حاٰء سیــٖنঞ
Kanalga Telegram’da o‘tish
بـَࢪاٰ؎ همہ ڪاٰفہها اڱࢪ شاٰهدند ، بـَࢪاٰ؎ ٺُو ماٰشہها قَسَم میخوࢪَند...؛ دلـ¹¹⁸ـداٰدِه ݐَࢪیشأنِ حَسَــݩ"؏" #یا_فࢪج_الله #بانوے_دیاࢪ_مقاومٺ 🇮🇷🇱🇧 لطفا نوشٺہ هامو ڪپے نڪنید.
Ko'proq ko'rsatish880
Obunachilar
-124 soatlar
-47 kun
-1130 kun
Postlar arxiv
880
همسر من هنوزم همون مَردیه که وسط شلوغی روزش، بهونهای پیدا میکنه تا بیاد دنبالم و غافلگیرم کنه...
هنوزم برام گل میخره، عطر موردعلاقهمو هدیه میده بهم، بیخبر دعوتم میکنه به یه قرار دونفره و وقتی نگام میکنه، توی چشمهاش همون ذوق روزای اول رو میبینم. 🤍
ما ازدواج کردیم، اما عشقمون به روزمرگی عادت نکرده.
هنوزم قرارهای دونفرهمون شیرینه و هنوزم من همون دختری هستم که با دیدن گلهای توی دست همسرش لبخند میزنه وذوق میکنه ومحکم بغلش میکنه حتی اگه وسط خیابون باشیم..♥️
چه قشنگه وقتی بعد از ازدواج هم، آدم عاشق همون کسی بمونه که یه روز با عشق انتخابش کرده… 🧿🫂
✍🏻
حانیہ احمدے880
دلم میخواهد آنقدر دوستت داشتہ باشم ڪہ اگر تمام دنیا هم از چشمم افتاد،
هنوز با دیدنِ چشمهایت، دلم براے زندگے بلرزد…
عزییییزم🤍
880
یہ سهمِ من از عشق:
دستهایش را دورِ تمامِ خستگیهایم حلقه کرد،
مرا به خودش نزدیکتر کشید
و آنقدر آرام در گوشم گفت که تمامِ جهان از یادم رفت:
«تو همان آرامشی هستی که دلم تمامِ این سالها دنبالش بود.»
880
إذا ما غِبتِ كادَ إليكِ قَلبي🫀
فَدتكِ النَّفسُ مِن شَوقٍ يَطيرُ🕊
هنگامی که کنارم نیستی، نزدیک است قلبم به سوی تو پرواز کند و جانم از شدّت اشتیاق فدای تو شود.
880
یہ تڪہگاهِ امن:
آمد و خستگیم را میانِ دستهایش پناه داد،
مرا به آغوشِ گرمِ خودش سپرد
و قلبِ بیقرارم را جایی میانِ سینهاش آرام کرد و گفت:
«از میانِ تمامِ دنیا، دلِ من فقط به تو بند است.» 🤍
880
تو اگه ماه باشي بخاطرت شب میشم،
اگه بارون باشي بخاطرت پاییز میشم،
اگه دریا بشي ساحلت میشم،
خب آخه تو هرچي که باشي من کنارتم دورت بگردم...
