Behnam’s T&M
Kanalga Telegram’da o‘tish
Gile Behnam’s Thoughts and Musics از نگاه مردی در قامت یک مدیر محصول و مشاور مدیریت که به دایناسورها، والها، گاوها و پنگوئنها علاقهمندست و جدیدا سرپرست دو گربه به نام نارنگی و نقره است. بهنام جعفری بلالمی. https://behnaam.com/
Ko'proq ko'rsatish515
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+37 kun
+1730 kun
Postlar arxiv
516
ضمنا؛ همین پوزیشن رو برای کسب و کار طلا و نقرهمون هم داریم. یکی که بتونه توسعهی بازار انجام بده و سفارش بگیره و مشتری جدید بیاره. البته این یکی سختتره چون کسی رو میخوام که بتونه مشتری سازمانی بیاره و سفارش سازمانی بگیره. مدل تسویهش هم پورسانتیه و اگر آدم اینکارهای پیدا بشه راحت میتونه درآمد بسیار خوبی رو داشته باشه.
516
من یه همکار زبر و زرنگ نیاز دارم. ترجیحا تهران ساکن باشه که بتونیم یه سری کارای حضوری رو هم با هم پیش ببریم ولی خب اگر کسی خیلی فکر میکنه گزینهی خوبیه برای این کار میتونیم به دورکاری هم فکر کنیم. من یه نفر میخوام که برام کار توسعهی بازار رو انجام بده؛ یعنی چی؟ یعنی اینکه با کانالهای تلگرامی و کانالنویسها برای تبلیغات مذاکره کنه، با پیجدارهای اینستاگرامی برای تبلیغات مذاکره کنه؛ هزینهی تبلیغهاشون رو در بیاره و برنامهریزی کنه برای اینکه تبلیغات چطور انجام بشه. اگر تهران بود نیازه که با شهرکتابها و کتابفروشیها و یه سری جینگیلفروشها توی پاساژهای معروف تهران هم مذاکره کنه؛ برای این که ما بتونیم محصولاتمون رو بفروشیم. محصولها چین؟ استیکر؛ کارت پستال؛ یه سری زیورآلات بامزه و خفن تصویری؛ چاپ روی تیشرت و ماگ و کلی چیز دیگه. چی ازتون میخوام برای شروع همکاری؟ یه وویس که بهم توش انگیزهتون رو برای شروع این همکاری بگید و یه رزومه. اگر رزومه ندارید هم میخوام انقدری شوق داشته باشید که برید یه نسخه رزومهی اولیه برای خودتون بسازید و توش راجع به خودتون بنویسید.
516
بچهها کسی این دوست عزیز رو میخواد که به سرپرستی بگیره؟ البته ازیناست که دلم نمیخواد بره از پیشمون ولی خب فعلا شرایط نگه داشتن این نینی رو نداریم. خودش اومد پیشمون. تمیزه. سالمه. خیلیییییییییی مهربونه. دائمالبغله! شکموئه. ماساژور خوبیه. واکسنهاش رو زده بچه. ضدانگلش رو هم خورده. بوس میکنه. خرابکار نیست. اهل سر و صدا هم نیست. عقیم نشده هنوز. اسمش پاپیونه و بلده اسمش رو. الان هم حدودا ۸ ماهشه.
516
من خیلی وقتها ناخواسته اذیتت کردم یا ناراحتت کردم و یا قلبت رو شکوندم. هیچوقت نخواستم اذیتت کنم؛ هیچوقت نخواستم آب تو دلت تکون بخوره و همیشه دلم میخواست که قند تو دلت آب بشه، روی هر کیکی برات شمع گذاشتم و خیلی وقتها تلاش کردم از گل نازکتر نگم بهت چرا که تو انقدری خوب بودی توی زندگیم که اثرت هیچوقت از بین نره. انقدر هوام رو داشتی که هیچوقت یادم نره چقدر لطف داشتی بهم و چقدر از خودت گذشتی. تو مثل برگ گل نازکی و لای پر قو بزرگ شدی ولی تو زندگی با من خیلی سختیهایی رو تجربه کردی که قبل از من هرگز نچشیده بودیشون و حالا این روزها هم داری سختی بزرگ شدن یه دختر کوچولو رو توی دلت تجربه میکنی و میچشی و من خیلی وقتها ناراحتم که فیزیولوژی بدنم اجازه نمیده که این کار رو هم باهات شریک بشم. من خیلی وقتها خوب نبودم و خیلی وقتها اونی که تو میخواستی نبودم. اما میتونم بگم که در تمام این ۷ سالی که گذشته؛ دوستت داشتم و تا روزی که زندهام هم دوستت خواهم داشت و آروزمه که یه روزی بتونم تولدت رو اونجوری که حقته جشن بگیرم. یادمه اردیبهشت سال گذشته گفتم این چیزی که با هم ساختیم دستاورده و الآن میتونم با جرئت بیشتری تکرارش کنم که چیزی که ساختیم و دردهایی که ازشون گذشتیم و روزهایی که تلخیش رو با حضور و مهربانی شیرین کردیم و سختیهایی که کنار هم تبدیلشون کردیم به یه روز گذرا و لذتهایی که با کنار هم بودن شیرینیش برام به یادموندنی شدن؛ ارزشش خیلی بیشتر از اون چیزیه که کلمهی دستاورد بتونه نشونش بده. نمیدونم چه کلمهای برای تو مناسبه که اگر یادت باشه همون موقعها گفتم که حرف زدن و نوشتن و از کلمه گفتن برای کسی که کلمات توی دستش مثل یه خمیربازین خیلی سخته یا برای کسی که همهی حرفهاش رو با مدد گرفتن از رنگ و جادو و خوشحالی میسازه حرف زدن و کلمهها رو پشت سر هم گذاشتن خیلی سخته. اما خب من اینجام که بگم با وجود گذشتن ۷ سال که یه بخش بزرگ از عمر یه آدمه؛ همچنان دوستت دارم؛ نه مثل روز اول، بلکه خیلی بیشتر از روزهای اول. تولدت مبارک دختر ستارهای من.
516
احساس ناامنی میکنم. هر لحظه ممکنه اینجا و تمام پیامرسانها و شبکههای اجتماعیم رو دیاکتیو کنم.
516
Repost from Dani Khorsandi
Improviso
Vocal: Alireza Eftekhari
Lyrics: Aboo Saeid Abolkhair
——————————
@danikhorsandii
516
اونی که نون و نمکی که خورده بودیم با هم و تو شرایط سخت کنار هم بودنهامون رو به حب و بغض ج.ا فروخت؛ ارزش رفاقت نداره. از همینجا اعلام میکنم من با هیچکدوم از رفقایی که طرفدار ج.ا یا پهلوی یا هر کوفت دیگهای هستن کاری ندارم واقعا. شما عقل خودتون رو دارید و منم عقل خودم رو. رفاقتهامون سرجاش. نون و نمکمون سر جاش. ولی این رو بدونید که من هیچوقت جلوی روی رفیقم نمیایستم. هرچند در این ایام بسیار دیدم از اون طیف که حاضرن یکی مثل من سرش به تنش نباشه. ولی خب هر کسی مرام و مسلکی داره. مرام و مسلک منم اینه. دوستانم را دوست میدارم تا وقتی که زندهام. حتی اگر در سپاه دشمنم باشند...
516
اگر بدونید چه زجری دارم میکشم برای اتصال به اینترنت و ai و کار کردن. دلم به حال خودم و زندگیم و جوونیم میسوزه. واقعا کاش میتونستم برم از این خاک و توی این وضعیت سوالی که ازم پرسیده میشه اینه که چرا انقدر بیاعصابی! :)
516
+1
بنزینم تموم شده و اومدم بنزین بزنم و تمام پمپ بنزینهای تهران صفهای کیلومتری دارن و مردم همه در پی پر کردن باکهاشونن از ترس جنگ.
