262
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
Ma'lumot yo'q30 kunlar
Postlar arxiv
262
Repost from N/a
همیشه یک نفر هست
که روز آدم را خراب کند
البته اگر به قصد نابودی
کل زندگی ات نیامده باشد.
بوکوفسکی
@panjkhattegan
262
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
روز صحرا و سماع ست و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن
تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل ست تحمل نکنم بار جدایی
ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم
به طبیب من که گوید که چه زار و ناتوانم
به گمان این فکندم تن ناتوانم
که سگ تو بر سر آید به امید استخوانم
262
«از این كه چنین نورانی یاد منی، باید بر خود میبالیدم؛ امّا، عزیز من، من برای تو چه كردم؟ _هیچ._ من تنها نگاهت میكردم، چرا كه خود نگاهكردنی بودی..»
262
یه جایی نشسته بودم اهنگ هایده پلی شد
پیرمرده گفت میدونی کجا فهمیدم آخوندا دروغ میگن
بغلیش گفت ،کجا ؟
میگن این صدا میره جهنم ،این خودش بهشته
