[خِرِفت]
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 460
Obunachilar
+124 soatlar
+77 kunlar
+2030 kunlar
Postlar arxiv
1 462
«ولی تو با آن همه حرفی که زدم و آن همه حرفی که دوست داشتم بزنم، نفهمیدی و نمیفهمی. زیرا تا وقتی که کلمات در دنیای تو معنایی دارند و در دنیای من معنای دیگر، گفتوگو مرده است.»
"دانوب خاکستری؛ غادة السمان"
@Kherefttt
1 462
«تنها گزینهام این بود که چنان زندگی کنم که گویا آیندهای دارم.»
"شب پیشگویی؛ پل استر"
@Kherefttt
1 462
«لوین احساس میکرد که در این جهان تنهاست؛ حتی در میان خانوادهاش، حتی در میان دوستانش، او تنها بود. همه چیز به نظرش بیمعنی و پوچ میآمد. او میدانست که هیچکس نمیتواند درد او را بفهمد. هیچکس نمیتواند به او کمک کند. او به کتابهایش، به زمینهایش، به هرچیزی که میتوانست پناه میبرد. اما در نهایت، همه اینها فقط به او یادآوری میکردند که چقدر تنهاست.»
"آنا کارنینا"
@Kherefttt
1 462
«یک روز تصمیم میگیری که از چیزهایی که روزگاری بیشترین دلبستگی را به آنها داشتی، لحظه به لحظه کمتر حرف بزنی و وقتی اینکار لازم میشود، مسلما تلاش زیادی هم میبرد. از شنیدن حرفهای خودت عُقت میگیرد، کم حرف میزنی. دیگر دلت نمیخواهد حق با تو باشد.»
"سلین؛ سفر به انتهای شب"
@Kherefttt
1 462
«دوست دارم گهگاه گم شوم
مثل پرندههای پاییز
میخواهم میهنی تازه بیابم
غیر قابل دسترس
و خدایی
که مرا تعقیب نکند
و سرزمینی که دشمنم نباشد!»
"نزار قبانی"
@Kherefttt
1 462
گفت: «نمیتوانم طاقت بیاورم.»
و بعد، وحشتزده اندیشید که شاید
بتواند طاقت بیاورد و مجبور باشد
این رنج عظیم را سالها به دوش بکشد.
"ال.ام. مونتگمری"
@Kherefttt
1 462
«میپرسی: کلمهی وطن به چه معناست؟
خواهند گفت: خانه است و درخت توت
لانهی مرغ و کندوی زنبور عسل، بوی نان و آسمان نخست.
و میپرسی: چهطور کلمهای سهحرفی
بر تمامیِ اینها فراخ است و بر ما تنگ؟»
"محمود درويش"
@Kherefttt
1 462
«تو نمیتوانی دستت را روی قلبت بگذاری.
نمیتوانی با صدای بلند بگویی امیدواری. ای کاش میتوانستی، اما نمیتوانی. نمیتوانی با نفسی که بالا نمیآید بگویی امیدواری. نه نمیتوانی.»
"از قیطریه تا اورنج کانتی؛ حمیدرضا صدر"
@Kherefttt
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
