💕💕حس خوب💕💕
Kanalga Telegram’da o‘tish
💗ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﭼﻮﻥ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻧﻮﺷﺘﻢ 💗 💗ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻧﻮﺷﺘﻢ 💗 💗ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮐﺴﯽ ﻧﺨﻮﺍﻥ ﭼﻮﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻮﺷﺘﻢ 💗 💗ﻭ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺩﻝ ﻧﻮﺷﺘﻢ💗 مدیرکانال @Ayazi20
Ko'proq ko'rsatish3 958
Obunachilar
-224 soatlar
+147 kunlar
+6830 kunlar
Postlar arxiv
3 958
حیفم آمد که...
در این ظهر...
دل انگیز خدا ...
نکنم هدیه به تو...
هر چه سعادت به دعا
🎀ظهرتون بخیر🎀
3 958
🌹ظــــهر_زیــــبــــاتــــون بــــخــــیــــرالــــهے مــــهربــــانــــیــــ،
🌹مــــهمــــون دلــــهاتــــون بــــشــــه
🌹مــــحــــبــــتــــ،از در و دیــــوار قــــلــــبــــتــــونــــ
🌹ســــرازیــــر بــــشــــه ، ســــلــــامــــتــــیــــ
🌹🍃مــــهمــــون دائمــــے مــــحــــفــــلــــ
🌹🍃خــــانــــوادتــــون بــــشــــه
🌹🍃امــــیــــدوارم ســــاز دنــــیــــا ڪوڪ
🌹🍃خــــواســــتــــههاے قــــلــــبــــے شــــمــــا بــــشــــه
🌹🍃ظــــهرتــــو بــــخــــیــــر وشــــادیــــ
🌹🍃دلــــتــــون شــــاد لــــبــــتــــون خــــنــــدونــــ
3 958
حالتون قشنگ و دلتون آروم
ظهرتون بخیر
3 958
💕اگر دوستم داری تمام و کمال دوست بدار
نه زیر خطی از سایه ی روشن
اگر دوستم داری سیاه و سفیدم را دوست بدار
و خاکستری و سبز و طلاییو درهم
روز دوستم بدار
شب دوستم بدار
و در بامداد با پنجره ای باز!
اگر دوستم داری مرا تکه تکه نکن
تمام و کمال دوستم بدار
یا اصلا دوستم ندار ...
3 958
مــوزیــڪ ویــدئوے ⃝
3 958
✔️یه جایی از زندگی میرسه که دیگه نه توضیح میدی، نه خواهش میکنی، نه دنبال قانع کردن کسی میدوی.
خسته میشی از اینکه هر بار خودتو ثابت کنی و آخرش باز هم اشتباه فهمیده بشی.
دیگه برای موندن کسی نمیجنگی و برای رفتن کسی هم راهو نمیبندی.
نه دلخوریهاتو میگی، نه انتظار داری کسی بفهمتشون.
آروم آروم یاد میگیری بعضی چیزا ارزش جنگیدن ندارن.
یاد میگیری هر آدمی همونجوری که میخواد تو رو ببینه، میبینه.
از یه جایی به بعد سکوت میکنی، نه از روی ضعف؛ از روی خستگی.
خستگی از تکرار، از انتظار، از دل بستن به آدمهای اشتباه.
دیگه نه گلهای میمونه، نه توضیحی، نه حرفی برای گفتن.
فقط نگاه میکنی و میذاری هر چیزی مسیر خودش رو بره.
چون بعضی پایانها رو نباید رقم زد؛ باید فقط پذیرفت.
3 958
ای نگار دل من .....
سخن از عشق بگو دلبر جانانه ی من
ای مرا ناب ترین گوهر دُردانه ی من
ز فراغ تو دلم سوخت چو شمع شب تار
می چکد اشک غم از دیده و مُژگانه ی من
از غم هجر تو ای ماه، دلم خون جگر است
بی تو ویران شده این خانه و کاشانه ی من
هر کجا نام تو آید دل من می لرزد
جز تو کس نیست سزاوار به این خانه ی من
پرده بردار ز خود تا که شوم مست رخت
شب هجران تو شد ؛ آتش ویرانه ی من
نیست مرا میل جهان ؛ زآن که دلم میل به توست
که جهان بی تو نیرزد ؛ به یکی دانه ی من
هر طرف می نگرم داغ تو را می بینم
تو کجایی که بیایی پی افسانه ی من
نفسم بوی تو دارد ؛ سخنم نام تو را
بی تو ویران شده این خانه و کاشانه ی من
من همان عاشق خونین جگرم کز پی تو
می دود در پی تو این دل دیوانه ی من
هرچه کردم که ز یاد تو فراموش کنم نتوانم
که غم هجر تو افتاد به میخانه ی من
نام تو شمع شب تارِ وجودم شده است
روشنی بخشِ دل بی کس و پروانه ی من
منم آن حاکم دل کز پی تو هیچ شدم
همچو روحی به تنم حضرت فرزانه ی من
3 958
✔️یه جایی از زندگی میرسه که دیگه نه توضیح میدی، نه خواهش میکنی، نه دنبال قانع کردن کسی میدوی.
خسته میشی از اینکه هر بار خودتو ثابت کنی و آخرش باز هم اشتباه فهمیده بشی.
دیگه برای موندن کسی نمیجنگی و برای رفتن کسی هم راهو نمیبندی.
نه دلخوریهاتو میگی، نه انتظار داری کسی بفهمتشون.
آروم آروم یاد میگیری بعضی چیزا ارزش جنگیدن ندارن.
یاد میگیری هر آدمی همونجوری که میخواد تو رو ببینه، میبینه.
از یه جایی به بعد سکوت میکنی، نه از روی ضعف؛ از روی خستگی.
خستگی از تکرار، از انتظار، از دل بستن به آدمهای اشتباه.
دیگه نه گلهای میمونه، نه توضیحی، نه حرفی برای گفتن.
فقط نگاه میکنی و میذاری هر چیزی مسیر خودش رو بره.
چون بعضی پایانها رو نباید رقم زد؛ باید فقط پذیرفت.
3 958
عبور باید کرد
از هر آنچه رنج که بود
از هر آنچه میگذرد
از هر آنچه ویرانیست...
عبور باید کرد
چونان که باد ز دشت
چونان که آب، ز رود
چونان که میباید...
عبور، یعنی من؛
حلول خواهمکرد!
میان روئیدن
و ناب خواهم زیست
ادامه خواهمداد...💙
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
