uz
Feedback
کانال فلسفه و منطق. تبریز

کانال فلسفه و منطق. تبریز

Kanalga Telegram’da o‘tish

ارشد عباسی( اشراق) مدرس فلسفه و منطق جهت ارتباط📚 @A_Abbasi17

Ko'proq ko'rsatish
739
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
نام کامل ابن میمون به عبری موشِه بِن مَیْمون (عبریמשה בן מימון) و نام عربی او ابوعمران موسی بن میمون بن عبدالله القرطبی الإسرائیلی است. در مغرب‌زمین، او معمولاً با نام یونانی موسی میمونیدِس (Μωυσής Μαϊμονίδης) شناخته می‌شود. البته تمام این نام‌ها به معنی موسی پسر میمون است. بسیاری از آثار یهودی، نام او را میمونی (מימוני) ضبط کرده‌اند. در بعضی کتاب‌های یهودی، ابن میمون رمبام(רמב"ם) خوانده می‌شود که مخفف ربی موشه بن میمون است. زندگی ابن میمون در سال: 513 هجری قمری در کوردوبا در اسپانیا زاده شد. سال تولد او مورد اختلاف است. شلومو پاینس، تاریخ تولد او را در سال 516 هجری قمری دانسته‌است. ابن میمون در زمانی زاده شد که بسیاری آن را پایان عصر طلایی فرهنگ یهودی در اسپانیا پس از چندین سال سلطه مسلمانان دانسته‌اند. در کودکی، ابن میمون به مطالعه علوم و فلسفه پرداخت. مطالعات وی منحصر به آثار یهودی نبود، بلکه بسیاری از آثار فیلسوفان یونانی و نیز آثار فیلسوفان مسلمان را مطالعه نمود. ابن میمون پشتیبان عرفان دانسته نمی‌شود؛ او با شعر مخالفت کرد. پدرش میمون، به وی تورات و تنخ یهودی را آموزش داد که خود او را ربی یوسف بن میگاش آموزش داده بود. پس از فتح کوردوبا در سال ۱۱۴۸ به دست مسلمانان از آفریقا، یهودیان اسپانیا سه گزینه در اختیار داشتند؛ روی آوردن به اسلام، مرگ و تبعید. خانواده ابن میمون به همراه اکثریت یهودیان دیگر، تبعید را اختیار کردند. در ده سال آینده، آن‌ها در جنوب اسپانیا، از شهری به شهر دیگر آواره شدند؛ اما سرانجام در شهر فاس واقع در مراکش شمال آفریقا سکنی گزیدند. در طی سال‌های 554 تا 556 هجری قمری، ابن میمون شروع به نوشتن تفسیری بر میشنا کرد، رساله‌های کوتاهی در منطق و نیز در باب گاه‌شماری یهودی، و یادداشت‌های چندجانبه‌ای بر چند مبحث تلمود و هاگادا و نیز یک مجموعه احکام شرعی تالیف کرد. https://t.me/Arshad_Abbasi

ملاصدرای شیرازی هم ، در باره آکل و ماکول بحث کرده و به آن پاسخ داده و مدعی شده که مثل او هیچکسی از عهده ی اثبات معاد جسمانی، به شیوه استدلال و برهان نیامده است. ملاصدرا میگوید: آنچه در قیامت محشور میشود عین نفس و عین بدن انسان است. به گونه ای که این فرد، در جهان دیگر برای انسانها دیگر به روشنی قابل شناسای است. و هر کسی اورا ببیند به آسانی میگوید : این همان شخص است که در دنیا او را می شناخته است. دلیل این مدعا، آن است که ملاک حقیقت و تشخص انسان، نفس ناطقه ی اوست. بدن انسان از آن جهت بدن است که بواسطه ی نفس تشخص می یابد. به بیان دیگر، بدن صرف نظر از نفس، چیزی نیست و تعین خاص هم ندارد.

ملاصدرا با توجه به حرکت جوهری اثبات میکند که عالم از سر تا پا حدوث تدریجی دائم است، یعنی عالم دائما در حال حدوث و تجدد از یک طرف و فنا و زوال از طرف دیگر است. این جریان همیشگی است. ولی هرچه قدر به عقب برگردیم، به نقطه ی شروعی نمی رسیم و نباید برسیم. زیرا با علت تامه، و فیاضیت علی الاطلاق و قدیم الاحسان بودن ذات باری تعالی منافات دارد. https://t.me/Arshad_Abbasi

‌ سعادت و لذت سرابی است که فقط از راهِ دور قابلِ رؤیت است و هنگامی که به آن نزدیک می‌شویم، ناپدید می‌گردد. در عوض، رنج و درد واقعیت دارد و خود مستقیماً نمایندهٔ خویش است و نه به وهم نیازی دارد، نه به انتظار. حال اگر این آموزه ثمر دهد، دیگر در پیِ سعادت و لذت نمی‌رویم و بیشتر قصدمان این است که در حدِ امکان راه را بر درد و رنج ببندیم. آنگاه درمی‌یابیم که بهترین متاعی که جهان در اختیار دارد و میتواند به ما عرضه کند : زندگیِ بی رنج، آرام و تحمل‌پذیر است و توقعاتِ خود را محدود می‌کنیم تا با اطمینانِ بیشتر به اینها واقعیت ببخشیم، زیرا «مطمئن‌ترین راه برای اینکه شوربخت نشویم این است که نخواهیم بسیار خوشبخت باشیم.» آرتور شوپنهاور https://t.me/Arshad_Abbasi

منطق دهم درس۷ تداخل تعریف تداخل: در تداخل، رابطه بین قضیه کلی و قضیه جزئی هم‌جهت است، یعنی: اگر قضیه کلی صادق باشد، قضیه جزئی حتماً صادق است. اما اگر قضیه کلی کاذب باشد، دربارهٔ جزئی نمی‌توان حکم قطعی داد. 1. کلی صادق → جزئی صادق قضیه کلی (صادق): "همه فلزات رسانای برق هستند." قضیه جزئی (صادق): "برخی فلزات رسانای برق هستند." چون کلی صادق است، جزئی آن حتماً صادق است. 2. کلی کاذب → جزئی نامشخص (ممکن است صادق یا کاذب باشد) قضیه کلی (کاذب): "همه حیوانات پرواز می‌کنند." قضیه جزئی (؟): "برخی حیوانات پرواز می‌کنند." چون کلی کاذب است (همه حیوانات پرواز نمی‌کنند)، دربارهٔ جزئی نمی‌توان قضاوت قطعی کرد. شاید برخی حیوانات واقعاً پرواز کنند (مثلاً پرندگان)، پس جزئی ممکن است صادق یا کاذب باشد. 3. کلی کاذب → جزئی کاذب قضیه کلی (کاذب): "همه پرندگان نمی‌توانند پرواز کنند." قضیه جزئی (کاذب): "برخی پرندگان نمی‌توانند پرواز کنند." چون کلی کاذب است (همه پرندگان نمی‌توانند پرواز کنند نادرست است، زیرا بیشترشان پرواز می‌کنند)، ممکن است جزئی هم کاذب باشد، مثلاً اگر هیچ پرنده‌ای نتواند پرواز نکند. نتیجه‌گیری از تداخل: اگر کلی صادق باشد → جزئی آن همیشه صادق است. اگر کلی کاذب باشد → جزئی ممکن است صادق یا کاذب باشد.

منطق دهم درس۷ تضاد مثالهایی برای تضاد: 1. اصل صادق است، تضادش کاذب است اصل: همه انسان‌ها فانی هستند. (صادق) تضاد: هیچ انسانی فانی نیست. (کاذب) اصل: همه ماهی‌ها در آب زندگی می‌کنند. (صادق) تضاد: هیچ ماهی‌ای در آب زندگی نمی‌کند. (کاذب) اصل: همه درختان سبز هستند. (صادق) تضاد: هیچ درختی سبز نیست. (کاذب) اصل: همه دانش‌آموزان به مدرسه می‌روند. (صادق) تضاد: هیچ دانش‌آموزی به مدرسه نمی‌رود. (کاذب) اصل: همه گربه‌ها گوشتخوار هستند. (صادق) تضاد: هیچ گربه‌ای گوشتخوار نیست. (کاذب) 2. اصل کاذب است، تضادش صادق است اصل: هیچ اسبی حیوان نیست. (کاذب) تضاد: همه اسب‌ها حیوان هستند. (صادق) اصل: هیچ پرنده‌ای پرواز نمی‌کند. (کاذب) تضاد: همه پرندگان پرواز می‌کنند. (صادق) اصل: هیچ درختی سبز نیست. (کاذب) تضاد: همه درختان سبز هستند. (صادق) اصل: هیچ کوهی بلند نیست. (کاذب) تضاد: همه کوه‌ها بلند هستند. (صادق) اصل: هیچ انسان عاقلی اشتباه نمی‌کند. (کاذب) تضاد: همه انسان‌های عاقل اشتباه می‌کنند. (صادق) 3. اصل کاذب است، تضادش هم کاذب است اصل: همه اسب‌ها پرواز می‌کنند. (کاذب) تضاد: هیچ اسبی پرواز نمی‌کند. (کاذب) اصل: همه انسان‌ها دانشمند هستند. (کاذب) تضاد: هیچ انسانی دانشمند نیست. (کاذب) اصل: همه درختان آبی هستند. (کاذب) تضاد: هیچ درختی آبی نیست. (کاذب) اصل: همه پرندگان در آب زندگی می‌کنند. (کاذب) تضاد: هیچ پرنده‌ای در آب زندگی نمی‌کند. (کاذب) اصل: همه گل‌ها سیاه هستند. (کاذب) تضاد: هیچ گلی سیاه نیست. (کاذب)

منطق دهم درس۷ تضاد در تضاد   اگر یکی صادق باشد، دیگری حتماً کاذب است. اما اگر یکی کاذب باشد، نمی‌توان با قطعیت دربارهٔ دیگری اظهارنظر کرد. دیگری ممکن است صادق باشد ، ممکن است کاذب باشد . مهم : یعنی اگر قضیه اول کاذب بود ،  در قضیه دوم ( تضادش ) باید بنویسید :          👈میتواند صادق باشد          👈میتواند کاذب باشد

منطق دهم درس۷ تناقض مثالهایی برای تناقض 1. اصل صادق است، تناقضش کاذب است 1. اصل: هر گربه‌ای پستاندار است. (صادق)     تناقض: برخی گربه‌ها پستاندار نیستند. (کاذب)  2. اصل: هر پرنده‌ای بال دارد. (صادق)     تناقض: برخی پرنده‌ها بال ندارند. (کاذب)  3. اصل: هر مثلثی شکل سه‌ضلعی است. (صادق)     تناقض: برخی مثلث‌ها شکل سه‌ضلعی نیستند. (کاذب)  4. اصل: هر انسان عاقلی توانایی تفکر دارد. (صادق)     تناقض: برخی انسان‌های عاقل توانایی تفکر ندارند. (کاذب)  5. اصل: هر درختی ریشه دارد. (صادق)     تناقض: برخی درخت‌ها ریشه ندارند. (کاذب)  2. اصل کاذب است، تناقضش صادق است 1. اصل: هر پرنده‌ای پرواز می‌کند. (کاذب)     تناقض: برخی پرنده‌ها پرواز نمی‌کنند. (صادق)  2. اصل: هر انسان دانشمند است. (کاذب)     تناقض: برخی انسان‌ها دانشمند نیستند. (صادق)  3. اصل: هر درختی میوه می‌دهد. (کاذب)     تناقض: برخی درخت‌ها میوه نمی‌دهند. (صادق)  4. اصل: هر حیوانی گوشتخوار است. (کاذب)     تناقض: برخی حیوان‌ها گوشتخوار نیستند. (صادق)  5. اصل: هر ستاره‌ای سیاه است. (کاذب)     تناقض: برخی ستاره‌ها سیاه نیستند. صادق

منطق دهم درس هفتم تناقض: دو قضیه که هم در سور و هم در نسبت متفاوتند. در تناقض: اگر قضیه ای صادق باشد، نقیض آن کاذب است و برعکس(از صدق یکی، کذب دیگری لازم می آید و از کذب یکی صدق دیگری) بدین ترتیب در تناقض«اجتماع و ارتفاع نقیضین محال است» نقیض محصورات: الف-هر نمکی در آب حل می شود.   بعضی نمکها در آب حل نمی شوند. ب-بعضی کلاغها سفید هستند.  هیچ کلاغی سفید نیست. ج-هیچ دانشجویی کوشا نیست.   بعضی دانشجوها کوشا هستند. د-بعضی مثلثها شکل نیستند.  هر مثلثی شکل است.   https://t.me/Arshad_Abbasi                                  

بعد از رنسانس، فلاسفه اروپا به سوی تجربه‌گرایی رفتند. آگوست کنت و فلسفه پوزیتیویسم. جریان فکری، نسبی گرایی، و اشکالات این روش. پراگماتیسم یا اصالت عمل یا عمل گرایی. ارشد عباسی کانال تلگرامی فلسفه و منطق #آگوست #کنت #پوزیتیویسم #نسبیگرایی #پراگماتیسم https://t.me/Arshad_Abbasi

دوره جدید اروپا یا دوره رنسانس. در قرون وسطی عقل حاکمیت نداشت، و دین حاکم بلامنازع بود‌، اما در دوره رنسانس عقل حاکمیت یافت و دین به حاشیه رفت. فرانسيس بيكن فیلسوف تجربه‌گرا و دکارت فیلسوف عقل‌گرا بود. کانت تلاش کرد هم اعتبار عقل و هم اعتبار حسّ را اثبات کند. ارشد عباسی کانال تلگرامی فلسفه و منطق #رنسانس #بیکن #دکارت #کانت https://t.me/Arshad_Abbasi

ادراک حسی و ادراک عقلی از نظر ارسطو. فارابی و ابن‌سینا هم به ادراک حسی و هم به ادراک عقلی معتقدند. شیخ شهاب‌الدین سهروردی هم به عقل و هم به سیر و سلوک نفس معتقد است. ملاصدرا شیرازی به ادراک عقلی و سیروسلوک نفس و وحی قرآنی اعتقاد دارد. ارشد عباسی کانال تلگرامی فلسفه و منطق #ادراک #حسی #عقلی #فارابی #ابن‌سینا #سهروردی #سیر # https://t.me/Arshad_Abbasi

افلاطون به شناخت عقلی ارزش زیادی قائل بود، و بنا به دلایلی، به شناخت حسی چندان ارزشی قائل نبود عالم مُثّل چگونه عالمی است و چه تفاوتی با عالم طبیعت دارد؟ تنها مسافر عالم مثال، عقل است. ارشد عباسی کانال تلگرامی فلسفه و منطق #شناخت #عقلی #عالم #مثل #عالم #طبیعت https://t.me/Arshad_Abbasi

نگاهی به تاریخچه معرفت: فیلسوفان یا عقل‌گرا هستد یا تجربه‌گرا. هراکلیتوس هم به شناخت حسی بهاء میداد و هم به شناخت عقلی. اما پارمیندس به ادراک حسی ارزشی قائل نبود. سوفسطائیان نه به حس معتقد بودند و نه به عقل ارشد عباسی کانال تلگرامی فلسفه و منطق #معرفت #عقل #گرا # تجربه گرا #ادراک #حسی https://t.me/Arshad_Abbasi

فارابی مهمترین اندیشمند سیاسی در جهان اسلام است، ولی کارگذار سیاسی نشده است. فارابی؛ مثل ارسطو انسان را موجود اجتماعی می‌دانست. مدینه فاضله، و مدینه جاهله از نظر فارابی. ارشد عباسی کانال تلگرامی فلسفه و منطق #فارابی #مدینه #فاضله https://t.me/Arshad_Abbasi

فلسفه مشاء، مبتنی بر آرا ارسطو است، و این مکتب سرشتی استدلالی دارد. فارابی، معروف به معلم ثانی، اولین بنیانگذار فلسفه مشایی در جهان اسلام است. فارابی، هم به نظریات افلاطون بهاء داده است و هم به نظریات ارسطو. ارشد عباسی کانال تلگرامی فلسفه و منطق #فلسفه #مشاء #ارسطو #معلم #ثانی #افلاطون https://t.me/Arshad_Abbasi

آغاز فلسفه در جهان اسلام. حیات علمی و فلسفی هر جامعه‌ای مدیون حیات عقلی آن جامعه است. حیات عقلی مسلمانان، مدیون رهنمودهای قرآن و پیامبر ص است. نهضت ترجمه در جهان اسلام، یکی دیگر از عواملی است که باعث گستزش حیات عقلی مسلمانان شده است است. ارشد عباسی کانال تلگرامی فلسفه و منطق #حیات #عقلی https://t.me/Arshad_Abbasi

📙 #تهوع (به فرانسوی: La Nausée) یکی از معروف‌ترین کتابهای ژان پل سارتر،(این اثر برنده نوبل ادبیات شده است) فیلسوف و نویسنده اگزیستانسیالیست فرانسوی است که در سال ۱۹۳۸، زمانی که سارتر استاد دانشگاه بود، منتشر شد.این اولین رمان سارتر می‌باشد و از نظر خودش یکی از بهترین نوشته‌هایش نیز هست. تهوع راجع به مردی سی و پنج ساله به نام «آنتوان روکانتن»، مورخ افسرده و گوشه‌گیری است که به این باور می‌رسد که اشیاء بی‌جان و موقعیت‌های مختلف، بر تعریف او از خود و آزادی عقلانی و روحی‌اش لطمه می‌زنند و این ناتوانی، او را دچار تهوع می‌کند. آنتوان روکانتن شخصیت اصلی رمان او یک ماجراجوی قدیمی است که به مدت سه سال در بویل زندگی کرده.آنتوان رابطه‌ای با خانواده اش برقرار نمی‌کند و هیچ دوستی نیز ندارد. او یک انزواطلب است و اغلب دوست دارد به مکالمات دیگر افراد گوش بدهد واقدامات آنها را بررسی کند.آنتوان همچنین نشانه‌هایی از خستگی و فرسودگی را به نمایش می‌گذارد و با عدم علاقه به تعامل با مردم مواجه است.رابطهٔ او با فرانسوا عمدتاً طبیعی می‌باشد. برای او تبادل کلمات دشوار است.

سلام برگزاری دومین کارگاه آموزشی فلسفه و منطق: بنابه درخواست همکاران، انجمن فلسفه استان آذربایجانشرقی، قصد دارد، کلاسهای مبنی بر تحلیل و بررسی کتب درسی منطق دهم و فلسفه یازدهم و فلسفه دوازدهم برگزار کند. بدین منظور، دومین جلسه، روز پنجشنبه ۱۴۰۴.۱۲.۷ از ساعت ۱۳ الی ۱۵ با بررسی درس ۸ فلسفه یازدهم برگزار خواهد شد. شرکت در این دوره‌ها اختصاص به دبیران فلسفه و منطق دارد، و برای کسانیکه در در کارگاه آموزشی شرکت کنند، گواهی حضور در دوره صادر خواهد شد محل برگزاری: تبریز، اول زعفرانیه جنب بیمارستان بین‌المللی دبیرستان تیزهوشان شهید مدنی. عباسی دبیر انجمن فلسفه

ادراک حسی و ادراک عقلی از نظر ارسطو. فارابی و ابن‌سینا هم به ادراک حسی و هم به ادراک عقلی معتقدند. شیخ شهاب‌الدین سهروردی هم به عقل و هم به سیر و سلوک نفس معتقد است. ملاصدرا شیرازی به ادراک عقلی و سیروسلوک نفس و وحی قرآنی اعتقاد دارد. ارشد عباسی کانال تلگرامی فلسفه و منطق #ادراک #حسی #عقلی #فارابی #ابن‌سینا #سهروردی #سیر # https://t.me/Arshad_Abbasi