uz
Feedback
❤زادگاه من چاپشلو❤

❤زادگاه من چاپشلو❤

Yopiq kanal

کانال فرهنگی ، نوستالژی، خاطرات ،با عشق تقدیم به شما عزیزان🌹 اینستاگرام👇 https://www.instagram.com/chapeshloo1347?igsh=cmZvdWkyZXQ0ZDE4

Ko'proq ko'rsatish
1 516
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kunlar
-830 kunlar
Postlar arxiv
وچه پس کوچه ها را گشتم. به خانه ها نگاه می کردم بعضی مخروبه وبعضی تازه ساز شیک وامروزی. ناگهان صدای ترمز اتومبیلی مرا به خود اورد. چهره اشنا وعزیزی از سواری پیاده شد. به سویش رفتم. همدیگر را بغل کردیم واز دیدن همدیگر دران کوچه یادها وخاطره ها خندیدیم. ایشان علی اقای کاظمی خودمان بودند. مالک گروه تلگرامی پویش عکس وخاطرات درگز. با وجود دعوت علی اقا به خوردن صبحانه درکنار ایشان و سایر دوستان. متاسفانه امکان ان وجود نداشت وباید راهی میشدیم. راه برگشت را طی می کردیم. با دردست داشتن دو تا نان اسفناجی انجه چری تعارفی اقای کاظمی از ایشان خداحافظی کرده و در بارانی بهاری که درمنطقه ای رگباری و در نقطه ای نم نم میشد واوج زیبایی طبیعت بکر جاده درگز به فوچان را دوچندان می کرد برگشتیم. سفری کوتاه و بیادماندنی شد. سفری که سوغاتم (انجه چری) بود. *درپایان تشکر کنم از دوست قدیمی ام که زحمت اصلی سفر با ایشان بود اقای« مهندس فرید مدنی». و همچنین تمام دست اندرکاران بومی و غیرحرفه اهالی خوب کلته چنار که با خلوص نیت سعی دارند که امکانات رفاهی رابرای مسافران باوجود کمبودها ودوری راه از شهردرگز فراهم کنند.وبا محبت واخلاق خوش کمبودها ونقایص را پوشش بدهند.مخصوصا از اقایان بیژن انصاری وبیژن قربانی.و ایضا توصیه دوست قدیمی ام اقای ضیا انصاری که موثر بود . پانوشت: چوخای خود را برکشیدیم. چوخا بالاپوش چوپانان شمال خراسان. کنایه از رمان کلیدر محمود دولت آبادی گیوه: پاپوش قدیمی سبک وبادوام وخنک دست دوز استادان کفاش. حسن دانایی ۱۴۰۳/۲/۱۶

مثلا سفرنامه (سفر یک روزه به دره ارغوان کلته چنار درگز) تعطیلات رسمی دو روزه جمعه وشنبه، فرصتی را فراهم کرد که در این فصل رویش طبیعت ، سفری داشته باشیم به شهرمان. اما مسافرت اینباره مان با دفعات قبل تفاوت های چشمگیری داشت. فصل بهار جلوه گری می کند و زیباییش را همچون طاووس به رخ می کشد ـالحق که زیباست و این طراوت و سرسبزی در طبیعت شهرمان بیشتر به چشم می اید ـدرزمانه ای که فضای مجازی بی رقیب است و به یمن همین اینترنت، اوازه طبیعت شهرمان دره چریک و چهلمیر وپارک تندوره و ابگرم و امام قنبر و دامنه های هزار مسجد، در ایران و حتی جهان پیچیده و گردشگر است که راهی شهرمان میشوند. و ماهم تصمیم گرفتیم همراه باشیم با دسته جات گردشگری وتورهای مسافرتی و بازدیدی مفرح داشته باشیم از کلته چنار با روستاهای زیبایش و برویم همراه مسافرها از دره چریک، ارغوان دیدن کنیم. شب را در روستای ارباب در سویتی اجاره ای به قرار شبی یک میلیون تومان گذراندیم. سوییتی با هال و یک خواب و اشپزخانه اپن و سرویس بهداشتی وحمامی که ابگرمکن نداشت و خنزل پنزلی بنام مبل . هرچند بنای سوییت با مصالح جدید،ساخته شده بود اما بوی روستا را می داد.سپیده دمان با صدای مرغ وخروسهای همسایگان ازخواب بیدار شدیم. پنجره را باز کردیم و همان لحظه این شعر زیبا درذهنم تداعی گشت. بامدادان که تفاوت نکند لیل ونهار، خوش بود دامن صحرا وتماشای بهار. بااینکه برای صبحانه سفارش املت را داده بودیم ساعت ۸ صبح همراه با املت کره وپنیر محلی ومربای هویج نیز زینت بخش سینی بود با نانی که انگار از شهر تهیه شده بود . درانتظار خنکی چوری بودم اما به این نان بیات بسنده کردیم. پس از صبحانه، چوخای! خود را برکشیدیم وبه کمک سواری همراه صدها نفر گردشگر راهی منطقه دره چریک و ارغوان شدیم. درراه شاهد اتوبوسهای گردشگری بودیم که درگوشه ای پارک بودند ومسافران این اتوبوسها نظر به کم عرض بودن جاده خاکی منتهی به دره چریک با وانت نیسان آبی ویا تراکتور جابجا می شدند. جاده خاکی و عبور ومرور دران به سختی انجام میشد و اغلب وخصوصا در پیچ ها که عرض جاده کم بود، اتومبیلها مجبور میشدند درگوشه ای توقف کنند تا اتومبیل مقابل بتواند عبور کند واین جاده پر دست انداز وخاکی مرا به گذشته ها به جاده قدیم درگز به قوچان، برد. که با عبور هر اتومبیلی خاکی برمی خاست انقدر غلیظ که بیش از دومتر جلوتر را نمی دیدی. خوشبختانه اغلب رانندگان این موضوع را مد نظر داشتن و به اهستگی حرکت می کردند. امان از دست اون اقلیت که درهرجایی هستند ودراینجا هم با نوع رانندگی شان خاک به هوا می کردند. بالاخره رسیدیم به دره ای فراخ و مالا مال از جمعیت مشتاق. محل تجمع و زدن کمپ. عده ای چادر چند نفره برپا کرده بودند و جمعی نیز چادرهای بسیار بزرگ با گنجایش حدود سی نفر و تک وتوک کاروان و انبوهی از اتومبیل های شخصی پارک شده. سمتی از دره را که تعدادی درخت ارغوان داشت، دره ارغوان نام گذاشته بودند و سمتی دیگر را که می بایستی اقدام به راه پیمایی وکوه نوردی کنی با دره های عمیق برگرفته از نام گیاهی خودرو وخوردنی،(چریش) معروف بود به دره چری ک. همانطور که چشم می انداختی، جمعیت عاشق طبیعت را می دیدی که درحال کوهنوردی بودند. از پیر وجوان و کودک. وبعضی نیز سگهای خانگی شان را همراه داشتن. محیط سرشار از شور وشعف وخنده و انرژی بود. واین شادی ارزش داشت بر همه کاستی ها. ساعتی در کنار چنین جمعی بودن، روح وروانت را صیقل می دهد و لذت می بردی از هرانچه که دران محل می دیدی ومی شنیدی. واین دم غنیمت، ارزش طلایی بود که به ان دست می یافتی در منطقه ای از طبیعت بکر بهاری شهرمان. پس از چند ساعت کوهنوردی و نوشیدن چای کاکوتی و استراحت، گیوه را برکشیدیم و عازم روستای ارباب محل بیتوته مان شدیم. ساعت ۳بعداظهر خسته و خاکی ولی شاد وسرحال از نشاط محیط، وارد سوییت شدیم و نهار که قبلا سفارش گرفته بودند متشکل از یخنی با گوشت مرغ و گوشت گوسفندی در سینی بزرگ توسط مسئول مربوطه تحویل شد. یخنی ای که سالها بود طعم ان را نچشیده بودم. عطر وبوی همان یخنی دست پخت عرب آشپز را می داد. با بوی دودی که در جان برنج دم کشیده بود با عطر روغن زرد . پلو روی اجاق هیزمی پخت شده بود و هرچه از لذیذ بودن این نهار دست پخت اشپزی که عمرش طولانی باد بگویم، کم گفته ام. و اضافه کنم یخنی گوشت قیمت منصفانه ای داشت هر پرس غذا با ماست ونوشابه، مبلغ سیصد هزار تومان. عاقبت مدت سفرمان به انتها رسید. اما مگر می شد به کلته چنار بیاییم و سری به زادگاهمان نزنیم. شب را در شهرمان به صبح کردیم. خوابی آرام بخش. انگار فرزندی درکنار مادرش خوابیده. من همان فرزندی بودم که دراغوش شهرم با ان هوای دلپذیرش ارامیده بودم. در بغل مام وطنم وزادگاهم. صبح گاهان از خانه زدم بیرون به هوای دیدن دوستی واشنایی. اما افسوس که روزتعطیلی بود وشهر هنوز درخواب بسر می برد. ک

سلام سپاسگزا م که هستید دیروز پست زیاد گذاشتیم امروز پست نداریم جبران دیروز😊🌺🌹

معرفی روستای تورک نشین اسفیدان استان خراسان شمالی باصدای جواد_حصاری نام آهنگ یار گلر روستای اسفیدان یکی از جاذبه‌های گردشگری بجنورد در استان خراسان شمالی است که در سال ۱۳۸۵ به‌عنوان زیباترین روستای کشور انتخاب شد و با معماری پلکانی خود شباهت زیادی به ماسوله دارد. علاوه بر بافت تاریخی، اسفیدان جاذبه‌هایی همچون دره‌ها و آبشارها، قلعه‌، چشمه‌های خروشان، غارها و غیره را در خود جای داده است. درخت صندل سمبل این روستا به شمار می‌رود که تنها دو اصله از آن‌ها باقی مانده است. . اهالی این روستا به زبان ترکی خراسانی صحبت می‌کنند این روستا حدود ۳۰۰۰ نفر جمعیت دارد آدرس: استان خراسان شمالی، شهرستان بجنورد، ۴۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر بجنورد کانال قوچان زیبا 👇@ghuchanBeautiful@ghuchanBeautiful

درگذشت استاد بخشی عیسی قلی پور را به جامعه هنری خراسان تسلیت میگوییم #بجنورد #دوتار_ترکی

مشهد پایه🌧

Ovozli xabar01:13