uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

「 Fanfic Source 」| معرفی فیکشن

「 Fanfic Source 」| معرفی فیکشن

Kanalga Telegram’da o‘tish

◞فیک هاتون رو میتونید از طریقِ آیدیِ زیر با ما به اشتراک بذارید: ܸ @FanficTweetBot ܸ برای پیدا کردن هر فیک کافیه اسم کاپل یا فیک رو سرچ بزنید. چنل اصلی: @Fanfictweet

Ko'proq ko'rsatish
2 865
Obunachilar
-124 soatlar
-17 kun
-130 kun
Postlar arxiv
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خلاصه فیکشن: هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگ‌کوک می‌گذره. شب تولد 29 سالگی، تهیونگ تصمیم می‌
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خلاصه فیکشن: هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگ‌کوک می‌گذره. شب تولد 29 سالگی، تهیونگ تصمیم می‌گیره به زندگیش پایان بده و برای همیشه جونگ‌کوک رو تنها بذاره. ( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 ✅ ) 𝐍a‌m‌e‌: #BackToBlueSide 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Kookv 𝐆e‌n‌r‌e‌: Romance, Angst, Mysterious, Psychological, Smut ───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: بکهیون... محض رضای خدا! من می‌دونم که از زندگی چه چیزی می‌خوام؛ اینکه تو ر
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: بکهیون... محض رضای خدا! من می‌دونم که از زندگی چه چیزی می‌خوام؛ اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمی‌دونی. نمی‌دونی چه چیزی می‌خوای. از زندگی، من و یا حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم می‌کنی. من رو می‌بوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانه‌است. ازم می‌خوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون می‌رسونی. داری کاری می‌کنی که از دستت خودم رو خلاص کنم بکهیون! ( وضعیت Full ✅ ) 𝐍a‌m‌e‌: #Cancer 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #ChanBaek, KaiHun 𝐆e‌n‌r‌e‌: Angst, Slice of life ───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: هوانگ هیونجین، منشی کاربلدی که رزومه و سابقه‌ی کاری خوبی داره موفقیت شغلی
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: هوانگ هیونجین، منشی کاربلدی که رزومه و سابقه‌ی کاری خوبی داره موفقیت شغلی به دست میاره و به عنوان منشی یک کمپانی بزرگ و موفق شروع به کار می‌کنه، اما چیزهای زیادی رو راجع به اون‌جا نمی‌دونه. "هیچ چیز طوری نیست که به نظر می‌رسه" از سمت دیگه، کریستوفر بنگ چان، رییس کمپانی، داره درگیر مسائلی می‌شه که دارن تجارتش رو تحت تاثیر قرار می‌دن. "هیچ چیز طوری نیست که به نظر می‌رسه" ✦منم می‌تونم به هرزه‌ی خوشگلت بگم چه غلطایی پشت این کمپانی می‌کنی؛ چرا هیچ کاری به عنوان یه منشی انجام نمی‌ده و فقط دکور اتاق توعه. ✦تو رو در هر صورت مال خودم می‌کنم. برای من همین‌قدر ساده‌س، تو خوشگلی، من ازت خوشم میاد، و تو مال منی. ✦می‌دونی چیه؟ یه جوراییم تقصیر تو بود. باید بهتر سرگرم نگهم می‌داشتی؛ اینکه اون برام سرگرم کننده‌تر بود نشون دهنده‌ی کاستی‌های توعه. ( وضعیت  𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ) 𝐍a‌m‌e‌: #Camellia 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Chanjin #Yeonbin 𝐆e‌n‌r‌e‌: Mystery, Crime, Dark Comedy, Thriller, Mafia, Love Triangle, Romance ───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: داستان از جایی شروع می‌شه که غریبه‌ای توی شهر پرسه می‌زنه و آدم‌ها رو به س
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: داستان از جایی شروع می‌شه که غریبه‌ای توی شهر پرسه می‌زنه و آدم‌ها رو به سفری بی‌بازگشت دعوت می‌کنه. هیچ‌کس حاضر نمی‌شه باهاش همراه بشه، جز اون شش تا احمق. ( وضعیت  𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ) 𝐍a‌m‌e‌: #SwimLucida 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Sope, #Taejin, #Kookmin 𝐆e‌n‌r‌e‌: Romance, Angst, Smut ───────𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞‌────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: جونگ‌کوک از زندگی بی دردسرش کاملا راضی بود ولی نمی‌فهمید کجای راهو اشتباه
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: جونگ‌کوک از زندگی بی دردسرش کاملا راضی بود ولی نمی‌فهمید کجای راهو اشتباه رفته که گیر کیم تهیونگ افتاده، یه دیلف عوضی استاکر، که افتاده دنبالش و هیچ جوره هم ولش نمیکنه. تهیونگ تا حلقه مورد نظرش رو توی انگشت جونگ‌کوک نندازه بی خیالش نمیشه و جونگ‌کوک هم کاملا معتقده که تهیونگ میتونه بیاد بشینه سرش. ( وضعیت  𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ) 𝐍a‌m‌e‌: #fuckingkim 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #vkook #yoonmin 𝐆e‌n‌r‌e‌: Dark Romance, Obsession, Stalker, Age Gap, Smut ──────  CHANNEL 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌──────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: بعضی حضورها، شبیه زمزمه‌اند... نمی‌فهمی از کِی بودند، فقط ناگهان می‌فهمی ک
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: بعضی حضورها، شبیه زمزمه‌اند... نمی‌فهمی از کِی بودند، فقط ناگهان می‌فهمی که دیگر نیستی، اگر نباشند. در شوروی یخ‌زده، جایی که حتی دیوارها حافظه دارند و آینه‌ها دروغ می‌گویند، صدایی آرام در شب طنین می‌اندازد. چیزی، یا کسی، آمده‌ است. نه با صدا، نه با قدم. با نگاهی که پرده از رازها می‌کشد. او ساکت است. مرموز. مثل نقاشی نیمه‌کاره‌ای که هنوز نمی‌داند پایانش چه رنگی‌ست. و من؟ در میان تمام دروغ‌ها، فقط کنار او بود که احساس کردم دارم زندگی می‌کنم. نه نفس کشیدن، نه گذشتن. زندگی‌کردن. اما در جهانی که با جنگ دست‌به‌گریبان است، جایی برای نجات دل‌ها نمانده. و عشق... عشق ما، میان شعله و سایه، نفس می‌کشد. ( وضعیت: 𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ) 𝐍a‌m‌e‌: #Whisperinthedark 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Hyunlix ,secret 𝐆e‌n‌r‌e‌: Romance, Political Thriller, historical, Smut ────────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞‌ ────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: رد زخم‌ها و کبودی‌های ادغام شده با تن رنج کشیده‌اش، توسط بوسه‌های دل‌گرم‌ک
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: رد زخم‌ها و کبودی‌های ادغام شده با تن رنج کشیده‌اش، توسط بوسه‌های دل‌گرم‌کننده و محتاطانه‌ی مرد به محو شدن تمایل یافتن و رشته‌ی نازکی که قلب‌هاشون رو به هم وصل نگه داشته بود، به مرز استحکام رسید؛ تا این‌که نور سوزاننده‌ای از دریچه‌ی جدیدِ بازی سرنوشت به چهره‌اشون تابیده شد و اون‌ها رو به درون تاریکی و سایه‌های درهم تنیده هدایت کرد. (وضعیت 𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ) 𝐍a‌m‌e‌: #MidnightRed (SE2) 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Chanho 𝐆e‌n‌r‌e‌: Romance, Drama, Smut, Angst, Crime ───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞───────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: در دنیایی که بین خواب و واقعیت مرز باریکی وجود داره دو نفر در دنیای کاملا
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: در دنیایی که بین خواب و واقعیت مرز باریکی وجود داره دو نفر در دنیای کاملا متفاوت خواب هایی میبینن که زندگی هردو رو مختل کرده! چهره ی قاتلی که در آینده کاملا به نظر هردو آشنا میاد! اون دو فقط میخواستن کابوس ها تموم‌شن اما درد واقعی تازه شروع میشه...شاید اونچه ازش فرار می‌کردن، همون عشقی بود که نجاتشون می‌داد (وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 ✅ ) 𝐍a‌m‌e‌: #Thespeelof25 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #ChanBaek 𝐆e‌n‌r‌e‌: Romance,Drama,Fantasy,Smut ──────────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞───────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: خودنویسی رو از روی میز کارش برداشت. به سمت اتاق خواب رفت و بعد از خاموش کر
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: خودنویسی رو از روی میز کارش برداشت. به سمت اتاق خواب رفت و بعد از خاموش کردن چراغ ها لبه تخت نشست. قبل از دراز کشیدن و خاموش کردن آباژور کوچکِ کنار تخت ،چیزی رو با خط خوانا و پررنگ کف دستش نوشت: "از پله ها بالا نرو" و بعد دراز کشید و پتو رو روی شونه هاش بالا کشید. (وضعیت 𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠) 𝐍a‌m‌e‌: #ThoseStairs 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #sope 𝐆e‌n‌r‌e‌: Mystery , Adventure , Romance , Angst , Smut ──────────𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ─────────

│ #TellMeAboutTheDanceOfDemons │ Chapter 4 ╰─➤ 「 @FanficSource 」

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: از بچگی فکر میکرد پرنسس ها باید توی قصر مرمرینشون منتظر شاهزاده ی‌ سوار بر
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: از بچگی فکر میکرد پرنسس ها باید توی قصر مرمرینشون منتظر شاهزاده ی‌ سوار بر اسب سفید بمونن اما بزرگ تر که شد فهمید نه اون قراره پرنسس باشه و نه اینجا دنیای دیزنی در واقع پرنسس ها گاهی باید برای شوالیه ای که با اسب سیاهش از دروازه رد میشه مبارزه کنن. "بهم گفت تو مال کسی که قشنگ تر نگاهت کنه نمیشی تو مال کسی میشی که بیشتر اهمیت میده، کسی که برای داشتنت میجنگه. گفتم؛ من شکست خوردم با اینکه هر دوی اون ها بودم." (وضعیت Ongoing ) 𝐍a‌m‌e‌: #AsPerfectAsSwan 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Taebin #Taeuning 𝐆e‌n‌r‌e‌: Slice of Life, Romance, Angst ─────────── 𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ───────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن:"خاطراتی که نمی‌میرند" وقتی گذشته مثل سایه پشت سرت راه می‌ره و هر خاطره‌ای
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن:"خاطراتی که نمی‌میرند" وقتی گذشته مثل سایه پشت سرت راه می‌ره و هر خاطره‌ای بیشتر از زخم، درد می‌داره، تنها راه زنده‌موندن اینه که وانمود کنی چیزی حس نمی‌کنی. جونگوک، پسری با قلبی ضعیف و دلی پُر از حرف‌های نگفته، توی تاریکی خودش دست و پا می‌زنه اما باید قلب خودش رو کنار بذاره. باید جنجره دردناکش رو از گفتن کلماتی که مربوط به گذشتن منع کنه، چون اجبار شده به زنده موندن! و این سنگین‌ترین تاوانی بود که می‌پرداخت... تهیونگ اما پسری که کم شد، بی‌صدا... میلیون نوت‌های تلخ و شکنجه‌آور موسیقی، خاطراتش... میان عذاب سخت پشیمانی اشتباهش... هرکسی یه روز می‌شکنه. یه بیمارستان، یه شب، یه تماس ساده... کافی بود تا دیواری که بینشون کشیده شده ترک بخوره. اما گذشته راحت کوتاه نمیاد. آیا می‌تونن با هم از خاطراتی که نمی‌میرند، عبور کنند؟ ( وضعیت 𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ) 𝐍a‌m‌e‌: #WhenYouAreHere 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #vkook 𝐆e‌n‌r‌e‌: Angst, Romance, Drama, Smut, Fantasy ───────𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: تبدیل شدن گربه زخمی ای که به خونه‌ش آورده بود، میتونست آخرین چیزی باشه که
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: تبدیل شدن گربه زخمی ای که به خونه‌ش آورده بود، میتونست آخرین چیزی باشه که جونگ‌کوک انتظارش رو داشت! حالا جونگ‌کوک مجبور بود خونه‌ش رو با یه موجود عجیب با دوتا گوش روی سرش و یه دم پشمالو پشت سرش، شریک بشه. ( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 ✅ ) 𝐍a‌m‌e‌: #kokoandmeow 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #kookv 𝐆e‌n‌r‌e‌: Romance, Fantasy, Fluff, Smut ──────  CHANNEL 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌──────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: تهیونگ، امگایی که می‌خواست همه‌چیز رو عوض کنه؛ دنیا رو، قوانین رو و آلفاها
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: تهیونگ، امگایی که می‌خواست همه‌چیز رو عوض کنه؛ دنیا رو، قوانین رو و آلفاهایی که فقط به خودشون و منافع شخصیشون فکر می‌کردن. جفتش، جئون جونگکوک همون آلفایی که براش جنگید، اما هیچ‌وقت نتونسته بود توجه‌ش رو جلب کنه. و شاید واقعیت همینه، گاهی جفت بودن، برای دوست‌داشته‌شدن کافی نیست. + بسه، نگه دار. جونگکوک بهش توجهی نکرد. شاید دلش می‌خواست یه انتقام کوچیک ازش بگیره. تهیونگ سدش رو کنار زد و کمر باریک مرد رو بغل کرد. + بسه، خواهش می‌کنم. از سرعت متنفرم. خون خالص سرش رو به سمت راستش چرخوند و با صدای بلندی که به گوش امگا برسه، گفت: - اما من یادمه خیلی خوب می‌تونستی بگی "سریع‌تر، جونگکوک. سریع‌تر." ( وضعیت  𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ) 𝐍a‌m‌e‌: #burnthecrown 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #kookv 𝐆e‌n‌r‌e‌: Omegaverse, Political, Social, Romance, Smut. ────────── 𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ──────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: همه چیز درمورد اون امگا اغراق‌آمیز و پر زرق و برق بود. از ‌عطرهای تند و شی
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: همه چیز درمورد اون امگا اغراق‌آمیز و پر زرق و برق بود. از ‌عطرهای تند و شیرینش گرفته تا سبک عجیب لباس پوشیدنش. برای بکهیون اهمیتی نداشت اگه موجب انزجار و قضاوت دیگران بشه اون فقط می‌خواست دیده بشه. اما چانیول، اون ‌آلفای آدم‌ربای روانی که هیچ ایده‌ای از مد و فشن نداشت... بکهیون رو جایی برده بود که بیشتر شبیه یه فلامینگوی صورتی وسط یه مرداب کثیف بنظر می‌رسید تا یه سوپرمدل در مجله های هفتگی ووگ! ( وضعیت  𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ) 𝐍a‌m‌e‌: #pinkflamingo 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Chanbaek 𝐆e‌n‌r‌e‌: Omegavers,Comedy ───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: اعتراف کردن به اشتباهات با بالاتر رفتن جایگاه اجتماعی سختتر و سختتر میشه ت
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: اعتراف کردن به اشتباهات با بالاتر رفتن جایگاه اجتماعی سختتر و سختتر میشه تا قبل از اینکه به جایی برسی هرروز توی آینه نگاه میکنی و به خودت قول میدی وقتی به چیزی که خواستی ،رسیدی به گناهت اعتراف کنی اما به محض اینکه توی اجتماع شناخته میشی ترس از دست دادن اون جایگاه، هوش از سرت میبره چوی ،سان دادستانی بود که به اجبار و با کمک مقام دولتی پدرش این جایگاه رو به دست آورده بود و زیاد طول نکشید که یک کلاغ چهل کلاغ مردم پشت سرش شروع بشه همهی تهمت‌هایی که بهش زده میشد رو میشنید؛ اینکه توی آزمون ورودی تقلب کرده، فقط اینجاست روی جرم و جنایتهای دولت سرپوش بذاره یا حتی در راه رسیدن به خواسته هاش مرتکب قتل شده! با این حال هیچکس دقیق نمیدونست که کدوم یکی از این اتهامات واقعیت دارن و همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه سان مجبور شد با دوست سابق دوران دبیرستانش برای حل کردن پرونده قتل همکاری کنه. غافل از اینکه تا رازهای قدیمی قراره دونه دونه برملا بشن. ( وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 ✅ ) 𝐍a‌m‌e‌: #NightQueen 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Woosan , #GunRae 𝐆e‌n‌r‌e‌: Criminal, Mystery, Smut ───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ‌────────

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: آثاری که هرشب روی تن پسر نقش می‌بست، یکی دوتا نبود. هیچ نقاش‌ای به یک‌باره
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: آثاری که هرشب روی تن پسر نقش می‌بست، یکی دوتا نبود. هیچ نقاش‌ای به یک‌باره نمی‌تونه بوم پرکار و ظریفش رو تکمیل کنه و روحش با شبی یک‌بار قلم‌مو کشیدن و رنگ کردن، ارضا نمی‌شه. شغل کریستوفر نقاشی نبود، اما بومش مینهویی بود که پوستش هرشب توسط وسایل هنری مرد به رنگ خون درمی‌اومد و با رنگ پس‌زمینه‌اش مخلوط می‌شد؛ آبیِ نیمه شب. (وضعیت 𝐅𝐮𝐥𝐥 ✅ ) 𝐍a‌m‌e‌: #MidnightBlue 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #Chanho 𝐆e‌n‌r‌e‌: Angst, Drama, Romance, Smut ───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞───────

│ #TellMeAboutTheDanceOfDemons │ Chapter 3 ╰─➤ 「 @FanficSource 」

⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •. خـلاصـه فـیکـشـن: "برای بیون بکهیون جوان، سئول همیشه حکم خونه و وطنش رو داشت، البته تا وقتی
⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞  •. خـلاصـه فـیکـشـن: "برای بیون بکهیون جوان، سئول همیشه حکم خونه و وطنش رو داشت، البته تا وقتی که وارد مادرید نشده بود و با به اصطلاح پارک چانیول آشنا نشده بود! داستان روزنامه نگار مهاجری که با سربازی حکومتی همراه میشه تا آزادی رو به اسپانیا بازگردونه. داستان عشق‌ها و صحبت‌های ممنوعه، ترس‌ها و گریزها، رقص‌ها و شادی‌ها و در آخر داستان آدم‌ها، آدم‌های عاشقِ وفادار! ( وضعیت 𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 ) 𝐍a‌m‌e‌: #TimeOfSilence 𝐂o‌u‌p‌l‌e‌: #ChanBaek 𝐆e‌n‌r‌e‌: Classic, Romance ,Drama ───────  𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞───────