uz
Feedback
CODOLEAN

CODOLEAN

Kanalga Telegram’da o‘tish

TRAP🩸🔥

Ko'proq ko'rsatish
700
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-230 kun
Postlar arxiv

زمان زیادی گذشته، وقتی به عقب نگاه میکنی اصلا شبیه یک چشم به هم‌ زدن نبوده، فرسایش روزهای بلندی رو میبینی که دیگه بعیده بتونی دوباره تحملشون کنی، درسته امروز چیزهایی داری که نمیشه انکارش کرد، اما رسیدن بهشون انقدر زمان برده که مطمئن نیستی کدومش‌رو آرزو داشتی و کدومش‌رو نه، فکرها ولت نمیکنن، حتی دیگه خواب هم کمکی بهت نمیکنه، به محض بیداری دوباره از همون جایی که تموم شده بودی ادامه پیدا میکنی، و این حال اونقدر تکرار و تکرار میشه که همه‌ی صبح شدن‌ها و فردا شدن‌ها رو در نظرت کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر میکنه، هوای گذاشتن و رفتن داری، اما تو وجودت خوب می‌دونی که هیچ دوری و فاصله‌ای کافی نیست، زندگیت رهات نمیکنه، و تو نمیدونی از کدوم بیشتر گرفته‌ای، از زندگی سمجی که لحظه‌های ساده‌ای رو ازت دریغ کرده، یا از خودت که زندگی‌کردن بلد نبودی.