uz
Feedback
ریاضیات؛ هیئت و نجوم

ریاضیات؛ هیئت و نجوم

Kanalga Telegram’da o‘tish

﷽ مگر آن شِهاب ثاقبْ مددی دهد سُها را... 🌹 @Dissection786 🌼 @Marefat786 💐 @Reason786 🔥 @Saqeb786@Aresmatiq ⁉️ @Farazehn «وَعَلَامَاتٍ ۚوَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ» 💫 @shahab_saqeb www.shahab-saqeb.com

Ko'proq ko'rsatish
1 698
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+137 kunlar
+5030 kunlar
Postlar arxiv
بسم الله الرحمن الرحیم چون فلك بروج به سبب دو نقطه تقاطع و دو نقطه غایت میل چهار قسم شد چنانکه نگاشته آمد و هر قسم سه بهر گشت به سبب بدایت و نهایت و وساطت سیر آفتاب در وی پس فلك بروج دوازده بهر شد به ضرورت و چون در هر بهری از آن دوازده بهر جمله بود از ستارگان ثابته صورتی از صورت های زمین هر بهری را به نام صورتی که در وی بود نام کرده شد چون حمل و تور و جوزا و سرطان و اسد و سنبله و میزان و عقرب و قوس و جدی و دلو و حوت و جمله آن را بروج خوانند در دور اسلام زیرا که کلمه الهی آن را بروج نام کرده است در این آیه: والسماء ذات البروج.

بسم الله الرحمن الرحیم و بالای آن کره نهم است و فلک الافلاک گویند و فلک اطلس نیز خوانند چنانچه ذکر رفت و این کره هر شبانروزی یک بار حرکت کند حرکت دوری از مشرق سوی مغرب و هر چه بر وی است در میانه وی است از ستارگان و کره ها همه را با خود بگرداند و از گردش وی شب و روز پدید آید، به سبب بودن آفتاب زبر و زیر زمین در گردش وی و این حرکت را حرکت اول خوانند و [ این حرکت سریع السیر باشد] حرکت غربی نیز خوانند و حرکت خلاف توالی بروج. و حرکت همه ستارگان که بر وی اند و وی را حرکت دوم خوانند؛ و حرکت شرقی نیز و حرکت توالی بروج نیز و این فلك استوا را فلك معدل النهار نیز خوانند از آن جهت که تعدیل روز و شب در شمال و جنوب به درازی و کوتاهی بر وی است. و هر فلکی را چنانکه یکی مرکز است در میانه دو قطب است بر دو جانب و آن دو نقطه موهوم است چون مرکز چنانکه اگر از یکی خط بکشی در وهم تا دیگری آن خط بر مرکز گذرد و آن خط را محور خوانند. و هرگاه که قطب شمالی یا جنوبی یاد کنند بر اطلاق از آن قطب فلك استوا را خواهند بدان سبب که اصل اوست در حرکت و هر دو قطب او ساکن است به حقیقت. دايره دوم، فلك نصف النهار است که محاذی خط نصف النهار است از زمین، و کره را دو نیم راست می کند از پهنا نیمی در مشرق و نیمی در مغرب و بدین سبب معین شده است و بهر درجه که کره حرکت میکند او به حقیقت متبدل می گردد اگر چه در وهم ثابت است و هر دو قطب او در فلك استواست چنانکه هر دو قطب فلك استوا در وی است. ر دایره سیوم، دایره افق حقیقی است؛ زیرا که افق دو است یکی حقیقی و دیگر جز حقیقی افق حقیقی آن است که به مرکز زمین گذرد و غیر حقیقی آنکه بر روی زمین گذرد. و افق حقیقی از تمان محاذی افق حقیقی است از زمین و کره را دو نیمه راست می کند نیمی زبر زمین و نیمی زیر زمین و آن سبب تعیین است و متقاطع می گردد بر فلك استوا و بر فلك نصف النهار به جاى قطب های ایشان و دو قطب او به جای دو تقاطع فلك استواست و فلك نصف النهار از زبر وزير زمین و بهر درجه که کره حرکت می کند، او متبدل می گردد، اگرچه در وهم ثابت است. و افق جز حقیقی نهایت بصر توست از آسمان که گرد بر گرد زمین در گرفته است به هر موضع که باشی از زمین بدان سبب که آن موضع میانه زمین باشد. از آن جهت که هر موضع که از گوی تعین کنی آن موضع میانه ی گوی باشد و آن کرانه آسمان که به زمین پیوسته نماید، افق جز حقیقی بود. برای آنکه زمین را دو نیمه راست نکند به سبب کوه ها و دیگر حجابها که پیش چشم باشد، اگر چه دو نیمه نماید و دایره چهارم فلك بروج است و این دایره به سبب سیر آفتاب که بر اوست معین شده است. و جهت وی بر وراب جهت طول کره است و جهت فلك استوا بر راستی طول و بدین سبب هر يك دیگری را دو نیم راست کردست به تقاطع و يك نيمه از فلك بروج مايل شده است از فلك استوا بر جانب شمال و نیمه دیگر بر جانب جنوب به مقدار ۲۳ درجه و ۵۱ دقیقه نزد حکیم بطلمیوس و ۲۳ درجه و ۳۲ دقیقه نزد مأمون و ۲۳ درجه و ۳۵ دقیقه نزد متأخران و ۲۴ درجه نزد [ حکمای] هند و این مقدار میل که هر نیمه از فلک بروج را افتادست از فلك استوا در شمال و جنوب، آن را میل آفتاب خوانند زیرا که فلك بروج به سبب سیر آفتاب پیدا آمده است و هم برین مقدار هر دو قطب فلك بروج از هر دو قطب فلك استوا دور شدست به ضرورت در شمال وجنوب، گرچه مرکز هر دو یکی است؛ بدان سبب که هر دو متقاطع یکدیگرند برین شکل.

بسم الله الرحمن الرحیم 🌘 در هیأت افلاک و حرکتهای ایشان چون افلاک دایره های کره ها اند و کره ها دو گونه اند: یکی کره ستارگان ثابته است که او را فلک هشتم گویند و دیگر کره های ستارگان سیاره پس بدین سبب این نوع را دو صنف کردیم: 🌑صنف اول در هیأت کره ثابته و حرکت وی و این کره هشتم است و هفت کره دیگر در میان وی است در هم رسته چنانکه یاد کردیم و بدین سبب هر هیأت ٣ که این کره را لازم آید آن هفت کره دیگر را هم لازم آید و معظم تر هیأتهای این کره آن است که به چهار دایره بزرگ چهار بار قسمت می پذیرد و از آن چهار دایره سه دایره محاذی سه دایره زمین است که یاد کرده ایم و دایره چهارم فلك بروج است و مرکز هر چهار دایره زمین است که مرکز عالم است؛ زیرا که هر چهار دایره متقاطع یکدیگرند از آن جهت که همه در بزرگی یکسان اند. و اول این چهار دایره فلک استواست که محاذی خط استواست که منطقه خط استوا است از زمین و گره را دو نیمه راست میکند از درازا نیمی در شمال و يك نیمه دیگر در جنوب و او را فلك استوا برای آن می خوانند که استوای حرکت این کره بر اوست؛ یعنی وقتی که آفتاب بدین دایره می رسد روز و شب متساوی می باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم چون شکل زمین کره ایست هر خط که گر گرد بر گرد وی کشیده آید دایره گردد و دایره بی مرکز نباشد. چون کره و کره زمین را مرکزیست وهمی در میان وی و آن نقطه ایست موهوم که غایت سفل اوست و هر جزو از زمین که آنجا رسد بر هیچ جانب حرکت نتواند گرد و به ضرورت ساکن ماند و زمین را سه دایره بزرگ که مرکز ایشان مرکز زمین است سه بار قسمت میکنند اول دایره ایست که خط وی بر درازی زمین می گذرد و از مشرق به مغرب می پیوندد و آنرا خط استوا خوانند و زمین را از پهنا دو قسم راست میکند یک قسم را جنوب خوانند و قسم دیگر را شمال.

بسم الله الرحمن الرحیم 🌹🍃خلق سبع سموات و من الارض مثلهن و هرکس که علم نحو نیکو داند، داند که همین آیت با آیتهای دیگر که درو ذکر ارض است، حجت است بر ایشان که زمین یکی است بدان دلیل که در هر آیه که خدای تعالی زمین و آسمان را یاد کرده است، زمین را به لفظ واحد یاد کرده است از آن سبب که یکیست و آسمان را به لفظ جمع یاد کرده است از آن جهت که بسیار است چنانکه اینجا یاد کرده است و بر لفظ ارض کلمه تبعیض؛ و آن «من است و کلمه تعریف و آن «الف» و «لام است در آمده است و بدان سبب تفسیر آیت آن است که بیافرید هفت آسمان را و بعضی از زمین معروف مانند آن آسمان ها و آن بعض هفت اقلیم است.

بسم الله الرحمن الرحیم جای هوا زیر آب است بدان دلیل که اگر مَشکی را بدمی تا پر از هوا شود و سرش ببندی پس او را به قسر زیر آب بری چون رها کردی قسر از وی زائل شود بالای آب آید. و جای آتش زبر هواست بدان دلیل که آتش که میسوزد سرش به هوا بر می رود و در هوا افروزد و زیر هوا در نگیرد. و چون زمین مرکز آسمان هاست و آسمان ها چون گوی های میان تهی اند تو بر تو، گرد برگرد زمین برگرفته و زمین میان همه راست استاده است به ضرورت آنکه اگر از میانه راست اندکی حرکت کند بر هر جانب که باشد سوی آسمان برود بدان سبب که همه جانب او آسمان است و طبع او آن است که از سوی آسمان فرود آید و بسوی آسمان بر رود. و چنان که برین جانب که ماییم، می بینیم که تمام آسمان گرفته است چون نیمه گوی میان تهی، آن جانب که نمی بینیم و او را زیر زمین می خوانیم همچنان تمام آسمان گرفته است چون نیمه گوی میان تهی برای آنکه آسمان گوی میان تهی است و طایفه ای که بر آن جانب اند ما را زیر خود می دانند چنانکه ما ایشان را زیر خود می دانیم. از آن جهت که پای هایشان بر زمین است و سرها سوی آسمان چنانکه پایها و سرهای ماست

بسم الله الرحمن الرحیم 🌎در هیأت زمین زمین یکی است و هیأت وی چون گوی با دندانه ها و دندانه های وی کوه هاست. و چنانستی که بلندی کوهها از کَل ژرفی دریاهاستی و ژرفی دریاها برای آن بود تا بعضی از کره آب در آن ژرفی ها فرود آید و بعضی در اجزای زمین در رفت و بدان سبب بهری از زمین برهنه گشت از آب برای جای مرکبات. و اگر این حکمت الهی نبودی همه زمین در میان کره آب بودی چون بودن زرده خایه مرغ در میان سپیده وی، بدان سبب که جای زمین زیر آب است و این بدان دلیل که اگر پاره آب با پاره خاك را در کوزه افکنی و بجنبانی تا در هم بیامیزد پس از ساعتی خاک زیر آب رود و آب زیر خاک بایستد. #كفاية التعليم في صناعة التنجيم.

Repost from معرفت نفس
#نفس_المهموم💐 دمع السجوم : (در كربلا چه گذشت) ترجمه كتاب نفس المهموم 🔥شِهابٌ ثاقِبْ 🔥              www.saqeb.ir 🌹 @shahab_saqeb •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈• Www.Shahab-saqeb.com جلسات معرفت نفس؛ فایلها و کتابها 👇 🌸🌺🌼 @Marefat786 🌹 💫گروه طرح سوالات: t.me/BahrE_Vojod

﷽ سلام علیکم پاسخ به سوالات تمام سطوح چهارگانه برنامه درسی در کانال آرشیو شده و جواب داده میشود.    @Saqeb786 ⁉️.    «کانال آرشیو سوالات خودشناسی»📚 🌾 Www.Saqeb.ir

اتمام حکاکی شرف الشمس ۱۴۰۵☄ با حفظ شرایط و دستورات جهت انشاء 🔥شِهابٌ ثاقِبْ 🔥 جهت تهیه ، آدرس دقیق و کد پستی و شماره تلفنتا
اتمام حکاکی شرف الشمس ۱۴۰۵☄ با حفظ شرایط و دستورات جهت انشاء 🔥شِهابٌ ثاقِبْ 🔥 جهت تهیه ، آدرس دقیق و کد پستی و شماره تلفنتان را به آیدی زیر پیام دهید: 🌺🌺🌺 @sh_shop_ir (کانال معرفی کتاب) 👇 ✅ @Astrology_shop.       (آیدی سفارشات ) 🌹🌹🌹www.sh-shop.ir (سایت معرفی کتاب)

✍️ زمان دقیق شرف شمس سال ۱۴۰۵ هجری شمسی ☀️ حلول شمس در درجه شرف: روز سه‌شنبه ۱۸ فروردین ساعت ۲۲:۵۰ ☀️ خروج شمس از درجه شرف: روز چهارشنبه ۱۹ فروردین ساعت ۲۳:۱۴ 🌴کانال مطالب درسی معرفت نفس 👇 https://eitaa.com/joinchat/43450562C0499a53d17 🌸گروه درسی علمی خودشناسی 👇 https://eitaa.com/joinchat/4153344193C669171725e   🔥شِهابٌ ثاقِبْ 🔥 🌹 @shahab_saqeb •┈┈••✾☘️🕊☘️✾••┈┈• Www.Shahab-saqeb.com 🌸🌺🌼 @Astrology786 🌹 💫گروه طرح سوالات: t.me/BahrE_Vojod یا علیم🌴

بسم الله الرحمن الرحیم فایل هشت از دروس هیئت جدید، درس سوم ❤️ به طور کلی، حرکت به دو نوع فلکی و غیر فلکی تقسیم می‌شود که از سوی دیگر می‌توانیم آن را به بسیطه و مختلفه تقسیم کنیم. حرکت بسیطه را حرکت متشابه نیز می‌گویند. در حرکت متشابه، در زمانهای مساوی اندازه حرکت مساوی است. اما اگر در زمانهای مساوی اندازه حرکت مختلف باشد، آن را حرکت مختلفه می‌نامیم. حرکت از سوی دیگر یا مفرده است یا مرکبه حرکت فلکی در افلاک اگر فلکی اگر ستاره ای بیش از یک فلک نداشته باشد، آن رادارای حرکت مفرده مینامیم. اما اگر دارای بیش از یک فلک باشد، آن را مرکب مینامیم. خورشید با وجود آن که دو فلک دیگر نیز دارد، میتوانیم آن را به طور تقریبی حرکت مفرده نامیم. و حرکت ماه حرکت مرکبه است چون چند فلک مختلف دارد. حرکت ما و چند سیاره دیگر را وقتی بررسی میکنیم میبینیم طبق قاعده خاصی نیست. گاهی از شرق به غرب حرکت میکنند و گاهی برمیگردند و گاهی حرکت مستقیم دارند. به همین خاطر این سیارات را خمسه متحیره مینامیم که ماه هم شامل خمسه متحیره است. آفتاب در فلک منطقه البروج به صورت بسیطه و مفرده در حال حرکت است تمام ستارگانی که در آسمان به چشم ما دیده میشوند چون حرکت مشابه به هم دارند برای همه یک فلک قائل هستیم که آن را فلک هشتم مینامیم، چرا که بعضی از این ستارگان شصت و شش سال طول میکشد تا یک درجه خورشیدی را طی کنند، برخی شصت و هفت سال و همینطور تا برخی هشتاد و شش سال طول میکشد تا یک درجه فلکی بروند. اگر از ستارگان ثوابت که نورانی هستند و چشم ما آنها را میبیند بخواهیم چیزهای استخراج کنیم آنها را به شش متر تقسیم میکنیم. در رصدخانه یک دوره سی ساله برای این کار نیاز است، چرا که تفاوت سال شمسی و قمری را برایش در نظر میگیرند. سال شمسی سیصدو شصت و پنج روز و پنج ساعت و چهل و هشت دقیقه و چهل و شش ثانیه و شش ثالثه و ده را بعه ای است و سال قمری سیصدو پنجاه و چهار روز و هشت ساعت و چهل و هشت دقیقه و سی و شش ثانیه و سی و هفت ثالثه و پنجاه و پنج رابعه . تفاوت اینها با هم ده روز و بیست و یک ساعت و نه دقیقه و بیست و هشت ثانیه و چهل و هشت ثالثه میباشد. بنابر این، هر چهار سال یکبار سال کبیسه مطرح میشود و اگر بخواهیم زیج استخراج کنیم یا اطلاعاتی برای مسائل شرعی خود به دست آوریم، باید سی سال بررسی نماییم. یعنی هر هفت سال هر هفت سال کبیسهها را با هم در نظر میگیریم و با مقدار روزهای خورد. آنها روی همدیگر سی سال میشود. امروزه آفتاب و ماه بیشتر از سایر ستارگان محل مطالعات شرعی ما میباشند و مبنای قمری مبنایی برای مسائل شرعی ما. البته ما میتوانیم بر اساس سال شمسی هم عرکات شمس را در نظر بگیریم. تمام ستارگان را میتوانیم مبنای مسائل خود قرار دهیم. مثلا بعد از خورشید و ماه به بروج میرسیم که وقتی کف الخضیب به نصف النهار که برسد محل استجابت دعاست. در مطالعه و تحقیق در روایات باید بدانیم که دقت در روایات و راوی بسیار مهم است. مثلا آوردن این روایت که المنجم و کذاب باعث شده و است که ریشه نجوم شناسی در حوزه‌ها کنده شود، در حالی که خواجه نصیر توسی که خود منجم بزرگی است از روایات احادیث هم میباشد، آیا او این روایت را ندیده است؟ بلکه باید در رجوع به روایات هنر فهم روایات را داشته باشیم. هیات از شعب ریاضیات محسوب میشود، چون ریاضیات از برهانیات است و بر اساس اشکال هندسی و اعداد مطرح میشود. مهمترین زیج، زیج بهادوری است که در زمان هلاک‌و خان پانزده سال کوه مراغه را تراشیدند و وسط آن را برای رسدخانه آماده کردند. خواجه تمام منجمان را جمع کرده، قاری در دل کوه ساخت و حدود چهارصد جلد کتاب قطی معقولات و منقولات را فراهم کرد و امروزه میبینیم که همه آن کتابها از آنجا به یغما رفته و آلمانی‌ها اجزای رصد خانه را هم دزدیدند و بردند و زحمت سی ساله دانشمندان نجوم را هدر دادند حضرت علامه حسن زاده آملی از سال سی و هفت تا سال چهل و پنج به مدت تقریباً نه سال تقویم استخراج میکردند بر اساس زیج بهدوری نه سال حضرت آقا تمام شبها را بیرون میرفتند و تقریباً در اکثر ایام سال به صورت حد چه میتوانید در علم غرق شوید. علم برای فهم است. در علم و فهم غرق شوید. ایران و ایرانی حتیی در پیش دارد که هنوز نمیفهمد. به قول بزرگان سیصد سال طول میکشد تا حوزه علمیه یک حسن زاده را تحویل دهند.

بسم الله الرحمن الرحیم #درس۶ #فایل۱۲ هر نقطه ای که در دو طرف منطقه البروج بر کره فرض کنند، مدار آن که بسبب حرکت ثانیه رسم می شود دایره صغیره ای متوازی با دایره منطقه البروج بود؛ و این مدارات را مدارات عرضی گویند به بیانی که گفته آید. وزان مدارات عرضی به منطقه البروج، وزان مدارات میول یعنی مدارات یومی به معدل النهار است.د حرکت فلکی اگر از مغرب به مشرق بوده باشد آن را حرکت به توالی ‌گویند، و عکس آن را که حرکت از مشرق به مغرب است حرکت به خلاف توالی گویند دو نقطه اعتدال بهاری و اعتدال پاییزی دو نقطه تقاطع دایره معدل النهار و دایره منطقه البروج بوده که دو نقطه متقابل و متقاطر هستند و فاصله میان آنها از هر سمت 180 درجه است. همانند کره عالم که بر اساس معدل النهار به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم می شود، منطقه البروج نیز دارای نیمه شمالی و جنوبی است. مسیر حرکت خورشید با منطقه البروج یکسان بوده و دایره های ترسیم شده در یک سطح اند. بنابراین خورشید نیز در دو نقطه از سال (نقاط اعتدال) بر روی معدل النهار قرار میگیرد (دایره حرکت آنها متقاطع می شود) در حرکت ثانیه (حرکت بر اساس منطقه البروج) نیز همانند حرکت اولی (حرکت بر اساس معدل النهار) دارای دایره های کوچکتر موازی با منطقه بر اساس نقاط مفروض هستند که البته به دایره های موازی منطقه البروج، دایره های عرضی گرفته می شود. چون دایره منطقه البروج با معدل النهار تقاطع می‌کند، همیشه نیمی از آن در شمال معدل النهار بود و نیم دیگر در جنوب آن. و چون شمس در سطح منطقه البروج است یعنی دائماً ملازم این منطقه است و از آن تجاوز نمی‌کند، مدار وی نیز نیمی شمالی و نیمه جنوبی بود. و در واقع هر دو یک دائره اند که همان دایره شمسیه است از مدارات کواکب به حرکت اولی، آنچه فوق افق باشد مدارات یومی اند؛ و آنچه تحت افق مدارات لیلی.

🍀 دایره عظیمهٔ منطقة البروج برای خودش دو قطب دارد اونم طرف شمال جنوب، منتها قطب شمالش موازی با ستارهٔ جُدَی است. قطب جنوبش که ما نمی‌توانیم ببینمش چون افق ما مانع ما است. او زیر زمین است. اون طرف زمین است. 🍀 هر چه معدل با منطقه البروج از هم متمایز شدند قطب معدل و منطقه از هم متمایز میشوند. به همان اندازه که معدل از منطقه دور است به همان اندازه هم دو تا قطبشان از همدیگر دور است. 🍀 اگر معدل با منطقه انطباق نداشتند پس از هم متمایل بودند چون هر دو دایرهٔ عظیمه هستند قطعا وقتی میخواهند همدیگر را در سطح یک کره با هم تقاطع کنند این دو تا نقطهٔ تقاطع به تناصف است. اگر انطباق بود تقاطع نداشتند. چون همدیگر را قطع نمی‌کنند. ولی وقتی انطباق نیست تقاطع میکنند. یا تقاطعشان بر اساس زوایای حاده و منفرجه است یا بر اساس زاویهٔ قائمه است. چون دایره عظیمه هستند در سطح یک کره و هر دو تا هم به مرکزیت زمین است در سطح یک جسم کل پس قطعا تقاطع دو عظمیه به صورت تناصف خواهد بود. از دو نقطه تقاطع آنها، اعتدال ربیعی و خریفی درست میشود. متقاطر خواهند بود یعنی یک خط مشترک قطری است. 🍀 اگر یک دایره ای به یک خط قطری تقسیم شود تقسیم آن دایره بر تناصف است. تقاطع بر اساس تقاطر است. معدل النهار دو تا ۱۸۰ درجه میشود، همینطور منطقة البروج 🍀 شمال و جنوب را بر اساس معدل النهار می گیرند. 🍀شرق و غرب را بر اساس دایرهٔ عظیمه نصف النهار میگیرند. 🍀 بالا قوس النهار و قوس له پایین را بر اساس دایره افق میگیرند.

بسم الله الرحمن الرحیم هیئت فایل ۱۲ ( درس ۶ ) 🍀 چون تقاطع یاد شده به تناصف است پس آن دو نقطه تقاطع، دو نقطه متقابل و متقاطر خواهند بود؛ و هر نیمه محیط عظیمه نصف دور یعنی ۱۸۰ درجه و از فلک بروج یک نیمه در جانب شمال معدل النهار باشد، و یک نیمه در جانب جنوب آن. 🍀 منطقهٔ حرکت اولی را معدل النهار گویند. منطقهٔ حرکت ثانیه را منطقة البروج گویند. 🍀 حرکت اولی حرکت کلیهٔ اجرام فلکی است از مشرق به مغرب به ظاهر دید ما، ولی حقیقت امر این است که تمام آسمانی ها از آفتاب و ستاره های دیگر از مغرب به مشرق میروند. منتها چون زمین حرکت استداری دارد که در جهت مخالف آنها میرود، حرکت شبانه روزی ما حرکت زمین را که از مشرق به سوی مغرب هست خیال میکنیم که حرکت زمین از مغرب به سوی مشرق است و زمین ثابت است و همچنین خیال میکنیم که آفتاب از مشرق به سوی مغرب میآید. حال اینکه این زیر سر حرکت وضعی زمین است. حقیقت امر این است که آفتاب و ستارگان همه از مغرب به سوی مشرق میروند منتها حرکتشان مثل حرکت وضعی زمین به این سرعتِ در هر شبانه روز ۳۶۰ درجه که یک دور به دور خودش کره بگردد نیست. آنها حرکتشان از حرکت زمین آهسته تر است. لذا حرکت از مغرب به مشرق اجرام علویه را توالی گویند. 🍀 حرکت اولی خلاف توالی است. چون از مشرق به سوی مغرب است و آن را معدل النهار گویند. 🍀 حرکت ثانیه را که مربوط به افلاک است که در متن واقع از مغرب به سوی مشرق است را حرکت به توالی یا حرکت ثانیه گویند. چون حرکت ستارگان ثوابت میخواهد که از مغرب به مشرق باشد خیلی بطئ است که در هر ۲۵ هزار و دویست سال شمسی به اندازهٔ یک حرکت شبانه روزی ما مسیر طی میکنند. چون از ما خیلی دور هستند، حرکتشان بطئ نشان داده میشود. علاوه بر اینکه آفتابِ اینها، چون در دور کره زمین میگردد محیطی که فلک او میگردد، اوسع از محیط فلک زمین است که در هر یک سال شمسی به دور آفتاب سیصد هزار، و سیصد میلیون کیلومتری به قطر محیط فلکش است و دور میزند. 🍀 همه با نظم و برنامه و همه صورت خاص همه کرات و به تعبیر جناب مولوی تمام آنچه که ما الان در او هستیم از زمین از محیط از آسمان و این جسم کل اینها جمله جهان را یک سیب دان تو چو کرمی در میان سیب در چه خبرهاست خدایا که ندارم خبری 🍀 انسان اگر شناخته بشود همه چیز حل میشود. بیست سال غیبت حضرت ادریس علیهم السلام در کره آفتاب بودند. اینها یعنی چه 🍀 هشت دقیقهٔ زمانی طول میکشد تا نور آفتاب به زمین برسد. (آفتاب در فلک چهارم است.) 🍀 آفتاب از اول حمل ( بهار) میآید تا به اول میزان (پاییز) شش ماه شمالی بعد میافتد جنوب معدل النهار و میآید دوباره تا به اول حمل یعنی اول بهار، تا بیاید شمال معدل قرار بگیرد تا ۳۶۵ روز شود. که حدود هشت هزار و هفتصد و چند ساعت زمانی وقت گرفته است. 🍀 در عالم هیچ چیز بی حرکت نداریم. همه در حرکتند. 🍀 مجموع ستارگان ثوابت را در یک کره (فلک) فرض کردند که همه با هم با نظم و نضد و چینش خاص از مغرب به مشرق میروند. که اگر برای فلک هشتم از آنجا را جسم کل بگیریم. آنوقت کأنه کرهٔ فلک هشتم دارد از مغرب به مشرق میرود. قهراً به حرکت یک دورهٔ کامل تمام نقطه های دور در دور او که پر نقطه و پر ستاره هست تمام ستاره ها دور در دور فلک هشتم چیده شدند کأنه لایه پیاز است دور در دور چیده شده، که اگر این لایه یک دور بزند از هر نقطهٔ مفروضهٔ سطح محیط این فلک بر اساس این حرکت تامهٔ کامله یک مداری حاصل میشود که در بین این مدارات آن مداری که تمام این سطح کره هشتم را از قطبش تا قطب مقابلش را به دو قسم متساوی تقسیم میکند که از مرکز خط محور او عبور کند این را دایره منطقة البروج گویند. که این دایره از مغرب به مشرق میرود. و معدل النهار از مشرق به مغرب میرود اگر این دو مدار که یکی معدل النهار و دیگری منطقة البروج مال ستارگان ثوابت است اگر این دو روی هم بودند و از هم متمایز و متمایل نبودند این را میگویند که دو تا دایرهٔ عظیمه با هم تطابق دارند. مثل اینکه میگوئید آفتاب در فلک چهارم در آن مداری که دور میزند دائما در سطح آن مدارش در فلک چهارم در سطح منطقة البروج دور میزند. 🍀 خط استوای دور در دور کرهٔ زمین به محاذی دایره استوای سماوی است که دایرهٔ معدل النهار مدار شمس که در فلک چهارم است. این مدار شمس در محیطی دور میزند که وقتی او را ببرید بالا در فلک هشتم میشه دایره منطقة البروج 🍀 دایره منطقة البروج را کوچک کنید و بیاورید تا آن مداری که آفتاب دور میزند میشود فلک چهارم 🍀 خط استوای دور در دور زمین را باز کنند ببرید بالا میشود دایره معدل النهار معدل النهار را کوچک کنید بیاورید پایین میشود دایره استوای ارضی 🍀 معدل النهار با منطقة البروج از همدیگر متمایلند. یعنی نسبت به هم بُعد دارند پس قهراً هر کدام دایره دو قطب هستند. دو قطب معدل النهار را قطب شمال و قطب جنوب گویند.

بسم الله الرحمن الرحیم #جلسه۱۱ [درس ۵ و ابتدای درس۶] 🌘 منطقه حرکت ثانیه را -یعنی حرکت عظیمیه فلکه ثوابت را- دایره منطقة البروج گویند. و آن را فلک البروج، و دائره اوساط البروج، و منطقه فلک هشتم هم خوانند، و دایره شمسیه و دائره بروج نیز نامند. و استعمال رائج، اصطلاح نخست است و پس از آن دائره شمسیه؛ 🌗 دائره شمسیه از این روی گویند که شمس همیشه در این مدار سیر می‌کند و از آن خارج نمی‌شود، خلاف سیّارات دیگر که گاهی در سطح این مدار سائرند، و گاهی از آن جدا می شوند. 🌗منطقه فلک هشتم از آن جهت خوانند که طبق بیان های فوق، این عظیمه مربوط به فلک ستارگان ثابت یا همان فلک هشتم است. با این حال مدار حرکت خورشید نیز با این عظیمه یکسان است و خورشید از این مدار خارج نمی گردد. بنابراین آن را دایره شمسیه نیز نامند. 🌗مداراتی که آفتاب دور میزنه مدارات یومیه و آفتاب در طول یک سال در دائرة عظیمه منطقه البروج دور میزند فلک ۴ ست، قریب روزی ۱درجه،این ۳۶۰ درجه تبدیل ب ۱۲ برج‌میشود،هر برج ۳۰ درجه ست،فلک ۴ منتهی میشود به فلک ۸ عرش آسمان که محل ستارگان ثوابت ست،آفتاب همیشه در سطح منطقة البروج ست.آفتاب در دو روز در سطح معدل النهار ست اول بهار و اول پائیز بقیه روزها به سمت شمال یا جنوب معدل النهار میشود. 🌗هرگاه دو دائره عظیمه کره ای در یک سطح نباشند یکدیگر را در دو نقطه به تناصف تقاطع کنند. یعنی هر یک از این دو منطقه بر آن دو نقطه به دو نیمه شود، و از هر نقطه تقاطع چهار زاویه پدید آید. پس اگر در این صورت سطح یک دائره بر سطح دائره دیگر قائمه باشد هر یک از آن زوایا قائمه بود که قوس مقدّر آن ربع دور یعنی نود درجه بود؛ و اگر قائمه نباشد تقاطع ایشان بر زوایای حاده و منفرجه باشد. قوس مقدر زاویه حاده کمتر از ربع، و منفرجه بیشتر از آن بود. 🌗 دایره منطقه البروج از سطح معدل النهار مایل است که نه در سطح دایره معدل النهار است، و نه قائم بر آن لاجرم با وی به تناصف بر زوایای حاده و منفرجه تقاطع کند. و محور این حرکت با محور معدل النهار بر مرکز عالم متقاطع شود هم بر زوایای حاده و منفرجه.چون تقاطع یاد شده به تناصف است پس آن دو نقطه تقاطع، دو نقطه متقابل و متقاطر خواهند بود؛ و هر نیمه محیط عظیمه نصف دور یعنی ۱۸۰ درجه. و از فلک بروج یک نیمه در جانب شمال معدل النهار باشد، و یک نیمه در جانب جنوب آن. 🌗و چون منطقه البروج دایره شمسیه است که مدار شمس در سطح آنست، ناچار مدار شمس با دایره معدل النهار در همان دو نقطه تقاطع کند، و نسبت او با معدل چنان است که دایره منطقه البروج با وی. 💥اگر منطقه ۲۰ درجه از معدل دور باشد، قطب آنها هم ۲۰ درجه از هم فاصله دارد.