uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

EFT+

EFT+

Kanalga Telegram’da o‘tish

🔷 ای اف تی EFT 🔷 تکنیک رهایی از مشکلات روحی و جسمی در این کانال مطالب مربوط به 🔵 ای اف تی 🔵 هواوپونوپونو 🔵 ایموشن کد 🔵 درمانگر نادیده بیان میشود

Ko'proq ko'rsatish
Eron198 044Toif belgilanmagan
1 077
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-330 kun
Postlar arxiv
EFT+
1 077
sticker.webp0.17 KB

EFT+
1 077
✅ #ماجرای_ای_اف_تی_یادگرفتن_من قسمت چهارم @EFTplus تو قسمت قبل گفتم که هی راه میرفتم و با خاطراتی که به ذهنم میومدن ضربه میزدم ولی خب از اونجایی که نمیدونستم خنثی سازی چیه فقط میگفتم با وجود اینکه این خاطره یادم اومده اما خودمو دوست دارم و تایید میکنم و بعد روی نقاط هم هی میگفتم این خاطره، این خاطره، این خاطره و.... و بعد از یکی دو دور به نظر خودم کار تموم بود😁☺️ و اگه بعداز اون هم خاطره دیگه ای به یادم میومد باز همین کارو براش تکرار میکردم، کلی هم از به یادآوری خاطرات کیف میکردم چون در حالت عادی این خاطرات اصلا به ذهن من نمیومدن و منم بجای اینکه به اصل مطلب بپردازم با اون همه خاطره جور و واجور کیف میکردم😁☺️ مهم نبود خاطره هه بد بوده یا خوب، مهم و جالبش برای من این بود که با جزئیات و رنگی داره به ذهنم میاد😁😁 به هرحال اونقدر ضربه زدم و زدم تا اینکه یه روز دیگه دیدم به محض اینکه دستمو بالا میارم نقاط ای اف تی و مخصوصا ابتدا و انتهای ابروم به شدت تحریک میشه!! منم گفتم آخیییش چه جالب خسته شدم از بس ضربه زدم پس دیگه ضربه نمیزنم، احتمالا با نزدیک کردن انگشتهای دستم به نقاط و حس گرمایی که انگشتهام به نقاط میدادن هم میتونم ضربه بزنم!! بعد کم کم دیدم نه!! حتی لازم نیست دستمو هم بالا بیارم، همین که قصد میکنم و فقط به اندازه یه اپسیلون دستمو از جایی که هست تکون میدم نقاط انگار ضربه میخورن!!!😳 فهمیدم ذهنم حساااابی شرطی شده که تکون دادن دست یا انگشتهام مساویه با ضربه زدن و بدون اینکه من چیزی بگم خودش کار لازمو انجام میده☺️☺️ خبببب دیگه کارم راحت تر شده بود😁 ضربه بی ضربه☺️ خودش ضربه میخوره!!!☺️ من برم سراغ ادامه کار.... حالا که کارم راحت تر شده بود منم با خیال رااااحت رفتم سراغ ادامه خاطرات... اما کم کم هجوم خاطرات و شدتشون خیلی زیاد شد و همینطور رنگی دیدن خاطره ها و کم کم هم اتفاق عجیبی افتاد!!! دیگه نه تنها خاطرات یادم میومد بلکه انگار کاملا واقعی بود و گاهی اوقات به خودم میومدم و میدیدم دیگه انگار من اینجا و تو زمان حال نیستم!! من انگار تو خود خاطره ام!!😳 و گاهی اوقات اینقدر واقعی و قوی بود که انگار تو گذشته سفر کردم و واقعا برگشتم به همون دوران کودکی!! خاطرات رنگی، صداهای زنده، تصاویر متحرک و... به دوستم پیام دادم و گفتم WOWWWwwwww عجب چیزیه این ای اف تی!! بابا این تکنیک خیییلی قویه!!! من همه چیز داره یادم میادددد!!! و کم کم هم دیگه حتی فقط با ضربه زدن این اتفاق نمیفتاد....😁😁😁 ولی حالا دیگه چی میشه و چه اتفاقی میفته بمونه برای قسمت بعد.... @EFTplus 🌺 فرشته عسکری راد 🌺18 بهمن 97

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
فایل شماره یک👆👆 جلسه اول آموزش هواوپونوپونو (استاد خلیل الله)

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
photo content

EFT+
1 077
درک و برداشت دوستان از فایل شماره یک هواوپونوپونو (استاد خلیل الله): 👇👇👇👇

EFT+
1 077
✅ جملات ای اف تی برای مواقعی که فکر میکنین ریشه ای که دارین خیلی عمیقه و حالا حالاها درست بشو نیست و بیشتر عصبیتون میکنه یا اونقدر مقاومتتون شدیده که به شدت بهتون فشار میاره و خشم شدیدی شما رو دربرگرفته: @EFTplus 🔺جمله تصحیح: باوجود اینکه الان خیلی عصبیم و در درونم یه ترس بزرگه و یه فشار و مقاومت خییییلی قوی که داره به شدت درونم رو میخوره و من هم کاری از دستم برنمیاد اما عمیقا و کاملا خودم رو میپذیرم 🔺نقاط: عصبیم کلافم ترس دارم میترسم نمیشه نمیتونم حالا حالاها نمیشه در درونم خشمه خیلی وضعیت بدیه دوسش ندارم دوسش ندارم دوسش ندارم سخته اصلا دوسش ندارم میخوام تموم شه میخوام تموم شه حالم داره بهم میخوره به شدت عصبیم شدتش هی میره بالا پایین نمیاد این مقاومت درونی قوی که مرتب بهم فشار میاره این فشار همه این فشار همه این فشار عظیم خسته شدم سخته نمیتونم اما خودمو میپذیرم خودمو میپذیرم خودمو میپذیرم خودمو میپذیرم خودمو میپذیرم خودمو عمیقا و کاملا میپذیرم نه نمیتونم بپذیرم نمیتونم اما با این که فکر میکنم نمیتونم هم سعی میکنم خودمو بپذیرم سعی میکنم به وضعیت عادی برگردم من ........ هستم (اسمتون رو بگین) من ..... هستم ( اسمتون رو بگین) خدا کنارمه تصمیم میگیرم آروم باشم تصمیم میگیرم آروم باشم تصمیم میگیرم در آرامش باشم تصمیم میگیرم نفس هام عادی باشه خودم رو میپذیرم و تصمیم میگیرم آروم باشم الان یه کم ترسیدم میگم یعنی درست میشه؟ اما تصمیم میگیرم بهش فکر نکنم فقط میخوام آروم باشم فقط میخوام آروم باشم آرامش تصمیم میگیرم آروم باشم من ...... هستم (اسمتون رو بگین) من تصمیم میگیرم آروم باشم تو ...... هستی (اسمتون رو بگین) ........(اسمتون) تصمیم میگیره که آروم باشه من....... هستم (اسمتون رو بگین) انتخابم آرامشه ......... (اسمتون) خودشو میپذیره من خودمو میپذیرم و فقط تصمیم میگیرم آروم باشم آروم آروم خیلی آروم (چشمهاتونو ببندین) تصمیم میگیرم همه وجودم در آرامش باشه همه وجودم تصمیم میگیرم کل وجودم در آرامش باشه تک تک سلولهام (سعی کنین لبخند بزنین) این لبخند نشونه آرامشه هیچ ترسی نیست من ........ هستم (اسمتونو بگین) و در درونم آرامشه آرامش نفس های عمیق میکشم با هر دم آرامش رو وارد وجودم میکنم و با بازدم یه ابر سیاه میاد بیرون که همون ترس های منه همون نگرانی های منه (حالا واقعا تصورش کنین، دم رو یه ابر سفید و آرامش بخش تصور کنین که میره توی وجودتون، و بازدم رو یه ابر تیره تصور کنین که ترس ها و نگرانی هاتون رو میریزه بیرون) (نفس عمیق بکشین) نفس عمیق شماره یک دم عمیق که باهاش عشق، آگاهی و آرامش وارد میشه و بازدم که فشار، ترس و نگرانی رو کم کم میده بیرون نفس عمیق شماره دو (با هر نفسی که میکشین کم کم موقع بازدم اون ابر تیره رو شفاف تر تصور کنین) و نفس عمیق شماره سه (ایندفعه سعی کنین بازدم رو با قدرت هرچه تمامتر بدید بیرون) (حالا از فرق سر تا نوک انگشتان رو فقط لمس کنید و بگین: آرامش) (ضربه نیاز نیست، فقط لمس نقاط) @EFTplus

EFT+
1 077
✅ جملاتی که میتونین برای کم شدن مقاومت درونیتون استفاده کنین: @EFTplus احساس میکنم مقاومت درونیم خیلی بالاست ولی تصمیم میگیرم که یه کم شدتش کمتر شه تصمیم میگیرم فقط یه کم شدتش کمتر شه تصمیم میگیرم جریان این مقاومتو به سمت هدفم تغییر بدم تصمیم میگیرم ازش بخوام که کمکم بکنه تصمیم میگیرم از مقاومتم بخوام که به من کمک کنه انتخاب میکنم که همین الان با من و همسو با من باشه باوجود همه دلایل به ظاهر منطقی ای که برای خودم دارم و نمیخوام تغییر کنم اما تصمیم میگیرم آروم باشم انتخاب میکنم که جریان آگاهی در وجودم آزادانه حرکت کنه و شدت مقاومتم رو کم کنه تصمیم میگیرم که از این مقاومت کمک بگیرم تا به چیزی که میخوام برسم تصمیم میگیرم جنگ و جدال رو باهاش تموم کنم من این مقاومتم رو میپذیرم شدت بالای مقاومتم رو میپذیرم میپذیرمش و قبولش میکنم میدونم که هدفش کمک به منه، بخاطر دلایلی که داره اما تصمیم میگیرم جهتش تغییر کنه و همراستا با خواسته من باشه تصمیم میگیرم منو در جهت تغییر کمک کنه این انتخاب منه و من بهش احترام میزارم و از خداوند میخوام که منو هدایت کنه هرچند ذهنم مدام بگه نه و به هر روشی بخواد منو منصرف کنه اما من فقط میپذیرمش فقط بهش احترام میزارم اون نمیتونه به کسی که بهش احترام میزاره آسیب برسونه بهش احترام میزارم و میپذیرمش خودم رو هم میپذیرم خودم رو عمیقا و کاملا میپذیرم به خودم هم احترام میزارم و بالاتر از همه میپذیرم که جریان آگاهی خداوند بهتر از هرچیزی میتونه منو هدایت کنه کافیه که فقط اجازه بدم و این اجازه رو میدم تصمیم میگیرم جنگ و جدال درونیم رو تموم کنم و به همه چیز احترام بزارم این احترام و این عشقی که خداوند در درونم ایجاد میکنه و این جریان آگاهی، منو هدایت میکنه و به تضاد درونی من پایان میده متشکرم متشکرم متشکرم @EFTplus

EFT+
1 077
♥️عشاق به درگهت اسیرند بیا ♥️بدخویی تو بر تو نگیرند بیا ♥️هرجور و جفا که کرده‌ای معذوری ♥️ زان پیش که عذرت نپذیرند بیا ☘ سعدی @EFTplus

EFT+
1 077
sticker.webp0.14 KB

EFT+
1 077
✅ #ماجرای_ای_اف_تی_یادگرفتن_من قسمت سوم @EFTplus توی قسمت قبلی گفتم که کم کم شروع کردم به راه رفتن توی حیاط خونه و ضربه زدن روی اتفاقات و ماجراهای روزمره اما به چه صورت؟؟ خب من که کتاب رو تا آخر نخونده بودم، فیلم خاصی هم ندیده بودم بنابراین طبیعی بود که چیز خاصی ندونم از اینکه واقعا چجوری باید ضربه بزنم😁 فقط جمله تصحیح میگفتم و یه دور یا نهایتا دو دور ضربه میزدم به این صورت: مثلا اگه از دست کسی ناراحت بودم اینجوری میگفتم: باوجود اینکه از دست فلانی ناراحتم اما خودمو میپذیرم و تایید میکنم بعد شروع میکردم به ضربه زدن از دست فلانی ناراحتم از دست فلانی ناراحتم از دست فلانی ناراحتم و... تا یه دور تموم شه به هییییچ عنوان هم نمیدونستم خنثی کردن یعنی چی😁😁😁🙈🙈 و به خیال خودم با همین یه بار همه چی حله و اگه دوباره شروع میشد خب دوباره ضربه میزدم☺️ خیییلی هم خوشحال و راضی بودم از اینکه یه همچین چیز باحال و بامزه ای پیدا کردم☺️😁 و حتی اوایل نمیدونستم که ضربه زدن روی نقطه گاموت و به بالا و پایین و چپ و راست نگاه کردن حذف شده و تو شرایط عادی دیگه استفاده نمیشه استفاده میکردم ولی سرم گیج میرفت و حالم بد میشد😁 و بعد خودم به این نتیجه رسیدم که ولش کن بابا مگه مجبورم، واسه من همین چندتا نقطه جواب میده، من فرق میکنم😂😂😂😂😂 و چنان در وصف این روش شگفت انگیز جلوی بقیه تعریف میکردم که هرکی نمیدونست به یقین باور میکرد دخترخونده گری کریگم و ای اف تی ارثیه فامیلی منه☺️☺️ از جمله مواردی هم که با همین ضربه زدن ناقص به طرز خیلی زیادی حل شد مسئله حال بد من تو ماشین بود وقتی سوار ماشین میشدم حالم بد میشد و برای همین هم متنفر بودم از اینکه سوار ماشین بشم و به هرکی که خبر نداشت از حال من میگفتم که اه 😬 ماشین چیه😬😬😬 و از فواید پیاده روی و اینکه چقدر شماها ماشینی هستین میگفتم😁😁😁 ولی خب ته داستان این بود که من فقط حالم بد میشد و بخاطر همین از ماشین فراری بودم و البته این ماجرا ارثی بود، هم از طرف مادر و هم پدر اما خب با همون ضربه ناقص و یکی و دو دوره شدت این حال بد من از 8 رسید به 3 و من دیگه حالم خوب شد☺️ و اگه گاهی هم مجددا حالم یه کم بد میشد ضربه میزدم و راحت میشدم اما خب ماجرا به همینجا ختم نشد ضربه زدنهای ناقص من ادامه پیدا کرد و خاطراتی به ذهنم میومد و بقول خودم میفهمیدم که عهههه پس این خاطره هه باعثشه!! و نهایت نهایت دو دور براش ضربه میزدم اما ماجرا تا جایی ادامه پیدا کرد که این هجوم خاطرات زیادتر و زیادتر شد و اتفاقاتی افتاد که دیگه نتونستم تحملش کنم.... از یه طرف جالب اما از طرف دیگه آشفته کننده.... خب فکر میکنین چی میشه در ادامه؟ آیا این خاطرات فقط به ذهن من میومدن؟ یا اینکه جریان خیلی جالبتر از این حرفها میشه؟؟؟☺️ بقیه شو تو قسمت بعدی براتون تعریف میکنم😜 @EFTplus فرشته عسکری راد 12بهمن 97

EFT+
1 077
photo content