͢͞↬𝑭𝒂𝑙𝒍 𝑴𝑜𝒐𝑁⸼ ᷝⷮ(🥥🤎
↯•𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒏𝒂𝒎𝒆 𝒐𝒇 𝒈𝒐𝒅•↯🖤 •اگه هزینه فال شخصی نداری فال های همگانی من برای توئه🖤 توی این سرزمین جادویی همراه من باش و هرچیز جادویی که میخوای اینجا پیدا کن• ••آغــاز زیبایه جادوگر ماه🌚 ۱۳سال سابقه ی کار🖤 ارتباط با مدیر👇🏻 @Adrina8725
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali ͢͞↬𝑭𝒂𝑙𝒍 𝑴𝑜𝒐𝑁⸼ ᷝⷮ(🥥🤎 analitikasi
͢͞↬𝑭𝒂𝑙𝒍 𝑴𝑜𝒐𝑁⸼ ᷝⷮ(🥥🤎 Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 16 029 obunachidan iborat bo'lib, Din & Maʼnaviyat toifasida 5 239-o'rinni va Eron mintaqasida 20 595-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 16 029 obunachiga ega bo‘ldi.
03 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -3 917 ga, so‘nggi 24 soatda esa -233 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 0.24% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 2.61% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 38 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 418 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 21 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent فال, پیانو, نیت, سوالتو, نتامون kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“↯•𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒏𝒂𝒎𝒆 𝒐𝒇 𝒈𝒐𝒅•↯🖤
•اگه هزینه فال شخصی نداری فال های همگانی من برای توئه🖤
توی این سرزمین جادویی همراه من باش و هرچیز جادویی که میخوای اینجا پیدا کن•
••آغــاز زیبایه جادوگر ماه🌚
۱۳سال سابقه ی کار🖤
ارتباط با مدیر👇🏻
@Adrina8725”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 04 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Din & Maʼnaviyat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
Ma'lumot yuklanmoqda...
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 03 Sentabr | 0 | |||
| 02 Sentabr | 0 | |||
| 01 Sentabr | 0 |
| 2 | رمان BDSM خشن ارباب برده | 12 |
| 3 | با رمانش خیس میشی | 14 |
| 4 | رمان BDSM خشن ارباب برده | 20 |
| 5 | انقد واژنتو با تیغ و ژیلت شیو کردی که تیره و سیاه شده ؟!با روشای اینجا واژنتو بلوری و سفید کن : @idehzibaei | 29 |
| 6 | اگه بیکینیت بو عن میده این پیشنهاد من به توعه جهت هلو کردن خودت:))))🍓🌚 | 16 |
| 7 | انقد واژنتو با تیغ و ژیلت شیو کردی که تیره و سیاه شده ؟!با روشای اینجا واژنتو بلوری و سفید کن : @idehzibaei | 54 |
| 8 | _برای چی منو دزدیدی عوضی؟‼️
با آرامش دستشو روی خط سینههام کشید.
_آوردمت یه جا که با هم خلوت کنیم عزیزم.
با ترس دستشو پس زدم.
_چه خلوتی دیوونه؟ ولم کن من باید برم.
اینبار با خشونت به سینههام چنگ زد و
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 73 |
| 9 | - به رئیست فقط باید بگی چشم، یالا لخت شو!
شونههام لرزی گرفتن که بهم بیشتر نزدیک شد.
تنمو میون دستاش گرفت و غرید:
- امشب هیچجوره نمیتونی ازم فرار کنی!🙊
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 71 |
| 10 | - تا یه دقیقهی دیگه لخت نباشی بلایی سرت میارم که به گوه خوردن بیوفتی!
با درآوردن لباسم چنگی به سینم زد و نو*کشو بین دندون فشرد که جیغی زدم…
به ضرب روی مبل خمم کرد و...
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 76 |
| 11 | - به نعفته که امشب از تموم زنونگیت
برای تمکین کردنم استفاده کنی!
دستهای لرزونم رو روی دکمهی اول مانتوم گذاشتم و شروع به باز کردنش کردم...🔥🔞
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 81 |
| 12 | - اگه بهم دست بزنی خودمو میکشم!
پوزخندی زد و سگک کمر بندشو باز کرد و غرید.
- امشب اگه دستمال خونی ازت نگیرم مطمئن باش خودم میکشمت...💧⚠️
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 66 |
| 13 | میکائیل بدجوری شیدا و دیوونهی خواهر ناتنیشه، جوریکه بیخیال همهی باید و نبایدا میشه و...💦
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 54 |
| 14 | - فکر کردی اگه بفهمم خواهر ناتنمی دیگه باهات نمیخوابم؟♨️📛
با ترس خودمو عقب کشیدم و با دستای لرزونم سعی کردم جلوشو بگیرم:
- دیوونه شدی؟ ما بهم محرمیم نمیتونیم این کارو کنیم!
بیتوجه جلو میاد و سرشو توی گودی گرنم فرو میکنه و
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 68 |
| 15 | _برای چی منو دزدیدی عوضی؟‼️
با آرامش دستشو روی خط سینههام کشید.
_آوردمت یه جا که با هم خلوت کنیم عزیزم.
با ترس دستشو پس زدم.
_چه خلوتی دیوونه؟ ولم کن من باید برم.
اینبار با خشونت به سینههام چنگ زد و
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 77 |
| 16 | - به رئیست فقط باید بگی چشم، یالا لخت شو!
شونههام لرزی گرفتن که بهم بیشتر نزدیک شد.
تنمو میون دستاش گرفت و غرید:
- امشب هیچجوره نمیتونی ازم فرار کنی!🙊
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 1 |
| 17 | - تا یه دقیقهی دیگه لخت نباشی بلایی سرت میارم که به گوه خوردن بیوفتی!
با درآوردن لباسم چنگی به سینم زد و نو*کشو بین دندون فشرد که جیغی زدم…
به ضرب روی مبل خمم کرد و...
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 65 |
| 18 | - به نعفته که امشب از تموم زنونگیت
برای تمکین کردنم استفاده کنی!
دستهای لرزونم رو روی دکمهی اول مانتوم گذاشتم و شروع به باز کردنش کردم...🔥🔞
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 80 |
| 19 | - فکر کردی اگه بفهمم خواهر ناتنمی دیگه باهات نمیخوابم؟♨️📛
با ترس خودمو عقب کشیدم و با دستای لرزونم سعی کردم جلوشو بگیرم:
- دیوونه شدی؟ ما بهم محرمیم نمیتونیم این کارو کنیم!
بیتوجه جلو میاد و سرشو توی گودی گرنم فرو میکنه و
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 81 |
| 20 | پوزخندی زدم و با لذت به چشمای ترسیدهش نگاه کردم.
- چیه؟ مثل جوجهها میلرزی دختر!
لبهای لرزونش رو از هم باز کرد و نالید:
- تورو...تورو...توروخدا ولم کن برم میکا...
پوزخندم عمیقتر شد و به سمتش قدم برداشتم که با ترس عقب رفت.
- ولت کنم؟ تازه گیرت آوردم عزیزم.
https://t.me/+NPCSYY3zyos3YzY0 | 78 |
