uz
Feedback
Conquered

Conquered

Kanalga Telegram’da o‘tish

نگاهی به تخطی اذهان.

Ko'proq ko'rsatish
7 524
Obunachilar
-1324 soatlar
-657 kun
-31230 kun
Postlar arxiv
هرشب تصمیم میگیرم ساعت دوازده بخوابم ولي هربار که دوازده و پیج دقیقه میشه رد شد که.. دیگه بریم واسه ایستگاه بعدي‌ ساعت چهار صبح.

+1
You got a heart from heaven, but you’re burning like hell.

پلی‌لیستس بهتر از تراپی عمل میکنه 😇🎧

رابطه رضا و پارتنرش انقدر دوست داشتنیه که نیاز به یه تراپیست دارم 😫

دیگه از خوشبختیم میترسم..

فکت: پارتنر کسخل از پارتنر داف هم جذاب‌تره.

[#چی_ببینیم] Movie: The words 2012

4_532579062850318781.mp31.28 MB

با بیرون غریبه،از درون بی خونه ام...

104252918.mp32.65 MB

+وقتی میگفت به ریسمون آویزون شید من یکی تو کتم نرفت چون این صحنه رو دیدم!همون موقع خودم هم آویزون شده بودم اما درک نمیکردم درد زخم این طناب هارواما چشمام عکاس شدمن از زمین صحبت میکنم چرا یک مدته سیل خون جاری شده؟صدای منو از بعد دوم میشنویدالان ماه هاست ارواح سرزمینم با نی های محکوم به نواختن درحال خلق زوزه و جیغ شدما اینجا همه حالت تهوع گرفتیم و خون سبز بالا میاریم!لجن چه اتفاقی افتاده؟~من آینده ام اینجا آسمان زلال شده.درختان پاییز را تجربه نمیکنند.تجربه تجربه نمیشود و کتاب ها بدون منت خوانده میشوندگلو ها به آب طراوت میبخشندگیلاس های نقره ای بذر رشد دوباره ارواح شد.من:بعد از آخرین عکسی که گرفته شد،کودکی در کوه بدنیا آمد.که توسط پدر و مادری فراری،از تمام طناب ها دور ماند.سالها بعد کودک بزرگ شد.شبی در عالم رویا هدیه ای دریافت کرد،این هدیه از طرف پادشاه بعد دوم و ملکه زمین بود.پارچه های هدیه را که کنار زد،داسی را دید که لبه های بران و نقره ای داشت، که با خون زینت داده شده بود و با چرخواندنش در هوا،صدای زوزه و جیغ نی هارا میداد! چند ماه بعد فقط۷ انسان باقی ماند چون کودک تمام انسانهای متصل به طناب هارا تکه تکه کرد