uz
Feedback
بیت من

بیت من

Kanalga Telegram’da o‘tish

اثاثِ زندگیِ مردم است شعرِ درست

Ko'proq ko'rsatish
3 124
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+77 kun
+3830 kun
Postlar arxiv
رَفت از برِ من گرچه رهش با مژه رُفتم ره رَفتن او بنگر و ره رُفتن ما را... #فرخی_یزدی

ای کاش امیدی به خوشی‌های جهان بود ای سکه‌ی اقبال، دریغا که دورویی! #حسین_دهلوی

به رشکی قاصد آرد نامهٔ یار از بغل بیرون که پنداری کشد از سینهٔ خود استخوانی را #میرزانظام‌_دستغیب_شیرازی

مجنون، به ریگِ بادیه غم‌هایِ خود شِمُرد یادِ زمانه‌ای که غمِ دل حساب داشت #صائب_تبریزی

آن جنسِ کاسِدَم که به هرکس دَهی به‌مُفت قیمت به‌سر نهاده، دهد باز پس مرا #طالب_آملی

اجل زِ هَر غمم آسوده کرد و دانستم که شمع را اگر آسایشی است از باد است #کلیم_کاشانی

نومیدی از وصالِ تو حسرت‌گُذار بود صد جا گره زدیم اُمیدِ بُریده را #طالب_آملی

افتادگی چرا نکند کس شعارِ خویش؟ زلف از فُتادگی به کمر دست‌یافته‌ست #صائب_تبریزی

دانی كه نو بهار جوانی چه‌سان گذشت؟ زود آنچنان گذشت، كه تیر از كمان گذشت... #مشفق_کاشانی

چشم تورا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟ کوته کن این بهانهٔ دنباله‌دار را #صائب_تبریزی

وصلی که پایِ شرم‌ و حیا در میان بُوَد مضمونِ او مشو! که به هجران برابر است #صائب_تبریزی

ذوقی چنان به صحبتِ وقتِ وداع نیست جانِ عزیزِ من، به خدا می‌سپارمت ... #سلیم_تهرانی

بی روی تو گر صبر ندارم عجبی نیست دارم عجب از آنکه تو را دید و صبور است #همای‌_شیرازی

نخواهم رفتن از دنیا مگر در پای دیوارت که تا در وقت جان دادن سرم بر آستان باشد #سعدی

به پیش آنکه ندارد سواد عشق، سلیم! کتاب لیلی و مجنون، رساله‌ی عربی‌ست #سلیم_تهرانی

اگر پیاله سراپا دهن نمی‌گردید که حرفِ بوسهٔ ما را به آن دهن می‌گفت؟ #صائب_تبریزی

محفلی را که نگویند ز دلدار، حدیث دارم امّید که ویران شود ان‌شاءالله #جاوید_تفرشی

اشاره شیوه‌ی لب‌های دوخته است، ارنه هزار نعره‌ی خونین به سینه‌ی سخن است #حسین_منزوی

مجال خواب نمی‌باشدم ز دستِ خیال درِ سرای نشاید، بر آشنایان بست #سعدی

به مقتضایِ زمان اقتصار كن #سعدی که آنچه غایت جهدِ تو بود ؛ کوشیدی