دیتاهاب
Kanalga Telegram’da o‘tish
موضوعات کانال: ✅Data Science ✅Machine Learning ✅Deep Learning ✅NLP گروه تلگرامی ⬅️ @data_jobs دیتاست ⬅️ @persian_data ادمین ⬅️ @data_hub
Ko'proq ko'rsatish2 117
Obunachilar
-224 soatlar
-37 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
2 117
#موقت
اگه کسی تجربه کاری در سایت های فریلنسری مثل upwork داره لطفا یک پیام بده
mohammad_dehghaniiii
2 117
Repost from N/a
من طبیعتا پیشگو نیستم، و اقتصاد هم محل پیشگویی نیست ولی میشه پیش بینی کرد
اگر با همین دست و فرمون جلو رفته بشه (خصوصا محاصره دریایی ادامه داشته باشه)
مشکل شدید در پخش و توزیع بنزین - احتمالا در خرداد (بخشی از بنزین مصرفی، وارداتی هست)
ابرتورم در تابستان (احتمالا مرداد) - میشه گفت تابستان بسیار گرمی در پیش خواهیم داشت
پ.ن: الان هم ابرتورم هستیم (وقتی فقط طی یک سال، مرغ 4 برابر میشه) ولی چیزی ک میگم شبیه به F(f(x)) هست یعنی ابرتورم در ابرتورم
پ.ن 2: اصلا شرایط اقتصادی مناسب نیست (فاجعه اس) و خودمون را برای شرایط بسیار سختی آماده می کنیم و اصلا خرید اضافه و غیرضروری نمی کنیم و تصمیم های مهم زندگی را ترجیحا به تعویق می اندازیم.
2 117
سال نوی همگی مبارک❤️🤍💚
امیدوارم امسال دیگه سال ما باشه!
با آرزوی سربلندی ایران و ایرانی...
2 117
#موقت
عاشق ری اکشنتونم😊
ولی من ایران هستم نمی تونم مستقیم حرف بزنم
این پیام در اصل میخواست بگه وارد مرحله دوم شدیم
2 117
Repost from N/a
یک سوال مهم، چرا برنامهنویسی توی ایران ارزونه؟
خیلی از بچههایی که تازه میخوان برنامهنویسی رو شروع کنن، مخصوصاً تو حوزهی علم داده و هوش مصنوعی، ازم میپرسن چرا محدوده حقوقها اینقدر پایینه؟
حتی بعضیا مقایسه میکنن میگن چرا یه نفر تو وب کار میکنه بعضی وقتا از یه نفر تو دیتا یا AI بیشتر میگیره؟
(کاری به استثناها ندارم، طبیعتاً همه جا استثنا هست. دارم کلی حرف میزنم)
جوابش خیلی سادهست.
ما تو اقتصاد یه اصل چندصد ساله داریم به اسم
عرضه و تقاضا. حالا ربطش چیه؟ وقتی میخوایم بریم سر کار، یعنی یه شرکتی باید باشه که فرصت شغلی ایجاد کنه. چه دولتی، چه خصوصی. آره، یه عده هم فریلنسی یا ریموت کار میکنن، ولی نسبتشون خیلی کمه. پس سمت «عرضهی شغل» دست شرکتهاست. حالا وضعیت هوش مصنوعی تو ایران چطوره؟ + دادهی زیاد و تمیز نداریم. + سختافزار مناسب نداریم. (کافیه قیمت GPU ببینیم...) + اینترنت و دسترسی آزاد به ابزارها نداریم. + تحریم و فیلترینگ داریم. در ایران: - بسیاری از صنایع هنوز دیجیتالمحور نیستند. (شرکت های دولتی اصلا چنین دغدغه هایی ندارن) - مدلهای درآمدی سنتیاند و الزام رقابتی برای هوشمندسازی ندارند. (صنعت ما واسه 50 سال پیشه) - هزینه سرمایهگذاری در AI بالاست و بازگشت سرمایه نامطمئن است. - تحریمها و محدودیت زیرساختی هزینه را افزایش میدهد. (تقریبا به اکثر ابزارهای جهانی دسترسی نداریم) پس چی شد؟ تقاضای واقعی برای نیروی AI کمه. حالا بیایم سمت تقاضای نیروی کار. یه نگاه بندازین ببینین چقدر دورهی هوش مصنوعی برگزار میشه. چقدر آدم از رشتههای مختلف میان میگن: "بریم AI یاد بگیریم شاید یه فرجی بشه." یه موج بزرگ راه افتاده. یعنی عرضهی نیروی کار تو این حوزه خیلی زیاده. پس یه طرف قضیه: کشوری که صنعتش هنوز سنتیه و دادهمحور نیست ← تقاضا برای AI کمه. طرف دیگه: آدمهایی که AI یاد گرفتن زیادن ← عرضه زیاده. خب الان قدرت چانهزنی دست کیه؟ دست شرکته. بهت میگه با چه حقوقی میای؟ میگی مثلاً ۳۰ تومن. میگه نه، نمیخوام. چون میدونه یکی دیگه هست با ۲۰ هم میاد. همین جملهی معروف که زیاد میشنویم: "نمیخوای، ده تا دیگه هستن." این یعنی چی؟ یعنی عرضه از تقاضا بیشتره. وقتی عرضه زیاد باشه و تقاضا کم، قدرت چانهزنی میره سمت کارفرما. طرف دنبال کاره، میگه: هر شرایطی باشه، هر حقوقی باشه، فقط استخدامم کن. اونجا دیگه قدرت چانهزنی پایینه.
2 117
واسه درک و فهم ساز کار دلار و اینکه دعوای چین و امریکا سر چیه گزاف نیست بگم یک ماه مطالعه کردم تا یک درک کلی پیدا کنم...
2 117
Repost from N/a
توی پست قبلی چند تا پیشفرض رو گفتم. به نظرم بد نیست چند تا پیشفرض مهم دیگه هم در نظر بگیریم.
یکی از پیشفرضها اینه که اگر به شرایط فعلی نگاه کنیم، به قول یکی از دوستان توی توییتر، آمریکا اینهمه خرجِ ناو و تجهیزات نظامی و این چیزها رو بیدلیل نمیکنه واسه عروسی بابای ترامپ نیاوردن.
یعنی قطعاً پشتش هدف وجود داره. هیچ کاری بیهدف انجام نمیشه.
مخصوصاً کشوری مثل ایالات متحده آمریکا که الان با بدهی بسیار سنگینی روبهروئه، کسری بودجه داره، بین دموکراتها و جمهوریخواهها سر بودجه دعواست و حتی چند وقت دولتش تعطیل شده.
یعنی به لحاظ مالی اصلاً در شرایط فوقالعادهای نیست.
پس وقتی توی چنین وضعیتی میبینید هزینههای نظامی بالا میره و تجهیزات جابهجا میشن، این خودش یه پیشفرض مهمه که این کارها هدفمنده.
یه پیشفرض خیلی مهم دیگه اینه که ما الان وسط یک جنگ بین آمریکا و چین هستیم.
جنگی که بخش اصلیش، جنگ تجاری و اقتصادیه.
این شاید مهمترین پیشفرض برای اینه که چرا من میگم جنگ قطعیه.
بذارید ساده بگم.
الان واحد پول غالب دنیا دلاره.
ولی این دلار دیگه پشتوانه طلا نداره. سالهاست که از سیستم پشتوانه طلا خارج شده.
به این میگن پول فیات، یعنی پول بدون پشتوانه.
اقتصاد آمریکا سه تا ویژگی مهم داره:
مصرفمحوره
بدهیمحوره
واممحوره
آمریکا مصرف میکنه، بدهی ایجاد میکنه و با وام جلو میره.
این بدهیها هم باید یهجوری تسویه بشه. راهش چیه؟ چاپ دلار.
این دلارهای چاپشده میره دست کشورهای دیگه.
کشورهایی مثل چین و اروپا در ازاش کالا میدن و دلار میگیرن.
یعنی آمریکا مصرف میکنه و دلار میده.
حالا تصور کنید چین بگه من دیگه دلار از تو قبول نمیکنم.
اونوقت چی میشه؟
ارزش دلار فرو میریزه و هژمونی اقتصادی آمریکا از بین میره.
پس پشتوانه دلار چیه؟
طلا نیست؛ اعتبار آمریکاست.
اعتبار نظامی، سیاسی و قدرتش.
ولی این اعتبار داره کمکم تضعیف میشه.
الان میبینید کشورهایی مثل چین دارن اوراق دلاری آمریکا رو نقد میکنن و بهجاش طلا میخرن.
این یعنی اعتماد به دلار داره کم میشه.
این یکی از مهمترین پیشفرضهاست.
هر کسی بخواد درباره جنگ تحلیل کنه، حتماً باید این فاکتورها رو ببینه.
حتی اگر دلار رو نسبت به ارزهایی مثل یورو نگاه کنید، میبینید وضعیتش اونقدرها هم خوب نیست.
از اون طرف آمارها میگن ممکنه در ده یا پانزده سال آینده، GDP چین برای اولین بار از آمریکا جلو بزنه.
آمریکا اینها رو میبینه.
کور نیست.
میبینه ارزش پولش داره پایین میاد و دست روی دست نمیذاره.
چون اگر یه روزی بخش بزرگی از جهان تصمیم بگیره با دلار تبادل نکنه،
هم اقتصاد آمریکا به هم میریزه، هم کل نظم اقتصادی جهان.
الان یه نظم اقتصادی جهانی وجود داره که آمریکا میگه امنیتش با منه، مدیریتش با منه،
ولی در کنارش بخشی از سودش هم با منه؛
من دلار چاپ میکنم و تورمش رو بین بقیه پخش میکنم.
برای همینه که میبینید بحثهایی مثل بریکس مطرح میشه؛
ایدههایی که قراره وابستگی به دلار رو کمتر کنن.
پس بقیه کشورها هم بیکار ننشستن.
جمعبندی این بخش اینه:
ما عملاً وسط یک جنگ اقتصادی بزرگ بین چین و آمریکا هستیم؛
و این جنگ، یکی از پایهایترین پیشفرضها برای درک اتفاقات پیشِ روئه.
2 117
Repost from N/a
حالا واسه پاسخ به این سوال که جنگ میشه یا نه باید یکم روضه گوش بدین
ما توی بحث اقتصادی سعی میکنیم سناریومحور فکر کنیم.
یعنی چی؟ یعنی قبل از هر تصمیم اقتصادی (مثل خرید یا فروش، یا اصلا اینکه چی بخرم طلا یا دلار یا ...)، اول سناریوها رو بچینیم.
من راستش علاقه شخصی زیادی به تحلیل بنیادی کلاسیک ندارم، چون بیشتر ذهنم درگیر مباحث تحلیلی و مهندسی هوش مصنوعیه.
ولی نکته جالب اینه که کاری که ما توی هوش مصنوعی انجام میدیم، یعنی تحلیل دادهها، بررسی سناریوها و تصمیمگیری بر اساس احتمالات، توی تحلیل بنیادی هم دقیقاً همینه، فقط عمیقتر.
ما مهندسا توی تحلیل قوی هستیم و این نگاه تحلیلی اینجا خیلی به کار میاد.
نگاهی که من توی اقتصاد دارم، کاملاً سناریومحوره.
یعنی قبل از اینکه بپرسم:
الان طلا بخرم یا بفروشم؟
دلار بخرم یا نفروشم؟
یا هر اقدام اقتصادی دیگهای
اول باید بپرسم: سناریوهای ممکن چیه؟
چون از دل سناریوهاست که میفهمیم خریدن بهصرفهتره یا فروختن، و اصلاً باید سراغ کدوم بازار رفت.
معمولاً توی تحلیل بنیادی میگن حداقل سه سناریو داریم:
سناریوی خوشبینانه
سناریوی بدبینانه
سناریوی واقعبینانه
حالا سؤال اصلی امروز من و شما اینه:
ما توی کشوری زندگی میکنیم که تورم داریم. تورم اسمیای که مثلاً بانک مرکزی میگه 50 یا 60 درصده، ولی تورم واقعی خیلی بیشتر از این حرفاست.
شما خودتون نگاه کنید:
برنج، شیر و خیلی از اقلام مصرفی توی یک سال گذشته بعضاً بین ۲ تا ۵ برابر گرون شدن.
این یعنی دیگه با تورم سبک طرف نیستیم. داریم کمکم به سمت تورمهای خیلی شدید میریم یا همون ابرتورم.
کاری ندارم بانک مرکزی میگه تورم نقطهبهنقطه خوراکیها مثلاً ۷۰ یا ۸۰ درصده.
مهم اینه که من و شما وقتی میریم کف بازار، یا قیمتها دو برابر شده یا پنج برابر.
این با اون میانگینهای ۵۰-۶۰ درصدی که اعلام میشه، اصلاً همخوانی نداره و نشون میده شاخصهایی که باهاش تورم رو حساب میکنن، مثل CPI، ضعفهای جدی دارن. وارد بحث تخصصیش نمیخوام بشم.
پس پیشفرض اول ما اینه که باید سناریومحور باشیم.
هر اقدام اقتصادیای که میخوایم انجام بدیم، اول میایم سناریوها رو میچینیم و میبینیم توی هر سناریو چه کاری درسته.
بعدش ریسکپذیری خودمون رو در نظر میگیریم و تصمیم میگیریم.
نه یهدفعهای، بلکه پلهکانی.
پلهکانی میخریم، پلهکانی میفروشیم.
مثلاً به این نتیجه میرسید که توی سناریوی بدبینانهای که احتمال وقوعش بالاتره، طلا قراره گرونتر بشه.
به جای اینکه کل پولتون رو یکجا طلا بخرید، پول رو تقسیم میکنید.
یه بخشش رو امروز میخرید، صبر میکنید، میبینید واقعاً طلا گرون شد یا نه.
اگر دیدید گرون شد، این یه سیگناله که حدستون درست بوده.
یه پله دیگه میخرید.
به این میگن میانگینگیری.
ولی اگه دیدید فردا یا پسفردا اوضاع برعکس شد و طلا ارزونتر شد، این داره بهتون هشدار میده که صبر کن.
بیگدار به آب نزن.
چرا؟
چون ما توی کشوری زندگی میکنیم که:
تورم مزمن داره
رکود تورمی داره (هم رکوده، هم تورم)
و تازه داریم به سمت تورمهای خیلی شدید هم حرکت میکنیم
ابرتورم یعنی چی؟
یعنی خریدی که امروز انجام دادی، دفعه بعد که میری همون خرید رو بکنی، ممکنه ۳۰ یا ۵۰ درصد گرونتر شده باشه.
این سادهترین تعریف ابر تورمه.
خود تورم ذاتاً چیز بدی نیست. خیلی از کشورها تورم ۲ تا ۵ درصدی دارن و حتی نمیذارن کمتر از این بشه، چون اگه خیلی پایین بیاد، رکود ایجاد میشه.
جمعبندی:
ما باید نگاه سناریومحور داشته باشیم؛
سناریوی خوشبینانه، بدبینانه و واقعبینانه رو بچینیم
و بعد بر اساس این سناریوها تصمیم بگیریم که بخریم، نفروشیم، یا صبر کنیم.
2 117
سوال اصلی این روزها، بخرم یا بفروشم؟ اصلا چی بخرم؟ طلا بهتره یا دلار؟
چیکار کنم که زیر بار تورم له نشم
طبیعتا باید قبلش به یک سوال دیگه جواب داد، اونم این که جنگ میشه یا نه؟ این خیلی مهم تره
2 117
Repost from N/a
سلام به همگی.
به نوبه خودم بابت این عزای شوکه کننده تسلیت می گم
این اولین پست من توی این کاناله.
هدفم اینه که بیام و مباحث اقتصادیای که این مدت یاد گرفتم رو به زبان خیلی ساده بیان کنم.
شاید یه مقدار تمرکزم از بحثهای هوش مصنوعی کمتر بشه و خب این بیدلیل نیست.
حسی که من دارم اینه که هوش مصنوعی فعلاً توی کشور ما اونقدری که باید، ظرفیت و جای رشد نداره؛ مخصوصاً از نظر کاری و درآمدی. یعنی سقف رشدش محدوده. ساده شدش، خیلی نمیشه ازش پول درآورد.
این میشه دلیل اول.
دلیل دوم اینه که ما توی کشوری زندگی میکنیم که تورم مزمن داره. وقتی تورم مزمن وجود داره، اتفاقی که میافته اینه که ما مجبور میشیم اول به این فکر کنیم که ارزش داراییهامون رو حفظ کنیم.
در واقع توی حالت بقا هستیم و بعد، اگر شد، توی گام دوم به فکر رشد باشیم؛ رشد اقتصادی فردی، نه ملی. چون رشد اقتصادی فردی باعث رفاه میشه. باز ساده شدش یعنی این که من خاورمیانه ای همین که دخل و خرجم متوازن باشه و بقام به خطر نیفتاده، برد کردم.
این دغدغهها باعث شده که من گاهی حتی تا دوازده ساعت در روز مطالعه داشته باشم. به عنوان یه دانشجویی که خودخوان شروع کرده مباحث اقتصادی رو یاد بگیره، همیشه دیدم که اقتصاد رو با زبان پیچیده توضیح میدن.
ولی من سعی میکنم هرجوری شده این مفاهیم رو بفهمم و بعد به دوستان و نزدیکانم، خیلی ساده و خودمونی منتقلشون کنم.
احساس میکنم از این مسیر میتونم کمک بیشتری به جامعه بکنم تا صرفاً توی حوزه هوش مصنوعی.
البته کانال هوش مصنوعی سر جاش هست، کانال دیتاهاب فعاله و بچههایی از تیممون اونجا محتوا تولید میکنن.
اما واقعیت اینه که مردم توی کشور ما، به خاطر مشکلات اقتصادی، بیشتر نیاز دارن بدونن چطوری پول دربیارن و چطوری ارزش پولشون رو حفظ کنن.
این آموزشها رو معمولاً نه توی مدرسه میبینیم، نه توی صدا و سیما. استادهای دانشگاه هم اغلب خیلی پیچیده، خیلی تئوریک و دور از زندگی واقعی توضیح میدن.
ما نیاز داریم اطلاعاتی رو یاد بگیریم که همون موقع بفهمیم، ساده باشه، همون موقع اجراش کنیم و نتیجهش رو ببینیم.
یکی از تفاوتهای اصلی اقتصاد و بازار با هوش مصنوعی برای من دقیقاً همین بوده. چیزهایی که یاد میگیرم رو همون امروز اجرا میکنم و میتونم ازش درآمد داشته باشم و نتیجش ببینم.
ولی توی هوش مصنوعی، از فهمیدن یه موضوع تا اجراش، تا تبدیلش به محصول و بعد درآمدزایی، خیلی زمان میبره.
رفقا ته حرفم اینه
در حالی که ما الان درگیر خورد و خوراک، برنج و روغنیم. من از طریق این مباحث کمک بیشتری به عزیزان و هم وطن هام میکنم، و توی این شرایط انگار آدم مجبور میشه موقتاً استراتژیش رو عوض کنه
امیدوارم بتونم توی این مسیر، موثر واقع بشم.
2 117
پس بیراه نیست که بیشترین مهاجرت نیروی متخصص
از سمت نرم افزار هست
و حکومت بارها با زبان و اشکال مختلف ثابت کرده
ب صنعت نرم افزار به دید تهدید نگاه میکند و نه فرصت
اندک پروژه ها و سامانه ها هم در رانت یک سری استاد دانشگاه و مدیرعامل خاص هست
که تقریبا قبل هر مناقصه ای انگار از قبل نتیجه مشخص است
و حقیقت تلخ این است که بعضی از هم کلاسی هایمان عملا پایه گذران محدودیت، فیلترینگ و سانسور شده و چرخ دنده های این سیستم ناکارآمد شدن
2 117
انگار حاکمیت فضای نرم افزار کشور میدان رقابت میدونه
قراره داخلش تهاجم فرهنگی صورت بگیره
به شدت باید کنترل بشه
و اجازه تنفس بهش داده نشه
بله توی صنعت نرم افزار هم سانسور زیاده
سانسور که فقط حذف سکانس از فیلم
یا حذف جملات تحریک کننده داخل کتاب نیست
سانسور سیستماتیک در حوزه نرم افزار میشه این که اجازه رشد به این صنعت داده نمیشه
بهش نگاه امنیتی میشه که جایی که دشمن قراره به ما حداکثر آسيب بزنه
و مثل هر پدیده دیگه توی کشور ما
این صنعت هم سیاست زده شده
مثل کتاب های درسی ک تلاش دارن اسلامی بومی بشن
صنعت نرم افزار هم به شکل دستوری تلاش دارن بومی و اسلامی کنن
یعنی هدف از صنعت نرم افزار رشد و توسعه نیست
ابزار کنترل گری شده و جنگ نرم با دشمن
در چنین شرایطی نمیشه از این صنعت انتطار رشد داشت
ناظم کنترل گر با چوب بالای سرش ایستاده و اجازه تنفس بهش نمیده
مدام میگه اینکار کن
و اینکار نکن
باید خدمت من باشی برای مثلا شناسایی معترضین
یعنی هدف اصلی که باید افزایش سطح خدمات و کیفیت زندگی باشه
از اولویت خارج شده
و هدف رفته سمت موارد دیگه
یعنی هدف این نیست اپی ساخته بشه ک جهانی بشه و سودآوری داشته باشه
یا برنامهای که باعث تسهیل یک فرایند زندگی باشه
نگاه امنیتی باعث شده که صنعت نرم افزار صرفا یک ابزار در دست حکومت باشه برای کنترل بیشتر
آیا باید انتطار رشد داشته باشیم
همین ۲ همت هم به آنلاین شاپ های اینستا ربط داره فکر نکنید مربوط ب شرکتهای های تک ایرانی است
که عملا ما شرکت نرم افزاری معروف در سطح آسیا نداریم
جهان که پیشکش
متاسفانه تا الان کسی از این سانسور گسترده صحبتی نکرده
و انجمن صنفی رایانه و ... صرفا حقوق بگیرانی شدن که عملا هیچ اکت مناسبی نداشته و انتهای ایده شان اینترنت طبقاتی است که تا حد زیادی اجرایی شده
2 117
حالا داستان چیه
چند روز پیش وزارت ارتباطات یک گزارشی داد که ضرر قطعی اینترنت روزانه ۲ همت است (حتی بعضی تا ۵ همت هم برآورد کردن)
همت هم که مخفف هزار میلیارد تومانه
سریع حساب کردم ۲۰ در ۲ میشه ۴۰ همت
دیدم چقدر کمه
یعنی نزدیک به سه هفته قطعی اینترنت
فقط ۴۰ همت ضرر ب صنعت فناوری اطلاعات وارد شده
شاید بگین چرا میگی کمه
کافیه با شرکتهای سنتی مقایسه کنید
مثل فولاد، ذوب آهن و ...
یا با فروش نفت مقایسه کنید
یک میلیون بکشه نفت هر بشکه هم با تخفیف حدود ۴۰ دلار میشه که با نرخ دلار ۱۵۰ هزارتومانی فردش رورانه نفت میشه
۶ همت
تازه با احتساب اینکه گاهی تا دو میلیون بشکه نفت با قیمت ۵۰ دلار یا حتی ۶۰ دلار
تا روزانه ۱۸ همت هم میرسه
یعنی درآمد رورانه فروش نفت
حتی گاهی ۹ برابر درآمد حاصل از صنعت فناوری اطلاعات هست
این اعداد واسه من یکی که خیلی معنا داره
حالا بهتر میفهمم چرا کوتاه ترین دیوار، صنعت فناوری اطلاعاته
تو سری خوره، اجازه عرض اندام بهش نمیدن
و عملا ما چیزی تحت عنوان صنعت نرم افزار نداریم
مثل کشور هند یا آمریکا
صرفا اکوسیستم ناتوان نرم افزار ایران پر شده از کلی چیز بومی
سیستم عامل بومی
مدل زبانی بومی
...
هر چیزی که اومد ما خواستیم بومی کنیم
این فایل عجیب غریب بی دلیل نیست
ریشه در کنترل گری دولت و حاکمیت داره
2 117
به بهانه قطعی اینترنت
مقدمه اول: شاید مهم ترین پست یک سال اخیر این کانال باشه
مقدمه دوم: بحث قطعی یک مسالهای هست که از زوایای مختلف میشه بررسیش کرد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... مثلا از بعد سیاسی و مثلا از بین رفتن حقوق طبیعی و اولیه افراد که افراد زیادی سعی کردند از این زاویه به این داستان نگاه کردند
مقدمه سوم: حداقل تا جایی که بررسی کردم کسی از زاویه اقتصادی و حکمرانی بحث قطعی پرتکرار سالهای اخیر یعنی قطعی تقریبا کامل اینترنت را تحلیل نکرده
2 117
او در پژوهشی که در کتاب «بررسی انقلاب ایران» منتشر شد، نوشت، از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷، تعداد قربانیان انقلاب اسلامی ۳۱۶۴ نفر بوده است.
منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
https://irdc.ir/fa/news/9293/%7C%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C%7C-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8
2 117
قضیه از کجا شروع شد؟
وقتی به اطرافیان نزدیک میگفتم آذر و دی که بودجه بره مجلس، افزایش پولی و ...
احتمالا اعتراضاتی در پیش باشه
از درست بودن پیش بینی خودم خوشحالم؟
قطعا نه
این که مردم کشورم از جمله خودم دغدغه روغن داشته باشن، دردآوره
یکسری ها مثل من تا الان موندیم، دلمون نیومده از کشورمون دل بکنیم
خوبه اینم بگم که این مدت که سکوت کردیم، هدفمند بود؛ مثلا دیروز پست لینکدین که قرار گرفت و کامنت های خوبی گرفت، یهو به خودم اومدم که الان وقت صحبت از کدنویسی و... نیست
به خودم گفتم کلی طول کشید این پست بنویسی
و یک فکر دیگه، به ذهنم رسید که چندساعت وقت تو در برابر ایران عزیزمون اصلا ارزشی داره؟
سریع پاک کردم
خیلی از برنامه های آینده و کمپین ها را کنسل کردیم (فدای سر خودمون و خودتون)
خلاصه که حسابی مراقب خودتون باشید و اون هایی ک همو دیدیم یا دوستان و رفقای نادیده، حلال کنید
آدم از چند روز آینده خودش بی اطلاعه
اگه بودیم و نفسمون برقرار بود، حتما با هم جشن خواهیم گرفت
2 117
ترند این روزها که همه دارن در موردش حرف میزنن: Agentic AI
یه بنده خدایی میگفت
ما دنبال کسی هستیم که بتونه AI Agent بسازه
پرسیدم: "میدونید چیه؟"
گفتن: "خب چیزیه که خودش کار میکنه دیگه!"
ولی خب Agentic AI یعنی سیستمی که خودش تصمیم میگیره و چند مرحلهای کار رو انجام میده
یک مثال ساده:
شما میگید "یک گزارش از فروش سه ماهه بساز"
حالا Agent خودش داده رو جمع میکنه، تحلیل میکنه، نمودار میسازه، گزارش مینویسه
البته اگه میخواید وارد این حوزه بشید، اول workflow رو بفهمید
بعد Agent رو بسازید چون
تحقیقات Gartner نشون میده که بیش از ۴۰٪ از پروژههای Agentic AI تا پایان ۲۰۲۷ کنسل میشن😂😂😂
چرا؟ چون همه دنبال هایپ رفتن، نه حل مشکل واقعی
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
