سرخط
Kanalga Telegram’da o‘tish
سرخط اخبار کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، اقوام و محیط زیست را پوشش میدهد. سرخط، صدای جنبش حق تعیین سرنوشت است، آوای انسان دی ماه، فریاد مردم آبان. ارتباط با ادمین : @Sarkhatist اینستاگرامِ سرخط: Sarkhatism آدرس ایمیل: sarkhatism@gmail.com
Ko'proq ko'rsatish8 075
Obunachilar
-424 soatlar
-177 kunlar
-5330 kunlar
Postlar arxiv
8 075
🔴 «فقدان ایمنی کار منجر به مرگ یک کارگر شد»
چگونه جان کارگران به بخشی عادی از هزینه تولید در ایران تبدیل شد
این جمله را چند بار امروز خواندهای؟ چند بار دیروز؟ چند بار هفتهی پیش؟ این تیتر تکراری، هر روز توی گوشی میخوانی و هر روز اسکرول میکنیم و میرویم سراغ خبر بعدی.
اگر یک ماه این تیترها را پشت سر هم بچینی، میبینی که با یک حادثه روبرو نیستی. با یک کشتار روبرویی.
میگویند حادثه. اما حادثه چیزی است که گهگاه رخ میدهد. چیزی که هر روز تکرار میشود، دیگر حادثه نیست. یک نظام است.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://shorturl.at/hwwFU
#ایمنی_کار #حوادث_کارگری
@sarkhatism
8 075
🔴 به بهانهی اعتراضات به تاثیر معدل در کنکور؛
از تجارب مبارزات دانشآموزی چه میتوان آموخت؟
در کنار محتوایی که اعتراضات دانشآموزش را برانگیخته، نفس خود این اعتراضات نیز حائز اهمیت است. دانشآموزان در دهها شهر به خیابان آمدند که در تصمیماتی که آیندهی آنان را مشخص میکند اثرگذار باشند اما نمایندهی مجلس با وقاحت رو به آنان گفت «توصیه ما این است که دانش آموزان دست از اعتراضات بردارند و بروند درسشان را بخوانند، چون دیگر چارهای نیست و اعتراضات فایدهای ندارد». البته که چنین پاسخی از مسئولان جمهوری اسلامی تعجببرانگیز نیست. در این سالها بسیار بودند کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان و بازنشستگانی که برای حقوق خود دست به اعتراضات صنفی زدند و مسئولین میگفتند فایدهای ندارد. حالا رو به اعتراضات صنفی دانشآموزان هم همان را تکرار میکنند. آنان میخواهند معترضین به یاد نیاورند که در مقاطعی همین اعتراضات صنفی منجر به پیروزیهایی برای معترضین شده است. مقاطعی که دانشآموزانی فعال و دغدغهمند با همکلاسیهای خود دربارهی مسائل مشترکشان به گفتگو نشستند، با برنامهریزی و تقسیمکار جمع ساختند و خاک خوردند تا در نهایت با اتحادی که به دست آوردند به مطالباتشان را محقق کردند.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://shorturl.at/U8mbV
#اعتراضات_دانش_آموزان #سازمان_دانش_آموزان #سازماندهی
@sarkhatism
8 075
🔴 وقتی شکاف طبقاتی، لباسفرم مدرسه به تن میکند
وزیر آموزشوپرورش، دورهی استفاده از لباسفرم مدارس را سه ساله کرد. او علت اتخاذ این تصمیم را «رعایت معیشت خانوادهها و ترویج فرهنگ قناعت» عنوان کرد.
این تصمیم جز فرار رسمی و قانونی از مسئولیت چیزی نیست. نه کوچکترین ربطی به قناعت دارد، نه رعایت معیشت خانوادههاست.
سالهاست کودکان و مادران با ترفندهای مختلف، لباسفرم را جوری استفاده میکنند که بیشتر از یک سال تحصیلی دوام بیاورد.
- مثلا سرزانوها را «سرزانویی» میزنند،
- لباس را میشکافند و پشتورو میکنند و میدوزند،
- سرآستینی را که ماهها به نیمکت کشیده شده و دیگر با هزارجور لکهبر و وایتکس هم تمیز نمیشود، قیچی میکنند و میاندازند دور و بهجایش با رنگی که به بقیهی لباس بیاید، «آستین مچی» میدوزند،
- مقنعهی چانهداری را که توی جانماز مادربزرگ بوده برمیدارند و میشکافندش و طبق الگوی مقنعهی مدرسه میدوزند،
و هزار جور ترفند دیگر که شاید به ذهن ما نرسد.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://shorturl.at/7F57S
@sakhatism
8 075
Repost from منجنیق
🔴 یک جمعبندی و قدم بعدی
اکنون و بعد از برگزاری ششمین جلسهی آنلاین تحت عنوان «به سوی سازمان انقلابی»، زمان آن رسیده است که نگاه کوتاهی به پشت سر بیندازیم و افق و چشماندازی را در پیشِ رو ترسیم کنیم.
در هیاهای جنگ و خطر فاشیسم تصمیم گرفتیم سلسلهجلسات بستهی آنلاینی برگزار کنیم و در آنها به چیزی بپردازیم که در متن «در انتظار آن سازمان پاک اهورایی» از سلسهیادداشتهای «آنچه یک انقلابی باید بخواند» چنین صورتبندی شده بود: «امروز به نقطهای رسیدهایم که دیگر لزوم وجود "سازمان" سیاسی به امری بدیهی بدل شده و غیر از معدود گرایشهایی که همچنان در ستایش بیسازمانی شعرهای منثور میسرایند، به نظر میرسد دستکم در میان چپ، توافقی عمومی در مورد لزوم وجود یک یا چند سازمان سیاسی وجود دارد. با این وجود حیرتبرانگیز است که بهرغم چنین توافق و تفاهمی، آنچه که در بسیاری موارد بهعینه قابل مشاهده است کمترین ربطی به روندی دارد که به تاسیس یا ساختن یک سازمان سیاسی مربوط باشد» و تاکید کرده بودیم «هر سازمانی را باید ساخت».
میدانیم هستند رفقایی در خارج از کشور که امکان حضور در جلسات بستهی آنلاین پیشین را بنا به هر دلیلی نیافتند و رفقایی در داخل کشور که هنگام برگزاری این جلسات به اینترنت دسترسی نداشتند اما امکان قرار گرفتن ما در یک سنگر مشترک وجود دارد. مشتاقانه منتظریم که این رفقا با ما تماس بگیرند و با هم قرارهایی را برای گفتگو تنظیم کنیم. بنابراین اگر نتوانستید در جلسات پیشین شرکت کنید، اگر در کشورهایی زندگی میکنید که در فهرست جلسات برگزارشده نبودند، اگر اعتقاد دارید لازمهی نبرد و پیکاری رهاییبخش سازمان یافتن و سازماندهی است، یا اگر به سادگی در مورد آنچه ما میخواهیم انجام بدهیم و در حال انجام آن هستیم سوال و ایدهای دارید، بدانید که ما شما را خطاب قرار دادهایم و منتظریم که با ما تماس بگیرید.
خرداد ۱۴۰۵
متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/4w3EwVA
🚩 برای تماس با منجنیق در تلگرام میتوانید به اکانت زیر پیغام بدهید:
@ManjanighContact
#منجنیق
#به_سوی_سازمان_انقلابی
@ManjanighCollective
8 075
🔴 دو قاب از کارخانهی فولاد پارس سیستان؛ نکاتی دربارهی دموکراسی که نمیخواهند بدانیم
🟥 کارخانهی «فولاد پارس سیستان»؛ قاب اول:
کارگران بلاتکلیفاند.
چندین نفر در شرایط جنگی اخراج شدهاند، درحالیکه دستکم سه ماه حقوق و مطالبات مزدیشان پرداخت نشدهاست.
مدیریت کارخانه به کارگرانِ اخراجشده گفته برای بیمهی بیکاری اقدام کنند؛ اما وقتی کارگران به شعبهی تأمین اجتماعی رفتند، دیدند مدیریت وضعیتشان را «تعلیقی» ثبت کرده و برای همین مقرری بیمه بیکاری به آنها تعلق نمیگیرد.
مسئولان کارخانه به برخی کارگران وعدهی بازگشت به کار دادهاند و همین باعث شده کارگران از پیگیری قانونی و شکایت رسمی صرفنظر کنند.
فشار معیشتی روزبهروز سنگینتر میشود؛ مخصوصا برای کارگران این کارخانه و خانوادههایشان که در سیستانوبلوچستان زندگی میکنند.
در راهروهای کارخانه یک جمله مدام تکرار میشود: «فعلاً صبر کنید… شرایط مشخص نیست.»
🟥 کارخانهی «فولاد پارس سیستان»؛ قاب دوم:
این کارخانه، از نوع «سهامی خاص» است؛ یعنی کل سرمایهی ثبتشده توسط صاحبان اصلی تأمین شده و سهام به عموم عرضه نشده؛ مسئولیت مالکان فقط تا اندازهی مبلغ سهامشان است.
صاحبان اصلی کارخانه، همه عضو یک خانوادهاند. این خصوصیت قانونی شرکتهای سهامی خاص است که تصمیمگیری و سود را در دست خانواده/خوشههای سرمایهای متمرکز میکند. سعید نذری، «رئیس هیئتمدیره» است؛ غلامحسین نذری، «نایبرئیس هیئتمدیره» است وصادق نذری، «مدیرعامل و عضو اصلی هیئتمدیره» است.
سرمایهی شرکت طی سالیان گذشته رشد چشمگیری داشتهاست: از حدود 50 میلیارد به 450 میلیارد و سپس اخیرا به هزار و پانصد میلیارد رسیدهاست.
در گزارشها و صورتحسابها و تفاسیرشان، اصطلاحاتی مثل «افزایش سرمایه»، «تقویت ساختار مالی» و «بهبود تابآوری شرکت» دیده میشود؛ همزمان، احتمالا اسناد حاوی تعدیل نیروها، قراردادهای موقت و معوقات دستمزد در کشوها یا حسابهای اینترنتی شرکت جا خوش کرده باشند.
اگر دو قاب را کنار هم بگذاریم، چه میبینیم؟ اینکه طبق آمار و اسناد، شرکت رشد کرده و بزرگ شده؛ اما زندگی کارگران کوچکتر، وضعیت شغلیشان ناپایدارتر و شرایطشان بغرنجتر شدهاست.
چرا اینطور شدهاست؟
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://shorturl.at/h4naf
#فولاد_سیستان #طبقه_کارگر #مبارزه_طبقاتی #اداره_شورایی
@sarkhatism
8 075
🔴 تخممرغ لوکس شد، خودروهای چند ده میلیاردی عادی شدند
وقتی زندگی عادی به کالایی لوکس تبدیل میشود
چند هفته پیش، خبر آزادسازی واردات برخی خودروهای لوکس دوباره در رسانههای اقتصادی پیچید. مثل همان تیترهای تکراری سالهای گذشته؛ خبری که آدم از سر بیحسی از کنارش رد میشود. اما این بار اگر مکث کنیم، شاید چیزی فراتر از یک خبر تکراری ببینیم. چون مسئله اصلی اینجا خودروها نیستند. اصلاً. مسئله این است: در کشوری که یک کارگر پس از ۴۵ روز میبیند دستمزدش یکپنجم ارزش واقعی خود را از دست داده، در کشوری که یک شانه تخممرغ میتواند بودجه یک هفته یک خانواده را ببلعد، این خودروهای چند ده میلیاردی برای چه کسانی وارد میشوند؟ و مهمتر از آن، چه کسانی توان خریدشان را دارند؟ مگر هنوز کسانی هستند که چنین پولی را نه در خواب، نه در رؤیا، بلکه در حساب بانکیشان داشته باشند؟
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://shorturl.at/M2gOE
#تورم #بحران_اقتصادی #معیشت #طبقه_کارگر
@sarkhatism
8 075
🔴 وعده حذف پیمانکاران؛ واقعیت اخراج کارگران
در فاصله چند روز، دو خبر منتشر شد. کنار هم گذاشتن این دو خبر شاید بیش از صدها ساعت سخنرانی و هزاران وعده رسمی بتواند واقعیت زندگی کارگران در ایران را نشان دهد.
در خبر اول، رئیسجمهور از حذف شرکتهای پیمانکاری سخن میگوید؛ همان شرکتهایی که برای میلیونها کارگر نام دیگری برای ناامنی شغلی، قراردادهای موقت، تبعیض مزدی و بیحقوقی بودهاند.
در خبر دوم، از ماهشهر و بندر امام خبر میرسد که همین شرکتهای پیمانکاری همچنان فعالاند؛ کارگران را بدون قرارداد و بهصورت روزمزد به کار میگیرند، مصوبات مربوط به ممنوعیت اخراج را نادیده میگیرند و پس از اخراج نیز راه دسترسی بسیاری از کارگران به بیمه بیکاری را میبندند.
اما مسئله فقط این نیست که یک وعده دیگر به سرنوشت دهها وعده پیشین دچار شده باشد. جمهوری اسلامی دهههاست وعده میدهد و جامعه نیز دهههاست با شکاف میان وعده و واقعیت زندگی میکند. آنچه این دو خبر را مهم میکند، تصویری است که از سازوکار واقعی قدرت در محیطهای کار به دست میدهند. تصویری که در آن حتی مصوبات رسمی برای جلوگیری از اخراج نیز در برابر منافع کارفرمایان و پیمانکاران بیاثر به نظر میرسند. وقتی شورای کارگری فرمانداری اخراج را ممنوع اعلام میکند اما اخراجها همچنان ادامه پیدا میکنند، مسئله دیگر فقدان قانون نیست؛ مسئله این است که قدرت واقعی در دست چه کسانی قرار دارد و قانون در عمل از منافع چه کسانی محافظت میکند.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://shorturl.at/4mvqE
#اخراج_کارگران #پیمانکاری #پتروشیمی_بندر_امام #پتروشیمی_ماهشهر
@sarkhtism
8 075
🔴 ژئوپلیتیک و فراموشی مسئلهی طبقه
در سالهای اخیر بخشی از چپ برای مقابله با روایتهای لیبرالی درباره جنگ سرد، از اهمیت تاریخی اتحاد شوروی و نقش آن در شکست فاشیسم، حمایت از جنبشهای ضداستعماری و ایجاد موازنه در برابر هژمونی آمریکا دفاع کرده است. این دفاع، تا آنجا که متوجه دستاوردهای تاریخی انقلاب اکتبر و تأثیر جهانی آن باشد، قابل فهم است.
همچنین نمیتوان انکار کرد که فروپاشی شوروی و شکلگیری نظم تکقطبی تحت رهبری آمریکا پیامدهای گستردهای برای جهان به همراه داشت. گسترش مداخلات نظامی، تشدید سیاستهای نئولیبرالی و تضعیف بسیاری از جنبشهای چپ و کارگری از جمله نتایج این وضعیت بود. از این رو، مناسبات قدرت در نظام جهانی و توازن قوای میان دولتها موضوعاتی واقعی و مهماند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
اما مشکل از جایی آغاز میشود که تحلیل سیاسی بهتدریج از بررسی مناسبات طبقاتی فاصله گرفته و به ارزیابی دولتها بر اساس جایگاهشان در منازعات ژئوپلیتیک جهانی تبدیل میشود. در این نگاه، پرسش اصلی دیگر این نیست که یک دولت چه رابطهای با طبقه کارگر دارد، چه نوع مناسبات اقتصادی و اجتماعیای را بازتولید میکند یا چه جایگاهی برای تشکلهای دموکراتیک و تشکلیابی مستقل قائل است؛ بلکه این است که در تقابل با آمریکا قرار دارد یا نه. نتیجه آن است که مخالفت با واشنگتن به معیار اصلی قضاوت سیاسی تبدیل میشود.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://shorturl.at/jrlaj
@sarkhatsim
8 075
🔴 لیلا را فقط برادرش نکشت
🖊 زن*کشی، فقر، قانون، جنگ
لیلا را کشتند؛ اما پیش از آنکه جانش را بگیرند، راههای زندهماندنش را یکییکی بسته بودند. لیلا زنی* بود از توابع ماکو که توانسته بود با درآمد خودش خانهای اجاره کند. این جمله در بازار مسکن و اقتصادِ امروز ما شبیه به یک رویاست، اما در زندگی بسیاری از زنان*، معنای مرز بین مرگ و زندگی را دارد: خانهی جدا، یعنی کمی نفسکشیدن؛ یعنی چند متر فاصله گرفتن از دستهای سنگین خانوادهای که ممکن است هر لحظه خشونتگر شود؛ یعنی اینکه زن* مجبور نباشد برای هر رفتوآمد، هر ارتباط، هر تصمیم و هر لحظه از زندگیاش به یک مرد جواب پس بدهد. اما با گسترش بیکاری، تورم و خرد شدن استخوانهای طبقهی کارگر زیر بار بحران اقتصادی، لیلا دیگر نتوانست از پس پرداخت اجاره بربیاید. کلید را تحویل داد، وسایلش را جمع کرد و به خانهی پدری برگشت؛ جایی که قرار بود پناه باشد اما به قتلگاه تبدیل شد. برادرش جان او را گرفت.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://shorturl.at/JOEf1
@sarkhtism
8 075
حالا ترامپ، همان چهرهی زنستیز و ترنسستیز، در میانهی جنگ از وضعیت همجنسگرایان در ایران حرف میزند و میگوید حکومت ایران زنان و مردان و همجنسگرایان را میکشد و از ساختمان پایین میاندازد؛ بعد هم نتیجه میگیرد که بعضیها میخواهند بمباران ادامه پیدا کند، چون زندگیشان در خطر است. این همان فرمول قدیمی است: اول درد واقعی را پیدا کن، بعد آن را بهانهی سیاست جنگی خودت کن. سرکوب کوئیرها در ایران واقعی است. تبعیض، تهدید، مجازات، انکار، طرد خانوادگی، سرکوب قانونی و خشونت اجتماعی واقعیاند. اما واقعی بودن این رنجها به ترامپ و دولتهای جنگطلب حق نمیدهد که خود را ناجی جا بزنند.
ما بهتر از هر قدرت خارجی میدانیم کوئیرها در ایران چه میکشند. این درد برای ما خبر تلویزیونی نیست؛ تجربهی زیسته است. اما دقیقاً به همین دلیل میدانیم که آزادی ما از بمب و تحریم و حمله نظامی بیرون نمیآید. آنها که امروز با نام «آزادی کوئیرها» برای جنگ کف میزنند، نه زیست کوئیر در ایران را میشناسند، نه هزینهی جنگ را میفهمند، نه قرار است بعد از ویرانی کنار ما بمانند. آنها فقط به تصویری نیاز دارند که جنگ را انسانیتر نشان دهد.
رهایی کوئیرها در ایران، اگر قرار است واقعی باشد، باید به دست خود مردم این سرزمین و در پیوند با مبارزه علیه همهی شکلهای سرکوب ساخته شود: سرکوب جنسیتی، طبقاتی، قومی، مذهبی، سیاسی و جنسی. این رهایی با تغییرات تدریجی اما ساختاری ممکن است؛ با ساختن شبکههای مراقبت، مقاومت روزمره، آگاهی، همبستگی و مبارزه اجتماعی.
قهرمانان ما نه جنگطلبانیاند که از بیرون برایمان نسخهی بمباران میپیچند، نه کسانی که در گردهماییهای رنگیشان شعار آزادی کوئیر میدهند و همزمان با ادبیات کوئیرستیزانه و نفرتپراکنانه بر طبل جنگ میکوبند. قهرمانان ما همانهاییاند که هر روز بار انکار شدن را به دوش میکشند و باز زنده میمانند.
همانهایی که در خانواده، مدرسه، خیابان، محل کار و قانون حذف میشوند و باز راهی برای ادامه پیدا میکنند. آزادی ما با بمباران نمیآید. آزادی ما از دل مقاومت خودمان، پیوند با دیگر ستمدیدگان، و رد همزمانِ استبداد داخلی و نجاتبخشی دروغین خارجی ساخته میشود. باید هر گونه حملهی تجاوزکارانه؛ چه با اسم کوئیر و چه غیر از آن را که جز فقیرتر شدن کارگران، نحیفتر شدن گروههای مبارزان و ویرانی دراز مدت سوغاتی برایمان ندارد، محکوم کرد و و راه رهایی را فقط در سازماندهی، آگاهسازی و تحکیم ارتباطات بین گروههای تحت ستم پی گرفت. بله، هوا سنگین است و راه نفس تنگ شده، اما همان نفسی که مانده روزی فریاد میشود.
#کوئیر #جنگ #رهایی #مبارزه_طبقاتی #پینکواشینگ
@SarKhatism
8 075
🔴 پینکواشینگ: وقتی متجاوزان فاشیست لباس رنگینکمانی میپوشند!
احتمالاً ویدیوها و عکسهای سربازان اسرائیلی را به یاد دارید که در میانهی ویرانی غزه، با پرچم رنگینکمان و شعار آزادی کوئیرها عکس میگرفتند. این تصویرها تصادفی نبودند. بخشی از همان ماشین تبلیغاتیای بودند که میخواست فلسطینیها را مردمانی عقبمانده، ضدزن، ضدکوئیر و سزاوار نابودی نشان دهد. سرباز اسرائیلی بر خرابهای میایستاد که حاصل بمباران بود، پرچم رنگینکمان را بالا میبرد و پیام پنهانش این بود: ما نمایندهی آزادیایم، آنها نمایندهی تاریکیاند. پس کشتار، ناگهان لباس اخلاق میپوشید؛ گویی باید بمباران کرد تا کوئیرها آزاد شوند.
به این سازوکار میگویند پینکواشینگ: استفادهی تبلیغاتی از حقوق زنان، کوئیرها و گروههای تحت ستم برای تطهیر جنگ، اشغال، تحریم، مداخله یا سرکوب. یعنی قدرتی که خود دستی در خشونت و ویرانی دارد، ناگهان با زبان «نجات زنان» یا «آزادی کوئیرها» ظاهر میشود تا چهرهی انسانی برای سیاستهای غیرانسانی خود بسازد. مشکل پینکواشینگ فقط ریاکاری نیست؛ مشکل اصلیاش این است که کشتار را اخلاقی جلوه میدهد. میگوید: امروز میکشیم، ویران میکنیم، بمب میریزیم، تا شاید فردا آزادی بیاوریم. اما رهایی واقعی هیچگاه از دل بمباران، اشغال و تجاوز بیرون نمیآید؛ اگر هم چیزی از آن بیرون بیاید، فقط ویترین صنعت حقوق بشر است.
سرنوشت زنان افغانستانی نمونهی روشنی است. آمریکا روزی با شعار آزادی زنان به افغانستان حمله کرد. اما امروز، همان نظم جهانی که با نام زنان افغان جنگ را توجیه میکرد، با طالبان کنار میآید، معامله میکند و چشمش را بر وضعیت دخترانی میبندد که از حق تحصیل محروم شدهاند. چون مسئله هیچوقت واقعاً آزادی زنان نبود؛ مسئله این بود که در هر لحظه، چه چیزی به کار قدرت و سرمایه میآید. وقتی «زن افغان» برای توجیه جنگ لازم بود، از او حرف زدند. وقتی دیگر سودی نداشت، حذفش کردند. همین حالا هم با وجود سختتر شدن زندگی زنان در افغانستان، از جمله محدودیتهای تازه در حوزه خانواده و طلاق، این مسئله برای بسیاری از همان مدعیان آزادی دیگر اولویتی ندارد.
جنگ و مداخله خارجی، برخلاف وعدههای نجاتبخش، معمولاً بیشترین فشار را بر همان گروههایی وارد میکند که به نام دفاع از آنها آغاز شده است. زنان، کودکان، فقرا، مهاجران، کارگران، کوئیرها و کسانی که پیشاپیش در حاشیهاند، در جنگ زودتر کارشان را از دست میدهند، دسترسیشان به درمان و مسکن و امنیت کمتر میشود و شبکههای کوچک حمایتیشان فرو میپاشد. برای کوئیرهایی که در جامعهای سرکوبگر زندگی میکنند، جنگ نه راه آزادی، بلکه تشدید بیپناهی است: خانه ناامنتر میشود، کار از دست میرود، امکان مهاجرت امن کمتر میشود، خشونت اجتماعی بالا میرود و زندگی پنهانتر و پرهزینهتر میشود.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
