آگوا
Kanalga Telegram’da o‘tish
447
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
447
هر هفته یه روز با بچههای کلاس میریم بیرون رو زمین دور هم میشینیم اول یه کم بازی میکنیم بعد شروع میکنیم حرف میزنیم.
از دلخوریهامون طی هفته میگیم یا از تشکرهامون اگه کسی کمک کرده یا اگه کسی ناراحتمون کرده
یا حتی اگه کسی دلش میخواد صبح موقع صبحونه یه موسیقی رو گوش بده هم نظرش رو میگه.
هر کاری هر حرفی که باعث بشه دانش آموزا احساس سبکی داشته باشن زده میشه.
بعد دایره کم کم سبک میشه حالشون بهتر میشه و بچه ها میرن خونه.
447
امسال سعی کردم تو کلاسم با بچهها طوری رفتار کنم که صادقانه احساساتشون رو بیان کنن، در موردش حرف بزنن و بدون اینکه احساس کنن نیازه پاسخی به کسی بدن هر زمانی برن اسمشون رو تو احساس مورد نظرشون بذارن، یا از پوستر احساسات و نیاز کمک بگیرن یا از کتابای کتابخونهی دیواری کتاب بردارن و وسط ساعت درس برن گوشهی کلاس به بالش تکیه بدن و اگه نیاز دارن چند صفحه کتاب بخونن و خوراکی بخورن.
