649
Obunachilar
+124 soatlar
-77 kun
-1830 kun
Postlar arxiv
649
گفتم “باید عادت کنم به وجود این شکاف های حاصل از شکستنهای پیاپی.” گفت “تو بنده عادتی. به غمت بدعادت نشو.” دست بردم بین موهایم و یک نفس عمیق کشیدم. به صندلی تکیه دادم و آرام گفتم “باید سعی کنم با آن ها مشکلی نداشته باشم چون دیگر بخشی از وجود من شده اند. و خب حالا هم باید به خودِ جدیدم با همهی ترکها و شکافهایش، عادت کنم..”
649
هیچ تپش قلبی در اول رابطه تضمین کننده ی بقای رابطه نیست! تپش های قلب و هیجانهای عمیق در ابتدای رابطه زیباست اما برای ادامه ی رابطه کافی نیست.
این ابتدای اتفاق است. اتفاقی به اسم "رابطه"!
رابطه ها ممکن است با کششی زیبا و هیجان انگیز شروع شوند اما اگر فقط معیارِ شروع رابطه، سنجشِ تپش قلبمان باشد بسیاری از فرصت های دیگر را از دست میدهیم.
گاهی ادمهایی هستند که در ابتدا نمیتوانند قلب شما را تسخیر کنند اما کافی ست کمی با ذهن و نگاهشان اشنا شوید! انگاه نمیتوانید امنیت و سادگی درونشان را انکار کنید.
ادمهایی هستند که نمیتوانند در همان لحظه ی اول برانگیختگی جنسی در شما ایجاد کنند اما کافی ست به خودتان و انها فرصت دهید، انگاه ممکن است شگفت زده شوید! گاهی ادمهایی که اصلا فکرش را هم نمیکردید جذابیت هایی را به شما نشان میدهند که نه به بدن و ظاهرشان ربط دارد و نه به موقعیت اجتماعی شان. جذاب میشوند چون نگرششان شما را زیر و رو میکند! چون تفکر و عقایدشان مربوط به خودشان است. جذابیتی که مربوط به درس هایی ست که از دردها و رنج های زندگی شان گرفته اند. جذابند چون راحتند! راحت با خودشان! با معمولی بودنشان! با جذاب نبودنشان! با تلاش نکردنشان برای تحت تاثیر قرار دادن ادمها!
این ادمها بسیار ادمهای امنی هستند برای رابطه! امن و حمایت گر! اما ذهن ما به بسیاری از ادمها اجازه ی نزدیک شدن به خودمان را نمیدهد. چون منتظر اتفاقِ عشق در نگاه اول است.
اتفاقی که تضمین کننده ی ماندگاری هیچ رابطه ای نیست اما قطعا شروع کننده ی رابطه است.
اگر همیشه منتظر عشق در نگاه اول هستید، اگر بسیار ادمها را مورد سنجش و ارزیابی قرار میدهید و بیشتر ادمها را در حد خودتان نمیدانید کمی دیدگاهتان را نسبت به رابطه عوض کنید.
ادمهای بسیاری وجود دارند که در نظر ما معمولی و غیر جذابند اما کافی ست فرصت بدهیم به خودمان و منِ مغرور درونمان! انگاه با دنیاهای عجیبی اشنا خواهیم شد.
دنیاهایی جذاب و امن که چشم های قضاوت گر ما نمیتوانسته انها را ببیند!
