uz
Feedback
Gitme...💚

Gitme...💚

Kanalga Telegram’da o‘tish

•gitme ✔️ •İletişim:@vartolu1

Ko'proq ko'rsatish
1 892
Obunachilar
-124 soatlar
+87 kunlar
+2330 kunlar
Postlar arxiv
امروز خم شدم و در گوش بچه‌ای که مُرده به دنیا آمد آرام گفتم: "چیزی را از دست نداده‌ای"

Kan ağlasa da bu gözlerim ben iyiyim🙂 t.me/GitMee

Derdo, tu dê û bavê mine derdo, tu nan û ava mine derdo tahma jiyana mine derdo ..🤍 T.me/GitMee

Kafam güzel burası nere?

Kararsın Dünyam-Merve Özbey.mp33.75 MB

ما به آنهایی که قصد ماندن نداشتند عجیب دل بستیم.

‏و به کجا میتوانستیم فرار کنیم، اگر "خواب" نبود...

آدم های امروزی به خودشان زحمت نمیدهند یک نفر را کشف کنند، زیبایی هایش را بیرون بکشند، تلخی هایش را صبر کنند. آدم های امروز دوستی های کنسروی میخواهند؛ یک کنسرو که درش را باز کنند، یک نفر شیرین و مهربان از داخلش بیرون بپرد و هی لبخند بزند و بگوید حق با توست!

من فقط کمی خسته‌ام بعضی مواقع فکر می‌کنم اونقدر دارم برایِ زندگی میجنگم که وقتی برای زندگی کردن ندارم. t.me/GitMee

چی بگم وقتی دلم از همه پره ؟ چی بگم وقتی دلمو هزار تیکه کردن آدمای اطرافم ؟ چی بگم وقتی همه چیم بهشون دادم و فقط تشکر کردن ؟ چی بگم وقتی خودم زخمی شدم که آدمای اطرافم آسیب نبینن ؟ چی بگم وقتی وقتی آنقدر عوض شدم که منی که قبلاً کاراشونو نمیزاشتم خودشون انجام بدن, الان خوابمو بهشون ترجیح میدم ؟ چی بگم وقتی دنبال یه گوش شنوا بودم ولی هدفونم شد کسی که دلداریم میده ؟ چی بگم ؟ t.me/GitMee

Kafam Güzel, Burası Nere..

Denedim deme-Kurtuluş kuş_burak bulut.mp33.27 MB

بودن بعضی ادما شبیه ساعت شنیه؛ داریشون، کنار خودت داریشون، تو دستات داریشون اما هر لحظه حجم نبودنشون زیاد و زیادتر میشه و تو هیچ کاری از دستت برنمیاد،جز اینکه تماشا کنی و ببینی کی اخرین دونه شن پایین میوفته،اخرین بهونه بودن. بعد هم اگه بخوای ساعت شنیو زیر رو کنی تا واسه چند لحظه هم که شده دوباره بودنشونو به دست بیاری تازه میفمی که فقط انبوهی از "نبودن ها" رو زیر رو کردی.🙂⏳ t.me/GitMee

حس عجیبی دارم ؛ حس کسی که تو بلاتکلیفیِ به صدای قلبم گوش بدم یا مغزم ، گیر کرده. حس کسی که از ته وجودش احساس تنهایی میکنه و تصویر کل کسایی که بهش گفتن هیچوقت تنهات نمیزاریم از جلو چشاش رد میشه. حس کسی رو دارم که با آدم مورد علاقش رفته تو جنگل و افتاده تو چاله و همون آدم بهش خندیده و رفته. حس پوچی دارم ، حس آدمی رو دارم که هیچوقت اولویت کسی نبود در حالی که همه رو تو اولویتش قرار میداد. روز به روز شکسته تر ، خسته تر و بی روح تر از قبلم. هر روز از خودم بیشتر از روز قبل بدم میاد و همه آدمای دورمو بابت اینا مقصر میدونم. همه آدمایی که شبا با گریه تو پیویشون خوابیدم و صبح با لبخند و صدایی که توش ذوقه تا بغضم معلوم نباشه باهاشون حرف زدم. همه اون آدمایی که هیچوقت نفهمیدن چقدر باعث شدن هر شب آرزو کنم کاش نبودم و کاش امروز نمیومد. میدونم که زندگی کلا سخته ، میدونم باید قوی باشم ، میدونم باید مقاومت کنم ؛ اما لعنتی بعضی روزا به قدری آدمو میگاد که ثانیه به ثانیه اش آرزوی مرگ میکنی و هیچ کاری از دستت بر نمیاد و قوی ترین آدم دنیا هم باشی نمیتونی تحمل کنی این حجم از درد رو. t.me/GitMee

"aynı yolu beraber yürüdüğümüzü sandığımız insanlar, aslında bize sadece gidecekleri yere kadar eşlik ediyorlar." t.me/GitMee

همیشه خودکشی به این معنی نیست که خود زنی کنی، خودتو از بلندی پرت کنی، تیغ برداری و شاهرگت رو بزنی، یه مشت قرص رنگی که نمیدونی به چه درد میخورن رو بخوری، نه. همین که آرزوهات دفن شن، همین که خودت رو فراموش کنی، دوست داشتن و دوست داشته شدن رو فراموش کنی، همین که قید احساساتتو بزنی و دلیلی برای ادامه دادن به این زندگی لعنتی رو نداشته باشی؛ یعنی دست به خودکشی زدی، یعنی تموم. مرگ.

امشب خوب نیستم، از باقی مونده دیشب هنوز بغض تو رگام میچرخه، قلبم کولی بازی در میاره، امشب خوب نیستم، چه شبی خوب بودم؟ نمیدونم؛ دورم و سیاهی گرفته، کِی دورم و سفیدی گرفته بوده؟ نمیدونم؛ مغزم درد میکنه، کارام مونده، انجامشون ندادم، انجامشون نمیدم، کی اهمیت میده؟ اصلا کِی کسی اهمیت داده؟ اینم نمیدونم.

کاش انقدر غمگین نبودم.