uz
Feedback
𝐄𝐧𝐠𝐢𝐧𝐞𝐞𝐫𝐢𝐧𝐠 𝐄𝐝𝐮𝐜𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐇𝐔𝐁

𝐄𝐧𝐠𝐢𝐧𝐞𝐞𝐫𝐢𝐧𝐠 𝐄𝐝𝐮𝐜𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐇𝐔𝐁

Kanalga Telegram’da o‘tish

#مواد‌درسی‌انجنیری #تمام‌مضامین #تمام‌دیپارتمنت‌ها #اطلاعیه‌ها #معلومات‌مفید #حل‌مشکلات #دایرکردن‌صنوف‌تقویتی #ویدیوهای‌آموزشی پل ارتباطی🧑‍💻👇 @oct2001_10_27 ربات ناشناس کانال ما👇 @Data_EnginneringBot آی دی گروه 👇 @daneshjo_group

Ko'proq ko'rsatish
936
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
-1230 kunlar
Postlar arxiv
#امیرخسرو_دهلوی دلم در عاشقی آواره شد آواره‌تر بادا تنم از بی‌دلی بیچاره شد بیچاره‌تر بادا @mekadeh1 🌹🌱

بازی کلمات بیایین داخل کانال 👌☺ کی برنده خواهد شد؟؟ ابتدا رو view message کلیک کنید بعد روی join کلیک کنید و سپس از بازی لذت ببرید https://t.me/mekadeh1/368

#گلستان‌سعدی #باب‌اول_درسیرت_پادشاهان #حکایت‌۲ یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشم خانه همی‌گردید نظر می‌کرد سایر حکما از تأویل این فرو ماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت هنوز نگران است که ملکش با دگرانست. بس نامور به زیر زمین دفن کرده‌اند کز هستیش به روی زمین بر نشان نماند وان پیر لاشه را که سپردند زیر گل خاکش چنان بخورد کزو استخوان نماند زنده است نام فرّخ نوشین روان به خیر گر چه بسی گذشت که نوشین روان نماند خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر زان پیشتر که بانگ بر آید فلان نماند @mekadeh1 🌹🌱

#فیض‌_کاشانی خوش آن شوریده‌ی شیدای بی‌دل که مدهوش تماشای تو باشد دلم با غیر تو کی گیرد آرام مگر مستی که شیدای تو باشد @mekadeh1 🌱🌹

#فروغی_بسطامی من کیم، پروانهٔ شمعی که در کاشانه نیست خانه‌ام را سوخت بی باکی که او در خانه نیست دست همت را کشیدم از سر دنیا و دین هر کسی را در طلب این همت مردانه نیست از پس رنجی که بردم در وفا آخر مرا دامن گنجی به چنگ آمد که در ویرانه نیست می گساران فارغند از فتنه دور زمان کس حریف آسمان جز گردش پیمانه نیست سبحدهٔ صد دانه از بهر حساب ساغر است ور نه یک جو خاصیت در سبحهٔ صد دانه نیست گریهٔ مستانه آخر عقده‌ام از دل گشود خندهٔ شادی به غیر از گریهٔ مستانه نیست نقد زاهد قابل آن شاهد زیبا نشد زان که هر جان مقدس در خور جانانه نیست تا غم دلبر درآمد خرمی از دل برفت زان که جای آشنا سر منزل بیگانه نیست در غم آن نوش لب افسانهٔ عالم شدم وین غم دیگر که تاثیری در این افسانه نیست گفتم از دیوانگی زلفش بگیرم، عشق گفت لایق این حلقهٔ زنجیر هر دیوانه نیست تا فروغی پرتو آن شمع در محفل فتاد هیچ کس از سوز من آگه به جز پروانه نیست @mekadeh1 🌱🌹

#اوحدی چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من زان سبب شادی نمیگردد به گرد کار من اشک چشمم سر دل یک یک به رخها بر نبشت گوییا با اشک بیرون میرود اسرار من رخت ازین شهرم به صحرا برد می‌باید که شب مردم اندر زحمتند از نالهٔ بسیار من گر نه آب چشم سیل انگیز من مانع شود هر شبی شهری بسوزد آه آتشبار من همچو یاقوتست اشکم، تا خیال لعل او آشنایی می‌کند با دیدهٔ بیدار من من ز تیمارش چنان گشتم که نتوان گفت و او خود نمیپرسد که: حالت چیست؟ ای بیمار من ز اوحدی هجران او کوتاه کردی دست زود گر به گوش او رسیدی نالهای زار من @mekadeh1 🌱🌹

#بیدل‌دهلوی #غزل دمی ز عبرت اگر خم‌ کند حیا گردن سر غرور نبندد به دوش ما گردن ز سر خیال رعونت برآر و ایمن باش رگی‌ست آنکه ز تن می‌کند جدا گردن ز خود نمایی طاقت نمی‌توان برخاست به‌حکم خجلت اگر بشکند عصاگردن چه ممکن‌ست‌ که ظالم رسد به اوجِ کمال مگرکشیدن دارش کند رسا گردن رگی ‌که ساز تو دارد گسستن آهنگ است چوگردباد مده تاب بر هوا گردن به جسمت از رگ و پی آن قدر گرفتاری‌ست که سرکشیده به چندین کمندها گردن به هر که وانگری هستی ستم ایجاد ز پشت پاش ‌کشیده‌ست پوست تا گردن به رنگ دانه درین‌ کشتزار دعوی خیز فتاده است سر و می‌کشد ز پاگردن فکنده‌ایم سپر تا قضا چه پیش آرد ستمگران دم تیغند و عجز ما گردن تو از حلاوت تسلیم غافلی ورنه چو نیشکر همه بند است جابجاگردن اگر نه در دم تیغ محبت اعجازست سر بریدهٔ قمری‌که دوخت با گردن فغان‌که حق حضوری بجا نیاوردیم چو شمع سر به هوا رفت زیر پا گردن کسی مباد هوس میهمان خوان غرور ز اشتهای سری‌، می‌خورد قفا گردن ز ساز قلقل مینا شنیده‌ام بیدل که سنگ اگر شکنی نیست بی‌صدا گردن @mekadeh1 🌹🌱

سلسله گلستان سعدی را ادامه بدیم؟ و روزی چند حکایت بزاریم؟
Anonymous voting

#سعدی #باب‌اول_درسیرت_پادشاهان #حکایت1 پادشاهی را شنیدم به کشتن اسیری اشارت کرد بیچاره درآن حالت نومیدی ملک را دشنام دادن گرفت و سقط گفتن که گفته‌اند هر که دست از جان بشوید هر چه در دل دارد بگوید. وقت ضرورت چو نماند گریز دست بگیرد سر شمشیر تیز اذا یئسَ الانسانُ طالَ لِسانُهُ کَسنّورِ مغلوب یَصولُ عَلی الکلبِ ملک پرسید چه می‌گوید یکی از وزرای نیک محضر گفت ای خداوند همی‌گوید وَ الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ ملک را رحمت آمد و از سر خون او در گذشت وزیر دیگر که ضدّ او بود گفت ابنای جنس ما را نشاید در حضرت پادشاهان جز به راستی سخن گفتن این ملک را دشنام داد و ناسزا گفت ملک را روی ازین سخن در هم آمد و گفت آن دروغ وی پسندیده تر آمد مرا زین راست که تو گفتی که روی آن در مصلحتی بود و بنای این بر خبثی و خردمندان گفته‌اند دروغی مصلحت آمیز به که راستی فتنه‌انگیز هر که شاه آن کند که او گوید حیف باشد که جز نکو گوید بر طاق ایوان فریدون نبشته بود جهان ای برادر نماند به کس دل اندر جهان آفرین بند و بس مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت که بسیار کس چون تو پرورد و کشت چو آهنگ رفتن کند جان پاک چه بر تخت مردن چه بر روی خاک @mekadeh1 🌹🌱

#فاضل_نظری ز دیروزم پشیمانم، ز فردایم هراسانم همین امروز می‌شد کاش بیرون رفت از این برزخ نمی‌خواهم بسوزم بیش از این در کوره دنیا مرا تبعید کن ای مرگ ازاین دوزخ به آن دوزخ @mekadeh1 🌹🌱 #صبح_زیبای_تان_بخیر🥰

#مولانا ای دل ز جفای دلستانان مگریز دزدی خواهی ز پاسبانان مگریز می‌جوی نشان ز بی‌نشانان مگریز صد جان بده و ز درد جانان مگریز @mekadeh1 🌱🌹

#کوهستانی تحمُل کن وطن تا ساعَتی طوفان نمی‌مانَد همین گـردابِ ناهنجار، بی‌پایان نمی‌مـانَد شنیدی قـصه ای پیرِ مُقیمِ کُلبـه ای احـزان به یـادِ یوسفِ کنعان، سَر گردان نمی‌مانَد به چاه اُفتید معصومی، اگر از نِخوتِ اخوان تو باور کن که این اَسرار هم پنهان نمی‌مانَد به چشمِ خـود اگر دیدی کنارِ جاده طفلی را گـُرسنه تا ابَـد درگیرِ این بُحـران نمی‌مـانَد تو هم ای هم‌وطن یک کَم، شهامت گر کنی شاید یَتیمِ بی‌پدر آن‌سویِ دستارخوان نمـی‌مانَد بـه نَیرنگِ زُلیخایی دریدن جـامـه ای میهن بهاران می‌رسد روزی زمستان هم نمی‌مانَد تحمُل کن وطن این درد بی‌درمان نمی‌مانَد سرشکِ غم ز چشمانِ تو در جریان نمی‌مانَد @mekadeh1 🌱🌹

#احسان‌حق‌شناس امشب ڪدام قصهٔ شب را شِنُفته‌ای؟ بی‌من ڪدام ڪَوشهٔ این‌قصه خفته‌ای؟ من بی‌جهت به چشم ڪسی زُل نمیزنم شاید تو در میان نڪَاهش، شڪفته‌ای ازپیش چشم رفته و از دل نمی‌روی باز آ .. اڪَر هنوز ، ز دستم نرفته‌ای مهتابی وهنوز به شب‌های من طلوع شاید اڪَر ڪنی، نفهمم ڪه رفته‌ای @mekadeh1 🌱🌹

#سبیکه_سبحانی #دل_نوشته ✍ وطن!🇦🇫 وطنم سخت است از تو بگویم؛ از چه‌ها بگویم، از غم دوریِ مادر از فرزند یا جوان دل‌تنگ وطن... آری! سهم من فقط درد بود و رنج. چه بگویم از آن‌مرد که گفت: جانم فدایت وطن، آه آه و افسوس از نامردی بی مروت‌اش! روزگاری بود خنده بر لبم، کجاست آن همه خوش‌بختی‌ام؟ کجاست آن پیرمرد خسته از جنگ و خون‌ریختن، نمی‌دانم چه شد؟ نمی‌دانم کی چشم بر گل لاله‌ات دوخت؟! چه شد همه رفتند؟! مروارید چشم هایم همانند ابر پر از باران است، چه بخواهی چه نخواهی می بارد. آه چه اندازه آه بکشم تا یکی صدایم را بشنود؟! کاش یکی باشد درد من را دوا کند! سوختم و ساختم، زنده شدم و بارها روح شدم، باورش سخت شده وطن نیست؛ خواهرم همانند مادرم نیست. همه هستی‌ام را گرفتند، چه کنم شاید این سرنوشت من بود شاید... نفس‌هایم به شمار افتاده، وطنم وای وطنم. @mekadeh1 🌹🌱

#مولوی #غزل لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا تا از لب دلدار شود مست و شکرخا تا از لب تو بوی لب غیر نیاید تا عشق مجرد شود و صافی و یکتا آن لب که بود کون خری بوسه گه او کی یابد آن لب شکربوس مسیحا می‌دانک حدث باشد جز نور قدیمی بر مزبله پرحدث آن گاه تماشا آنگه که فنا شد حدث اندر دل پالیز رست از حدثی و شود او چاشنی افزا تا تو حدثی لذت تقدیس چه دانی رو از حدثی سوی تبارک و تعالی زان دست مسیح آمد داروی جهانی کو دست نگه داشت ز هر کاسه سکبا از نعمت فرعون چه موسی کف و لب شست دریای کرم داد مر او را ید بیضا خواهی که ز معده و لب هر خام گریزی پرگوهر و روتلخ همی‌باش چو دریا هین چشم فروبند که آن چشم غیورست هین معده تهی دار که لوتیست مهیا سگ سیر شود هیچ شکاری بنگیرد کز آتش جوعست تک و گام تقاضا کو دست و لب پاک که گیرد قدح پاک کو صوفی چالاک که آید سوی حلوا بنمای از این حرف تصاویر حقایق یا من قسم القهوه و الکاس علینا @mekadeh1 🌹🌱

#فروغی_بسطامی کیفیتی که دیدم از آن چشم نیم مست با صدهزار جام نیارد کسی به دست جز یاد او امید بریدم ز هر چه بود جز روی او کناره گرفتم ز هر که هست @mekadeh1 🌹🌱

🙈بیایید بازی با کلمات 👆👆👆 روی view message کلید کنید

#فاضل_نظری ای کاش شب مرگ در آغوش تو باشم زهری که بنوشم ز لب سرخ تو داروست @mekadeh1 🌱🌹

#دکتر_سعیدی عاشقی رسم عجیب و هیجانی دارد همه اش استرس و دل نگرانی دارد قدّ او سرو و لبش کهنه شرابِ دگر ست شوخکم تیغک و ابرویِ کمانی دارد لحظه ای بر دلِ بیچاره ی من رحم نکرد نکند بهرِ دلم،، خطّ و نشانی دارد ابر چشمانِ ترم درد شد و درد گریست که چرا باغِ دلم رنگِ خزانی دارد گریه کن،، گریه کن اکنون دلِ دیوانه ی من نغمه های غزلم فصل و زمانی دارد باش تا روز ابد خاطره باشد شعرم لب فروبستنِ من رازِ نهانی دارد @mekadeh1 🌱🌹