uz
Feedback
کامنتیو پلاس

کامنتیو پلاس

Kanalga Telegram’da o‘tish

تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali کامنتیو پلاس analitikasi

کامنتیو پلاس (@comentiveplus) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 16 371 obunachidan iborat bo'lib, Hazil & Muvofiqiyat toifasida 3 091-o'rinni va Eron mintaqasida 20 781-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 16 371 obunachiga ega bo‘ldi.

22 Yanvar, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -231 ga, so‘nggi 24 soatda esa 0 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 0% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining N/A% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 0 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 0 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent بهم, کس, مامان, اون, بابام kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“تا ابد بی تبلیغ 🤝 یه خانواده بزرگ جمع شدیم دور هم 🌝 @ComentiveCr راجع به تولد ها بگم، پول سفارش تولد توسط خود سفارش دهنده مستقیم به حساب خیریه واریز میشه.”

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 23 Yanvar, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Hazil & Muvofiqiyat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

16 371
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-197 kun
-23130 kun
Postlar arxiv
اون گل سرا رو خودم گرفته بودم براش و قرار شد بریم دیت و من خیلی اتفاقی تصمیم گرفتم افتابگردون ببرم براش و رفتم اونجا و دیدم گ
اون گل سرا رو خودم گرفته بودم براش و قرار شد بریم دیت و من خیلی اتفاقی تصمیم گرفتم افتابگردون ببرم براش و رفتم اونجا و دیدم گل سرای آفتابگردونیو زده خیلی ذوق کردیم جفتمون جا داره تو این لحظه که یادش افتادم بازم قربونش برم🤍

لمس دستای دختر کوچولوم برای اولین بار... مادر شدن واقعا خاص ترین حس دنیاست؛ باورنکردنی و عجیب و مثل حلوای تن تنانی که تا نخور
لمس دستای دختر کوچولوم برای اولین بار... مادر شدن واقعا خاص ترین حس دنیاست؛ باورنکردنی و عجیب و مثل حلوای تن تنانی که تا نخوری ندانی

اخرین قسمت سریال تد لاسو ، انگار تازه معنی پایانو فهمیدم . این که همه چیز انتها داره و هیچ چیز نا متناهی نیست بجز متناهی بودن
اخرین قسمت سریال تد لاسو ، انگار تازه معنی پایانو فهمیدم . این که همه چیز انتها داره و هیچ چیز نا متناهی نیست بجز متناهی بودن همه چیز . همین پایان همه چیز رو با ارزش می‌کنه . روزای سختی از زندگیم بود و نیاز داشتم با یه چیز ساده خوش باشم ، اونم زود تموم کردم .

حس و حالی رو که لحظه گرفتن این عکس داشتم یادمه. اواخر تابستون امسال بود؛ توی روستای مادریم. بعد از ظهر بود و با خانواده توی ا
حس و حالی رو که لحظه گرفتن این عکس داشتم یادمه. اواخر تابستون امسال بود؛ توی روستای مادریم. بعد از ظهر بود و با خانواده توی ایوون نشسته بودیم و چای و شیرینی میخوردیم. من کنار پدربزرگم نشسته بودم و به آسمون نگاه میکردم. پدربزرگم دستم رو گرفت و گفت بیا شیرینی بخور بابا. اگه میدونستم اون آخرین باری میشه که میبینمش و باهاش حرف میزنم، بجای خیره شدن به آسمون، به چشم‌هاش نگاه میکردم و بهش میگفتم چقدر برام عزیزه. میگفتم که عاشقش هستم و برام بینهایت ارزشمنده. تا ابد حسرت اینکه اینا رو بهش بگم و بهش امید بدم، روی دلم میمونه.

با هزار بدبختیِ خونوادگی و اقتصادی و روانی دیپلممو گرفتم کلی تلاش کردم تحصیلی از ایران برم بیرون هرسری به بن بست میخوردم نزدی
با هزار بدبختیِ خونوادگی و اقتصادی و روانی دیپلممو گرفتم کلی تلاش کردم تحصیلی از ایران برم بیرون هرسری به بن بست میخوردم نزدیکای تایم سربازیم بود که دلمو زدم به دریا همه زندگیمو ریسک کردم و از ایران غیرقانونی خارج شدم و یک ماه تو راه بودم و بلاخره خودمو رسوندم آلمان اولین روزی که توی آلمان نفس راحت کشیدم و قدم زدم رو زمینش و خوشحال بودم از فرار این قاب رو دیدم و عکسشو گرفتم 24.6.1393

دستایی که برای گرفتنش چندین ماه صبر کردم دستمو گرفت و برای مدت طولانی همدیگه رو ول نمیکردیم مجبور شد بره و با چشمای اشکی راهی
دستایی که برای گرفتنش چندین ماه صبر کردم دستمو گرفت و برای مدت طولانی همدیگه رو ول نمیکردیم مجبور شد بره و با چشمای اشکی راهیش کردم و الان ۱۰۲ روز که منتظرم که بازم بتونم دستاشو بگیرم🥺 (زیاد عکس خوشگل مشگلی نیست ولی خیلی احساس زیادی پشتشه🤌🏻🥲✨)

از طرف مدرسه اردو رفته بودیم و غذایی که بهمون میدادن:
از طرف مدرسه اردو رفته بودیم و غذایی که بهمون میدادن:

همیشه اینجا راهمون جدا میشد و درختی که تو این باغچه بود شده بود نماد برامون یروز کنارش سیمان ریختن و ما با کفشامون قلب درست ک
همیشه اینجا راهمون جدا میشد و درختی که تو این باغچه بود شده بود نماد برامون یروز کنارش سیمان ریختن و ما با کفشامون قلب درست کردیم حالا درختمون امضا هنری داره هر روز که از کنارش رد میشیم یه لبخند رو لبمونه:)

از بچگی دریا رو دوست داشتم ، همش ناراحت بودم که چرا نمیتونم برم دریا این عکس واسه وقتیه که خونمون اومد نزدیک دریا :)))
از بچگی دریا رو دوست داشتم ، همش ناراحت بودم که چرا نمیتونم برم دریا این عکس واسه وقتیه که خونمون اومد نزدیک دریا :)))

۸ تیر ۱۳۹۴ سه روز قبل تولدم اینو بهم دادو گفت خودش درست کرده. گفت دوروز دیگه میخوان از این شهر برن واس همیشه .روزی که رفت گوش
۸ تیر ۱۳۹۴ سه روز قبل تولدم اینو بهم دادو گفت خودش درست کرده. گفت دوروز دیگه میخوان از این شهر برن واس همیشه .روزی که رفت گوشیشو خاموش کرد تا همین امروز هنوز خاموشه.هیچ خبری ندارم ازش.

خیلی قشنگ بودن تازه با ذوقم برگشتن تا ازشون عکس بگیریم🥲
خیلی قشنگ بودن تازه با ذوقم برگشتن تا ازشون عکس بگیریم🥲

یکی از بچه های کامنتیو از یه شهر دیگه اومده بود مشهد. رفتیم تو شلوغترین قسمت هاشمیه آبجو میخوردیم و سیگار میکشیدیمو حرف میزدی
یکی از بچه های کامنتیو از یه شهر دیگه اومده بود مشهد. رفتیم تو شلوغترین قسمت هاشمیه آبجو میخوردیم و سیگار میکشیدیمو حرف میزدیم. یه نم بارون ریزم قبلش اومده بود هوا عالی یکی از بهترین خاطرات امسالمه

گربه پرنده خالم اینا :
گربه پرنده خالم اینا :

اولین باری که از ته دلم دعا کردم خدا همه رو مث من خوشبخت کنه دعا کردم همه عشقو تجربه کنن منی که عشق و تعهد واسم یه شوخی بود:)
اولین باری که از ته دلم دعا کردم خدا همه رو مث من خوشبخت کنه دعا کردم همه عشقو تجربه کنن منی که عشق و تعهد واسم یه شوخی بود:)

باچندماه حقوقم و درواقع اولین حقوقم تونستم گوشیمو بخرم🥲بهترین حس بود چون خیلی تلاش کرده بودم براش پ.ن:درس خونده بودم و دانشگ
باچندماه حقوقم و درواقع اولین حقوقم تونستم گوشیمو بخرم🥲بهترین حس بود چون خیلی تلاش کرده بودم براش پ.ن:درس خونده بودم و دانشگاه فرهنگیان قبول شده بودم و با حقوق اونجا بود

پارسال وسط امتحانای ترم دانشگاه بود، کلی اتفاقای مزخرف واسم افتاده بود و کسی نبود باهاش حرف بزنم بیخیال همه چی شدمو رفتم پارک
پارسال وسط امتحانای ترم دانشگاه بود، کلی اتفاقای مزخرف واسم افتاده بود و کسی نبود باهاش حرف بزنم بیخیال همه چی شدمو رفتم پارک نزدیک 3 4 ساعت فقط نشستم و این نشستنه تو این هوا واقعا حالمو خوب کرد

روزی که ازمون شهری قبول شدم خیلی خوشحال بودم انتظار نداشتم که قبول شم از طرفی پریود هم بودم 😂 این گلا رو برا خودم گرفتم
روزی که ازمون شهری قبول شدم خیلی خوشحال بودم انتظار نداشتم که قبول شم از طرفی پریود هم بودم 😂 این گلا رو برا خودم گرفتم

روزی که کارمو ول کردم و زدم بیرون از اون محیط سمی حتی هوا هم قشنگ تین حالتش شد واسم
روزی که کارمو ول کردم و زدم بیرون از اون محیط سمی حتی هوا هم قشنگ تین حالتش شد واسم

تنها رفتم یزد و ساعت ها تو این کافه تو بافت قدیمی یزد نشستم و لذت بردم .
تنها رفتم یزد و ساعت ها تو این کافه تو بافت قدیمی یزد نشستم و لذت بردم .

اون روزی که خیلی گریه کردم و اومد ارومم کرد و از چشمام عکس گرفت که دیگه گریه نکنم رو فراموش نمیکنم
اون روزی که خیلی گریه کردم و اومد ارومم کرد و از چشمام عکس گرفت که دیگه گریه نکنم رو فراموش نمیکنم