uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Vapedia Team

Vapedia Team

Kanalga Telegram’da o‘tish

آموزش ویک و ستاپ اتومایزر ها فیدبک جویس ها و مقاله های آموزشی

Ko'proq ko'rsatish
1 099
Obunachilar
+124 soatlar
-37 kun
+1230 kun
Postlar arxiv
Dr.vapes Bubblegum kings ice Atomizer: Deadrabbit2 Coil: Ni80-28g Nic:12 این سری بریم سراغ یه نوستالژیِ جذاب! درب باتل رو که
Dr.vapes Bubblegum kings ice Atomizer: Deadrabbit2 Coil: Ni80-28g Nic:12 این سری بریم سراغ یه نوستالژیِ جذاب! درب باتل رو که باز میکنیم ، اون عطر بهاری و خاطره انگیز آدامس بادکنکی مشهوده. توی سایت دکترویپز ، به نوشیدنی اشاره کرده که بزارید براتون بگم؛ توی خارج از ایران ، یک نوشیدنی به نام کوکتل آدامس بادکنکی وجود داره که از ترکیب سیروپ آدامس بادکنکی+وودکا+سودا و یخ تهیه میشه. این جوس در واقع همون نوشیدنی هست با این تفاوت که خبری از الکل نیست. بعنوان یه فانتزی خوبه و خوشم اومد. ساده هست و خاطره گذشته رو زنده میکنه. شیرینی: 7 هارشنس: 5 کیفیت نیکوتین: 7 رضایت شخصی: 6 تنظیم: @arminysn #فیدبک #دکترویپز @vapediateam

بخش 8 از 8 پس مقاومت (اهم) به چه دردی می‌خوره؟ مقاومت توان مناسب رو مشخص نمی‌کنه، اما بی‌فایده هم نیست و توی سه مورد به کار میاد: ماد مکانیکال: چه توانی می‌گیرید؟ ماد مکانیکال (مک) هیچ مدار کنترلی نداره و ولتاژ باتری رو مستقیم به کویل می‌ده، پس توانی که می‌گیرید فقط به ولتاژ باتری و مقاومت کویل ربط داره. اینجا مقاومت مهم هست، اما نه برای مشخص کردن توان مناسب کویل، بلکه برای این که بدونید مک چه توانی به کویل می‌ده. کویلی برای مک مناسب هست که مقاومتش باعث بشه مک تقریبا همون توانی رو بده که کویل لازم داره. جریانی که از باتری کشیده می‌شه هم به همین مقاومت ربط داره و نباید از جریان مجاز باتری بیشتر بشه.
🔬 توضیح علمی P = V² / R I = V / R R = 0.15 Ω under load: V ≈ 3.8 V → P ≈ 96 W, I ≈ 25 A partly drained: V ≈ 3.5 V → P ≈ 82 W, I ≈ 23 A ولتاژ باتری زیر بار و با خالی شدن پایین میاد و خود مک و اتصال‌هاش هم بخشی از ولتاژ رو هدر می‌دن. برای همین توان واقعی روی مک همیشه کمی کمتر از عدد محاسبه‌شده هست و هر چی باتری خالی‌تر بشه، کمتر هم می‌شه.
ماد رگولیتد: از محدودیت‌هاش عبور نکنید ماد رگولیتد هر توانی رو که تنظیم کنید می‌ده، به شرطی که از محدودیت‌هاش عبور نکنید، یعنی حداقل مقاومت مجاز، حداکثر ولتاژ خروجی و حداکثر جریان خروجی. اینجا مقاومت کویل صرفا برای این مهم هست که مطمئن بشید ماد می‌تونه توان مورد نظرتون رو بده. توی توان بالا، اگه مقاومت خیلی کم باشه ممکنه به سقف جریان ماد برسید و اگه زیاد باشه، به سقف ولتاژش.
🔬 توضیح علمی I = √(P / R) V = √(P · R) 200 W on 0.1 Ω → I ≈ 44.7 A 80 W on 1.5 Ω → V ≈ 11 V این عددها رو با حداکثر جریان و ولتاژ خروجی ماد خودتون (توی دفترچه‌ش) مقایسه کنید.
بستن کویل: درست بستید؟ بعد از بستن کویل، مقاومتی که ماد نشون می‌ده رو با مقاومتی که کویل باید داشته باشه (عددی که توی مشخصات کویل نوشته شده یا ماشین‌حساب کویل بهتون داده) مقایسه کنید: • عدد بیشتر یا متغیر: احتمالا پیچ پست‌ها شل هست. • عدد خیلی کمتر یا پیغام اتصال کوتاه (Short): احتمالا کویل یا پایه‌ش به بدنه یا دک چسبیده. • عدد کمی کمتر: ممکنه دو تا رپ کنار هم به هم چسبیده باشن (هات‌اسپات، یعنی اتصال کوتاه بین رپ‌های کویل) و بخشی از سیم عملا از مدار خارج شده باشه. اختلاف خیلی کم، در حد یکی دو صدم اهم، طبیعی هست، چون طول پایه‌ها و دقت اهم‌متر مادها با هم فرق داره. خلاصه • مقاومت کویل توان مناسبش رو مشخص نمی‌کنه. • رابطهٔ اهم و وات توی کویل‌های آماده رو سازنده عمدا ساخته تا دیوایسی با ولتاژ محدود بتونه توان لازم رو بده و این رابطه به کویل‌های ری‌بیلد ربطی نداره. • توان مناسب در اصل به سطح کویل و ایرفلو ربط داره. نسبت جرم به سطح هم سرعت داغ شدن کویل رو مشخص می‌کنه و توی کویل‌های خیلی سنگین توان لازم رو بیشتر می‌کنه. • مقاومت توی سه مورد به کار میاد: مشخص کردن توان روی مک، مطمئن شدن از این که از محدودیت‌های ماد رگولیتد عبور نکنید و مطمئن شدن از درست بستن کویل. اگه سؤالی هست، توی بخش کامنت‌ها بگید. نویسنده: ‎@rn4j1m1

بخش 7 از 8
🔬 ادامهٔ توضیح علمی حالا دو تا رابطهٔ اصلی رو با همون فرض کنار هم بذارید: T_eq − T_air = P / (h · A) → set by P/A and airflow τ = m · c / (h · A) → set by m/A and airflow توان توی τ وجود نداره، اما دمای تعادل رو بالا می‌بره. هر چی دمای تعادل بالاتر باشه، منحنی گرم شدن با شیب تندتری بالا می‌ره و کویل زودتر به دمای کاری (دمایی که کلاد مناسب می‌ده) می‌رسه. زمان رسیدن به دمای کاری همون چیزی هست که ویپرها بهش می‌گن «رمپ‌آپ»: t_work = −τ · ln(1 − ΔT_w / ΔT_eq) ΔT_w = T_work − T_air ΔT_eq = T_eq − T_air توی کویل‌هایی که m/A بزرگی دارن، τ اون‌قدر بزرگ هست که کویل توی پاف به دمای تعادل نمی‌رسه و فقط بخش اول منحنی گرم شدن اهمیت پیدا می‌کنه. واقعیت این هست که توی این کویل‌ها دمای تعادل بدون تبخیرِ اون توان خیلی بیشتر از دمای مناسب برای ویپینگ هست، اما چون جرم زیاد هست، توان رو به شکلی انتخاب می‌کنیم که کویل توی یه زمان معقول به دمای کاری برسه. برای همین این کویل‌ها توانی بیشتر از اون چیزی که سطحشون به تنهایی لازم داره می‌خوان. این دمای تعادل بدون تبخیر صرفا سرعت رمپ‌آپ رو مشخص می‌کنه. بعد از شروع تبخیر، سرعت بالا رفتن دما خیلی کم می‌شه و دمای تعادل واقعی، که تبخیر جوس هم توش حساب شده، خیلی پایین‌تر هست. ایرفلو هم روی همین منحنی اثر داره. ایرفلوی بیشتر h رو بالا می‌بره و با این که τ رو کوتاه‌تر می‌کنه، دمای تعادل رو هم پایین میاره و در نتیجه کویل دیرتر به دمای کاری می‌رسه. پس ایرفلوی بازتر همیشه توان بیشتری لازم داره. برای این که عددها ملموس‌تر بشن، انرژی لازم برای افزایش 200 درجه‌ای دمای خود فلز رو برای همون کویل MTL سبک و کویل DL سنگین حساب کردم (هر دو تک‌کویل): E = m · c · ΔT Ni80: c ≈ 0.45 J/(g·K) ΔT ≈ 200 K MTL 3x32 5 wraps: m = 84 mg → E ≈ 7.6 J DL 4x26 6 wraps: m = 703 mg → E ≈ 63 J فرض ساده‌سازی: ظرفیت گرمایی ویژه رو توی همهٔ دماها ثابت در نظر گرفتم. در واقع با بالا رفتن دما کمی بیشتر می‌شه و هر دو عدد کمی بیشتر می‌شن. کویل سنگین برای گرم کردن خود فلزش بیشتر از 8 برابر انرژی لازم داره، در صورتی که سطحش فقط حدود 4.5 برابر هست. پس نسبت جرم به سطحش نزدیک به 2 برابر کویل سبک هست و توی شرایط یکسان دیرتر داغ می‌شه. و در آخر، طبق قانون ژول، توان مصرفی کویل رو می‌شه به چند شکل نوشت: P = V · I = I² · R = V² / R V = √(P · R) I = √(P / R) ماد رگولیتد P رو ثابت نگه می‌داره و V رو بر اساس R تنظیم می‌کنه، پس R صرفا ولتاژ و جریان لازم رو مشخص می‌کنه، نه گرمایی که به کویل می‌رسه.

بخش 6 از 8
🔬 توضیح علمی: دمای تعادل و رمپ‌آپ تغییر دمای کویل از موازنهٔ انرژی (energy balance) به دست میاد، یعنی هر مقدار انرژی که وارد کویل بشه و ازش خارج نشه، دماش رو بالا می‌بره: m·c·dT/dt = P − Q_out(T) Q_out(T) ≈ h·A·(T − T_air) + ṁ·L_v اینجا m جرم کویل، c ظرفیت گرمایی ویژهٔ سیم، T دمای کویل، T_air دمای هوای ورودی، P توانی که ماد می‌ده و A سطح کویل هست. h ضریب انتقال حرارت (heat transfer coefficient) هست و با سرعت هوا (ایرفلو) بیشتر می‌شه. ṁ هم نرخ تبخیر جوس و L_v گرمای نهان تبخیر (latent heat) اون هست. فرض ساده‌سازی: سه تا راه دیگهٔ اتلاف گرما رو در نظر نگرفتم، یعنی رسانش (conduction) از پایه‌ها به پست‌ها و بدنهٔ اتومایزر، تابش و گرمایی که صرف گرم کردن قطره‌های جوس می‌شه. دمای همهٔ نقاط کویل رو هم یکسان در نظر گرفتم و c، h و L_v رو توی همهٔ دماها ثابت فرض کردم. توی حالت تعادل دما دیگه تغییر نمی‌کنه (dT/dt = 0)، پس: P = Q_out(T_eq) توی این معادله نه m و c وجود داره و نه مقاومت، یعنی جرم روی دمای تعادل اثری نداره و این دما فقط به P، A و h (ایرفلو) ربط داره. اگه سطح دو برابر بشه، برای رسیدن به همون دما P هم باید تقریبا دو برابر بشه و این دقیقا همون چیزی هست که توی دوکویل می‌بینید. نقش جرم توی سرعت رسیدن به این دما هست. برای دیدن این نقش یه فرض ساده‌سازی دیگه هم اضافه می‌کنم: کویل فقط از راه همرفت (convection)، یعنی انتقال گرما به هوای ایرفلو، گرما از دست می‌ده. با این فرض دمای کویل به این شکل بالا می‌ره (T_eq اینجا یعنی «دمای تعادل بدون تبخیر»): T(t) = T_air + (T_eq − T_air) · (1 − e^(−t/τ)) τ = m · c / (h · A) اینجا τ ثابت زمانی (time constant) هست و نشون می‌ده کویل با چه سرعتی به دمای تعادل خودش نزدیک می‌شه، یعنی بعد از حدود 3τ کویل 95 درصد راه تا دمای تعادل رو رفته. پس اگه 3τ از زمان پاف بیشتر باشه، کویل توی پاف به دمای تعادل نمی‌رسه. جرم و سطح توی این رابطه به شکل نسبت m/A اومدن. اگه دو تا کویل رو با ایرفلوی یکسان و نسبت P/A یکسان مقایسه کنید، دمای تعادل هر دو یکی هست و کویلی که m/A بزرگ‌تری داره (فلز بیشتری پشت هر واحد سطح)، τ بزرگ‌تری داره و دیرتر داغ می‌شه. اما τ به تنهایی سرعت گرم شدن رو نشون نمی‌ده، چون خود دمای تعادل هم با توان و ایرفلو تغییر می‌کنه.

بخش 5 از 8 پس توان (وات) مناسب به چی ربط داره؟ اگه سلیقه رو کنار بذاریم و فرض کنیم بقیهٔ عوامل ثابت هستند، یعنی همون جوس، همون پنبه و رسیدن کافی جوس به کویل، و زمان پاف رو هم فعلا در نظر نگیریم، توان مناسب فقط به دو چیز ربط داره: سطح کویل و ایرفلو. چرا؟ چون فقط این دو عامل دمای تعادل رو مشخص می‌کنن. با زدن دکمهٔ ماد کویل کم‌کم گرم می‌شه و هر چی گرم‌تر می‌شه، گرمای بیشتری از دست می‌ده. بخشی از این گرما رو هوایی که از کنارش رد می‌شه با خودش می‌بره و بخشی صرف تبخیر جوس می‌شه، تا جایی که کویل به یه دمای مشخص می‌رسه که توش انرژی ورودی و خروجی برابر می‌شه، یعنی گرمایی که توی هر ثانیه از دست می‌ده دقیقا برابر توانی هست که از ماد می‌گیره. از اینجا به بعد کویل دیگه داغ‌تر نمی‌شه و به این دما می‌گن «دمای تعادل» (equilibrium temperature). کلاد هم به همین شکل به دمای تعادل خودش می‌رسه. این دما رو دو چیز مشخص می‌کنن: توانی که ماد می‌ده و سرعتی که کویل گرما رو از دست می‌ده. این سرعت هم به سطح کویل ربط داره (سطح بیشتر، تبادل گرمای بیشتر) و هم به ایرفلو (هوای بیشتر، خنک شدن بیشتر). پس اگه سطح کویل بیشتر یا ایرفلوی اتومایزر بازتر باشه، برای رسیدن به همون دما توان بیشتری لازم هست. همون‌طور که می‌بینید، مقاومت توی هیچ کدوم از اینها نقشی نداره. ماد رگولیتد توان رو روی همون عددی که تنظیم کردید نگه می‌داره و مقاومت صرفا مشخص می‌کنه ماد برای رسیدن به این توان چه ولتاژ و جریانی باید بده. جرم کویل چه نقشی داره؟ جرم کویل روی دمای تعادل اثری نداره و فقط مشخص می‌کنه رسیدن به اون دما چقدر طول بکشه. اگه زمان پاف بی‌نهایت بود، جرم اهمیتی نداشت، اما یه پاف معمولی 4 تا 5 ثانیه بیشتر طول نمی‌کشه و کویل باید توی همین زمان به دمای مناسب برسه، پس توی شرایط واقعی جرم رو هم باید در نظر گرفت. سرعت داغ شدن کویل به نسبت جرم به سطح ربط داره، یعنی این که پشت هر مقدار سطح چقدر فلز هست که باید گرم بشه. هر چی این نسبت بیشتر باشه، کویل دیرتر داغ می‌شه. اگه نسبت جرم به سطح دو تا کویل خیلی با هم فرق داشته باشه، این تفاوت روی توان مناسب هم اثر می‌ذاره. برای مثال این دو تا کویل رو مقایسه کنید که بافت هر دو Alien Fused Clapton و جنس همهٔ سیم‌هاشون Ni80 هست: • یه کویل MTL (دهان به ریه) سبک: هسته‌ها 3 رشته سیم 32G، سیم دورپیچ 40G، قطر داخلی 2.5 میلی‌متر، 5 رپ، جرم حدود 84 میلی‌گرم • یه کویل DL (مستقیم به ریه) سنگین: هسته‌ها 4 رشته سیم 26G، سیم دورپیچ 36G، قطر داخلی 3.5 میلی‌متر، 6 رپ، جرم حدود 703 میلی‌گرم اگه توان کویل DL رو صرفا از روی سطحش حساب کنم، یعنی به ازای هر مقدار سطح همون توانی رو بدم که به کویل MTL می‌دم، کویل توی یه پاف معمولی اصلا به دمای تعادل نمی‌رسه. برای همین کویل‌های سنگین نسبت به سطحشون توان بیشتری لازم دارن. ایرفلوی بازتر اتومایزرهای DL هم این نیاز رو بیشتر می‌کنه. اما وقتی این تفاوت کم باشه، دیرتر داغ شدن لزوما ایراد نیست و گاهی عمدا ایجاد می‌شه، چون کویلی که کمی دیرتر داغ می‌شه تفکیک طعم بیشتری داره. یعنی اینجا نسبت جرم به سطح بیشتر یه انتخاب آگاهانه توی طراحی کویل هست. اگه هم بخواید چنین کویلی زودتر داغ بشه، بعضی مادها قابلیتی به اسم Boost دارن که توی لحظه‌های اول پاف توان بیشتری می‌ده و بعد برمی‌گرده روی توان تنظیم‌شده.

بخش 4 از 8 مثال دوم: یه رپ بیشتر وقتی یه رپ به هر کویلی اضافه می‌شه، سیم بلندتر می‌شه و مقاومت بیشتر می‌شه. با اون باور کویل حالا باید وات کمتری بخواد، اما کویل بزرگ‌تری داریم که سطح بیشتری داره و گرمای بیشتری هم از دست می‌ده. حالا توان باید کمتر بشه یا بیشتر؟! برای رسیدن به همون دما توان بیشتری لازم هست، نه کمتر. یه مثال واقعی، دو تا کویل که همه چیزشون یکی هست به جز تعداد رپ. مشخصات مشترکشون: • بافت: Alien Fused Clapton • هسته‌ها: 3 رشته سیم 28G از جنس Ni80 • سیم دورپیچ: سیم 38G از جنس Ni80 • قطر داخلی: 3 میلی‌متر و فرقشون (عددها برای تک‌کویل هست): • 5 رپ: مقاومت 0.31 اهم، توان مناسب 32 تا 46 وات • 6 رپ: مقاومت 0.36 اهم، توان مناسب 38 تا 55 وات یعنی با یه رپ بیشتر هم مقاومت بیشتر شده و هم توان لازم، دقیقا برعکس اون باور. مثال سوم: سری یا موازی فرض کنید دو تا کویل یکسان 0.3 اهمی رو روی یه اتومایزر دوکویل بستید. کویل‌ها معمولا موازی بسته می‌شن و مقاومت کل نصف می‌شه، یعنی 0.15 اهم. اما اگه همین دو تا کویل رو سری ببندید، مقاومت کل دو برابر می‌شه، یعنی 0.6 اهم. • موازی: مقاومت کل 0.15 اهم، توان لازم دو برابر توان یه کویل • سری: مقاومت کل 0.6 اهم، توان لازم دو برابر توان یه کویل توی هر دو حالت همون دو تیکه سیم داغ می‌شن، پس توان لازم یکی هست، در صورتی که مقاومت چهار برابر فرق داره. با اون باور حالت سری باید وات خیلی کمتری بخواد، اما این‌طور نیست. دوکویل دو برابر توان می‌خواد چون دو برابر سیم باید داغ بشه، نه به این دلیل که مقاومت نصف شده. البته بستن سری توی عمل رایج نیست، اما برای این مقایسه مثال دقیقی هست.
🔬 توضیح علمی فرض کنید ماد روی 100 وات تنظیم شده. ماد رگولیتد ولتاژ خروجی رو به شکلی تغییر می‌ده که همین توان به مدار برسه: P = 100 W Parallel (R = 0.15 Ω): V = √(100 × 0.15) ≈ 3.87 V each coil: V² / 0.3 ≈ 50 W Series (R = 0.6 Ω): I = √(100 / 0.6) ≈ 12.9 A each coil: I² × 0.3 ≈ 50 W توی هر دو حالت به هر کویل 50 وات می‌رسه و صرفا ولتاژ و جریانی که ماد می‌ده فرق می‌کنه. پس گرمایی که هر کویل می‌گیره و دمایی که بهش می‌رسه هم یکی هست (فرض ساده‌سازی: دو تا کویل کاملا یکسان هستند و از مقاومت سیم‌های داخلی ماد و اتصال‌های اتومایزر صرف‌نظر کردم).

بخش 3 از 8 چرا این باور اشتباه هست؟ سه تا مثال ساده مثال اول: یه کویل، سه تا مقاومت یه کویل سادهٔ 5 رپ با سیم 30G (قطر 0.25 میلی‌متر) و قطر داخلی 3 میلی‌متر رو در نظر بگیرید. اگه جنس سیم نیکل خالص (Ni200) باشه، مقاومتش می‌شه حدود 0.1 اهم و با اون باور اشتباه باید با حدود 100 وات ویپش کرد، اما هر کسی این کویل ریز و سبک رو ببینه به راحتی می‌فهمه این غیرممکن هست و 100 وات توی یه لحظه پنبه رو می‌سوزونه. توان مناسب این کویل حدودا 12 وات هست، نه 100 وات. حالا همین کویل رو با همین ابعاد از دو تا آلیاژ دیگه هم در نظر بگیرید: • نیکل خالص (Ni200): حدود 0.1 اهم، توان مناسب حدود 12 وات • استیل (SS316L): حدود 0.75 اهم، توان مناسب حدود 12 وات • نیکروم (Ni80): حدود 1.1 اهم، توان مناسب حدود 12 وات ابعاد، جرم و سطح این سه تا کویل تقریبا یکی هست، پس با یه توان به یه دما می‌رسن و تقریبا با یه سرعت هم داغ می‌شن، یعنی توان مناسب هر سه تا یکی هست. تنها فرقشون جنس سیم هست که مقاومت رو تا 11 برابر تغییر داده، اما توان مناسب رو نه. نسخهٔ Ni80 با حدود 1 اهم و 12 وات خیلی شبیه کویل یه پاد هست. همین کویل اگه با نیکل ساخته بشه، مقاومتش حدودا ده برابر کمتر می‌شه، اما باز هم همون 12 وات رو لازم داره. البته نیکل خالص معمولا توی حالت کنترل دما (TC) استفاده می‌شه و اینجا صرفا برای مقایسه آوردمش.
🔬 توضیح علمی مقاومت هر سیم به طول، سطح مقطع و جنسش ربط داره: R = ρ · L / A L: wire length, 5 wraps L ≈ 5 × π × (3 + 0.254) mm L ≈ 51 mm A: 30G cross-section A = π × (0.254 / 2)² A ≈ 0.051 mm² اینجا ρ مقاومت ویژهٔ آلیاژ (resistivity) هست. توی این رابطه همه چیز برای سه تا کویل یکی هست به جز ρ (فرض ساده‌سازی: طول پایه‌ها رو حساب نکردم و مقاومت‌ها رو برای دمای اتاق حساب کردم. مقاومت نیکل خالص با داغ شدن بیشتر از دو برابر می‌شه): wire ρ(µΩ·m) R(Ω) C(J/K) Ni200 0.096 0.096 0.0105 SS316L 0.75 0.75 0.0104 Ni80 1.09 1.1 0.0098 جرم این سه تا کویل بین 21 تا 23 میلی‌گرم هست. چگالی و ظرفیت گرمایی ویژهٔ این سه تا آلیاژ هم اون‌قدر به هم نزدیک هست که جرم حرارتی (thermal mass) اونها، یعنی جرم ضرب در ظرفیت گرمایی ویژه (specific heat)، تقریبا یکی می‌شه. ستون C جدول بالا همین هست، یعنی هر سه تا کویل برای هر درجه گرم شدن حدود 0.010 ژول انرژی لازم دارن. سطح بیرونی هر سه تا هم یکی هست، پس توی دمای یکسان به یه اندازه گرما از دست می‌دن. تنها چیزی که 11 برابر فرق می‌کنه مقاومت هست و همین نشون می‌ده مقاومت توی مشخص کردن توان مناسب نقشی نداره.

بخش 2 از 8 قبل از شروع یه نکته: هر موضوع رو اول ساده توضیح دادم و توضیح علمی و فرمول‌ها رو گذاشتم توی کادرهای «🔬 توضیح علمی» که بسته هستند. هر کسی دوست داشت می‌تونه روش بزنه تا باز بشه و اگه صرفا جواب ساده رو می‌خواید، می‌تونید ازش رد بشید. توی توضیح‌های علمی هم برای ساده‌تر شدن محاسبه‌ها یه سری فرض در نظر گرفتم و هر جا چنین فرضی هست، با «فرض ساده‌سازی» مشخصش کردم. این باور از کجا اومده؟ به نظر من دلیلش کویل‌های آماده (Prebuilt) و دیوایس‌های اولیهٔ ویپ هستند. دیوایس‌های نسل اول خیلی ساده بودن، نه صفحه‌نمایش داشتن و نه چیزی برای تنظیم. صرفا یه کلید الکترونیکی بود که باتری رو به کویل وصل می‌کرد و یه سری مدار محافظ. این دیوایس‌ها نمی‌تونستن ولتاژی بیشتر از ولتاژ باتری به کویل بدن (برای یه سل لیتیومی حدودا 3.7 ولت) و الان هم اکثر پادها همین‌طور هستند. وقتی ولتاژ ثابت هست، سازنده برای رسیدن به توان دلخواه فقط یه راه داره: تغییر مقاومت کویل. یعنی اول کویل رو برای یه توان مشخص طراحی می‌کنه و بعد مقاومتش رو به شکلی انتخاب می‌کنه که دیوایس با همون ولتاژ باتری به اون توان برسه. برای همین کویلی که برای حدود 14 وات طراحی شده حدود 1 اهم هست و کویلی که برای حدود 80 وات طراحی شده، حدود 0.16 اهم. پس توی کویل‌های آماده واقعا بین مقاومت و توان رابطه وجود داره، اما این رابطه رو سازنده عمدا و بر اساس طراحی ساخته، نه فیزیک. هر چی توان طراحی‌شده بیشتر باشه، مقاومت رو پایین‌تر انتخاب کردن تا دیوایس بتونه اون توان رو بده. از طرفی اولین تجربهٔ اکثر کاربرها از ویپینگ با پاد و کویل آماده هست و سال‌ها روی بستهٔ این کویل‌ها مقاومت و بازهٔ وات رو کنار هم دیدن، مثلا «0.15Ω — 60–80W». دلیل کلی جا افتادن این اشتباه همین هست. الان خیلی از مادها می‌تونن ولتاژ رو از ولتاژ باتری بالاتر ببرن، اما سازنده‌ها هنوز کویل‌های آماده رو به همین روش طراحی می‌کنن. یه دلیلش محدودیت ولتاژ دیوایس‌هایی هست که الان دست کاربرهاست و دلیل دیگه‌ش این که بازار به همین شکل عادت کرده. ولی این رابطه صرفا برای کویل آماده و دیوایس خودش معنی داره و وقتی کویل رو خودتون روی اتومایزر می‌بندید و با ماد رگولیتد ویپ می‌کنید، چنین رابطه‌ای وجود نداره.
🔬 توضیح علمی توانی که به کویل می‌رسه از این رابطه به دست میاد: P = V² / R اینجا P توان (وات)، V ولتاژ دو سر کویل (ولت) و R مقاومت کویل (اهم) هست. وقتی V ثابت باشه، سازنده مقاومت لازم برای توان هدف رو از همین رابطه حساب می‌کنه (فرض ساده‌سازی: ولتاژ باتری زیر بار ثابت هست و از افت ولتاژ توی مدار دیوایس صرف‌نظر کردم): R = V² / P P = 14 W, V ≈ 3.7 V → R = 3.7² / 14 ≈ 0.98 Ω P = 80 W, V ≈ 3.6 V → R = 3.6² / 80 ≈ 0.16 Ω دقت کنید که محاسبه از توان شروع می‌شه و به مقاومت می‌رسه، نه برعکس. توان هدف رو سطح و ساختار کویل و ایرفلوی دیوایس مشخص می‌کنن و مقاومت صرفا وسیله‌ای هست که دیوایسی با ولتاژ محدود بتونه به اون توان برسه.

بخش 1 از 8 رابطهٔ مقاومت کویل با توان مناسب (رابطه‌ای که وجود نداره) این موضوع رو بارها به افراد مختلف توضیح دادم، برای همین
بخش 1 از 8 رابطهٔ مقاومت کویل با توان مناسب (رابطه‌ای که وجود نداره) این موضوع رو بارها به افراد مختلف توضیح دادم، برای همین گفتم یه بار کامل بنویسمش. «این کویل 0.15 اهم هست، پس باید روی وات بالا بزنم.» خیلی از ویپرها توان (وات) رو به همین شکل از روی مقاومت (اهم) کویل انتخاب می‌کنن: اهم پایین یعنی وات بالا و اهم بالا یعنی وات پایین. این قاعده اولش منطقی به نظر میاد، اما حداقل در مورد کویل‌های ری‌بیلد (کویل‌هایی که خودتون روی اتومایزر می‌بندید) درست نیست. جواب کوتاه: از روی مقاومت کویل نمی‌شه فهمید چه توانی براش مناسب هست. توان مناسب در اصل به سطح کویل و ایرفلو ربط داره. نسبت جرم به سطح هم مشخص می‌کنه کویل چقدر زود داغ بشه و توی کویل‌های خیلی سنگین توان لازم رو بالاتر می‌بره. مقاومت صرفا مشخص می‌کنه ماد برای رسیدن به این توان چه ولتاژ و جریانی باید بده. توی پیام‌های بعدی اول می‌گم این باور از کجا اومده و با سه تا مثال نشون می‌دم چرا درست نیست، بعد این که توان مناسب واقعا به چی ربط داره و آخر هم این که مقاومت اصلا به چه دردی می‌خوره. #اهم_و_وات

🔤 🔤 🔤 🔤 🔤 🔤🔤🌸🌹🔤😴 🎉درود خدمت ویپدیایی‌های عزیز🎉 سال نو مبارک تمامی شما و عزیزانتان امیدوارم سال جدید برای همگی‌تان پر از کلاد، سلامتی، شادی، موفقیت و کلی اتفاق‌های خوب باشد. امیدوارم در سال پیش رو لحظه‌های قشنگ بیشتری کنار هم بسازیم و بهترین‌ها برای تک‌تک‌تان رقم بخورد.☕️ ویپ‌تون به کام، نوروزتون مبارک.💎 -🔠🅰️🔠🔠🔠🔠🅰️

درود و عرض ادب خدمت تمامی ویپدیایی‌های عزیز امیدوارم سالم و سلامت باشید🖤 دوستانی که تونستن آنلاین بشن لطفا گروه‌ها و کانال ویپدیا رو چک کنن و درصورت وجود مشکل مشخصات خودشون رو به ما اعلام کنن، (کشور شماره اکانتشون و کشور وی‌پی‌ان) اگر یک کانال/چنل از ما باز بشه یا نشه اعلام بفرمایید تا در سریع‌ترین زمان ممکن هرکاری از دستمون برمیاد انجام بدیم. (برای مثال اگر از این دو گروه و یک کانال، فقط یک گروه براتون باز نمیشه، کشور مبدا شماره اکانتتون و کشور مبدا وی‌پی‌ان اتصالیتون رو با اسم گروهی که خطا میده اعلام کنید یا اگر دو گروه هم خطا بده بهتون اعلام بفرمایید) @vapediastock @vapediagroup @vapediateam تشکر از همکاری شما🤝 آیدی بنده جهت ارسال وضعیت: @Ash_in_Clouds #پست_موقت

Part 2 نقد و بررسی سالت های تنباکویی #پادسالت #podsalt Virginia Gold: تنباکوی خالص و بدون شیرینی ویرجینیا رو احتمالا راجبش خیلی شنیدید. پر مصرف ترین نوع تنباکو هست در اکثر سیگارر ها‌ مشخصه مهم این نوع تنباکو کمی طعم خاکی مانند و مزه تندش هست. با این که این مشخصات غالب هست مقدار خیلی کمی شیرینی که مربوط به خود تنباکو هست درش حس میشه. Cuban creme: میرسیم به محبوب ترین سالت خودم از این شش لاین کوبان کرم. ترکیبی از تنباکوی خالص +شیرینی وانیل و کاستارد و خامه هست. این سالت شیرینی بسیار بالایی داره و در استفاده های روزمره ممکنه برای بعضیا دلزننده باشه پس اگاهانه انتخاب کنید. نوع تنباکوی غالب در این محصول همون تنباکوی خوش عطر کوبایی هست که در سالت سیگارت از همین برند هم استفاده شده و پیشتر خدمتتون معرفی شد. True Tobacco: ترو توباکو ترکیبی از تنباکو و کاستارد و وانیل هست که میشه گفت در واقع ورژن متعادل شده ی همون کوبان کرم هست با این تفاوت که بولدی تنباکو بیشتره و شیرینی وانیل و کاستارد بسیار کم و جزئی هست. ✅جمع بندی نهایی: سالت نیکوتین های برند پادسالت به شدت فلیور های بولدی دارن. سالت های برند پادسالت هارشنس خیلی پایینی دارن و به هیچ وجه گَلو نمیزنن سالت های پادسالت غلظت پایینی دارن و رقیق هستن. در کل تمامی سالت های ذکر شده ارزش یکبار تست رو دارن و با توجه به سلیقتون میتونید بینشون انتخاب کنید. تهیه و تنظیم: @mhmd_radikal ویپدیا تیم: @vapediateam فروردین 1403 #podsalt #پادسالت #سالت #بررسی #فیدبک

باسلام و عرض ادب خدمت دوستان گل🌸 Part1 نقد و بررسی لاین تنباکویی سالت های برند #پادسالت #podsalt (چپ به راست در تصویر) دستگاه های مورد بررسی xiım sq pro/xros3 تست و بررسی در کارتریج های Xros 0/8 و و xlim 0/8 Liquor Tobacco: از خاص ترین سالت این لاین شروع میکنیم که ترکیبی از تنباکوی خالص و نسبتا بولد به همراه ادویه شیرین بیان هست که کاملا بولده و کمی از تلخی تنباکو کاسته و ترکیبیه که که احتمالا مورد پسندتون باشه اگر تنباکویی خیلی کم شیرین دوست دارین و با ادویه شیرین بیان آشنایی دارید Royal Tobacco: دومی رویال توباکو هست که ترکیبی از تنباکو به همراه کارامل هست‌. نوع تنباکوی استفاده شده در این سالت تنباکوی ویرجینیا هست و یه تندی خاصی داره که جذابه. طعم تنباکو هم نسبت به کارامل خیلی غالبه و برعکس تنباکو کارامل های رایپ ویپ و یا ویگاد شیرینی زیادی نداره‌ و برای کم شیرین دوست ها میتونه انتخاب جذابی باشه Cigarette: تنباکوی خالص و بولد و بدون شیرینی با عطری بسیار خوش شبیه به عطر چوب بلوط و سیگار برگ های کوبایی‌ هست. نوع تنباکوی استفاده شده در این سالت از نوع کوبایی هست و دلیل این عطر و بوی خوش همین نوع تنباکو هست و این اصلا تندی نداره و عطر دلچسبی داره.مناسب دوستانی مه طرفدار سالتای بدون شیرینی هستن @vapediateam

photo content

با سلام و عرض ادب - بررسی کراس پرو طراحی: خب بحث طراحی کاملا سلیقه ای و از نظر من زیباست جاگیریش تو دست خوبه و سایز بزرگی هم نداره برخلاف تصور خیلیا ، بدنه پاد از متریال باکیفیتی برخورداره و درکل پسنده. مود های دستگاه : اگه از کارتریج ۰.۴ استفاده کنید فقط میتونید از مود واتیج استفاده کنید.ولی اگه اهم های دیگه کارتریج کراس رو داشته باشید میتونید روی مود های Eco,Normal,Power دستگاه رو بذارید و ازش استفاده کنید.(من چون فقط ۰.۴ رو داشتم نتونستم مود هارو مقایسه کنم) ایرفلو : ایرفلو خوبی داره قابل تنظیم و از mtl تا rdl رو ساپورت میکنه. ایرفلوش رو اگه بخام با اس کیو پرو مقایسه کنم تو باز ترین حالتش از اون یکم ایرفلوی باز تری داره ک برای rdl کاملا مناسبه. فلیور و عمر کویل :  برای بهتر توصیف کردن فلیورش با جی ۳ یوول و اکسوا اس کیو پرو مقایسش میکنم فلیورش کاملا نرم و تو طبیعی ترین حالت ممکنه خب توی اکسوا بولدی و شیرینی بیشتری داشتیم ک سلیقه ای بود روی میوه ای جذاب بود این بولدی و شیرینی و روی تنباکویی نه ، جی ۳ یوول هم یکم فلیور ملو تر و بنظر من کمتری از این دوتا پاد میرسوند و زیاد پسند نبود ، ولی بنظرم فلیور کراس پرو برای هردو لاین کاملا جوابه و یوزر رو راضی میکنه . توی عمر کویل رقابت خیلی نزدیکه هر سه عمر کویل خوبی دارن و بنظرم تو یه رده هستن. باتری : باتری کراس پرو ۱۲۰۰ میلی آمپر و باتری خوبیه و جوابه من تا الان نزدیک ۳۳۵ تا پاف روی وات بالای ۲۰ زدم و ۵۰ درصد از درصد باتری تقریبا کم شده(تایم پاف هام کمه) ک نشون میده باتری خوبی داره در مقایسه با رقبا هم باز بنظرم تا اینجای کار کراس باتری بهتری داره. معایب و محاسن و مقایسه کلی با اس کیو پرو و جی ۳ یوول: یکی از محاسن کراس پرو دکمه قفل مکانیکی ک واقعا چیز کارامدی چون پاد رو همیشه توی جیب میذارم از فایر کردن الکی جلوگیری میشه! اگه بخام این سه رو یه مقایسه کوتاه بکنم و نظر کلی مو بگم از نظر لیکیج ک از کراس پرو فعلا با ۲۰۰ پاف چیزی ندیدم از یوول جی ۳ هم چیزی ندیدم ولی اکسوا درحد شبنم و یکم بیشتر لیک داشت بسته ب طریقه پر کردن کارتریج ، از نظر موجود بودن کارتریج پاد ها تو بازار خب در رده اول کراس پرو بعد اکسوا و بعدش جی ۳ ، از نظر فلیور ب شخصه فلیور کراس رو ب اون دوتا پاد ترجیح میدم چون هم برای لاین میوه ای جوابه هم برای لاین تنباکویی و فلیور خوبی میرسونه واقعا ، کراس پرو باتری بهتری داره نسبت ب رقبا ، و بنظرم تا ب اینجای کار یکی از بهترین پادسیستم های بازاره. امیدوارم با این فیدبک تونسته باشم کمکی بهتون بکنم❤️ تهیه و تنظیم: @mmad_yt #فیدبک #ریویو #پاد #کراس_پرو @vapediateam

photo content

حال با وجود این محدودیتهای برد , آیا این ماد ارزش قیمت 195 یورویی اش را دارد؟ احتمالا پاسخ ویپرهای عاشق ست های کلاسیک مثبت بو
حال با وجود این محدودیتهای برد , آیا این ماد ارزش قیمت 195 یورویی اش را دارد؟ احتمالا پاسخ ویپرهای عاشق ست های کلاسیک مثبت بوده , چرا که در حال حاضر چنانچه بتوان در اروپا نسخه نوی این ماد را پیدا کرد قیمتی حدود 250 یورو دارد.

نکته احتیاطی دیگر اینکه برد dna go محافظت برای جهت اشتباه باتری نداشته و حتما قطب مثبت باتری باید به سمت پایین ماد باشد و در
نکته احتیاطی دیگر اینکه برد dna go محافظت برای جهت اشتباه باتری نداشته و حتما قطب مثبت باتری باید به سمت پایین ماد باشد و در صورت اشتباه مالکش را پشیمان خواهد کرد

بسته به مقاومت کویل , بر روی کاغذ برد dna go تا 40 وات را در حالت شارژ کامل باتری تامین می کند . اما توان ماد بصورت پیش فرض ب
بسته به مقاومت کویل , بر روی کاغذ برد dna go تا 40 وات را در حالت شارژ کامل باتری تامین می کند . اما توان ماد بصورت پیش فرض بین 16 تا 26 وات با انتخاب رنگهای متفاوت که از قسمت زیر کانکتور 510 قابل مشاهده بوده , توسط دکمه زیر ماد قابل انتخاب است.توسط برنامه E-scribe هم می توان این توانها را در محدوده مجاز تغییر داد. بهترین مقاومت برای کویل بین 0.4 تا 0.8 اهم است که با توجه به قانون اهم حتما توان مورد نیاز , از نظر امکان تامین توسط ماد باید یکبار چک شود.

بدنه ماد از استیل 316 ساخته شده و باتری اکسترنال 18650 توان ماد را توسط برد dna go تامین می کند. کاربر باید محدودیتهای برد dn
بدنه ماد از استیل 316 ساخته شده و باتری اکسترنال 18650 توان ماد را توسط برد dna go تامین می کند. کاربر باید محدودیتهای برد dna go را بشناسد و در محدوده توان این برد , کویل بر روی اتومایزر نصب کند. این برد محدودیت شدت جریان 10 آمپر دارد.از طرفی کاتاف ولتاژ باطری 3.5 ولت است.یعنی وقتی ولتاژ باتری از 4.2 ولت با مصرف باتری به 3.5 ولت می رسد دیگر دستگاه فایر نمی کند و باید باتری را شارژ یا تعویض کرد. این در حالیست که بردهای دیگر اجازه تخلیه باتری تا حد 2.5 تا 2.8 ولت را می دهند