uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

جهان چگونه کار می کند؟

جهان چگونه کار می کند؟

Kanalga Telegram’da o‘tish

کانال های علمی دیگر ما در زمینه علوم اعصاب و مستند : @world_function_LIB🎥 📷Instagram.com/world.function گروه علمی ما : @world_function ارتباط با مدیریت : @SHAHAB_FS

Ko'proq ko'rsatish
4 496
Obunachilar
-224 soatlar
+57 kun
+2230 kun
Postlar arxiv
نتیجه بررسی «دی‌ان‌ای» اختاپوس‌ها: صفحه‌های یخ در قطب جنوب احتمالا زودتر از انتظار فرو می‌ریزند. دانشمندان موفق شده‌اند با مطالعه «دی‌ان‌ای» گونۀ ویژه‌ای از اختاپوس‌ها، اطلاعات مهمی درباره آینده محیط زیست در قاره جنوبگان به دست آورند. آنها ژن‌های یکی از گونه‌های این سرپایان به نام «Turquet’s octopus» را که در آب‌های اقیانوس منجمد جنوبی زندگی می‌کنند، بررسی کردند و به نتایج نگران کننده‌ای دست یافتند. تحقیقات آنها نشان داد جمعیتی از این اختاپوس‌ها که در حال حاضر از نظر جغرافیایی در منطقه‌ای «ایزوله» قرار دارند، حدود ۱۲۵ هزار سال پیش توانسته‌اند آزادانه با دیگر گونه‌های اختاپوس‌ها که متعلق به آن منطقه نیستند، جفت‌گیری کنند و این کار نیز دقیقا زمانی ممکن شده است که سه دریای اطراف قاره جنوبگان (آموندسن، ودل و راس) توسط باریکه‌ای به هم متصل بودند.  در آن زمان، دمای زمین مشابه دمای امروز بود و دانشمندان می‌گویند با کشف این اطلاعات، می‌توانند پیش‌بینی کنند که «صفحه یخی غرب قطب جنوب» یا همان WAIS احتمالا بیشتر از آنچه قبلا تصور می‌شد به فروپاشی نزدیک است.  اگر این صفحه یخی عظیم فرو بریزد، سطح آب دریاهای جهان به میزان ۳.۳ تا ۵ متر افزایش خواهد یافت و به این ترتیب نقشه جهان کنونی نیز به شدت تغییر خواهد کرد. پژوهشگران این تحقیق تاکید دارند که اگر جهان نتواند گرمایش زمین ناشی از فعالیت‌های صنعتی انسان را تا حد ۱.۵ درجه سانتی‌گراد که در توافق پاریس تعهد شده بود حفظ کند، آنگاه وقوع این نتیجه بسیار محتمل است. سالی لا، متخصص زیست‌شناسی تکاملی و پژوهشگر اصلی این تیم تحقیق از دانشگاه جیمزکوک استرالیا، در این باره به خبرگزاری فرانسه می‌گوید: «ما در این تحقیق از دی‌ان‌ای و تغییرات زیست‌شناسی، به عنوان نمایندۀ تغییرات قطب جنوب در گذشته استفاده کردیم. برای انجام این تحقیق، استفاده از این نوع از اختاپوس یک نمونه ایده‌آل محسوب می‌شد زیرا هم این گونه از اختاپوس‌ها در آب‌های اطراف قاره جنوبگان یافت می‌شود و هم اینکه ما اطلاعات زیادی درباره آن داریم. از جمله می‌دانیم که متوسط طول عمر آن ۱۲ سال است و از حدود ۴ میلیون سال پیش به عنوان یک گونه جدید ظاهر شده‌اند.» دانشمندان دریافتند که فروریختن صفحات یخ جنوبگان، باعث شده که این گونه از اختاپوس‌ ایزوله بتواند با دیگر گونه‌های اختاپوس‌ها ارتباط برقرار کند و برای هزاران سال با آنها آمیزش داشته باشد و به این شکل به حیات خود ادامه دهد.  پس از آن، صفحات یخ دوباره به هم پیوستند و به این ترتیب این گونه‌ها دوباره از دیگران جدا شدند. این داستان پیوند و جدایی، در ژن‌های منحصر به فرد این اختاپوس‌ها ثبت شده است. سالی لا و همکارانش «دی ان ای» ژنوم ۹۶ این گونه ویژه از اختاپوس را جمع‌آوری و توالی‌یابی کردند؛ آنها هم از اختاپوس‌هایی استفاده کردند که بطور تصادفی توسط کشتی‌های ماهیگیری صید شده بودند و هم نمونه‌های مشابه آنها که به مدت ۳۳ سال در موزه‌ها نگهداری می‌شدند. آنها در جریان این توالی‌یابی، به شواهدی از راه‌های دریایی «بخش غربی» آب‌های اقیانوس منجمد جنوبی برخوردند؛ راههایی که سه دریای آموندسن، ودل و راس را به هم متصل می‌کردند. این توالی‌یابی همچنین نشان داد که «صفحه یخی غرب قطب جنوب» موسوم به WAIS تا کنون در دو نوبت جداگانه فرو ریخته است: اولین بار در اواسط دوران زمین‌شناسی پلیوسن (حدود ۳ تا ۳.۵ میلیون سال پیش) و بار دوم در جریان آخرین دورۀ «میان‌یخچالی» (فاصله زمین‌شناختی با دمایی گرمتر بین ۱۲۹ هزار تا ۱۱۶ هزار سال پیش) بوده است. پژوهشگران این تحقیق می‌گویند: «این مطالعه، شواهد تجربی را ارائه داد که نشان می‌دهد "صفحه یخی غرب قطب جنوب" زمانی که میانگین دمای جهانی مشابه دمای امروزی بوده، فرو ریخته است. همچنین نشان می‌دهد که نقطه اوج فروپاشی دوبارۀ این صفحه، در آینده نزدیک است.» سوالات بی‌پاسخ این تحقیق هنوز چند سوال را بی‌پاسخ می‌گذارد: اولاً اینکه مشخص نیست آیا تغییرات دما به‌تنهایی منجر به فروپاشی صفحات یخی باستانی شده است یا خیر. دوم، آیا تغییرات در جریان‌های اقیانوسی و تعامل پیچیده بین یخ و زمین جامد می‌تواند نقشی در این پدیده داشته باشد یا خیر؟ و درنهایت اینکه، مشخص نیست آیا افزایش سطح دریا به یکباره اتفاق می‌افتد یا در یک دوره بسیار طولانی‌تر روی می‌دهد. با این وجود دانشمندان بر این باورند که نتایجی که در این مطالعه به دست آمده،  قابل تامل است.  از نظر آندریا داتون، زمین‌شناس دانشگاه ویسکانسین-مدیسون و رابرت دکنتو از دانشگاه ماساچوست، این تحقیق، سند دیگری روی همه اسناد علمی به دست آمده دربارۀ آثار تغییرات آب و هوایی است. آنها این مطالعه را یک تحقیق «پیشگام» توصیف کرده‌اند که بیش از همه یک سوال را مطرح می‌کند؛ اینکه آیا تاریخ باستان تکرار خواهد شد؟ سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

اولین آزمایش در انسان برای قرص ضد بارداری مردانه بدون هورمون آغاز شد انتظار می رود آزمایش YCT-529 تا اواسط سال 2024 ادامه یابد. پس از انجام مطالعات پیش بالینی موفقیت آمیز بر روی موش ها، محققان این هفته اولین آزمایش انسانی یک قرص ضد بارداری مردانه بدون هورمون را آغاز کردند. داروی YCT-529، که در حال آزمایش است، اولین دارویی از نوع خود، میباشد که به فاز آزمایش بالینی رسیده است . در حالی که دانشمندان دهه‌ها  سال است که در تلاش برای ایجاد گزینه‌های پیشگیری از بارداری برای مردان فعال جنسی فراتر از کاندوم و وازکتومی بوده‌اند ، مواردی که به مراحل بعدی آزمایش بالینی رسیده‌اند، هورمونی بوده‌است . اختلال در هورمون ها می تواند با انواع عوارض جانبی ناخوشایند مانند تغییرات خلق و خو و آکنه همراه باشد، که YCT-529 را به گزینه ای بالقوه بسیار جذاب تر تبدیل می کند.  محققان می گویند : «جهان برای یک ماده ضدبارداری مردانه آماده است و با توجه به آنچه که ما در مورد عوارض جانبی که زنان برای دهه‌ها از قرص متحمل شده‌اند، می‌دانیم، تحویل داروی بدون هورمون کار درستی است. این قرص جدید با مهار گیرنده آلفا رتینوئیک اسید (RAR-alpha) عمل می کند. این یک پروتئین در خانواده ای از گیرنده های هسته ای است که به رتینوئیک اسید، مشتقی از ویتامین A که در تشکیل اسپرم نقش دارد، متصل می شود. با مسدود کردن این مسیر، YCT-529 در نتیجه از تولید اسپرم جلوگیری می کند. در مطالعات پیش بالینی که بر روی موش ها انجام شد، ثابت شد که این رویکرد تعداد اسپرم ها را به شدت کاهش می دهد و 99 درصد در جلوگیری از بارداری موثر است. به طور قابل توجهی، بی خطر بودن آن نیز ثابت شد و اثر آن بر باروری قابل برگشت است. محققان امیدوارند به همان سطح از موفقیت در مطالعات انسانی دست یابند. کارآزمایی فاز اول با هدف بررسی اثربخشی قرص و همچنین ایمنی و تحمل آن در دو گروه از هشت داوطلب مرد انجام می‌شود.  تخمین زده می شود که در اواسط سال 2024 به پایان برسد و حتی اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، لزوماً به این زودی ها YCT-529 را از پزشک خود دریافت نخواهید کرد. آزمایشات بیشتر و تایید بالینی ممکن است سالها طول بکشد . با این وجود، اگراین قرص تولید شود، احتمالاً طرفدار زیادی داشته باشد .طبق نظرسنجی YouGov ، یک سوم مردان فعال جنسی در بریتانیا مایل به خوردن یک قرص مردانه هستند و برآوردهای دیگر این رقم را تا 82.3 درصد نشان می‌دهد .  تخمین زده میشود که ارزش، روش جدید پیشگیری از بارداری مردانه بین 40 تا 200 میلیارد دلار می باشد . هدر وحدت، مدیر اجرایی این موسسه گفت: «در حالی که کار قابل توجهی در پیش است، ما معتقدیم که اولین مطالعه انسانی YCT-529 گام مهمی به سوی آینده ای است که در آن مردان و زنان قدرت تصمیم گیری و کنترل استفاده از روش های پیشگیری از بارداری، بارداری و فرزندآوری را دارند. طرح پیشگیری از بارداری مردانه، نوعی عدالت در سلامتی است. سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

کشف یک فیزیک‌دان؛ سفر در زمان «بدون تناقض» ممکن است از نظر تئوری امکان‌پذیر باشد. سفر در زمان یکی از جذاب‌ترین مفاهیم علمی‌تخیلی است. اما یکی از مشکلات اساسی سفر در زمان، ایجاد تناقض‌ها است. یک تناقض زمانی زمانی ایجاد می‌شود که یک رویداد باعث ایجاد خود شود. برای مثال، اگر یک مسافر زمان به گذشته سفر کند تا مانع شیوع یک بیماری شود، ممکن است در واقع باعث شیوع آن بیماری شود. یک تحقیق جدید توسط دانشمندان استرالیایی نشان داد که سفر در زمان با اراده‌ی آزاد در جهان ما بدون ایجاد تناقض منطقی امکان‌پذیر است. این تحقیق نشان می‌دهد که فضا-زمان به‌طور بالقوه می‌تواند خود را برای اجتناب از تناقض‌ها تنظیم کند. برای مثال، اگر یک مسافر زمان به گذشته سفر کند تا مانع شیوع یک بیماری شود، بیماری به نوعی دیگر فرار خواهد کرد و پارادوکس را از بین خواهد برد. به‌طور مثال، ممکن است بیماری به شکل دیگری پدید آید یا ممکن است مسافر زمان در واقع باعث شیوع یک بیماری دیگر شود. این تحقیق می‌تواند به ما کمک کند تا مفاهیم پیچیده‌ی سفر در زمان را بهتر درک کنیم. همچنین، می‌تواند به ما کمک کند تا احتمالات و خطرات سفر در زمان را ارزیابی کنیم. این تحقیق در مجله‌ی Classical and Quantum Gravity منتشر شده است. نسخه‌ی اولیه‌ی این مقاله در سپتامبر ۲۰۲۰ منتشر شد. منبع:sciencealert «Channel of Science is for all»

فوران کوه سینابونگ خاکسترهای این فوران شدید تا ارتفاع ۷۵۰۰ متری به هوا پرتاب شد. روستاها غرق در خاکستر شدند و به ساکنان از سوی دولت ماسک صورت داده شد و به آنها توصیه شد برای جلوگیری از تنفس ذرات خطرناک در خانه بمانند. خوشبختانه این فوران جراحت یا تلفات جانی نداشت. کوه سینابونگ در فلات کارو در منطقه کارو ریجنسی، شمال سوماترا، اندونزی، در ۴۰ کیلومتری ابرآتشفشان دریاچه توبا است. این رویداد در فوریه ۲۰۱۸ رخ داد. «Channel of Science is for all»

یادگاری مفید نئاندرتال‌ها برای انسان امروزی. دی‌ان‌ای نئاندرتال باستانی می‌تواند دلیلی برای سحرخیزی انسان باشد. دانشمندان می‌گویند افرادی که زود به رختخواب می‌روند و صبح‌ها زود بیدار می‌شوند، احتمالا برای این عادت باید از اجداد باستانی خود سپاسگزار باشند. محققان دریافته‌اند که دی‌ان‌ای به ارث رسیده از عموزاده‌های ابرو کلفت ما به احتمال زیاد در این خصیصه نقش مهمی ایفا کرده است. بیشتر ژن‌هایی که انسان‌های امروزی از طریق آمیزش‌ با نئاندرتال‌ها در دوران ماقبل تاریخ به دست آورده‌اند در جریان تکامل از بین رفته‌اند، با این حال بخش کوچکی از آن‌ها باقی مانده و در بدن شماری از انسان‌ها قابل ردیابی است. دانشمندان تصور می‌کنند این بقای ژنی احتمالاً به این دلیل است که به انسان‌های مدرن اولیه کمک کرده تا زمانی که آفریقا را به مقصد اوراسیا ترک کردند، با محیط جدید و روزهای کوتاه زمستان سازگار شوند. جان کاپرا، اپیدمیولوژیست در دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو، در این باره می‌گوید: «با تجزیه و تحلیل دی‌ان‌ای نئاندرتال‌ها که در ژنوم انسان مدرن باقی مانده‌اند، روند قابل توجهی کشف کردیم.» او اضافه کرد بسیاری قطعات این دی‌ان‌ای‌ها بر ژن‌هایی تأثیر می‌گذارند که ساعت بدن انسان‌های امروزی را کنترل می‌کنند و در بیشتر موارد «میل به سحرخیزی را افزایش می‌دهند.» دسته‌های بزرگی از انسان‌های خردمند (هومو ساپینس) حدود ۷۰ هزار سال پیش از آفریقا به اوراسیا مهاجرت کردند. در بدو ورود، آنها با نئاندرتال‌ها مواجه شدند که قبلاً با زندگی در آب و هوای سردتر سازگار شده بودند و صدها هزار سال این قلمرو را در اشغال داشتند. به لطف آمیختگی بین این گروه‌ها، انسان‌های امروزی تا ۴ درصد از دی‌ان‌ای نئاندرتال‌ها، از جمله ژن‌های مرتبط با رنگدانه‌های پوست، مو، چربی و دستگاه ایمنی بدن را حمل می‌کنند. دکتر کاپرا و همکارانش دی‌ان‌ای انسان‌های مدرن و نئاندرتال‌ها را با استفاده از اطلاعات ژنتیکی نیم میلیون نفر که در پایگاه داده اطلاعات زیستی بریتانیا وجود دارد تجزیه و تحلیل کردند و دریافتند که انواع ژنتیکی متفاوتی در ساعت‌های بدن یا ریتم‌های شبانه‌روزی دو گروه نقش دارند. از آنجایی که اجداد انسان‌های امروزی با نئاندرتال‌ها رابطه جنسی برقرار می‌کردند، این امکان وجود داشت که برخی از انسان‌های امروزی دارای ژن‌هایی از نئاندرتال‌ها باشند. محققان می‌گویند نه تنها بسیاری از مردم این گونه ژن‌ها را دارند، بلکه این ژن‌ها با زود بیدار شدن از خواب در ارتباط بودند. به گفته پژوهشگران، سحرخیز بودن در اصل نیازی به ژن‌های نئاندرتال ندارد چرا که صدها ژن مختلف بر زمان خواب و بیدار شدن افراد تأثیر می‌گذارند و تأثیرات محیطی و فرهنگی زیادی نیز وجود دارد. به طور کلی ژن‌های نئاندرتال هرچند موثر هستند، اما تنها تأثیر کمی دارند. تصور دانشمندان بر این است که این ژن‌ها به اجداد انسان‌ها کمک می‌کرده تا با زندگی در عرض‌های جغرافیایی بالاتر سازگار شوند. دکتر کاپرا در این خصوص می‌گوید: «ما فکر نمی‌کنیم که صبح‌دوست بودن واقعاً در آن زمان مفید بوده باشد. در عرض‌های جغرافیایی بالاتر، داشتن ساعتی که انعطاف‌پذیرتر است و بهتر می‌تواند خود را با سطوح نور فصلی متغیر مطابقت دهد مفید است.» پروفسور مارک مازلین، از دانشگاه کالج لندن که در این مطالعه شرکت نداشت، گفت: «اکنون ما شواهد ژنتیکی داریم که نشان می‌دهد برخی از ما واقعاً سحرخیز هستیم.» او اضافه کرد: «زمانی که انسان در مناطق گرمسیری آفریقا تکامل یافت، طول روز به طور متوسط ۱۲ ساعت بود. از آنجا که گردآورندگان شکارچی تنها ۳۰ درصد از زمان بیداری خود را صرف جمع‌آوری غذا می‌کردند، ۱۲ ساعت زمان زیادی است. اما هر چه به سمت شمال زمین پیش می‌روید روزهای زمستانی که غذا کمیاب است، کوتاه‌تر و کوتاه‌تر می‌شود و در نتیجه برای نئاندرتال‌ها و انسان‌ها منطقی است که به محض پدیدار شدن نور، شروع به کار و جمع‌آوری غذا کنند.» سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

سلول های مغز انسان روی یک تراشه می توانند گفتار را تشخیص دهند و ریاضی ساده انجام دهند. هیچ کامپیوتری به اندازه مغز انسان قدرتمند و پیچیده نیست . توده‌های بافتی که در جمجمه ما محصور شده‌اند می‌توانند اطلاعات را با مقادیر و سرعت‌هایی پردازش کنند که فناوری محاسباتی به سختی می‌تواند آن را لمس کند. کلید موفقیت مغز، کارآیی نورون ها به عنوان یک پردازنده ودرخدمت دستگاه حافظه می باشد . برخلاف واحدهای جدا شده از نظر فیزیکی در اکثر دستگاه‌های محاسباتی مدرن. امروزه تلاش‌های زیادی برای شبیه‌تر کردن محاسبات به مغز صورت گرفته است، اما تلاش جدید همه چیز را یک قدم جلوتر می‌برد - با ادغام بافت مغز واقعی انسان با الکترونیک. این رویکردکه  Brainoware نام دارد.می تواند  تشخیص گفتار و مسائل ریاضی مانند پیش‌بینی معادلات غیرخطی را انجام دهد. دقت آن کمی کمتر از یک کامپیوتر سخت‌افزاری خالص بود که بر روی هوش مصنوعی کار می‌کرد ، اما این تحقیق اولین قدم مهم در نوع جدیدی از معماری کامپیوتر را نشان می‌دهد. البته با افزایش پیچیدگی این سیستم های  ارگانوئیدی ، بررسی تعداد بی‌شماری از مسائل عصبی اخلاقی که سیستم‌های محاسبات زیستی را احاطه کرده‌اند برای جامعه حیاتی است. درسال‌های اخیر، دانشمندان و مهندسان سعی کرده‌اند با طراحی سخت‌افزار و الگوریتم‌هایی که ساختار و نحوه عملکرد مغز را تقلید می‌کنند، به توانایی‌های مغز نزدیک شوند.  این محاسبات که به عنوان محاسبات نورومورفیک شناخته می شود ،در حال بهبود است ، اما آموزش شبکه های عصبی مصنوعی زمان میبرد . محققیق به دنبال روشی متفاوت با استفاده از بافت مغز واقعی انسان رشد یافته در آزمایشگاه بودند. سلول‌های بنیادی پرتوان انسانی برای تبدیل شدن به انواع مختلف سلول‌های مغزی که به صورت مینی‌مغزهای سه‌بعدی به نام ارگانوئیدها با اتصالات و ساختارها سازماندهی می‌شوند. هدف سخت افزار محاسباتی الهام گرفته از مغز، تقلید ساختار و اصول کار مغز است و می تواند برای محدودیت های فعلی در فناوری های هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گیرد.  با این حال، تراشه های سیلیکونی الهام گرفته از مغز هنوز در توانایی خود برای تقلید کامل عملکرد مغز محدود هستند، زیرا بیشتر نمونه ها بر اساس اصول الکترونیک دیجیتال ساخته شده اند. این رویکرد سخت‌افزاری هوش مصنوعی می تواند،از محاسبات مخزن  تطبیقی ​​شبکه‌های عصبی بیولوژیکی در یک ارگانوئید مغز استفاده کند.  در این رویکرد - که Brainoware نامیده می شود - محاسبات با ارسال و دریافت اطلاعات از ارگانوئید مغز با استفاده از یک آرایه چند الکترودی با چگالی بالا انجام می شود. با اعمال تحریک الکتریکی مکانی-زمانی، دینامیک غیرخطی و ویژگی‌های حافظه محو شده و همچنین یادگیری بدون نظارت از داده‌های آموزشی با تغییر شکل اتصال عملکردی ارگانوئید به دست می‌آید.  وپتانسیل عملی این تکنیک را با استفاده از آن برای تشخیص گفتار و پیش‌بینی معادلات غیرخطی در یک چارچوب محاسباتی مخزن نشان می‌دهد. ممکن است چندین دهه طول بکشد تا سیستم های محاسبات زیستی عمومی ایجاد شوند، اما این تحقیق احتمالاً بینش های اساسی در مورد مکانیسم های یادگیری، رشد عصبی و پیامدهای شناختی بیماری های عصبی ایجاد می کند . همچنین می تواند به توسعه مدل های پیش بالینی اختلال شناختی برای آزمایش درمان های جدید کمک کند. سحر موحد Source - «Channel of Science is for all»

سلول های مغز انسان روی یک تراشه می توانند گفتار را تشخیص دهند و ریاضی ساده انجام دهند. هیچ کامپیوتری به اندازه مغز انسان قدرتمند و پیچیده نیست . توده‌های بافتی که در جمجمه ما محصور شده‌اند می‌توانند اطلاعات را با مقادیر و سرعت‌هایی پردازش کنند که فناوری محاسباتی به سختی می‌تواند آن را لمس کند. کلید موفقیت مغز، کارآیی نورون ها به عنوان یک پردازنده ودرخدمت دستگاه حافظه می باشد . برخلاف واحدهای جدا شده از نظر فیزیکی در اکثر دستگاه‌های محاسباتی مدرن. امروزه تلاش‌های زیادی برای شبیه‌تر کردن محاسبات به مغز صورت گرفته است، اما تلاش جدید همه چیز را یک قدم جلوتر می‌برد - با ادغام بافت مغز واقعی انسان با الکترونیک. این رویکردکه  Brainoware نام دارد.می تواند  تشخیص گفتار و مسائل ریاضی مانند پیش‌بینی معادلات غیرخطی را انجام دهد. دقت آن کمی کمتر از یک کامپیوتر سخت‌افزاری خالص بود که بر روی هوش مصنوعی کار می‌کرد ، اما این تحقیق اولین قدم مهم در نوع جدیدی از معماری کامپیوتر را نشان می‌دهد. البته با افزایش پیچیدگی این سیستم های  ارگانوئیدی ، بررسی تعداد بی‌شماری از مسائل عصبی اخلاقی که سیستم‌های محاسبات زیستی را احاطه کرده‌اند برای جامعه حیاتی است. درسال‌های اخیر، دانشمندان و مهندسان سعی کرده‌اند با طراحی سخت‌افزار و الگوریتم‌هایی که ساختار و نحوه عملکرد مغز را تقلید می‌کنند، به توانایی‌های مغز نزدیک شوند.  این محاسبات که به عنوان محاسبات نورومورفیک شناخته می شود ،در حال بهبود است ، اما آموزش شبکه های عصبی مصنوعی زمان میبرد . محققیق به دنبال روشی متفاوت با استفاده از بافت مغز واقعی انسان رشد یافته در آزمایشگاه بودند. سلول‌های بنیادی پرتوان انسانی برای تبدیل شدن به انواع مختلف سلول‌های مغزی که به صورت مینی‌مغزهای سه‌بعدی به نام ارگانوئیدها با اتصالات و ساختارها سازماندهی می‌شوند. هدف سخت افزار محاسباتی الهام گرفته از مغز، تقلید ساختار و اصول کار مغز است و می تواند برای محدودیت های فعلی در فناوری های هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گیرد.  با این حال، تراشه های سیلیکونی الهام گرفته از مغز هنوز در توانایی خود برای تقلید کامل عملکرد مغز محدود هستند، زیرا بیشتر نمونه ها بر اساس اصول الکترونیک دیجیتال ساخته شده اند. این رویکرد سخت‌افزاری هوش مصنوعی می تواند،از محاسبات مخزن  تطبیقی ​​شبکه‌های عصبی بیولوژیکی در یک ارگانوئید مغز استفاده کند.  در این رویکرد - که Brainoware نامیده می شود - محاسبات با ارسال و دریافت اطلاعات از ارگانوئید مغز با استفاده از یک آرایه چند الکترودی با چگالی بالا انجام می شود. با اعمال تحریک الکتریکی مکانی-زمانی، دینامیک غیرخطی و ویژگی‌های حافظه محو شده و همچنین یادگیری بدون نظارت از داده‌های آموزشی با تغییر شکل اتصال عملکردی ارگانوئید به دست می‌آید.  وپتانسیل عملی این تکنیک را با استفاده از آن برای تشخیص گفتار و پیش‌بینی معادلات غیرخطی در یک چارچوب محاسباتی مخزن نشان می‌دهد. ممکن است چندین دهه طول بکشد تا سیستم های محاسبات زیستی عمومی ایجاد شوند، اما این تحقیق احتمالاً بینش های اساسی در مورد مکانیسم های یادگیری، رشد عصبی و پیامدهای شناختی بیماری های عصبی ایجاد می کند . همچنین می تواند به توسعه مدل های پیش بالینی اختلال شناختی برای آزمایش درمان های جدید کمک کند. سحر موحد Source

اتحادیه اروپا اولین قوانین جهانی هوش مصنوعی رو تصویب کردند. کشورهای عضو اتحادیه اروپا و نمایندگان پارلمان اروپا به توافق اولی
اتحادیه اروپا اولین قوانین جهانی هوش مصنوعی رو تصویب کردند. کشورهای عضو اتحادیه اروپا و نمایندگان پارلمان اروپا به توافق اولیه‌ای در مورد قانون هوش مصنوعی (AI Act) رسیدن. این قانون، اولین تلاش برای کنترل فناوری هوش مصنوعی در سطح جهان می باشد و بر اساس اصول اخلاقی نوشته شده است. مذاکرات برای رسیدن به یک توافق طولانی و پرفشار بود و بیشتر از ۳۵ ساعت طول کشید. هدف از این قانون، راهنمایی و حمایت از شرکت‌های فناوری و محققان اروپایی برای پیشرفت در زمینه هوش مصنوعی می باشد . مذاکرات در مورد این قانون شامل بحث‌های فنی و پیچیده و یکی از موضوعات مهم، استفاده از سیستم‌های بیومتریک مبتنی بر هوش مصنوعی برای شناسایی افراد می باشد. در این توافق، مقامات اجازه دارند تحت شرایط سختگیرانه‌ای از بیومتریک‌ها برای پیدا کردن افراد دزدیده شده و مظنونین جرائم مهم و مقابله با تروریسم استفاده کنند. اما استفاده از بیومتریک برای شناسایی ویژگی‌های حساس مثل نژاد، جنسیت، مذهب و وابستگی‌های سیاسی ممنوع شده است . Source - «Channel of Science is for all»

مطالعه می گوید پیوند مرموز بین داشتن گربه و اسکیزوفرنی واقعی است. یک بررسی جدید نشان می دهد که داشتن یک گربه به عنوان حیوان خانگی می تواند به طور بالقوه خطر ابتلا به اختلالات مربوط به اسکیزوفرنی را در فرد دو برابر کند. محققان استرالیایی تحلیلی از 17 مطالعه منتشر شده در 44 سال گذشته از 11 کشور از جمله ایالات متحده و بریتانیا انجام دادند. در تحقیقات سلامت روان کوئینزلند، بیان شد : «ما ارتباطی بین مالکیت کلی گربه و افزایش احتمال ابتلا به اختلالات مرتبط با اسکیزوفرنی پیدا کردیم . این ایده که مالکیت گربه می‌تواند با خطر اسکیزوفرنی مرتبط باشد، در مطالعه‌ای در سال 1995 مطرح شد و قرار گرفتن در معرض انگلی به نام توکسوپلاسما گوندی به عنوان علت مطرح شد. اما تحقیقات تاکنون نتایج متفاوتی را ارائه کرده است. مطالعات نشان داده اند که بودن در کنار گربه ها در دوران کودکی ممکن است فرد را بیشتر در معرض ابتلا به اسکیزوفرنی قرار دهد. با این حال، همه مطالعات ارتباطی را پیدا نکرده اند. مک گراث و تیمش می گویند برای داشتن تصویری واضح تر، نیاز به بررسی و تجزیه و تحلیل کامل همه تحقیقات در این مورد وجود دارد. یک انگل بی ضرر به نام «T.gondii»است که می تواند از طریق گوشت نیم پز یا آب آلوده منتقل شود. گاز گرفتگی ازطریق یک گربه آلوده یا مدفوع گربه آلوده نیز می تواند باعث انتقال T. gondii شود. تخمین زده می شود که حدود 40 میلیون نفر در ایالات متحده ممکن است به این انگل ومعمولا بدون هیچ علامتی آلوده شوند. محققان به دنبال یافتن اثرات عجیب‌تری هستند که عفونت‌ها ممکن است به وجود بیاورند. . هنگامی که T.gondiiوارد بدن ما میشود  می تواند به سیستم عصبی مرکزی نفوذ کند و بر انتقال دهنده های عصبی تأثیر می گذارد .   این انگل با تغییرات شخصیتی ، ظهور علائم روان پریشی و برخی اختلالات عصبی از جمله اسکیزوفرنی مرتبط است . با این حال، یک پیوند ثابت نمی کند که T. gondii باعث این تغییرات شده یا اینکه انگل از گربه به انسان منتقل شده است. تجزیه و تحلیل جدید 17 مطالعه نشان داد "ارتباط مثبت قابل توجهی بین مالکیت گربه به طور گسترده و افزایش خطر اختلالات مرتبط با اسکیزوفرنی" وجود دارد. این تیم می نویسد : «پس از تنظیم متغیرهای کمکی، متوجه شدیم که احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی در افرادی که در معرض گربه قرار می گیرند، تقریباً دو برابر است . محققین موافق هستند که قبل از اینکه بتوانیم هر گونه تفسیر محکمی داشته باشیم، به تحقیقات بهتر و گسترده تری نیاز است. نویسندگان می نویسند : "در نتیجه، بررسی ما از ارتباط بین مالکیت گربه و اختلالات مربوط به اسکیزوفرنی پشتیبانی می شود. برای درک بهتر مالکیت گربه به عنوان یک عامل کاندیدای خطر برای اختلالات روانی، نیاز به مطالعات با کیفیت بالاتر، بر اساس نمونه های بزرگ و معرف وجود دارد. این مطالعه در بولتن اسکیزوفرنی منتشر شده است . سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

ربات های کوچکی که از سلول های انسانی ساخته شده اند، بافت های آسیب دیده را التیام می بخشند. آنتروبات ها توانستند لایه ای از نورون های خراشیده را در آزمایشگاه ترمیم کنند. دانشمندان روبات‌های کوچکی ساخته‌اند که از سلول‌های انسانی ساخته شده‌اندو قادر به ترمیم بافت عصبی می باشد .  آنتروبوت ها با استفاده از سلول های نای انسان ساخته شده اند و ممکن است در آینده در پزشکی شخصی مورد استفاده قرار گیرند. الکس هیوز، مهندس زیستی در دانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیا، می‌گوید: این تحقیق «راه را به مهندسی بافت 2.0 نشان می‌دهد که به طور مصنوعی طیفی از فرآیندهای رشد را کنترل می‌کند». مایکل لوین، زیست شناس رشدی در دانشگاه تافتس در مدفورد، ماساچوست، و همکارانش قبلا ربات های کوچکی را با استفاده از توده های سلول های قورباغه جنینی ساخته بودند.  اما کاربردهای پزشکی این ربات‌های خارجی محدود بود، زیرا آنها از سلول‌های انسانی مشتق نمی‌شدند و باید به صورت دستی به شکل دلخواه حک می‌شدند. محققان در حال حاضر آنتروبات‌های خودسازماندهی را توسعه داده‌اند و در حال بررسی پتانسیل درمانی آن‌ها با استفاده از بافت انسانی رشد یافته در آزمایشگاه هستند.  آنها یافته های خود را در Advanced Science منتشر کردند . لوین و تیمش کروی‌های سلول‌های پوست نای انسان را به مدت دو هفته در یک ژل رشد دادند، قبل از برداشتن خوشه‌ها و رشد آن‌ها به مدت یک هفته در محلول کم‌چرب‌تر رشد دادند .  این باعث شد تا موهای ریز روی سلول ها به نام مژک به جای داخل آن به سمت بیرون کروی ها حرکت کنند. این مژک‌ها مانند پاروها عمل می‌کردند و محققان دریافتند که آنتروبوت‌های به‌دست‌آمده - هر کدام حاوی چند صد سلول است - اغلب در یکی از چندین الگو شنا می‌کردند.  برخی در خطوط مستقیم شنا می کردند، برخی دیگر به صورت دایره ای یا کمان شنا می کردند و برخی به طور آشفته حرکت می کردند. برای آزمایش پتانسیل درمانی آنتروبوت ها، لوین و همکارانش چندین مورد را در یک ظرف کوچک قرار دادند. در آنجا، آنتروبات‌ها با هم ترکیب شدند و یک «سوپرربات» را تشکیل دادند که محققان آن را روی لایه‌ای از بافت عصبی که خراشیده شده بود قرار دادند. در عرض سه روز، ورقه‌ی نورون‌ها در زیر ربات فوق‌العاده کاملاً بهبود یافتند.  گیزم گوموسکایا، یکی از نویسندگان این مطالعه، زیست شناس رشدی نیز در تافتس، می گوید که این شگفت آور بود، زیرا سلول های آنتروبوت قادر به انجام این عملکرد ترمیم بدون نیاز به هیچ گونه تغییر ژنتیکی بودند. آنتروبوت‌های ساخته شده از بافت خود فرد می‌توانند برای پاکسازی شریان‌ها، شکستن مخاط یا تحویل دارو، بدون مهندسی ژنتیک استفاده شوند. با ترکیب چندین نوع سلول و کاوش در سایر محرک‌ها، می‌توان ربات‌های زیستی - ربات‌های ساخته شده از مواد بیولوژیکی - با کاربردهای بالقوه در ساخت‌وسازهای پایدار و اکتشافات فضایی را نیز ایجاد کرد. لوین می‌گوید: «وقتی متوجه شدیم که مجموعه‌های سلولی مایل و قادر به انجام چه کاری هستند، می‌توانیم آن را نه فقط برای ربات‌های مستقل، بلکه برای پزشکی احیاکننده کنترل کنیم، از جمله برای رشد مجدد اندام‌ها. سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

ربات های کوچکی که از سلول های انسانی ساخته شده اند، بافت های آسیب دیده را التیام می بخشند. آنتروبات ها توانستند لایه ای از نورون های خراشیده را در آزمایشگاه ترمیم کنند. دانشمندان روبات‌های کوچکی ساخته‌اند که از سلول‌های انسانی ساخته شده‌اندو قادر به ترمیم بافت عصبی می باشد .  آنتروبوت ها با استفاده از سلول های نای انسان ساخته شده اند و ممکن است در آینده در پزشکی شخصی مورد استفاده قرار گیرند. الکس هیوز، مهندس زیستی در دانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیا، می‌گوید: این تحقیق «راه را به مهندسی بافت 2.0 نشان می‌دهد که به طور مصنوعی طیفی از فرآیندهای رشد را کنترل می‌کند». مایکل لوین، زیست شناس رشدی در دانشگاه تافتس در مدفورد، ماساچوست، و همکارانش قبلا ربات های کوچکی را با استفاده از توده های سلول های قورباغه جنینی ساخته بودند.  اما کاربردهای پزشکی این ربات‌های خارجی محدود بود، زیرا آنها از سلول‌های انسانی مشتق نمی‌شدند و باید به صورت دستی به شکل دلخواه حک می‌شدند. محققان در حال حاضر آنتروبات‌های خودسازماندهی را توسعه داده‌اند و در حال بررسی پتانسیل درمانی آن‌ها با استفاده از بافت انسانی رشد یافته در آزمایشگاه هستند.  آنها یافته های خود را در Advanced Science منتشر کردند . لوین و تیمش کروی‌های سلول‌های پوست نای انسان را به مدت دو هفته در یک ژل رشد دادند، قبل از برداشتن خوشه‌ها و رشد آن‌ها به مدت یک هفته در محلول کم‌چرب‌تر رشد دادند .  این باعث شد تا موهای ریز روی سلول ها به نام مژک به جای داخل آن به سمت بیرون کروی ها حرکت کنند. این مژک‌ها مانند پاروها عمل می‌کردند و محققان دریافتند که آنتروبوت‌های به‌دست‌آمده - هر کدام حاوی چند صد سلول است - اغلب در یکی از چندین الگو شنا می‌کردند.  برخی در خطوط مستقیم شنا می کردند، برخی دیگر به صورت دایره ای یا کمان شنا می کردند و برخی به طور آشفته حرکت می کردند. برای آزمایش پتانسیل درمانی آنتروبوت ها، لوین و همکارانش چندین مورد را در یک ظرف کوچک قرار دادند. در آنجا، آنتروبات‌ها با هم ترکیب شدند و یک «سوپرربات» را تشکیل دادند که محققان آن را روی لایه‌ای از بافت عصبی که خراشیده شده بود قرار دادند. در عرض سه روز، ورقه‌ی نورون‌ها در زیر ربات فوق‌العاده کاملاً بهبود یافتند.  گیزم گوموسکایا، یکی از نویسندگان این مطالعه، زیست شناس رشدی نیز در تافتس، می گوید که این شگفت آور بود، زیرا سلول های آنتروبوت قادر به انجام این عملکرد ترمیم بدون نیاز به هیچ گونه تغییر ژنتیکی بودند. آنتروبوت‌های ساخته شده از بافت خود فرد می‌توانند برای پاکسازی شریان‌ها، شکستن مخاط یا تحویل دارو، بدون مهندسی ژنتیک استفاده شوند. با ترکیب چندین نوع سلول و کاوش در سایر محرک‌ها، می‌توان ربات‌های زیستی - ربات‌های ساخته شده از مواد بیولوژیکی - با کاربردهای بالقوه در ساخت‌وسازهای پایدار و اکتشافات فضایی را نیز ایجاد کرد. لوین می‌گوید: «وقتی متوجه شدیم که مجموعه‌های سلولی مایل و قادر به انجام چه کاری هستند، می‌توانیم آن را نه فقط برای ربات‌های مستقل، بلکه برای پزشکی احیاکننده کنترل کنیم، از جمله برای رشد مجدد اندام‌ها. سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

هوش مصنوعی قادر به رقابت با توانمندی‌های انسانی در کمتر از پنج سال آینده مدیر عامل شرکت نویدیا (Nvidia)، جنسن هوانگ، گفتند که
هوش مصنوعی قادر به رقابت با توانمندی‌های انسانی در کمتر از پنج سال آینده مدیر عامل شرکت نویدیا (Nvidia)، جنسن هوانگ، گفتند که AI ظرف پنج سال آینده به سطح قابل توجه‌ای از رقابت‌پذیری با توانمندی‌های انسانی دست پیدا می‌کند. هوانگ تأکید کرد که هوش مصنوعی در حال پیشرفت نسبت به توانایی‌های انسانی می باشد انتظار می‌رود که AI در حدود پنج سال آینده به طور قابل توجهی با انسان‌ها رقابت کند . این گفته‌ها بر اهمیت رشد و توسعه هوش مصنوعی در سطح جهانی تأکید دارد و نشان دهنده ی یک گام بزرگ در جهت پیشرفت فناوری و تأثیرش روی زندگی روزمره انسان‌هاست. این پیش‌بینی‌ها همچنین ممکن است تأثیر قابل توجهی روی بازارهای سهام و سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با فناوری AI داشته باشد . Source «Channel of Science is for all»

فقط یک شب بی خوابی می تواند مغز «ری ست»کندوشاید درمانی اضافی برای افسردگی باشد! آیاتابه حال برایتان پیش آمده است که یک شب تمام بی‌خوابی بکشید و شاید جزو آن دسته‌ای از مردم هستید که شیف‌های شبانه دارید یا مجبورند برای امتحانات همه شب بیدار بمانیدو بخوانید . احساس خستگی و آشفتگی با مغز ما چه می‌کند؟ نخست همه ما اثرات منفی به یادمان می‌آید، اما جالب است که بی‌خوابی یا یک سفر طولانی یا شکسته شدن خواب برای حضور در یک جلسه اول صبحی، ممکن است مغز شما را به اصطلاع تنطیم دوباره یا ری‌ست کند! به طوری که بسیاری از مردم متوجه می‌شوند که روز بعد به طرز شگفت‌انگیزی احساس شادی می‌کنند. ممکن است این حس را با خستگی و آشفتگی و گیجی اشتباه بگیریم. اگر فقط یک شبانه روز تغییر سبک زندگی بتواند این نوع تأثیر را داشته باشد، پس شاید این روند بتواند به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم چگونه خلق و خوی ما تأثیر می‌پذیرد و چگونه برخی از دارو‌های ضد افسردگی مانند کتامین می‌توانند به سرعت تاثیر بگذارند. مینگژنگ وو، دانشجوی فوق دکتری در دانشگاه نورث وسترن و اولین نویسنده یک مطالعه جدید در مورد محرومیت از خواب، می‌گوید: «جالب است که تغییرات در حالت خلق و خوی پس از کم خوابی حاد، حتی در افراد سالم واقعا می‌تواند مشاهده شود. اما مکانیسم‌های دقیقی که در مغز منجر به این اثرات می‌شود، هنوز به خوبی شناخته نشده است.» برای کسب اطلاعات بیشتر، وو و تیم آزمایش‌هایی را روی موش‌های بالغ سالم انجام دادند. آن‌ها سیستمی را برای بیدار نگه داشتن حیوانات و در عین حال به حداقل رساندن میزان استرس آن‌ها ابداع کردند. موش‌ها می‌توانستند روی سکو خنک شوند یا برای کاوش در پایین‌تر بروند، اما باید به حرکت ادامه می‌دادند تا در معرض پرتو نوری که بیدارشان نگاه می‌داشت، قرار نگیرند. نویسندگان این دستگاه را آزمایش کردند و دریافتند که وقتی موش‌ها در آن قرار می‌گرفتند، به میزان قابل توجهی کمتر خواب می‌خوابند. پس از یک شب محرومیت از خواب، موش‌ها رفتاری پرخاشگرانه‌تر و جنسی‌تر داشتند. مقصر؟ دوپامین: انتقال دهنده عصبی پاداش. محققان می‌توانستند ببینند که سیگنال‌دهی دوپامین در مغز حیوانات افزایش یافته، اما مطمئن نبودند که آیا این مربوط به مناطق خاصی است یا یک اثر کل مغز. آن‌ها چهار ناحیه – قشر پیش پیشانی، هسته اکومبنس، هیپوتالاموس و مخطط پشتی انداختند – را بررسی کردند و این نواحی را از نظر ترشح دوپامین زیر نظر گرفتند. یوگنیا کوزوروویتسکی، محقق ارشد این تحقیق توضیح داد: «اثر ضد افسردگی به جز زمانی که ورودی‌های دوپامین را در قشر جلوی مغز خاموش کردیم، ادامه داشت. این بدان معناست که قشر جلوی مغز یک ناحیه بالینی مرتبط در هنگام جستجو برای اهداف درمانی است. این امر نگرش اخیر ار اثبیت می‌کند که می‌گوید نورون‌های دوپامین نقش‌های بسیار مهم اما بسیار متفاوتی را در مغز بازی می‌کنند. آن‌ها فقط این جمعیت یکپارچه نیستند که صرفاً پاداش‌ها را پیش‌بینی می‌کنند.» این نکته در مورد اهداف درمانی کلیدی است. بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC)، افسردگی سالانه ۱۶ میلیون بزرگسال آمریکایی را گرفتار می‌کند و دارو‌های ضد افسردگی به طور گسترده استفاده می‌شود. در حالی که برخی از افراد دریافته‌اند که دارو‌های ضد افسردگی سنتی نجات‌‌بخش هستند، اما این دارها برای همه مؤثر نیستند و می‌توانند عوارض جانبی قابل توجهی داشته باشند. پس به راه‌های جدید درمانی نیاز داریم. پس یک شب بیداری ممکن است در این افراد معادله را به هم بزند. چرا؟ ممکن است بی‌خوابی حالت افزایش آگاهی را برای مواقعی ایجاد کند که به تعویق انداختن خواب و هوشیاری بالا می‌تواند از آن‌ها در برابر شکار و سایر تهدید‌ها محافظت کند. کم خوابی شاید بتواند باعث ایجاد یک اثر ضد افسردگی قوی شود و مغز را مجددا سیم کشی یا تنظیم دوباره کند. اما با گذشت زمان مشکلات کمبود خواب مزمن به سرعت شروع به غلبه بر این مزایا خواهند کرد. برای همین، این راه جدید مهم همچنان باید برررسی شود. Source «Channel of Science is for all»

فقط یک شب بی خوابی می تواند مغز «ری ست»کندوشاید درمانی اضافی برای افسردگی باشد! آیاتابه حال برایتان پیش آمده است که یک شب تمام بی‌خوابی بکشید و شاید جزو آن دسته‌ای از مردم هستید که شیف‌های شبانه دارید یا مجبورند برای امتحانات همه شب بیدار بمانیدو بخوانید . احساس خستگی و آشفتگی با مغز ما چه می‌کند؟ نخست همه ما اثرات منفی به یادمان می‌آید، اما جالب است که بی‌خوابی یا یک سفر طولانی یا شکسته شدن خواب برای حضور در یک جلسه اول صبحی، ممکن است مغز شما را به اصطلاع تنطیم دوباره یا ری‌ست کند! به طوری که بسیاری از مردم متوجه می‌شوند که روز بعد به طرز شگفت‌انگیزی احساس شادی می‌کنند. ممکن است این حس را با خستگی و آشفتگی و گیجی اشتباه بگیریم. اگر فقط یک شبانه روز تغییر سبک زندگی بتواند این نوع تأثیر را داشته باشد، پس شاید این روند بتواند به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم چگونه خلق و خوی ما تأثیر می‌پذیرد و چگونه برخی از دارو‌های ضد افسردگی مانند کتامین می‌توانند به سرعت تاثیر بگذارند. مینگژنگ وو، دانشجوی فوق دکتری در دانشگاه نورث وسترن و اولین نویسنده یک مطالعه جدید در مورد محرومیت از خواب، می‌گوید: «جالب است که تغییرات در حالت خلق و خوی پس از کم خوابی حاد، حتی در افراد سالم واقعا می‌تواند مشاهده شود. اما مکانیسم‌های دقیقی که در مغز منجر به این اثرات می‌شود، هنوز به خوبی شناخته نشده است.» برای کسب اطلاعات بیشتر، وو و تیم آزمایش‌هایی را روی موش‌های بالغ سالم انجام دادند. آن‌ها سیستمی را برای بیدار نگه داشتن حیوانات و در عین حال به حداقل رساندن میزان استرس آن‌ها ابداع کردند. موش‌ها می‌توانستند روی سکو خنک شوند یا برای کاوش در پایین‌تر بروند، اما باید به حرکت ادامه می‌دادند تا در معرض پرتو نوری که بیدارشان نگاه می‌داشت، قرار نگیرند. نویسندگان این دستگاه را آزمایش کردند و دریافتند که وقتی موش‌ها در آن قرار می‌گرفتند، به میزان قابل توجهی کمتر خواب می‌خوابند. پس از یک شب محرومیت از خواب، موش‌ها رفتاری پرخاشگرانه‌تر و جنسی‌تر داشتند. مقصر؟ دوپامین: انتقال دهنده عصبی پاداش. محققان می‌توانستند ببینند که سیگنال‌دهی دوپامین در مغز حیوانات افزایش یافته، اما مطمئن نبودند که آیا این مربوط به مناطق خاصی است یا یک اثر کل مغز. آن‌ها چهار ناحیه – قشر پیش پیشانی، هسته اکومبنس، هیپوتالاموس و مخطط پشتی انداختند – را بررسی کردند و این نواحی را از نظر ترشح دوپامین زیر نظر گرفتند. یوگنیا کوزوروویتسکی، محقق ارشد این تحقیق توضیح داد: «اثر ضد افسردگی به جز زمانی که ورودی‌های دوپامین را در قشر جلوی مغز خاموش کردیم، ادامه داشت. این بدان معناست که قشر جلوی مغز یک ناحیه بالینی مرتبط در هنگام جستجو برای اهداف درمانی است. این امر نگرش اخیر ار اثبیت می‌کند که می‌گوید نورون‌های دوپامین نقش‌های بسیار مهم اما بسیار متفاوتی را در مغز بازی می‌کنند. آن‌ها فقط این جمعیت یکپارچه نیستند که صرفاً پاداش‌ها را پیش‌بینی می‌کنند.» این نکته در مورد اهداف درمانی کلیدی است. بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC)، افسردگی سالانه ۱۶ میلیون بزرگسال آمریکایی را گرفتار می‌کند و دارو‌های ضد افسردگی به طور گسترده استفاده می‌شود. در حالی که برخی از افراد دریافته‌اند که دارو‌های ضد افسردگی سنتی نجات‌‌بخش هستند، اما این دارها برای همه مؤثر نیستند و می‌توانند عوارض جانبی قابل توجهی داشته باشند. پس به راه‌های جدید درمانی نیاز داریم. پس یک شب بیداری ممکن است در این افراد معادله را به هم بزند. چرا؟ ممکن است بی‌خوابی حالت افزایش آگاهی را برای مواقعی ایجاد کند که به تعویق انداختن خواب و هوشیاری بالا می‌تواند از آن‌ها در برابر شکار و سایر تهدید‌ها محافظت کند. کم خوابی شاید بتواند باعث ایجاد یک اثر ضد افسردگی قوی شود و مغز را مجددا سیم کشی یا تنظیم دوباره کند. اما با گذشت زمان مشکلات کمبود خواب مزمن به سرعت شروع به غلبه بر این مزایا خواهند کرد. برای همین، این راه جدید مهم همچنان باید برررسی شود. Source

درون مغز دیکتاتورها چه میگذرد؟                              از میان پرسش‌هایی که ذهن برخی دانشمندان را درگیر کرده این است که آیا ممکن است همه دیکتاتورها ویژگیهای شخصیتی مشابهی داشته باشند. در این زمینه چند پژوهش انجام شده است. یکی از پژوهش‌ها با این عنوان است: "آیا کیم جونگ-ایل شبیه صدام حسین و آدولف هیتلر است؟ یک ارزیابی اختلال شخصیت" این پژوهش را فردریک کولیج و دانیل سگال از دپارتمان روان شناسی دانشگاه کلرادو در سال ۲۰۰۹ در نشریه علوم رفتاری و تروریسم و خشونت سیاسی منتشر کرده اند. در این مطالعه در قدم نخست پروفایل روانشناختی کیم جونگ ایل رهبر کره شمالی طراحی می‌شود.  این پروفایل بر اساس ارزیابی یک روانپزشک کره جنوبی آگاه از ویژگیهای رهبر کره شمالی طراحی می‌شود. این روانپزشک پرسشنامه استاندارد شده DSM-IV-TR، و سیاهه Coolidge Axis II Inventory (CATI) را تکمیل کرد تا ویژگیهای شخصیتی و اختلالات شخصیت کیم جونگ- ایل مشخص شود. پروفایل به دست آمده از رهبر کره شمالی با یک پروفایل طراحی شده توسط پنج متخصص از آدولف هیتلر و یک پروفایل طراحی شده از صدام حسین بر اساس اطلاعات از 11 عراقی آشنا با صدام حسین مقایسه شد. همبستگی مرتبه ای بین کیم جونگ ایل و هیتلر و بین کیم جونگ ایل و صدام حسین یکسان بود. در نتیجه این مطالعه مشخص شد که هر سه دیکتاتور شش صفت شخصیتی مشترک دارند و به همین خاطر پژوهشگران آنها را بعنوان «شش بزرگ» معرفی کردند. این شش صفت مشترک بین دیکتاتورها عبارتند از سادیست ( دگرآزاری)، پارانوئید (متوهم)، ضد اجتماعی، خودشیفته، اسکیزوئید (منزوی و بی‌تفاوت به افراد و محیط اطراف) و اسکیزوتایپیال (عقاید و رفتارهای غیر عادی و بی اعتمادی به دیگران). در این مطالعه همچنین مشخص شد هر سه دیکتاتور نشانه‌های روان پریشی داشته‌اند. سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

تحقیقات جدید نشان می‌دهد چربی شکم با آلزایمر در ارتباط است. بهترین راه خلاص شدن از شر چربی شکمی ورزش‌ هوازی است. تحقیقات جدید نشان می‌دهد افرادی که با افزایش سن، ذخیره چربی بدنشان بیشتر می‌شود، در معرض خطر ابتلا به آلزایمر قرار دارند. این نوع چربی لزوما در شاخص توده بدنی (BMI) منعکس نمی‌شود اما به گزارش ان‌بی‌سی نیوز، چربی احشایی یا شکمی که در اطراف اندام‌های داخلی افراد دارای شاخص توده بدنی سالم انباشته می‌شوند هم با تغییرات بالقوه در مغز که به آلزایمر منتهی می‌شود، در ارتباط است. به گفته سیروس راجی، متخصص رادیولوژی دستگاه عصبی در دانشکده پزشکی سنت‌لوییز واشنگتن و نویسنده ارشد این پژوهش، «از قبل می‌دانستیم که چربی شکمی با التهاب سیستمی‌‌ این التهاب زمانی اتفاق می‌افتد که سیستم ایمنی بدن به طور مداوم فعال می‌شود، حتی زمانی که هیچ خطری بدن را تهدید نمی‌کندو افزایش ترشح انسولین مرتبط است؛ مواردی که هر دو در بروز آلزایمر‌ نقش دارند.» راجی گفت: «ما باید از شاخص توده بدنی فراتر برویم و به جزئیات نحوه توزیع چربی در بدن دقت کنیم تا بتوانیم خطراتی را که سلامتی بدن را تهدید می‌کنند، بشناسیم.» به گفته دکتر راجی، برای تایید وجود چربی شکمی به ام‌آر‌آی یا اسکن شکم نیاز است اما را‌ه‌های دیگری هم وجود دارد که می‌توان به وجود این چربی در بدن پی برد. علائمی که از وجود چربی شکمی خبر می‌دهند، عبارت‌اند از:  دور کمری که از دور باسن بیشتر استمیزان قند خونی که آنقدر بالا رفته است که می‌تواند به دیابت یا پیش‌دیابت منجر شود بر اساس گزارش انجمن آلزایمر، بیش از شش میلیون نفر در ایالات متحده با بیماری آلزایمر زندگی می‌کنند. گمانه‌زنی‌ها نشان می‌دهد تا سال ۲۰۵۰ این تعداد به ۱۳ میلیون نفر افزایش خواهد یافت. راجی و همکارانش برای نگاهی دقیق‌تر به تاثیر احتمالی چربی احشایی بر بیماری آلزایمر، داده‌های ۵۴ داوطلب ۴۰ تا ۶۰ ساله را که میانگین شاخص توده بدنی‌ آنان ۳۲ بود (بر اساس استانداردهای تعریف‌شده، افراد دارای شاخص توده بدنی ۳۰ و بالاتر در دسته چاق قرار می‌گیرند) تحلیل کردند. محققان در این پژوهش، مشخصه‌های سلامتی از جمله سطح انسولین و قند خون را اندازه‌گیری کردند و از طریق ام‌آر‌ای،‌ میزان چربی زیر پوست و همچنین میزان چربی که اندام‌های داخلی را پوشانده بود، اندازه گرفتند. آن‌ها در ام‌آر‌آی،‌ میزان ضخامت غشای مغز را هم اندازه‌گیری کردند. غشای مغز در واقع لایه بیرونی مغز است که عملکردهایی مانند گفتار، ادراک، حافظه بلندمدت و قضاوت را کنترل می‌کند و با پیشرفت آلزایمر نازک‌تر می‌شود. برای تعیین سطح دو پروتئین مرتبط با آلزایمر یعنی  تاو و آمیلوئید در بدن شرکت‌کنندگان از پت‌اسکن استفاده شد. هنگامی که محققان، چربی‌های اندازه‌گیری‌شده و نتایج اسکن‌های مغزی را باهم تحلیل کردند، دریافتند شرکت‌کنندگانی که چربی احشایی بیشتری دارند، تجمع آمیلوئید در مغزشان هم بیشتر است که نشان‌ می‌دهد ممکن است در معرض خطر ابتلا به بیماری آلزایمر باشند. با توجه به آنکه اولین پیشرفت آلزایمر در مغز می‌تواند ۲۰ سال قبل از ظهور اولین علائم شروع شود، محققان قصد دارند با پیگیری وضعیت شرکت‌کنندگان این پژوهش تاثیر درازمدت چربی شکمی بر آلزایمر را بررسی کنند. دکتر راجی  گفت: «دلیل اجرای این پژوهش با افراد میانسال همین است. در واقع ما می‌‌خواهیم بفهمیم که چربی شکمی چگونه باعث گسترش و پیشرفت آلزایمر می‌شود.» به توصیه او بهترین راه خلاص شدن از شر چربی شکمی ورزش هوازی است. هرچند هنوز مشخص نیست آیا از بین بردن چربی احشایی تاثیر آن بر مغز را معکوس می‌کند یا خیر. دکتر مری الن کوران، متخصص آلزایمر، می‌گوید: «از آنجا که چربی شکمی بر سلامتی کلی بدن از جمله قلب تاثیر منفی دارد، قطعا سلامتی مغز را هم تهدید خواهد کرد.» باید توجه داشت که این مشکل مختص افراد چاق نیست و لاغرها ممکن است چربی احشایی داشته باشند اما از وجود آن بی‌خبر باشند. متخصصان تاکید می‌کنند که این پژوهش به‌تنهایی نمی‌تواند ارتباط مستقیم بین داشتن چربی شکمی و ابتلا به آلزایمر را اثبات کند و در این زمینه به پژوهش و تحقیقات بیشتری نیاز است؛ با این حال دکتر برنا بنکدارپور، متخصص مغز و اعصاب، می‌گوید که این چربی‌‌ها به هرحال نشان‌دهنده مشکلات سلامتی‌اند و همه ما به‌خوبی واقف‌ایم کسانی که ورزش نمی‌کنند یا رژیم غذایی سالم ندارند، در معرض خطر آلزایمر قرار دارند. سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

دانشمندان نشان می دهند که مصرف حشیش با تغییرات اپی ژنتیکی مرتبط است مطالعه روی بیش از 1000 بزرگسال نشان می دهد که استفاده از شاهدانه ممکن است باعث تغییراتی در اپی ژنوم بدن انسان شود.  اپی ژنوم مانند مجموعه ای از سوئیچ ها عمل می کند، ژن ها را فعال یا غیرفعال می کند تا نحوه عملکرد بدن ما را تغییر دهد. لیفانگ هو، پزشک پیشگیرانه و اپیدمیولوژیست از دانشکده پزشکی فاینبرگ دانشگاه نورث وسترن در ژوئیه 2023 توضیح داد : "ما ارتباط بین مصرف تجمعی ماری جوانا و نشانگرهای اپی ژنتیک متعدد را در طول زمان مشاهده کردیم." هو و تیمی از محققان آمریکایی در مقاله منتشر شده خود گزارش می دهند که شاهدانه یک ماده رایج در ایالات متحده است که 49 درصد از مردم حداقل یک بار آن را امتحان می کنند . برخی از ایالت های ایالات متحده و سایر کشورها آن را قانونی کرده اند، اما ما هنوز به طور کامل اثرات آن را بر سلامت خود درک نکرده ایم . محققان حدود 1000 بزرگسال را مورد مطالعه قرار دادند که در یک مطالعه طولانی مدت قبلی شرکت کرده بودند که در آن از آنها در مورد مصرف حشیش در یک دوره 20 ساله سؤال شده بود.  شرکت کنندگان در این مطالعه در دو نوبت در 15 و 20 ساله، نمونه خون ارائه کردند. آنها در بین 18 تا 30 سال سن داشتند . هو و تیمش با استفاده از این نمونه‌های خون به فاصله پنج سال، تغییرات اپی ژنتیکی ، به‌ویژه سطوح متیلاسیون DNA ، افرادی را که اخیراً یا برای مدت طولانی حشیش مصرف کرده‌اند، بررسی کردند . افزودن یا حذف گروه های متیل از DNA یکی از تغییرات اپی ژنتیکی است که بیشتر مورد مطالعه قرار گرفته است. بدون تغییر توالی ژنومی، فعالیت ژن ها را تغییر می دهد، زیرا برای سلول ها سخت تر است که کتابچه راهنمای ژنوم را با این تغییرات مولکولی بخوانند. عوامل محیطی و سبک زندگی می‌توانند باعث ایجاد این تغییرات متیلاسیون شوند که می‌تواند به نسل‌های آینده منتقل شود و نشانگرهای زیستی خون می‌توانند اطلاعاتی در مورد مواجهه‌های اخیر و تاریخی ارائه دهند. هو گفت : «ما قبلاً ارتباط بین مصرف ماری جوانا و فرآیند پیری را شناسایی کرده بودیم که از طریق متیلاسیون DNA ضبط شده بود . "ما می خواستیم بیشتر بررسی کنیم که آیا عوامل اپی ژنتیکی خاص با ماری جوانا مرتبط هستند و آیا این عوامل با پیامدهای سلامتی مرتبط هستند." داده‌های جامع در مورد مصرف حشیش به شرکت‌کنندگان این امکان را می‌دهد تا مصرف تجمعی را در طول زمان و همچنین استفاده اخیر تخمین بزنند و آن را با نشانگرهای متیلاسیون DNA در خونشان برای تجزیه و تحلیل مقایسه کنند. آنها نشانگرهای متیلاسیون DNA متعددی را در نمونه های خون 15 ساله یافتند که 22 نشانگر مربوط به مصرف اخیر و 31 نشانگر مربوط به مصرف تجمعی حشیش بود. در نمونه های گرفته شده در نقطه 20 ساله، آنها 132 نشانگر مرتبط با استفاده اخیر و 16 نشانگر مرتبط با استفاده تجمعی را شناسایی کردند. هو توضیح داد : «جالب است که ما به طور مداوم یک نشانگر را شناسایی کرده‌ایم که قبلاً با مصرف تنباکو مرتبط بوده است، که یک تنظیم اپی ژنتیکی مشترک بالقوه بین مصرف تنباکو و ماری جوانا را پیشنهاد می‌کند.» تغییرات اپی ژنتیک متعدد مرتبط با مصرف حشیش قبلاً با مواردی مانند تکثیر سلولی ، سیگنال دهی هورمونی ، عفونت ها، اختلالات عصبی مانند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی و اختلالات مصرف مواد مرتبط بوده است . توجه به این نکته مهم است که این مطالعه ثابت نمی کند که حشیش مستقیماً باعث ایجاد این تغییرات یا ایجاد مشکلات سلامتی می شود. درو نانینی، اپیدمیولوژیست از دانشگاه نورث وسترن ، گفت : «این تحقیق بینش جدیدی در مورد ارتباط بین مصرف ماری جوانا و عوامل اپی ژنتیکی ارائه کرده است . "مطالعات بیشتری برای تعیین اینکه آیا این ارتباط ها به طور مداوم در جمعیت های مختلف مشاهده می شود مورد نیاز است. علاوه بر این، مطالعاتی که تاثیر ماری جوانا را بر پیامدهای سلامت مرتبط با سن بررسی می کند ممکن است بینش بیشتری در مورد تاثیر طولانی مدت ماری جوانا بر سلامتی ارائه دهد." نتیجه در نتیجه، ارتباط قابل توجهی بین مصرف اخیر و تجمعی ماری جوانا با نشانگرهای متیلاسیون DNA در طول زمان مشاهده شده است و همچنین cis -meQTLs و DMRs را در ارتباط با مصرف ماری جوانا و مسیرها و بیماری‌های مرتبط بیولوژیکی مشاهده شده است که نشان می‌دهد ژن‌های مشترک بالقوه بین مصرف ماری جوانا و تکثیر سلولی، سیگنال‌دهی هورمونی و اختلالات روانی در ارتباط است . سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

انجمن گوارش آمریکا دستورالعمل‌های جدیدی برای مدیریت بیماری کرون ارائه کرده است بیش از نیم میلیون آمریکایی از بیماری کرون رنج می‌برند. دستورالعمل‌های جدید انجمن گوارش آمریکا توصیه می‌کند که از شاخص‌های التهابی موجود در خون و مدفوع برای مدیریت بیماری کرون استفاده شود. کارشناسان می گویند استفاده از این شاخص‌های غیر اختصاصی برای ارزیابی التهاب می تواند برخی از افراد مبتلا به کرون را از انجام روش‌های تهاجمی مانند کولونوسکوپی بی‌نیاز کند. دستورالعمل‌های منتشرشدهٔ انجمن گوارش آمریکا می تواند بدان معنا باشد که افراد مبتلا به بیماری کرون به روش های تهاجمی کمتری نیاز دارند. دستورالعمل‌هایی که امروز منتشر شد، استفاده از شاخص‌های التهابی CRP سرم (پروتئین واکنشی C) و کالپروتکتین مدفوع (FCP) را برای اندازه‌گیری سطح التهاب و ارزیابی اینکه آیا بیماری کرون در حال بهبودی است یا فعال است، توصیه می‌کند. دکتر سیدارث سینگ، یکی از نویسندگان مسئول این دستورالعمل و دانشیار پزشکی بالینی دانشگاه سن دیگو کالیفرنیا، در یک بیانیهٔ مطبوعاتی گفت:"علائم بیماران همیشه با یافته‌های آندوسکوپی مطابقت ندارد، بنابراین این شاخص‌ها یا بیومارکرهای التهابی ابزار مفیدی برای درک و نظارت بر وضعیت التهاب و همچنین راهنمایی برای اقدامات پزشکی جهت مدیریت بیماران مبتلا به بیماری کرون هستند." این دستورالعمل ها توصیه می کنند که شاخص‌های التهابی در کنار مطالعا تصویربرداری و کولونوسکوپی و در فواصل زمانی مختلف بسته به وضعیت سلامتی بیمار استفاده شود. بر اساس این دستورالعمل، بیماران در حال بهبودی هر 6 تا 12 ماه یک بار شاخص‌های التهابی خود را بررسی می کنند. افرادی که علائم فعال دارند هر 2 تا 4 ماه یکبار این تست‌های آزمایشگاهی خود را بررسی می کنند. نویسندگان این دستورالعمل ها می گویند که این خبر خوبی برای بیماران است و آن را به بسیاری از روش های تهاجمی مانند کولونوسکوپی بی‌نیاز می‌کنند. همچنین دکتر اشوین آنانتاکریشنان، یکی از نویسندگان این دستورالعمل و متخصص گوارش بیمارستان عمومی ماساچوست، گفت:" بر اساس این دستورالعمل، شاخص‌های التهابی دیگر آزمایشی در نظر گرفته نمی شوند و باید به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از مراقبت‌های پزشکی افراد مبتلا به بیماری التهابی روده در نظر گرفته شوند. این یک پیروزی برای بیماران مبتلا به کرون است.  تست‌های آزمایشگاهی التهاب معمولاً آسان‌تر، کمتر تهاجمی و مقرون به صرفه‌تر از کولونوسکوپی‌های مکرر هستند و می‌توانند برای کنترل دقیق‌تر بیماری و نتایج طولانی‌مدت بهتر در بیماری کرون بیشتر ارزیابی شوند." بیماری کرون چیست؟ بیماری کرون نوعی بیماری التهابی روده (IBD) است که باعث تحریک و التهاب در سراسر دستگاه گوارش می شود. به طور معمول، کرون رودهٔ کوچک (دئودنوم، ژژنوم و ایلئوم) و همچنین ابتدای رودهٔ بزرگ را درگیر می‌سازد، اگرچه ممکن است التهاب در هر نقطه از دستگاه گوارش، که از دهان تا مقعد را در بر می گیرد، رخ دهد. تحقیقات نشان می‌دهد که بیش از 500000 نفر در ایالات متحده به بیماری کرون مبتلا هستند. نرخ بیماری کرون در سال های اخیر در حال افزایش بوده است و این بیماری در ایالات متحده شایع تر شده است. محققان مطمئن نیستند که چرا چنین است. افراد مبتلا به کرون ممکن است علائمی مانند کرامپ شکمی، اسهال و کاهش وزن را تجربه کنند. هدف از درمان این است که بیماران را در بهبودی بدون علائم، جلوگیری از تشدید یافتن علائم بیماری و کاهش سطح التهاب در روده نگه دارد. بیومارکرها (شاخص‌های التهابی) می توانند برای تشخیص التهاب استفاده شوند بیومارکرهای معرفی شده در این دستورالعمل یکی از راه های تعیین سطح التهاب هستند. دکتر جسی استوندل، متخصص گوارش کالیفرنیای آمریکا، به مدیکال‌نیوزتودی گفت: "پروتئین واکنشی C یکی از تست‌های سادهٔ خونی است که به طور معمول برای بسیاری از اختلالات مختلف انجام می شود. این یک نشانگر غیر اختصاصی برای هر منبع التهابی در بدن است. بنابراین، اگر چیزی در بدن شما ملتهب شده باشد، می تواند منجر به افزایش مقادیر CRP خون شود." بیومارکر دیگری که توسط این دستورالعمل توصیه شده است، کالپروتکتین است که با آزمایش نمونهٔ مدفوع بیماران سطح آن اندازه گرفته می‌شود." دکتر استوندل گفت:" کالپروتکتین جهت وجود التهاب در دستگاه گوارش بسیار اختصاصی است. اگر سطح کالپروتکتین مدفوع شما به بیش از 150μg/g (میکروگرم کالپروتکتین به ازای هر گرم مدفوع) افزایش یافته باشد، که حد بالای دامنهٔ مرجع مطرح شده در این دستورالعمل است و من هم با آن موافق هستم، این نشان می دهد که ممکن است التهاب قابل توجهی در رودهٔ بزرگ یا رودهٔ کوچک وجود داشته باشد." Read More... - «Channel of Science is for all»

شواهدی از آشفتگی میدان الکتریکی یونوسفر با انفجار پرتو گاما جو زمین که پایداری یونیزاسیون آن نقش اساسی در تکامل و استقامت حیات ایفا می کند، در معرض تأثیر انفجارهای کیهانیی می باشد، که انفجارهای پرتو گاما با انرژی بالا تولید می کند. انفجارهای پرتوهای گاما، قوی ترین انفجارهای کیهانی هستند و معمولاً در مدت زمان تنها چند ثانیه، بیشتر از تمام طول عمر خورشید انرژی آزاد می کنند. پرتوگاما، با توانایی افزایش ناگهانی یونیزاسیون اتمسفر، ممکن است ازن استراتوسفر را در مقیاس جهانی تخریب کند. در طول دهه های گذشته، به طور متوسط ​​بیش از یک انفجار پرتو گاما در روز ثبت شده است. با این وجود، اثرات قابل اندازه گیری بر روی یونوسفر به ندرت مشاهده شده است . یک رویدا عظیم کهکشانی در17 نوامبر، 2023 توسط مایکل فرانکو گزارش شد که زمین با درخشان ترین انفجارهای پرتو گاما از شروع تمدن تا کنون  برخورد کرده است. انفجار پرتو گاما (GRB) 9 اکتبر 2022 به زمین برخورد کرده و حدود دو میلیارد سال نوری از ما سرچشمه گرفته است.  آژانس فضایی این رویداد را "رویداد 1 در 10000 سال" نامید و گفت که به احتمال زیاد ناشی از ایجاد یک سیاهچاله است زیرا یک ستاره پرجرم به سمت داخل فرو ریخته و پرتوهای گاما را از امواج ضربه ای تولید شده، آزاد می کند.  اینک با گذشت یک سال از این رویداد عظیم  کهکشانی مشخص شده است این انفجار  به قدری قوی بوده که یونوسفر زمین را مختل کرده است . از مشاهدات ماهواره‌ای و یک مدل تحلیلی توسعه‌یافته جدید، ثابت شد که شواهدی از اختلال یونوسفر، ناشی از انفجار پرتو گاما (GRB) مشاهده شده است. وهمچنین شواهدی از تغییر میدان الکتریکی یونوسفر در حدود 500 کیلومتر ناشی از  پرتو گاما 9اکتبر واختلال  شدید بین یونوسفر سمت پایین ویونو سفر سمت بالا در (حدود 500کیلو متر ) شده است . خلاصه حیات زمینی همینقدر بی‌در و پیکر و تحت خطر است! سحر موحد Source «Channel of Science is for all»

یک ایمپلنت کوچک یا تراشه پیوندی به مغز می‌تواند سیگنال‌های مغز را به گفتار تبدیل کند.   در طی فرایند صحبت و گفتار، مغز ما با ارسال پیام‌های عصبی، حرکات پیچیده‌ای را در ماهیچه‌ها در دهان و گلو را طراحی می‌کند تا صدا‌سازی صورت بگیرد. در یک پیشرفت جدید، دانشمندان توانسته‌اند مجموعه بزرگی از حسگر‌های کوچک را در فضایی به اندازه یک تمبر پستی بگنجانند تا این ترکیب پیچیده سیگنال‌های الکتریکی مغز را بتواند بخواند تا صدا‌هایی را که فرد می‌خواهد تولید کند، پیش‌بینی کنند. «پروتز گفتار»، دریچه‌ای را به روی آینده‌ای باز می‌کند که در آن افرادی که به دلیل بیماری‌های عصبی قادر به صحبت نیستند، بتوانند از طریق فکر با هم ارتباط برقرار کنند. واکنش اولیه شما ممکن است این باشد که این ایمپلنت می‌تواند ذهن‌خوانی کند. اما به طور دقیق‌تر، این حسگر‌ها تشخیص می‌دهند که کدام ماهیچه‌ها را می‌خواهیم در لب‌ها، زبان، فک و حنجره خود حرکت دهیم. گرگوری کوگان، یک عصب‌شناس از دانشگاه دوک و محقق ارشد این پژوهش می‌گوید: «بیماران زیادی هستند که از اختلالات حرکتی ناتوان‌کننده مانند ALS (اسکلروز جانبی آمیوتروفیک) یا سندرم قفل شدگی رنج می‌برند که می‌تواند توانایی صحبت کردن آن‌ها را مختل کند. اما ابزار‌های فعلی موجود برای برقراری ارتباط با آنها عموماً بسیار کند و دست و پا گیر هستند. فناوری جدید، گفتار را با نیمی از سرعت عادی صحبت کردن، رمزگشایی می‌کند. با قرار دادن الکترود‌های بیشتری را روی یک آرایه کوچک و افزایش دقت می‌تواند تاخیر را کمتر کرد و بر میزان سرعت افزود. محققان آرایه الکترود خود را بر روی پلاستیک انعطاف‌پذیر بسیارنازک پزشکی، با الکترود‌هایی با فاصله کمتر از دو میلی‌متر از یکدیگر ساخته‌اند که می‌تواند سیگنال‌های خاص را حتی از نورون‌های بسیار نزدیک به هم تشخیص دهد. برای آزمایش میزان کارایی این تراشه‌ها، آن‌ها به طور موقت دستگاه خود را در چهار بیمار بدون اختلال گفتار کاشته‌اند. این بیماران باید به دلایل دیگر جراحی مغز می‌شدند. سه نفر از آن‌ها به دلیل اختلالات حرکتی و یکی برای برداشتن یک تومور و آنها رضایت دادند که برای تحقیق این تراشه در مغزشان گذاشته شود. آنها زمان کمی برای کار خود داشتند و باید ظرف 15 دقیقه تراشه‌ها را بعد از انجام عمل اصلی قرار می‌دادند. بعد از کاشت تراشه،  فعالیتی در قشر حرکتی مسئول گفتار مغز ثبت شد و الگوهای واج‌های مختلف باید از روی سیگنال‌ها شناسایی می‌شدند. یک مهندس زیست پزشکی دانشگاه دوک، از یک الگوریتم یادگیری ماشینی برای ارزیابی اطلاعات ارسالی استفاده کرد تا مشخص کند فعالیت مغز چقدر می‌تواند پیشبینی‌کننده گفتار باشد. برخی صدا‌ها با دقت 84 درصد پیش‌بینی می‌شدند، اما در موقعیت‌های پیچیده‌تر، میزان دقت رمزگشایی به 40 درصد کاهش می‌یافت. این فناوری موجود به ساعت‌ها منبع داده برای بهود رمزگشایی نیاز دارد و محققان تازه در آغاز کار هستند. سحر موحد Source «Channel of Science is for all»