❤زادگاه من چاپشلو❤
Yopiq kanal
کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4
Ko'proq ko'rsatish1 513
Obunachilar
-324 soatlar
-57 kunlar
-1130 kunlar
Postlar arxiv
1 513
برگ های توت
خب معمولا این روزها هستش باغداران که میخواند کرم ابریشم پرورش بدن ،جعبه تخم نوغان میاد
ان شاالله به سلامتی باشه 🙏🌹امروز هم که روز سلامتی هستش همیشه سلامت باشید
بعد به وقتش پست 0تا100در این خصوص هستش در کانال فروارد میشه👌
https://t.me/chapeshloo_1
1403/1/18
1 513
🔻یک دست هم صدا دارد؛ آنجا که دستی میگیرد. پویش «عید مهربانی» با نظارت مرکز نیکوکاری موج مهربانی ،تقویت معیشت همشهریان کمبرخوردار شهرمان را به دستان من و تو گره میزند.
با «قلب مهربان» در تغییر معیشت همشهریانی سهیم باشیم که تحت پوشش هیچ سازمان و موسسهای نیستند!
🔹 مرکز نیکوکاری موج مهربانی چاپشلو در نظر دارد همزمان با فرارسیدن عید سعید فطر با جمعآوری کمکهای نقدی شما به خانوارهای نیازمند عزتمند شهر چاپشلو بسته معیشتی اهدا نماید، فلذا از شما همشهریان خیر دعوت بعمل میآید تا با کمکهای خود ما را در این امر همراهی نمایید.
🔸 همشهریان عزیز جهت مشارکت در پویش "عید مهربانی" میتوانند از 1000تومان تا هر مقدار که مدنظر دارند را به شماره کارت زیر بنام "مرکز نیکوکاری موج مهربانی چاپشلو" واریز نمایند
6037997971169454
جهت کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی با شماره زیر تماس بگیرید.
09300990032
🌹 کانال مردمی چاپشلو خبر 🌹
@Chapeshloo
1 513
فارسی میگن آب دزدک
ما درگزیا ترکی میگم بوزو دیشه یا موزو دیشه
آخر فیلم بهش میگم الجی قویروقه
شماهم هرچی میگید
کامنت کنید👌✍
https://t.me/chapeshloo_1
1 513
#موسیقی_قدیمی
حسین موفق
کمال تار زنم تارم شکسته......
🌸
یک دوتار شکسته دیدم این موزیک قدیمی یادم اومد🌸
https://t.me/chapeshloo_1
1 513
این برنامه هم با همشهری
بانو پری سلطانپور ضبط کردیم
آهنگ درخواستی خواستن
منم گفتم نمیشه که از راه رسیدی فوری آهنگ درخواست کنی
اگه از سیزده بدرهای درگز چیزی بیاد داری بگو
😊
آهنگ از هنرمند درگزی بانو فاطمه محمودی درخواست کردن
🌺👏🌺
کانال تلگرام خانم سلطانپور
https://t.me/aaaz90aza
https://t.me/chapeshloo_1
1 513
لباسهای کهنه آخر سال ...
منظورم اینکه قدیم با همه این لباسها
مادران عزیز قدیمی پلاس میبافن
کسی هم به کوچه خیابان نمیریخت
https://t.me/chapeshloo_1
1 513
و این باصطلاح نیمچه سکته تو خواب هر چند که با مشورت دکترش ، برای خودش ثابت شده بود از پرخوری زیاد بوده و دستگاه کاردیوگراف خطاکرده و قرص قلب هم چیزی جز ویتامین نبود .اما بهانه ای شده بود تا مرد با خیال راحت و آسوده بساط تریاک کشی را با قیچی کردن نوار رنگین توسط زنش ، افتتاح کنه و رسمیت ببخشه .بله امان از دست بعضی از مردها .
آخ قلبم ...😜
حسن دانایی✍
پانوشت: مس مسی: حرکات کند انجام دادن، تنبل، متضاد سرعت درکار.
لنجه: عبارت درگزی یعنی چونه زدن درخرید.
لوکو: بازهم واژه تقریبا متروکه درگزی یعنی کلا، یک جا.
بفش کردن: معنی کردن این واژه، توضیح واضحات خواهد بود.!!! درمتن امده. وبعبارت دیگر کلمه مشهوری است نیاز به ترجمه ندارد.!!
@chapeshloo_1
1 513
این روایت : قابل توجه خانمها !
(پولتیک ایبیش)
مردها از پنجاه که عبور کردند ،دچار بحران هویت میشن ،حالا که یه سی سالی کار کردند و ته جیبشون صدای جرینگ جرینگ سکه می یاد و دستشون به دهنشون می رسه و می تونند لقمه بردارند ،فیلشون یاد هندوستان می افته!!
و تا می خوان احوال ویجینتی مالا ! را بپرسند بعضی هاشون موتورشون ریپ می زنه و یه نگاه می کنند و به خود می یان که می بینند رو تخت بیمارستانند و نوار قلبی نشون میده که یه نیمچه سکته ای را فعلا بخیر وخوشی از سر گذرونده اند و یا تو تست( آزمایش) خون ناگهان متوجه میشن که ای داد و ای بیداد ،قند خون ناشتا ۲۵۰و تری گلیسرید هم رفته بالای ۴۰۰ تازه کبد هم دوگرید چربه واویلا وا مصیبتا .
خلاصه اصل بر این قرار می گیره که سوخت به کاربراتور نمی رسه ونیاز به پمپاژ هست و از آنجا که ما مردها عادت داریم همیشه تو صف باشیم فرقی نمی کنه صف کوپن خواربار ، صف بنزین ، صف نونوایی وصف هرچی که تشکیل میشه و یا میخواد بشه !اینجا هم بدور از مرام مردانگی است که خارج از صف وایستیم ورسما وارد تیم سکته ای ها شده و میریم سر صف .و میشیم آدمی لوس و بچه صفت و با کوچکترین ناملایمات خطر سکته را به طرف مقابل گوشزد می کنیم و از زن و بچه ونوه و فامیل انتظار همراهی و ترحم را داریم و زن و بچه هم هر چند قبلنا هم جرئت نداشتند اما حالا بیشتر رعایت می کنند برای اینکه به قلب آقای خونه فشار نیاد خبرهای ناخوشایند را ازش پنهان می کنند .وچه تو خونه خودشان ،چه خانه قوم وخویشها وهمسایه ها ،بلندی و کوتاهی صدای موزیک ،خاموش و روشن کردن تلویزیون و انتخاب برنامه میاد دست پدر وگرنه اعتراض میکنه و دستش را روی قلبش می زاره!
مبادا به قلبش فشار وارد بشه .در بحث و گفتگو کسی جرات نمی کنه با او از در مخالفت در بیاد .هر جا قافیه تنگ میشه یا راه نداره و تو مشاعره زندگی عقب می مونه دست روی قلبش می ذاره وطلب یه لیوان آب می کنه تا از اون قرصهای قلب که همیشه همراه داره بخوره . قرص خوردنش هم به مصلحت و شرایط اوضاع و احوال و جو محیط بستگی پیدا می کنه مثل آقا ابراهیم که ما تومحل بهش می گفتیم ایبیش .اگه با زنش بگومگو داشت ،قرص در آوردن ختم ماجرا میشد و حرفهای فیلسوفانه می زد:
زندگی چیست ، زندگی بی ارزش است و حرفهایی که جواب نداشت .زن وبچه هاش ومردم هم کوتاه می اومدند.
حرص همه را در می آورد مس مسی!! شده بود مثلا گشاد گشاد راه می رفت وکفشش رو، رو زمین می کشید و باصطلاح لخه می کرد در واکنش اعتراضی زنش که می گفت : بابا حالا یه نیمچه سکته زدی ، پات که درد نمی کنه . نگاه فیلسوفانه و اندر سفیه می انداخت و می گفت قلب ب ب قلب لاکردار ب ... و زنش کوتاه می اومد .
زنش همه جا کوتاه می اومد.دونفری رفته بودند بازار مهری خانم چشمش به پارچه ای می افته به ایبیش می گه ببین طرحش قشنگه برات قد یه بیژامه بخرم،بدوزم ازبس این بیژامه را پوشیدی رنگ وروش عوض شده،حالا کار ندارم که چند جاش سوراخ شده،جای سیخ داغه! ایبیش غرغر کنان قبول می کنه اما از لجش بابت قیمت پارچه با فروشنده شروع می کنه به لنجه کردن،فروشنده کوتاه نمی اید از لجش می گه اقاجان ولش کن،بگو ببینم لوکو! چنده؟ و عاقبت کل توپ پارچه را روهمون لجبازی بچه گانه می خره درصورتی که به دردشون نمی خورده و زنش چیزی نمی گه،سکوت می کنه. مهری خانم با اینکه می دانست گاه گاهی تواتاقش بفش می کنه!( تریاکمی زنه) و این بر می گرده به قبل از اعلام رسمی نیمچه سکته اما زن بروی خودش نمی اورد،معتقد بود که در این سن وسال که مردها به سرشان می زنه و دنبال هزار کار خطای دیگه می رن ، تریاک کشی بی خطر تر از بقیه است .
وبا قلبم قلبم همه خانواده را گیاه خوار کرده بود .چه معنی داره گوشت قرمز بخورید ، مگه این بنده خدا ، زنم ،مادرتون چه گناهی کرده که دو نوع غذا بپزه یکی رژیمی برای من و یکی برای شما . تازه گیاهخواری مفید هم هست و من آینده بچه ها هستم. بابا ببینید اگه ناپرهیزی کنید اونوقت مثل من می شید قلبتون جاش تنگ میشه و آخر سر غزل خدا حافظی را باید تو مایه ابو عطا بخونید و الوداع بگید به خاطره ها و روزهای خوش ،به بهار و تابستان و پاییز و زمستان فصلهای خوب خدا . بهتره که نخورید .کم بخورید ،سالم بخورید .این روغنها را نخورید ببینید یاتاقان سوزوندم !
خلاصه وضعی پیش اومده بود و صحیح تر ،اقا ایبیش وضعی درست کرده بود که با کم شدن هزینه خورد و خوراک ،بچه ها روز بروز قلمی تر می شدند و حقوق ماهیانه پس انداز شده از این طریق را صرف تریاک خودش می کرد
