرخه زندگی است. وقتی ترس بر ما غلبه میکند، به نظر می رسد زمان کُند می شود، که باعث میشود احساس همدلی و نیکوکاری افزایش یابد. توجه داشته باشید که وقتی زمانی را به عنوان یک خانواده در طبیعت میگذرانید چه اتفاقی میافتد. تجارب عمیق عظمت، که مدتها با عبارات مذهبی توصیف شدهاند، تجربیات انسانی هستند که در دسترس همه ما هستند. 3. آیین و رسومات معنا می دهد. رسومات ما را به هم پیوند می دهند، به ما کمک می کنند زمان را مشخص کنیم و از ما می خواهند که بهترین خودمان باشیم. صرف اینکه ما دین را ترک میکنیم به این معنی نیست که باید مناسک را ترک کنیم. یکی از خانوادههایی که ملاقات کردم، یک مدیتیشن، گفتوگو، و خِرَد جمعیِ منظم صبح یکشنبه برگزار میکردند تا پیوندهای خانوادگی را تقویت کنند و قطبنمای اخلاقی قوی را که با ارزشهایی مانند انصاف و عدالت تعریف میشود، تقویت کنند. 4. همه ما نیاز به "تعلق داشتن" داریم. تعلق داشتن، شاید بیشتر از آن چیزی به آن توجه میکنیم؛ مهم باشد. دانشمندان نشان داده اند که احساس تعلق یا فقدان آن در بدن ما در سطح مولکولی ثبت میشود و بر سلامت جسمی و روانی ما تأثیر می گذارد. و رفاه، احساس معنادار بودن، و رضایت کلی ما از زندگی تحت تأثیر تعداد ارتباطات ما نیست، بلکه عمیق بودن و نتایج آن؛ این ارتباطات تحت تأثیر قرار میدهد. 5. داوطلب شدن به ما حس هدفمندی می دهد. مطالعات نشان می دهد که مذهبی ها نسبت به غیر مذهبی ها خیرخواه ترند. و نه فقط در مورد مجامع مذهبی خودشان؛ بلکه آنها به دنبال داوطلبی حتی فقط یک روز در ماه هستند تا به افراد احساس هدفمندی بیشتری بدهد؛ و به آنها کمک می کند احساس ارتباط بیشتری داشته باشند. بسیاری از افراد غیرمذهبی هم که با آنها ملاقات کردم، با شرکت در مراسماتِ بسته بندی غذا، پاکسازی پارک ها و اهدا خون برای خود معنا و هدف پیدا کردند. در فرهنگ فردگرایانه ما، کودکان ما به چرخ های آموزشی نیاز دارند تا اهمیت بخشش را بیاموزند، بنابراین یک مراسم خانوادگی را تشکیل دهید و آنها را با خود شریک کنید. Source - «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
سرطان تیروئید
کانسر تیروئید نوعی بدخیمی است که ابتدا غدهٔ تیروئید را متأثر ساخته و سپس در صورت پیشرفت و عدم درمان به سایر نقاط بدن گسترش و حتی متاستاز مییابد. سرطان تیروئید زمانی عارض میگردد که سلولهای غیرطبیعی به صورت کنترل نشدهای رشد و به تقسیمات میتوزی بیرویهٔ خود ادامه دهد.
غدهٔ تیروئید هورمون هایی را به منظور تنظیم متابولیسم پایه، ضربان قلب، فشار خون و دمای بدن تولید و ترشح میکنند.
جایی که سرطان تیروئید شروع می شود
غدهٔ تیروئید سطوح قدامی–طرفی نای، غضروف کریکوئید و بخش تحتانی غضروف تیروئید را میپوشاند. در بیشتر افراد تیروئید به راحتی قابل لمس نیست. شکل آن شبیه پروانه است و دارای 2 لوب راست و چپ است که توسط یک بخش باریکی از تیروئید به نام ایسموس به هم می پیوندند.
غدهٔ تیروئید متشکل از انواع مختلفی سلول است که مهمترین آنها سلولهای فولیکولار و پارافولیکولار میباشد.
1) سلول های فولیکولار: سلولهای فولیکولار از ید موجود در خون برای ساخت هورمون های تیروئیدی استفاده می کنند که به تنظیم متابولیسم پایهٔ فرد کمک می کند. افزایش بیش از حد هورمون تیروئید (پرکاری تیروئید) می تواند موجب افزایش ضربان قلب (تاکی کاردی)، آریتمی، اختلال در خواب، بدخلقی، گرسنگی، کاهش وزن و هایپرترمی (افزایش دمای بدن) شود. کاهش غیرطبیعی این هورمونها (کم کاری تیروئید) موجب برادیکاردی (کاهش ضربان قلب)، احساس خستگی و افزایش وزن فرد می شود. تنظیم میزان ترشح هورمون تیروئید برعهدهٔ هورمون محرک تیروئید (TSH) است، این هورمون توسط سلول های تیروتروف بخش پیشین هیپوفیز تولید و به جریان خون ترشح میشود.
2) سلولهای C: نام دیگر آن سلولهای پارافولیکولار میباشد، این سلولها وظیفهٔ ساخت هورمون کلسی تونین را را برعهده دارد، این هورمون به تنظیم کلسیم بدن کمک میکند ولی تأثیر بسیار مهم و آنچنانی بر هومئوستاز کلسیم ندارد.
سایر سلولهای کمتر رایج در غدهٔ تیروئید شامل سلولهای سیستم ایمنی (لنفوسیتها) و سلولهای پشتیبان (استروما) هستند.
کانسرهای مختلفی از هر نوع سلول تشکیل دهندهٔ غدهٔ تیروئید ایجاد می شود. شناخت این نوع سلولها مهم هستند، زیرا بر میزان جدی بودن سرطان و نوع درمان مورد نیاز تأثیر میگذارند.
بسیاری از انواع ناهنجاری ها (رشد غیرطبیعی و تومورها) می توانند در غدهٔ تیروئید عارض شوند. بیشتر این ناهنجاری ها خوش خیم (غیر سرطانی) هستند اما برخی دیگر بدخیم (سرطانی) هستند، به این معنی که می توانند به بافت های مجاور و سایر قسمت های بدن گسترش یابند.
عارضههای خوش خیم تیروئید
1) بزرگشدگی تیروئید: تغییرات در اندازه و شکل غدهٔ تیروئید اغلب در معاینات پزشکی قابل شناسایی است. بزرگشدگی غیرطبیعی غدهٔ تیروئید گاهی گواتر نیز نامیده میشود. برخی از گواترها دیفیوز (منتشر) هستند، به این معنی که تغییر سایز تیروئید در کل قسمتها رخ داده است. سایر گواترها ندولار هستند، به این معنی که سایز غده افزایش یافته و همچنین یک یا چند ندول (برجستگی) در خود دارد. علتهای زیادی وجود دارد که غده تیروئید ممکن است بزرگتر از حد معمول باشد و بیشتر اوقات سرطان نیست. گواتر دیفیوز و ندولار معمولاً به دلیل عدم تعادل در برخی هورمونها رخ میدهد. به عنوان مثال، کمبود ید می تواند باعث تغییراتی در سطح هورمون ها شود و منجر به گواتر شود. علل کمبود ید میتواند ناشی از مصرف ناکافی غذاهای سرشار از ید، سوء جذب (سلیاک، اسپروی گرمسیری و غیرگرمسیری و ...)، اختلالات ممانعتکننده جذب ید توسط تیروئید باشد.
ندول های تیروئید: تودهها یا برجستگی های غده تیروئید را ندول می نامند. اکثر ندولهای تیروئید خوشخیم هستند، اما از هر بیست ندول، دو تا سهتای آنها سرطانی هستند. گاهی اوقات این ندولها میزان زیادی هورمون تیروئید تولید میکنند که موجب پرکاری تیروئید میشوند، این نوع ندولها تقریباً همیشه خوشخیم هستند.
ندولهای تیروئید در همهٔ گروههای سنی مشاهده میشود، اما این ندولها بیشتر در افراد مسن رایج است.
کمتر از 1 نفر به ازای هر 10 بزرگسال دارای ندولهای تیروئیدی هستند که به راحتی توسط معاینات فیزیکی قابل شناسایی هستند. اما هنگامی که تیروئید با سونوگرافی بررسی می شود، بیشتر بیماران دارای ندولهایی بسیار ریزی هستند که با معاینه فیزیکی قابل شناسایی نیستند و اکثر آنها خوش خیم هستند.
اکثر ندولها کیست هایی هستند که با مایع یا با فرم ذخیرهشدهٔ هورمون تیروئید به نام کلوئید پر شده اند. ندولهای توپر و جامد، مایع یا کلوئید کمی دارند و احتمال سرطانی شدن آنها بیشتر است. با این حال، بیشتر ندولهای توپر سرطانی نیستند. برخی از انواع ندولهای توپر، مانند ندولهای هیپرپلاستیک و آدنوم، سلولهای فراوانی دارند، اما سرطانی محسوب نمیشوند.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
مرد یا خرس؟ این سوالفرضی جرقه گفتگو در مورد امنیت زنان را برمیانگیزد.
زنان توضیح میدهند که چرا با برخورد با خرس در جنگل نسبت به مردی که نمیشناختند، احساس امنیت بیشتری میکنند. این فرضیه بحث گستردهتری را در مورد چرایی ترس زنان از مردان برانگیخته است.
اگر در جنگل تنها بودید، ترجیح میدهید با یک خرس روبرو شوید یا یک مرد؟ پاسخ به این سوالفرضی بحثی را برانگیخته است که چرا اکثریت قریب به اتفاق میگویند در انتخاب خرس احساس راحتی بیشتری میکنند.
این موضوع برای هفتهها به شدت مورد بحث قرار گرفته است، زیرا مردان و زنان با افکار خود در سراسر رسانههای اجتماعی همراه میشوند.
اسکرین شات HQ، یک حساب کاربری TikTok، گفتگو را آغاز کرد و از گروهی از زنان پرسید که آیا ترجیح میدهند با مردی که نمیشناختند یا خرسی در جنگل برخورد کنند. از میان هفت زنی که برای این مصاحبه شرکت کردند، تنها یک نفر مردی را انتخاب کرد.
یکی از زنان پاسخ میدهد:
"خرس را انتخاب میکنم. مرد ترسناک است."تعدادی از زنان پاسخهای داده شده در ویدیوی اصلی را تکرار کردند و در نظرات نوشتند که آنها نیز یک خرس را به جای یک مرد انتخاب میکنند. این فرضیه باعث میشود که، برخی از آنها ناراحتی خود را از وضعیت جهان ابراز کنند و برخی دیگر شوخی میکنند. برخی از مردان مات و مبهوت بودند. بسیاری میگویند خرس انتخاب امنتری است. بیش از 65000، پاسخ در زیر پست اصلی وجود داشت. خیلی ها نوشتند که فهمیدند چرا زن ها خرس را انتخاب می کنند. celestiallystunning نوشت:
"هیچ کس نخواهد پرسید که آیا خرس را کنترل کردم یا نه. یا کتاب راهنمایی در مورد نکات پیشگیری از حمله خرس به من بدهد."کاربری دیگر نوشت: "وقتی بمیرم بدنم را در جنگل رها کنم، گرگ ها از هر مردی مهربان تر خواهند بود." زنی دیگری نوشت: «من از نیت یک خرس مطلع هستم. "من از نیت یک مرد اطلاعی ندارم. هر چقدر هم که آنها خوب باشند." سایر کاربران TikTok یک قدم جلوتر رفتند و این سوال فرضی را برای عزیزان مطرح کردند. مردیث استیل، مینویسد،هفته گذشته از شوهرش پرسید که آیا ترجیح میدهد دخترشان با یک خرس یا مردی در جنگل روبرو شود. شوهرش گفت که "هر دورا دوست ندارد" اما گفت،که به برخورد با خرس متمایل بوده است.او می گوید: «شاید این یک خرس انسان دوست باشد.» دایانا، یکی دیگر از کاربران TikTok ، از خواهر شوهرش پرسید که او چه چیزی را انتخاب می کند او مات ومتحیر ماند. دایانا گفت: من این سوال را از اوفقط برای خندیدن پرسیدم، او میگفت: میدانی، خرس را ترجیح میدهم، زیرا اگر خرس به من حمله کند و من آن را از جنگل بیرون بیاورم، همه مرا باور خواهند کرد و با من همدردی میکنند" اما اگر مردی به من حمله کند و من موفق شوم، تمام زندگیام را صرف این خواهم کرد که مردم مرا باور کنند و با من همدردی کنند.» بحث خرس و مرد باعث اختلاف نظر بین زن و مرد شد. این فرضیه باعث ایجاد تنش هایی شده است و برخی از زنان استدلال میکنند که مردان هرگز به درستی درک نمیکنند که زن بودن چگونهاست یا خطرات ذاتی موجود در بازی را درک نمیکنند. کاربران شبکههای اجتماعی به این سوال پاسخ دادند و در طی روزها و هفتههای پس از آن، میمها، شعرها و داستانهایی ساختند. شما، چه چیزی را انتخاب میکنید؟ سحر موحد Source - Source - «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
یک سبک زندگی سالم میتواند خطر ژنتیکی برای مرگ زودهنگام را تا 62 درصد جبران کند.
وقتی تحقیقات به ما میگوید که رژیم غذایی پدربزرگ و مادربزرگ ما میتواند چندین دهه بعد بر سلامت ما تأثیر بگذارد، ممکن است به سختی بتوان این احساس را که ژنتیک خط سیر سلامتیما را مشخص میکند،از بین برد.
اما چه مقدار از سلامتیما در واقع توسط ژن های ما تعیین میشود و سبک زندگی خوب یا بد ماچه تأثیری دارد؟ آیا واقعاً میتوانیم بر دادههای ژنتیکی که دریافت کردهایم غلبه کنیم و همانطور که برخی تحقیقات نشان میدهند با خوب غذا خوردن و ورزش مکرر عمر خود را افزایش دهیم ؟
یک مطالعهجدید روی بیش از 350000 نفر از بریتانیا نشان داد که انتخابسبک زندگی سالم میتواند خطر ژنتیکی مرگ در جوانی را تا 62 درصد خنثی کند.
محققان در مقاله منتشر شده خودمینویسند : "بر اساس دانشما، این مطالعه اولین مطالعهای است که ارتباط مشترک عوامل خطر ژنتیکی و سبک زندگی را با طول عمر انسان را مقایسه میکند.
تیمی از محققان از چندین دانشگاه در چین و دانشگاه ادینبورگ در بریتانیا دادههای بیش از 350000 بزرگسال اروپایی تبار را که از سال 2006 تا 2010 در مطالعه Biobank انگلستان استخدام شده بودند، تجزیه و تحلیل کردند و بهطور متوسط تقریباً 13 سال آنها را دنبال کردند.
از شرکت کنندگان در مورد رژیم غذایی، فعالیت بدنی، سیگار کشیدن، مصرف الکل، شکل بدن و مدت زمان خواب آنها پرسیده شد و بر اساس پاسخ آنها در سه سطح گروه بندی شدند. محققان همچنین شرکت کنندگان را بر اساس عوامل خطرژنتیکی شناخته شده به نام امتیازهای خطر چند ژنی - برگرفته از مطالعات ایالات متحده - بر طول عمر به سه دسته تقسیم کردند.
مشابه مطالعات قبلی خانوادگی،محققان دریافتند که ژنتیک به تنهایی می تواند خطر مرگ زودهنگام را تا 21 درصد افزایش دهد.
سبک زندگی ناسالم شامل خواب کم، ورزش کم، غذای فرآوری شده، سیگار و الکل نیز با 78 درصد بیشتر خطر مرگ زودهنگام، بدون توجه به استعداد ژنتیکی افراد مرتبط بود.
افرادی که سبک زندگی ناسالم و مستعد ژنتیکی برای طول عمر کوتاهتر داشتند، دو برابر بیشتر از افرادی که خطر ژنتیکیکمتری داشتند و عادات سبک زندگی مطلوبتری داشتند، در اثر شرایط غیرتصادفی و غیر مرتبط با کووید در طول دوره مطالعه جان خود را از دست دادند.
اما به گفته محققان، انتخاب یک سبک زندگی سالم - عمدتاً با عدم سیگار کشیدن، ورزش منظم، خوب غذا خوردن و خواب کافی - خطر ژنتیکی کوتاهتر شدن عمر را تا 62 درصد جبران میکند.محققان نتیجه گرفتند : «این مطالعه نقش محوری یک سبک زندگی سالم را در کاهش تأثیر عوامل ژنتیکی بر کاهش طول عمر روشن میکند.
سوال بزرگ دیگری که این مطالعه به طور خلاصه به آن پرداخته این است که افراد در چه سنی میتواند تغییرات مثبتی در سبک زندگی خود ایجاد کنند.
این تجزیه و تحلیل نشان داد که افرادی که در معرض خطر ژنتیکی بالا برای زندگی کوتاهتر هستند، در صورت اعمال تغییرات در سبک زندگی، میتوانند تقریباً 5 سال، امیدبه زندگی خود را در سن 40 سالگی اضافه کنند.
محققان نتیجه گرفتند : «با توجه به اینکه عادتهای رفتاری سبک زندگی معمولاً قبل از میانسالی ایجاد میشوند، انجام مداخلات مؤثر در سلامت عمومی برای افرادی که در معرض خطر ژنتیکی بالا هستند، برای افزایش طول عمرشان قبل از شکلگیری یک سبک زندگی ثابت، کاملاً حیاتی است».
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
