آمانج
Kanalga Telegram’da o‘tish
✎سارا|۲۱|دانشجو به ظاهر چون شراب کهنه خاموشیم ما http://t.me/HidenChat_Bot?start=314640671
Ko'proq ko'rsatish189
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-430 kun
Postlar arxiv
189
یا فکر میکنی وای من چه استانداردهای بالایی دارم. هر چیزی که بهم بسپرن بینقص به سرانجام میرسونم.
در حالی که از اشتباه کردن میترسی.
189
فکر میکنی آدم مبارز و جسوری هستی. بعد یهو مچ خودت رو میگیری توی حالی که نمیدونی اصلا برای چی داری میجنگی. صرفا میجنگی زدون هیچ هدفی. حتی وقتی توی دلت شک داری که آیا تصمیمم درسته بازم میجنگی. چون عادت کردی واسه هر چیز کوچیک و آشغالی بجنگی.
189
یا فکر میکنی آدم تلاشگری هستی و جا نمیزنی. بعد مچ خودت رو میگیری که همه اون تلاشها برای فرار کردن از چیزی بوده. انگار هیچ وقت واسه هدفی نجنگیدی. فقط خوب فرار کردی. خوب دوییدی.
189
تو فکر میکنی آدمی هستی که برای خودت ارزش قائلی و عزت نفس داری و برای همین میتونی راحت آدمهای اشتباه رو حذف کنی. بعدش بیشتر فکر میکنی و میبینی اینقدر توی بچگیت مضطرب بودی و امنیت رو تجربه نکردی. که اصلا به آدمها اجازه نمیدی بهت نزدیک شن. تو اصلا آدمها رو حذف نمیکنی در واقع نمیذاری نزدیکت شن از اول.
189
هر ویژگی یا مهارت خوبی که دارم رو وقتی بهش بیشتر فکر میکنم میبینم ته تهش از ترومایی میاد.
یعنی نه تنها ویژگیهای منفیم حتی ویژگیهای مثبتم هم مستقل از تروماها و رنجام نیست. این خیلی ترسناکه.
189
آدم گاهی با خودش تنها میشه. میبینه که اگر رنجها و آسیبهاش رو حذف کنه چیزی ازش نمیمونه. عجیبه که سرنخ هر موفقیتی رو میگیرم تهش به یه دردی میرسه. انگار من مستقل از دردهام چیزی نیستم.
اینکه موفقیتهام در واقع موفقیت نیست و صرفا "بقا" یافتنه؛ باعث میشه به علایقم خیلی شک کنم. حتی به خودم.
189
امروز با آرایش اسموکی دارم سرکار میرم. امیدوارم همکارام درک کنن که اینطوری خودم رو گول زدم که بیام سرکار.
