uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

Kanalga Telegram’da o‘tish

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

Ko'proq ko'rsatish
1 368
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-3030 kun
Postlar arxiv
هرچی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم که عشق ایجاد کردنی نیست. اتفاق افتادنیه.

هم‌زمان که سعی می‌کنی رفتارهات روشن باشه و توضیح بدی چه حسی داری و چی توی فکرته لازمه حواست باشه بعضی چیزها توضیح دادن برنمی‌داره باید درموردشون سکوت کنی. هم‌زمان که به افکار و تحلیل هات و حافظه و احساساتت اعتماد میکنی لازمه بدونی احتمال خطای حافظه بالاست و هر فکری حقیقت نداره. و لازمه گاهی چیز هایی رو بپذیری که قادر به درکشون نیستی و با انتظاراتت در تضادن. لازمه حواست باشه به کسی باج ندی برای اینکه بهت محبت کنه باید بدونی که پذیرش با باج دادن به دست نمیاد. هم‌زمان که سخت میگیری بدنیست گاهی هم انعطاف به خرج بدی. هم‌زمان که به آدما اجازه میدی باهات راحت باشن باید قادر باشی حد و مرزت رو مشخص کنی. صداقت به خرج بده اما یادت هم باشه چطوری و کجا خرجش میکنی. تکامل و رشد تو پیدا کردن این تعادل‌هاس.

Repost from N/a
همه‌چیز همیشه اون‌طور که به نظر می‌رسه نیست

THE SUMMER I TURNED PRETTY S03
THE SUMMER I TURNED PRETTY S03

"یوتوری" در ژاپنی به معنی آگاهانه کند کردن سرعت و مشاهده جهان اطراف بدون هیچ عجله ایه فقط بودن و حضور داشتن.
"یوتوری" در ژاپنی به معنی آگاهانه کند کردن سرعت و مشاهده جهان اطراف بدون هیچ عجله ایه فقط بودن و حضور داشتن.

"یوتوری" در ژاپنی به معنی آگاهانه کند کردن سرعت و مشاهده جهان اطراف بدون هیچ عجله ایه فقط بودن و حضور داشتن.
"یوتوری" در ژاپنی به معنی آگاهانه کند کردن سرعت و مشاهده جهان اطراف بدون هیچ عجله ایه فقط بودن و حضور داشتن.

ما بى ايمان نبوديم، منتها مى خواستيم به باورهاى خودمان و نه باورهايى كه براى ما مقرر شده بود ايمان داشته باشيم، آنچه از نظرمان شكاكيت پالاينده بود از همين جا سرچشمه میگرفت. جولين بارنز

از بعد جنگ طلب کاری رو کنار گذاشتم چون هیچ چیزی نیست که ما از زندگی طلبکارش باشیم. شاید وقتی به این درک برسیم که ما تماما خالق دنیایی که توش زندگی میکنیم هستیم مواجهه باهاش آسون تر بشه. البته خالق بودن نه به مثابه مسئول صفر تا صد پیش آمدها بودن بلکه به مثابه افسار اوضاع قابل کنترل رو دردست گرفتن.یاد فیلم زندگی و دیگر هیچ کیارستمی میوفتم. تو اوج درماندگی و حیرانی پس از حادثه پسری که در کنار چادری که آدم‌ها حالا به چشم خونه بهش نگاه میکنن درحال برقرار کردن آنتن تلوزیونه درحالی که اعضای خانواده‌شرو از دست داده. همین زندگی کردن به بهترین شکلی که اون لحظه میشه انجامش داد رو انجام دادن. من شاید حتی گاردم رو هم پایین‌تر آورده باشم؛ من میدونم که مرگ خیلی خیلی نزدیک بود و اونا میتونستن زندگی رو از چنگم دربیارن ولی دوست ندارم انقدر راحت زندگی رو بهشون بدم میخوام دو دستی بچسبمش. شاید نباید طالب زندگی بود باید خالقش بود.

و ما نمیدانستیم همین چیزهای به ظاهر پیش پا افتاده و معمولی چقدر برایمان مهم بودند تا وقتی مجبور به ترکشان شدیم.

01_Bomrani_Raftim_o_Barnagashtim_رفتیم_و_برنگشتیم.m4a5.79 MB

از آدم‌های به وقت خوشم میاد؛ به وقتش بهت میگن دوست دارن، به وقتش برات آهنگ میفرستن، به وقتش حالت رو می‌پرسن و میگن دلتنگن، به وقتش هستن. به وقتش باشین که نبودن از رگ گردن بهمون نزدیک تره فقط خبر نداریم.

زندگی قبلی گذشته و رفته، ولی زندگی جدید هنوز از راه نرسیده، پرسیدن مشکل چیه بگید همین

01_Hossein_Farhadi_RadioP0l_خیالَت_م_ر_شجریان_رادیوپُل.mp34.53 MB

همه‌جا لرزش بود، موج بود و ارتعاش؛ با این حال مرا سکوت بود و سیاهی و سکون.

آدم دوست دارد ببیند تا کجا می‌تواند تاب بیاورد.

این قطعه من رو یاد زندگی دوگانه ورونیک میندازه. چرا؟