﮼دل | 𝐃𝐄𝐋•
Kanalga Telegram’da o‘tish
ᴡᴇʟᴄᴏᴍᴇ ᴛᴏ ᴍʏ ᴄʜᴀɴɴᴇʟ 🧑🏻🦯 ﮼اصلواورجینالبمونبزاردنیاازتکپیکنه😉🙌🏼 ✨ᴍᴜsɪᴄ - ᴠɪᴅᴇᴏ - ᴛᴇxᴛ - ᴘʀᴏғ🫀 ارتباط بامدير👇🏼 @iM_OmID_1xi 1400/5/5
Ko'proq ko'rsatish3 244
Obunachilar
+12524 soatlar
+8597 kun
+86030 kun
Postlar arxiv
3 249
𝑃𝑟𝑜𝑓𝑖𝑙𝑒 𝑔𝑖𝑟𝑙
.
آرزو هایم را کنار نخواهم گذاشت
دنیا مجبور است با دلم کنار بیاید
☺️✋🏻
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
3 249
مانی سپیده♥️🤭
#قسمت اول
پايان ساعت كاري ( كتابخونه)
خیلی عالیع😉♥️
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
3 249
-
«اِکتَفی بِنفسك لنفسَك فَهذا زمن العابِرین..!»
«به خودت برای خودت اکتفا کن،
که این زمانه، زمانه رهگذران است..!♥️🌱
𝗰𝗵𝗻𝗟:「@DELL_W 」
3 249
#پارت: 15 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
همیته بس میکردم و گوشتار خورد خورد میکردم که خلاص شد اونار اخته کردم سیرا هم لت کرده بود خوب بود اینار خلاص کردم هرسه باهم هی گپ میزدیم یک دفعه مهری فری و دوقلو ها باهم آمدن چنان جیغی کشیدن که هر سه به هوا پریدیم😥🤣
فردوس٫ پخخخخخخخخ ایشتع طفلکا بترسیدن
روخوطرف مهری کرد گفت حالی به گریه نشن طفلکا😂یعنی خیال چی کردن مار🤣
مه٫ خیال سگ گرند کردین🤣
به ای گپ مه دوقلوها ومیترا وهوری به خنده شدن
فردوس٫ خیلی بیادبی 😒
مه٫ وی گناه مه چیه خودشما گفتین خیال کی کردین مم گفتم خیال سگ😐😂
فردوس٫ سیکو بازم تکرار کردم
مه٫ چیزی که عیان هست چه حاجت به بیان هست😜🤣
هوری٫ خخخخخ اول که راست میگع دوم ایکه
روخو طرف مه کردو گفت گپا مه تکرار نکو😏😂
مهرسام٫ تیاره تیاره بیایین بریم که دوماد مه آمده😜🤣
مه٫ دوماد🧐 دوماد تو یعنی کی
یکدفعه دوهزاری مه بفتاد که ای چیمیگه😳😡
اعصاب مه خراب شد بنداختم خودخو باله یو موها یور بگیرفتم بم دستا خو کمی کشدکردم
مهری٫ آخ آخ وحشی یله کو به تو میگم بکندی موهامه شیشکک یله کو آخ
مه٫ چی زیر زدی تو دوباره تکرار کن که ای موها بلند تو به کف دست تو بگذارم😡😈
مهری٫ غلط کردم دیگه نمیگم خودمم ازو بدمه میایه فقط خاطر آزار تو گفتم آخ یله کو دیگه زیبای خفته
ایته بگفت مم یله کردم 😐😂
مه٫ خوب ایبار اول آخر تو باشه اوکی اصلن خوش ندارم دوباره بشنوم اگه نه ایدفعه میروم آبرویور میبرم 😈
میفهمی که ایشتع میبرم😈😏🤣
مهری٫ ها ها بابا میفهمم خودمم خوشمه نمیایع ازو
یکدم روخودور دادم که اینا از خنده ريژه میرن😐🤣
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 249
#پارت: 14✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
هوری از کوخ حشره خیلی میترسه
ایکه ویخستاد رقص عربی میرفت مه مهری فری خودیم میخندیم چون اونا هم بفهمیدن هیچی نیه از دروغ گفتم بزو
یکدم هوری چشمیو بفتاد که ما میخندیم بفهمید از دروغ گفتم
هوری٫ ای شیشک مه یک ساعت بالا پایین میپردیم تو سگاز دروغ گفتی😠😫
فردوس٫ خخخخخخ بری اولین بار یک کار خوبی کرد شیشک تور برقص کرد اوهم رقص عربی مار کمی سرگرم کرد🤣
فردوس که ایر گفت همه خودیهو بخندیدم هوری هم شروع کرد به خنده همیته میخندیدم که بابا مادر خاله وپسرخاله ها ودختر خاله مه آمدن
اونام آمدن خودی همه احوالپرسی کردن
تینا٫ بح بح دوقلوهای افسانه ای ایشتنیم😍
دوقلوها٫ همزمان تو ایشتنی خانم خرابکار بزرگ🤣😍
تینا٫ فیکسه فیکسم چون خرابکاری در نظر دارم🤣
خودی خاله و شو خاله احوالپرسی کرم نوبت به میترا رسید
میترا٫ ایشتنی شیشکمه خوبی بخیر دختر بچه هاتو خوبن نواسه هاتو نبیره هاتو شوتو همه خوبن🧐😂
تینا٫ خوبن شکر مترو سانت همه خوبن😂
همگی بای احوال پرسی ما شروع به خنده کردن
هوری٫ تیاره تیاره مزه نپرونین بیاین که گوشتا اختهکنین که دیر میشه
مه و میترا باهم عه عه حسود کی بودی تووو😂
هرسه ازی همانگی مار خنده گرفت بزدیم زیر خنده 🤣
هوری٫ مه کار ندارم تصمیم مه همینه مار مگری به سه برار بدن😂چون مه دوری شما دو احمقه تحمل نمیتونوم😂
میترا٫ بااااا از کجا پیدا کنیم سه تااااا هنو دوتا بودی یک چیزی مه و تیناگگ خودی هم تو دیگه نمایع😂
هوری٫ ای تو بد کردی 😂مه چیکار دارم تا یکی بمم پیدا نکنین مه نمیگذارم شما دوتا عروس بشین😂
تینا٫ 😐حالی کو او دوبرار احمق که بیایع مه و ای سانت خره بستونه که تو از عروس کردن گپ میزنی😐🤣
میترا٫ خر خوتو ایشتع پیدا نمیشه باشه کمی فک کنم
تینا٫ باشه پیدا کن ولی به خودخوای غوری پیدا کن مه مث شماها ترش نکدم قصد شو هم ندارم 😌🤣
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 249
#پارت: 13 ✍🏻
♥️ روياي عشق 🩵
#نويسنده: چينا سلطاني
فردوس٫ عنه چیمیگن مادر ای دروغ میگه مه کلی ندارم اصلأ اودوتا هم همیته رفتن داخل
مه که دیدم به لو رفتم گفتم
تینا٫ خخخخخ مادر جووو از مزاغ گفتم خاطری سیل کنم شما مرمایین 😊😂
ماما کلون و زنیو که از کارامه خنده گرفته بود گفتن
ماما٫ مه فک کردم بفتادی ایته چشما خو طرف مادر مضلوم کردی😂
دیدم بدرقم گند زدم چون بیبی مم هیچی نگفتم برفتم دره وا کردن گفتن تح شو دختره خیره سر مر بازیمیدا تو ترس از یاد مه رفته
بود
مم بپریدم برفتم رو بیبی خو بوس کردم اونام رومه بوس کردن
بعد رفتم پیش ماما خو ریونا بوس کردم اونام تح سر مه بوس کردن گفتم ماما چری خجالت کشیدین رومه بوس میکردیم دیگع😂😜
یانه از زن خو ترسیدین😂
همه بخندیدن
ماما٫ ای دختر تو هنوز هم کلون نشدی🥴🤣
بیا رومه بوس کردن بعد گفتن یاری کمی ازی زنکه میترسم میفهمی به تو خیلی حسودی میکنه خیلی بد تو. میگه به پیش مه
تینا٫ هومممممم مه حالی فهمیدم به کی رفتم ایته بهم اندازی ایکه نگی به ماما خو رفتم😫🤣
تینا٫ مایین مه و زن ماما مر بهم بندازین
روخو طرف زن ماما کردم گفتم سیل کنیم بعداً خودی شما حساب ازی ماماخور میرسیم ایشته🧐😜😂
زن ماما٫ بیخی فکسه خودی ازینا کار داریم😈
هوری٫ وییی شرم حیا بکن زن برار اینجی مجرد هم هست ایته گپا میگی چشماما سفید میشه
روخوردور دادم طرف بیبی مه گفت سیل کنین یک ذره شرم و حیا ندارن عروس هم عروسا قدیم😌😂
ثنا٫ وی مغز تو منحرفه مه کی اوته گپا گفتم😑😒
بیبی٫ بسه بسه مادر بریم اگه بستکم به گپا شماگوش صبح میشه
تینا٫ خخخخخخ ایشتع دل مه به شما بوسوخت
ایر بگفتم همه حرکت کردین طرف باغ
باغ خیلی باغ کلونه ومغبوله ویک تخت کلونی داره فرش کرده هست نلینچه بالشت داره چهار طرفیو هم درختایی هست که سایه انداخته خیلی مغبوله
همگی برفتم برو تخت که هوری آن به پهلومه بشیشت گفت
هوری٫ دود هم دیشت🧐😂
تینا٫ چی 🧐یکدم دوهزاری مه بفتاد که ایچیکفت😳روخو درو دادم طرفیو گفتم
تینا٫ وی اونی سرشونه تو کوخی وییی😱
هوری٫ جغغغغغغغغ 😩😱مادر وی انی کوووووووخ
𝗰𝗵𝗻𝗟:「•𝐃𝐄𝐋 | ﮼دل 」
3 249
