◈✥❖ℳ𝒶𝓃ℴℴℴℴℴℴتــــوـ❖✥◈
Kanalga Telegram’da o‘tish
#عشق_مــے_بازمـ ڪہ غیر از #باختن در #عشق نیستـــــــــــــــ در نبردے اینچنین ، هرڪـس بہ خاڪـــــــــــــــ افتاد بُرد ...
Ko'proq ko'rsatish833
Obunachilar
+224 soatlar
+107 kun
+1530 kun
Postlar arxiv
سكوت يک زن
هشدارى براى مرد است!
كه بداند
بر لبهى پرتگاهِ سقوط
از دل اوست!..
#نزار_قبانی
تــو عشق را ،
ڪَوشهٔ قلبـم ،،
سنجاق ڪردهای و مـن ،،،
آن را ڪنارِ موهایت ...
#محمد_بشیری
چرا بیهوده میکوشی
که بگریزی زِ آغوشم؟
از این سوزندهتر هرگز نخواهی
یافت آغوشی.!
#فروغ_فرخزاد
عصـرها ڪَام برمیدارم
در ڪوچہهاے ذهنـت
غـرق تمنـا میشـوم از حـوالی
نڪَاهـت تا بـوسہے خنـدههایـت
#مهناز_نجفی
خـدا
تــو را ڪہ میآفـریـد
حواسـش پرت آرزوهاے "مـن" بـود
شدے هـمان آرزوے مـن
#رویا_آقائیپور
مرا بخوان
به بهشت آغوشت ،
مستم ڪن
از بوی پیراهنت ،
بند ڪن
نفسم را به لبهایت ،
دیریست از نبودنت
طوفانی بر پاست در دلم...!!
#باران_قیصری
برای لبانت
گفتوگویی
عاشقانه دارم؛
یک بوسه
و هزار بار
دوستت دارم..
#ثریا_شجاعی_اصل
▷ ◉──🎼──♪
@maadootaa
مرا ببخش
نمی توانم تا آخر کنارت بمانم
حتی ...
تا پایان این شعر
احتمال دارد
روی یکی از سطرها
ناگهان فدایت شوم
#منوچهر_بلیده
فال لبهایت
بر فنجان خالیام را
در سینهام کاشتم
یک گیاه قهوه
ریشه داد!
شاخههایش
در اندوهم قد کشیدند!
ساقهاش
از استخوانم گذشت!
و اگر روزی جهان
تورا از من بگیرد
هیچ پاییزی
به گرد پای من نخواهد رسید
که تو در من نمرده باشی!
#من_و_تو
فال لبهایت
بر فنجان خالیام را
در سینهام کاشتم
یک گیاه قهوه
ریشه داد!
شاخههایش
در اندوهم قد کشیدند!
ساقهاش
از استخوانم گذشت!
و اگر روزی جهان
تورا از من بگیرد
هیچ پاییزی
به گرد پای من نخواهد رسید
که تو در من نمرده باشی!
#من_و_تو
پنجشنبه است
با نگاه دلتنگی
در خاطرهی چشمانت
قدم میزنم؛
مست شرابی که نیست،
و جویای تو
در ثانیههایی که
بیتو متولد میشوند..
#ثریا_شجاعی_اصل
تو را
چه ڪـسی
اسرافت میڪـند
در حالی ڪـه من
به ذره ذره تو محتاجم....!!
#جان_یوجل
.
یڪ آغوش دِبش میخواهم
با بوسههای لب سوزِ لب دوز
ڪمی هم باران
تو را هم میخواهم
و موسیقی ملایم چشمهای تو را
ڪه در هوای دوستت دارم
خیسِ خیس است ....!!
#سوسن_درفش
در این هوا
فقط یڪ وعده "آغوش تو" میچسبد
لب سوز و لب دوز...
چای را بعدا هم میشود خورد
#شیرین_رازدشت
بهانه اے باش براے عاشقے ڪردنم
دوست داشتن با تو
معنے پیدا میڪند
و آغوشت آرامش لحظه های
تنهایے ام...
#سعید_وصــال
