آگوا
Kanalga Telegram’da o‘tish
447
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
447
بیست و پنج سالگی.
تولدم رو با شنیدن صدای محبوبم شروع کردم
و روزم اتفاقای شیرینی که مال خودمن رو داشت.
بالای دفترم نوشتم؛
«هر روزی که میگذره، بخشی از تو میگذره.»
و بعد با خودکار سبز بین حرفام نوشتم که قلبم چی میخواد.
راه بیفتیم سمتی که بوی زیتون کال میاد.
447
Repost from گلبو
درمورد کنکور خیلی پیام میگیرم و هیچوقت دلم نمیخواد درموردش منبر برم چون فقط باعث میشه به حال کنکوریها بیشتر از همیشه غصه بخورم. اینکه تو جامعهای زندگی میکنیم که فکرمیکنیم هرکسی «ریاضیش» خوبه یا «دانشگاه دولتی» قبول شده پس مسیر موفقیت رو میتونه طی کنه و هرکسی درس نخونه و دانشگاه نره و ریاضی و فیزیک رو متوجه نشه نه، نشون میده جامعهی بسیار عقبافتادهای داریم. توی خانوادهی ما، تنها کسی که ریاضیش خوبه منم. خواهرم ۱۶ سالشه و از پارسال پیج اینستاگرام زده و کیف چرم میدوزه. این دختر، ذرهای، تو بگو یه اپسیلون به هیچ درسی علاقه نداره. نمیگم ریاضی، میگم کلن به درس خوندن، امتحان دادن، حفظ کردن. به زور و دعوا و جیغوداد و تهدید و صغریوکبری چیدن منِ خواهر بزرگتر درساش رو پاس میکنه. اما به نظر من و احتمالن خیلیای دیگه، دختر موفقیه. هوش اجتماعی بسیار بالایی داره، خلاقه، فیلم خوب میبینه، کتاب خوب میخونه، توی انتخاب دوست سنجیده عمل میکنه، برای کارش مجوز گرفته، زندگیش با برنامهریزی پیش میره و از همه مهمتر، کسی که توی ۱۵ سالگی ترمی هشتصد تومن(گه توی این تورم، من کلاس زبان میرفتم ترمی هشتادوهشت هزارتومن) پول کلاس زبانش رو خودش میده، برای من از ایران کادو میخره میفرسته به نظر من موفقه. اما آیا درس خونه؟
نه.
آیا ریاضیش قویه؟
Tell me about it.
از برادرم دیگه نگم براتون. انقدر درس نمیخوند که کار میکشید به امتحانهای شهریور، اما دهها مدال قهرمانی تکواندو داره و خیلی مسائل دیگه.
پس این تصور که لزوم موفقیت اینه که هاروارد درس بخونی و دانشگاه دولتی قبول بشی رو از سرتون بیرون کنین و فکرنکنین حالا که کنکور رو بد دادید، یعنی خنگ و بهدردنخور یا آدم ناموفقی هستید.
اینو منی میگم که تمام سالهای زندگیم برچسب «باهوش» بهش خورده و نتیجهش رو دارم میبینم، خوب بوده باشه، تونستم بورسیه بشم بخاطر همین «هوش کذایی»، ناراضی هم نیستم، اما آیا تنها راه رسیدن به هدف همینه؟ نه. بچهها، هوش به قوی بودن ریاضی و کنکور رو خوب دادن نیست. این طرز فکررو از سرتون بیرون کنید که از درون اعتماد به نفس شما رو میبلعه، کنکور هیچ چیزش استاندارد نیست، سراسر تبعیض و تقلبه. بیس ریاضی داشتن بخش عمدهایش به ژنتیک و علاقه برمیگرده، یکی علاقه نداره آقا چه اصراریه. شما توی هزاران هزار شاخه میتونی آدم موفق و باهوشی باشی که خیلیهاش از مسیر تیپیکاله درس و مشق نمیگذره. به این فکرکن و خودت رو نباز.
447
رویا پردازی میکنم که روزم آسون بشه.
بالاخره میتونم یاد بگیرم که چطور میشه تو زندگی واقعی و کاری که واسم سخت به نظر میاد دووم بیارم.
به موکتل گیلاس، سالاد سزار، خرید، بغل محکم و خندهی آخر شب، روزایی که با خوشحالی میگذره، ایده و انگیزه و رشد کردن، رقصیدن و کتاب خوندن و فیلمای خوب به هر چیزی فکر میکنم که عشق و زندگی میتونن بهم هدیه بدن.
قراره صبر کنم و سعی کنم بتونم.
447
روز سیزدهم. 🤽🏻♀
و روز آخر چالش، با اینکه کامل انجامش ندادم ولی راستش خیلی خوشحالم از مسیری که پیش اومد. 😌
447
Repost from ماهگون
یه اصطلاح جالبی هست تو انگلیسی به اسم humble bragging یعنی خودستایی فروتنانه. برای مثال طرف کپشن مینویسه بزرگ شدن تو خانوادهای که پدرش پزشک و مادرش استاد ادبیات دانشگاه باشه خیلی سخته چون در کشمکش همیشگی انتخاب بین خدمت به همنوع یا ورود به دنیای موزون و دلپذیر واژهها قرار داری.
به عبارت دیگه درحال غر زدن، ناله کردن یا ایراد گرفتن از خودش و زندگیش خیلی زیرکانه و ظریف ولی به شکلی مثلا فروتنانه فخر چیزی رو میفروشه. بعضیها شبیه مثال بالا آشکارتر بیانش میکنن و یه عده هم اونقدری دقیق و هوشمندانه اینکارو انجام میدن که حتی همدلی بقیه رو برانگیخته میکنن.
That's a real thing. Watch out for it.
447
فردا آخرین امتحان این ترمِ سخت و طولانیه.
موقع مسواک زدن به این فکر کردم که چون با این مسواک که کوچیکه و برسش نرمه راحتترم، بیشتر طول میکشه این فرایند. هومم.
خستهام ولی خوبم
دلم میخواد یه کاری بکنم خستگیِ این مدت رو ببره.
447
گابروی عزیزم.
دیدنِ قدم برداشتن و رهاشدن و زندهتر بودنت لذت بخشه، به همین مسیر ادامه بده. ✨
امیدوارم امسال واست پرباشه از ماجراهای خوشحال کننده و بدرخشی.
