𝐖𝐢𝐧𝐠𝐬 𝐎𝐟 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭
Kanalga Telegram’da o‘tish
اینجا براتون نقاشی ها و نقاش ها و داستان هاشون رو تعریف میکنم (پروفایل قسمتی از نقاشی کرونوس بال های کیوپید ها رو میبرد هست )
Ko'proq ko'rsatish1 995
Obunachilar
-224 soatlar
-137 kunlar
-2030 kunlar
Postlar arxiv
1 995
+4
مِدِئا جادوگری نیرومند بود که برای کمک به پهلوان جیسون در بهدستآوردن پشم زرین، حتی به خانوادهٔ خودش خیانت کرد. او همراه جیسون گریخت، برایش فرزند آورد و همهچیزش را فدای او کرد. اما پس از سالها زندگی مشترک، جیسون او را ترک کرد و به سراغ زنی دیگر رفت—گلاوکه، دختر کِرِئون، پادشاه کورینت. این خیانت مِدِئا را بهطور کامل درهم شکست. بیخانواده، بیسرزمین و بیپشتیبان، زنِ بیگانهای تبدیل شد که تحقیر شده و کنار گذاشته شده است.
جیسون ادعا میکرد که او را ترک کرده تا «آیندهٔ بهتری» برای فرزندانشان فراهم کند، اما برای مِدِئا این ادعا نهایت دورویی بود. خشم، اندوه و غرور جریحهدارشدهاش سراسر وجودش را گرفت. او تصمیم گرفت جیسون را دقیقاً از همان جایی بزند که بیشترین درد را ایجاد کند. نخست، ردایی زهرآلود بهعنوان «هدیه» برای گلاوکه فرستاد و باعث مرگ گلاوکه و پدرش کرئون شد. اما تصمیم عمیقتر و هولناکتر همچنان پیشِ رو بود: اینکه آیا باید فرزندانش را بکشد تا جیسون همهٔ عزیزانش را از دست بدهد و نیز تا هیچکس نتواند از کودکان علیه او استفاده کند.
مدئا در اندیشهٔ کشتن فرزندانش (۱۸۲۰)، اثر جوزپه بَتسّوولی.
1 995
سالُنهای قلعهٔ بزرگ. تصویری از گوستاو دوره (فرانسوی، ۱۸۳۲–۱۸۸۳)
این تصویرِ پرجزئیات، تالار بزرگ و مجلل یک قلعه را نشان میدهد؛ فضایی که با مهارت و دقت نمایشیِ ویژهٔ دوره ترسیم شده است. طاقهای باشکوه، نقشبرجستههای حجیم، و تزیینات پیچیده، صحنهٔ گردهمایی پرجنبوجوش اشرافی را زیر چلچراغی آویخته قاب میگیرند و بازی چشمگیری از نور، فضا و حرکت روایی ایجاد میکنند.
این تصویر برای اورلاندو فوریوزو ساخته شده و نمونهای روشن از توانایی دوره در نمایش شکوه معماری و دمیدن واقعگرایی باشکوه در خیالپردازیهای ادبی است.
1 995
خلیجی آرام، مانند کمانی خمیده،
جایی که اسکایلا در گرمای نیمروز پناه میگرفت.
وقتی خورشید در میانهٔ آسمان بیرحمانه میتابید
و سایهها را به باریکی یک خط فرو میکاست.
در همین هنگام، سیرسه آن خلیج را آلوده میکند،
با زهرهای هولناک و ریشههای جادویی،
و وردهای مبهم و گرهخورده زیر لب زمزمه میکند.
اسکایلا وارد آب میشود—تا کمر—
و ناگهان شکلهای هولناکِ پارسکننده را
دورِ کمر خود میبیند.
واترهاوس دقیقاً همین لحظه را نقاشی کرده است. سیرسه در خلیجی پنهان بر فراز آب ایستاده و زهر سبز درخشان را در آب میریزد. زیر پای او، شکلهای اولیهٔ موجودات «پارسکننده» که بخشی از دگردیسی اسکایلا هستند، در آب در حال چرخشاند. تمرکز نقاشی بر سیرسه است: چهرهٔ جدی و حسادتبار او، و رنگهای متلاطم و درخشانی که صحنه را احاطه کردهاند—نه بر دگردیسی کامل اسکایلا
1 995
+7
«سیرسِ حسود» (Circe Invidiosa) اثری از جان ویلیام واترهاوس است که در سال ۱۸۹۲ کامل شد. این نقاشی دومین بازنمایی او از جادوگر اسطورهای سیرسه است؛ پس از سیرسه جام را به اولیس میسپارد (۱۸۹۱). الهام اثر از دگردیسیهای اووید است؛ جایی که سیرسه از سر حسادت، اسکایلا را به غول دریایی تبدیل میکند، چون گلاوکس عشق او را نمیپذیرد و دلبستهٔ اسکایلا میشود. واترهاوس سالها بعد دوباره به این موضوع بازگشت و اثر جادوگر (۱۹۱۱) را آفرید. «سیرسِ حسود» اکنون در گالری هنر استرالیای جنوبی نگهداری میشود.
اسطورهٔ سیرسه، گلاوکس و اسکایلا در کتاب چهاردهم دگردیسیها آمده است. صحنهای که واترهاوس انتخاب کرده، مطابق با ابیات ۵۲ تا ۶۵ است:
.
سیرسِ حسود – ۱۸۹۲
جان ویلیام واترهاوس (۱۸۴۹–۱۹۱۷)
رنگروغن روی بوم، ۱۸۰۷ × ۸۷۴ میلیمتر
📍 گالری هنر استرالیای جنوبی
1 995
+6
صحنه از روایت هرودوت دربارهٔ دو برادر آرگوسی، کلوئوبیس و بیتون گرفته شده است. مادر آنها که کاهنهٔ هرا بود، متوجه شد گاوهایش بهموقع برای جشنواره نرسیدهاند؛ بنابراین پسرانش خودشان ارابهٔ او را بهمدت چهلوپنج اَستاد (واحد مسافت یونانی) تا معبد کشیدند. او از الهه خواست بزرگترین نعمتی را که میتوان به یک انسانِ فانی داد، به پسرانش عطا کند. هرا نیز دعايش را اینگونه برآورده کرد که دو برادر در همان معبد آرام و بیدرد در خواب بمیرند.(سنگ تموم گذاشتی بی بی هرا) بعدها برای آنان مجسمههایی در دلفی برپا شد.
کلوئوبیس و بیتون، ۱۸۸۴
نقاش: کارل ارنست فون شتتن (آلمانی، ۱۸۵۷–۱۹۴۲)
رنگروغن روی بوم، ۱۵۷٫۴ × ۲۲۳٫۵ سانتیمتر
1 995
آرتمیزیا جنتیلسکی یکی از مشهورترین هنرمندان زن دوران خود بود؛ و هنوز هم از مهمترین چهرههای تاریخ هنر به شمار میآید. او در سال ۱۶۱۱ و در ۱۷سالگی مورد تجاوز قرار گرفت و بخش مهمی از آثار اولیهاش با رنج آن حادثه و دادگاه پرهیاهویی که در پی داشت گره خورده است. او با تمام توان، مهارت و احساساتش، زنان نیرومند را در روایتهای تصویریاش بازآفرینی کرد.
سبک او کاملاً باروک و ادامهدهندهٔ راه کاراواجو بود: صحنههای واقعی، نورپردازی درخشان، رنگهای زنده و حضور قدرتمند بدن انسان. همچنین بهدلیل عضویتش در آکادمی هنر فلورانس، یکی از معدود زنان هنرمندی بود که اجازه داشت مدلهای زن برهنه را نقاشی کند؛ امکانی که در آن دوران تقریباً برای هیچ زنی وجود نداشت.
1 995
+9
Artemisia Gentileschi (1593- c. 1656)
1) Judith and her Maidservant with the Head of Holofernes (c. 1625)
2) Self Portrait as the Allegory of Painting (1638-1639)
3) Judith Beheading Holofernes (c. 1612-1613, Museo di Capodimonte)
4) Madonna and Child (c. 1613-1614)
5) Judith Beheading Holofernes (1614-1620, Uffizi Museum)
6) Judith and her Maidservant (c. 1618-1619)
7) Self Portrait as St. Catherine of Alexandria (1619)
8) Penitent Magdalene (1622-1625)
9) Jael and Sisera (1620)
10) Adoration of the Magi (1636)
1 995
میتوانی حدس بزنی اینجا چه میگذرد؟
«پیشآگاهی اندوهبار» (۱۸۶۲) اثر نقاش ایتالیایی جرولامو ایندونو (۱۸۹۰–۱۸۲۵) است.
در این صحنه، دختری را میبینیم که غرق تماشای پرترهٔ نامزد یا محبوبش است؛ مردی که در جنگ حضور داشته. او غمگین و تنها به نظر میرسد، اما اشیای اتاقش سرنخهایی از داستان او به ما میدهند.
این تابلو با نام «نامزدِ گاریبالدیچی» هم شناخته میشود؛ چون در پسزمینه، مجسمهٔ کوچکی از جوزپه گاریبالدی، ژنرال مشهور و از چهرههای کلیدی وحدت ایتالیا، دیده میشود. بنابراین، محبوب دختر احتمالاً از سربازان گاریبالدی بوده است. چاپ یک صحنهٔ نبرد که کنار پنجره نصب شده، این موضوع را پررنگتر میکند.
اما دلیل شهرت بیشتر این اثر، چاپی است که روی دیوار دیده میشود: نقاشی «بوسه» اثر فرانچسکو هایتس که چند سال پیشتر خلق شده بود. این اثر، بهعنوان یکی از نمادهای هنری وحدت ایتالیا (Risorgimento) شناخته میشد.
1 995
شمارهٔ هفتم از مجموعهٔ «هشت مطالعه برای یک پرتره»، حدود ۱۹۵۳، اثر فرانسیس بیکن.
این اثر چشمگیر از مجموعهٔ سال ۱۹۵۳ بیکن، ترکیبی از شدتِ روانی و اعوجاج فضایی است که امضای هنری او را شکل میدهد. پیکرهای تنها و فریادزن، با رنگهایی محو و شبحگونه، درون ساختاری هندسی و سخت گرفتار شده است؛ شکلی که همزمان از تاریکی بیرون میآید و در آن حل میشود. خطوط تیز و طلاییمانند، حس گیر افتادن را تشدید میکنند و چهرهٔ محوشده، انسانیتی خام و برهنه را منتقل میکند. حاصل، تأملی قدرتمند درباره بودن هویت، انزوا و آسیبپذیری انسان است.
1 995
«تاجگذاری شارلمانی» (۱۸۶۱) اثر فریدریش کائولباخ، هنرمند آلمانی (۱۸۲۲–۱۹۰۳) است.
صحنه، روز کریسمس سال ۸۰۰ میلادی را نشان میدهد؛ لحظهای که شارلمانی (۷۴۲–۸۱۴) در برابر پاپ لئوی سوم (پاپ بین سالهای ۷۹۵ تا ۸۱۶) زانو زده و به عنوان امپراتور مقدس روم تاجگذاری میکند. گروههای مختلف برای شاهد بودن این واقعه تاریخی حاضرند: اعضای کلیسای کاتولیک در سمت راست، خانوادهی شارلمانی در سمت چپ، نیروهای نظامی، مردم عادی در پیشزمینه، و افرادی که این رویداد را ثبت میکنند در سمت راست.
این نقاشی در سال ۱۸۵۰ به سفارش ماکسیمیلیان دوم باواریا ساخته شد؛ پادشاهی که میخواست این رخداد مهم را در موزهای که در حال ساخت بود ــ «موزه ماکسیمیلیانهاوم» ــ به نمایش بگذارد.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
