uz
Feedback
پسغامبر

پسغامبر

Kanalga Telegram’da o‘tish

https://instagram.com/pasqambar_official Historical and pathological analysis of the left intellectual movement in Iran UK.newcastle

Ko'proq ko'rsatish
947
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kunlar
-1330 kunlar
Postlar arxiv
در چند هفته اخیر در سفر به دور اروپا با اعضای پارلمان‌ها، دولت‌ها و رسانه‌ها گفت‌وگو کرده‌ام. سفر من یک هدف داشت: این که صدای میلیون‌ها ایرانی باشم که تحت سلطه جمهوری اسلامی، ترورهای آن و قطع اینترنت، گروگان گرفته شده‌اند؛ میلیون‌ها ایرانی که صدایشان خاموش شده است. اما اکنون با اطمینان می‌توانم بگویم این سکوت، این سانسور، نه‌تنها توسط رژیم در ایران، بلکه توسط رسانه‌های بین‌المللی و به‌ویژه اروپایی انجام می‌شود. بنابراین، می‌خواهم به طور مستقیم با مردم اروپا صحبت کنم. I have spent the past several weeks traveling across Europe, speaking to members of parliaments, governments, and the press. My visit had one objective: to give a voice to the millions of Iranians held hostage by the Islamic Republic, its terror, and its Internet blackout. The millions of Iranians who have been silenced. But I can now say with confidence that that silencing, that censorship, is not just happening at the hands of the regime in Iran, but by the international, and particularly the European, media. So I want to speak directly to the people of Europe. @OfficialRezaPahlavi

مصاحبه مصطفی هجری، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ، در خصوص درگیری این حزب با حزب کارگران کردستان (پژاک/پ‌ک‌ک-تئورسین های شعار زن زندگی آزادی) که منجر به کشته شدن چندتن از پیشرمرگه‌های این سازمان شد در صدای آمریکا - سال ۲۰۱۵: «حزب کارگران کردستان، مرزبانان سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی هستند، این وظیفه به آنان محول شده و از ورود ما به خاک ایران جلوگیری میکنند!» @pasqambar_official پسغامبر

🔗 لینک صفحه اینستاگرام ⬇️ https://instagram.com/pasqambar_official

. اطلاعیه: صفحه پسغامبر پس از خیزش دی‌ماه ۹۶ راه‌اندازی شد و با هدف بازخوانی تاریخی و سیاسی احزاب، سازمان‌ها و گفتمان‌ چپ آغا
. اطلاعیه: صفحه پسغامبر پس از خیزش دی‌ماه ۹۶ راه‌اندازی شد و با هدف بازخوانی تاریخی و سیاسی احزاب، سازمان‌ها و گفتمان‌ چپ آغاز به کار کرد. این رویکرد انتقادی، واکنش‌های شدید و غیردموکراتیک گروه‌های مختلف را به همراه داشت که با محدودیت‌ها و تعلیق‌های پی‌درپی، ادامه فعالیت صفحه را با موانع جدی روبه‌رو کرد. با وجود چالش‌های ناشی از موضوعی بودن صفحه و دشواری جذب مخاطب و غیره، دو صفحه پیشین با حمایت و همراهی شما عزیزان به بیش از ۱۲ هزار و سپس در صفحه جدید۷هزار دنبال‌کننده رسید، اما متأسفانه همان‌طور که در تصویر مشاهده می‌کنید، بار دیگر تعلیق و در نهایت بسته شد. صفحه کنونی، به‌عنوان صفحه رسمی پسغامبر، از این پس ضمن انتشار محتوای جدید، مطالب گذشته را نیز بازنشر خواهد کرد. لطفاً در صورت امکان این صفحه را به دیگران معرفی کنید و در کانال تلگرام عضو شوید. از همراهی و محبت شما پیشاپیش سپاسگزاریم.⬇️ https://instagram.com/pasqambar_official پاینده ایران ادمین @pasqambar_official پسغامبر

درودومهر صفحه اینستاگرام پسغامبر مجددا غیرفعال شد! (کردند)

او معتقد بود آژیتاتور باید یک مسئله کوچک (مثل مشکلات کارگران) را به نقد کلان سیستم سرمایه‌داری پیوند دهد.(یا بالعکس مسئله بزرگ را کوچک‌نمائی کنند) این رویکرد به چپ‌ها الگویی تکرارشونده داد تا با استفاده از نارضایتی‌های عمومی به‌عنوان ابزاری استراتژیک برای اصطلاحا بسیج عموم و کسب قدرت استفاده کنند. این تاکتیک ها به‌ویژه زمانی برجسته می‌شوند که چپ‌گراها در حاشیه‌اند و نیاز به ایجاد موج اجتماعی دارند تا آن را بدل به نیروی متحد تبدیل کنند- یعنی پیشبرد اهداف سیاسی نه در زمین واقعیت و برای حل مشکلات، بلکه بمنظور کسب قدرت. -چپ‌های غربی این استراتژی را با تمرکز بر مسائل هویتی، ال‌جی‌بی‌تی‌کیو و محیط‌زیستی به‌روز کرده‌اند: چپ‌ها، به‌ویژه در غرب، حقوق این گروه‌ها را به مبارزه با ستم‌های سرمایه‌داری ( تبعیض جنسیتی) پیوند می‌دهند. برای مثال، سوسیالیست‌های دموکراتیک آمریکا یا حزب دی لینکه در آلمان از حقوق تراجنسیتی‌ها برای بسیج نسل جوان استفاده می‌کنند،جنبش‌هایی مثل «شورش انقراض» یا «جمعه‌ها برای آینده» نیز بحران اقلیمی را به سرمایه‌داری ربط می‌دهند... (وزارت دادگستری آمریکا در 2025 از فعالیت افرادی که تحت پوشش فعال حقوق بشر یا روزنامه‌نگار عمل می‌کنند، اما ممکن است اهداف مخفی داشته باشند، ابراز نگرانی کرد. این افراد با اتهام ترویج آژیتاسیون به جای روزنامه‌نگاری مواجه شده‌اند. در همین راستا، دونالد ترامپ بودجه برخی رسانه‌ها مانند *VOA* و *رادیو فردا* و *NGIO* ها را که متهم به انتشار اخبار غیرواقعی یا آژیتاتوریسم و پروپاگاندا شده‌اند، را کاهش داد) -در ایران علاوه بر پیچیده تر بودن،آژیتاسیون چپ قابل لمس تر است: بعنوان مثال چپ ایرانی پیش از انقلاب اصلاحات ارضی و احقاق حقوق زنان را کم اهمیت جلوه میداد (میکرو) مدعی بود این‌ مسائل از عدالت اجتماعی و آزادی به دوراند و برقراری دیکتاتوری پرولتاریا را ماکرو میکرد. روحانیون مبارز را از منظر ارتجاعی "میکرو" و جنبه ضدامپریالیستی آن را "ماکرو" میکرد و به آنان لقب "روحانیت مترقی" میداد. پس از انقلاب با حل شدن در بدنه جمهوری اسلامی به اصلاحات تن دادند و بقول فرخ نگهدار مدعی شدند که از "جمهوریت" جمهوری اسلامی دفاع میکنند و بخش اسلامی آن را کم‌رنگ جلوه دادند. اکنون نیز پروژه آژیتاتورهای چپ به اوج خود رسیده است - یک روز می‌گویند جریان ملی‌گرا در اقلیت قرار دارد و مشروعیت ندارد، روز دیگر می‌گویند جریان ملی‌گرا در اکثریت است و این اکثریت، صدای پای فاشیسم را می‌دهد,و هزارن نمونه دیگر... یک مورد جالب آن آرش عزیزی، یکی از آژیتاتورهای برجسته چپ، در جریان انتخابات، کمپین بزرگ مخالفان را کوچک‌نمایی می‌کرد و در مصاحبه ایران اینترنشنال با علیرضا کیانی می‌گفت: اشک‌هایم جاری شد وقتی دیدم پیرمردی که می‌خواست در آلمان رأی بدهد، مورد توهین جریان سلطنت‌طلب قرار گرفته! در حالی که حتی کوچک‌ترین واکنشی به چپ‌گرایانی که به قاتلان خود رأی می‌دادند نشان نمی‌داد! "تاریخ‌نگار، ژورنالیست، تحلیل‌گر و فعال سیاسی" که مرزها را به این شکل درهم می‌آمیزد ، یک آژیتاتور مارکسیست‌لنینیست سیاسی کامل و تمام‌عیار است. آنها از هر رویداد و خیزش و جریان و موضوعی، از این شیوه بهره می‌برند تا روایت خود را از آن بیرون بکشند و به آن جهت دهند. این فرآیند نه یک رفتار تصادفی بلکه یک روش ایدئولوژیک است: آژیتاتور زیباکلام، آژیتاتور یوسف اباذری، آژیتاتور مراد فرهادپور، آژیتاتور شادی امین، آژیتاتور جوادی، آژیتاتور .... نه تحلیل‌گر و استاد و فعال سیاسی-اجتماعی بلکه بخشی از یک پروژه بزرگ مکتبی/سازمانی هستند که با تحریف واقعیت‌ها و دستکاری اذهان عمومی تلاش می‌کنند از رنج مردم ایران بهره‌برداری سیاسی کنند. والتر دورنتی‌هایِ ایرانی را همانطور که هستند خطاب کنید: آژیتاتور! instagram.com/pasqambar پسغامبر

والتردورنتی های ایرانی در حاشیه قدرت: آژیتاسیون به سبک لنین! -وقتی چپ‌گراها خارج از قدرت هستند، اغلب به استراتژی‌هایی متوسل م
والتردورنتی های ایرانی در حاشیه قدرت: آژیتاسیون به سبک لنین! -وقتی چپ‌گراها خارج از قدرت هستند، اغلب به استراتژی‌هایی متوسل می‌شوند که لنین در *چه باید کرد؟* (۱۹۰۲) شرح داده است. در آن زمان، بلشویک‌ها گروهی در اقلیت و همچنین در رقابت با دیگر جریان‌ها سوسیالیستی بودند. لنین در این کتاب از ابزارهایی مثل پروپاگاندا (آموزش ایدئولوژیک) و آژیتاتوریسم (تحریک توده‌ها با مسائل روز) استفاده کرد تا پایگاه اجتماعی بلشویک‌ها را گسترش دهد و به قدرت برسد. یکی از نکات کلیدی در "چه باید کرد؟" بخش آژیتاسیون و پروپاگاندا* روش «میکرو-ماکرو» است که لنین تشریح می‌کرد. ادامه⬇️ instagram.com/pasqambar پسغامبر

اولین کنفرانس عادی اتحادیه تحقیقات اسلامی در بین‌النهرین با حضور گروهی منتخب از محققان و افراد علاقه‌مند به امور اسلامی و فکری در شهر دیاربکر (آمد) برگزار شد. این کنفرانس شاهد بحث‌های گسترده‌ای در مورد نقش اسلام دموکراتیک در ساختن جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک بود. این کنفرانس با شعار «از اسلام دموکراتیک به سوی صلح و جامعه دموکراتیک» در شهر دیاربکر (آمد) برگزار شد. روز پنجشنبه، ۲۵ دسامبر، رهبر عبدالله اوجالان پیامی برای شرکت‌کنندگان ارسال کرد و اظهار داشت: «به کنفرانس اتحادیه تحقیقات اسلامی در بین‌النهرین: اسلام، در ذات خود، دین آزادی، عدالت و برابری است. با این حال، اسلام رسمی دولتی یا ساختارهای اجتماعی که مدرنیته سرمایه‌داری مدرن از آنها به عنوان ابزار قدرت و غارت استفاده می‌کند، این جوهره را از دست داده‌اند. از سوی دیگر، اسلام دموکراتیک به معنای بازگشت به روح منشور مدینه است که نمایانگر پیمانی برای همزیستی آزاد و بدون اجبار در میان ادیان، مردمان و فرهنگ‌های مختلف است.» رهبر اوجالان در پیام خود تأکید کرد که باید درک شود که جهاد واقعی، مبارزه با خودخواهی و ستم از طریق خودانتقادی مداوم است. او خاطرنشان کرد که مفهوم شورا (مشورت) در اسلام به معنای خرد جمعی و تصمیم‌گیری دموکراتیک است و افزود: «بیایید از اسلام برای خدمت به زندگی آزاد جامعه‌ای که خود را بر این اساس سازماندهی کرده است، استفاده کنیم، بدون اینکه آن را به ابزار سیاسی دولت یا هر گروهی تبدیل کنیم. اسلام دموکراتیک نمایانگر تمدنی جایگزین است که بر آزادی زنان، تعادل زیست‌محیطی و برادری مردم متمرکز است. این تفسیر دموکراتیک به تنهایی قادر به التیام زخم‌های خاورمیانه است. در این زمینه، امیدوارم بحث‌های شما به خدمت به مسیر جامعه دموکراتیکی که در ان گام نهاده‌ایم،کمک کند. (به هایلایت p.k.k مراجعه کنید) instagram.com/pasqambar پسغامبر

با گذشت سه سال از خیزش ۱۴۰۱، پنهان‌کاری چپ‌فارسی‌ از ریشه‌های واقعی شعار «زن، زندگی، آزادی» ادامه دارد؛ این شعار مستقیماً از
با گذشت سه سال از خیزش ۱۴۰۱، پنهان‌کاری چپ‌فارسی‌ از ریشه‌های واقعی شعار «زن، زندگی، آزادی» ادامه دارد؛ این شعار مستقیماً از (اصطلاحا) فلسفه سیاسی عبدالله اوجالان و ایدئولوژی سازمانی او P.K.K می‌آید (که ترکیبی است از اسلام‌گرایی و کمونیسم ) - او در آخرین پیام خود در دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز مجددا تاکید میکند که مراد او از واژه «ئازدی» (آزادی) در این شعار برای زنان، بازگشت به دوران صدر اسلام است - از متن:⬇️ instagram.com/pasqambar پسغامبر

شادی امین اسکرین‌ریکوردی حدودا دو دقیقه! از این ایمیل‌ها با پوشش متنی دروغین ( دوست روزنامه‌نگار فرانسوی ) منتشر کرد و اطلاعات شناسایی‌کننده افراد را افشا نمود (مانند آنچه در دادگاه مردمی ابان کردند) و پس از فشار جمعی در x مجبور به حذف آن شد. -این اقدام نقض فاحش حریم خصوصی (doxxing) است و امنیت افراد را به خطر انداخته است: در ایران می‌تواند به اتهام "همکاری با دشمن" منجر به حکم اعدام، زندان یا حبس شود و برای خانواده‌های افرادی که در خارج زندگی میکنند پرونده قضایی سنگینی شکل گیرد. در آلمان انتشار غیرمجاز داده‌های شخصی که خطر برای جان یا امنیت ایجاد کند، جرم است و مجازات آن حداقل تا ۳ سال زندان و میلیون ها یورو برای این سازمان و افراد (جرایم بسیار سنگین) در پی خواهد داشت. نکته کلیدی: چون این انتشار با قصد سیاسی و آسیب‌رسانی بوده – شادی امین و صدر با فاندهای دریافتی بجای مبارزه با رژیم ، علیه ولیعهد ایران پهلوی و حامیان او فعالیت کرده‌اند تا علیه جمهوری اسلامی – جنبه کیفری قوی‌تر می‌شود و اثبات "قصد تهدید یا آسیب عمدی" آسان‌تر است → و احتمال حبس او بسیار بالاست. تا حالا موج گسترده‌ای از اعتراضات شکل گرفته و افراد متضرر در حال تشکیل گروه برای شکایت جمعی به مقامات آلمان (BfDI، پلیس و دادستانی) هستند. -سازمان عدالت برای ایران، در واقع بنگاه درآمدزایی شادی امین و شادی صدر است که با سوءاستفاده از اجساد کشته‌شدگان اعتراضات ایران (جسدمعاشی) برای خود تشکیلات و دستگاه ساخته‌اند. آن‌ها با تعیین جنسیت پس از مرگ برای برخی از جان‌باختگان (نیکا شاکرمی,مهرشادشهیدی و...)، منابع مالی و جایگاه به‌دست آورده‌اند، در حالی که خانواده‌های داغدار نتوانسته‌اند هیچ‌گونه عدالت یا پاسخی در برابر این اقدامات دریافت کنند. اکنون نیز همین سازمان و افراد با فاندهای دریافتی در آلمان مشغول پرونده‌سازی‌های متعدد علیه حامیان شاهزاده رضا پهلوی هستند.این بار، برای حفاظت از خودمان، برای آینده مبارزه پیش رو، و برای خانواده‌هایی که نتوانستند در برابر این سازمان و گردانندگان آن عدالت را اجرا کنند، یک اقدام جمعی هماهنگ انجام دهیم. instagram.com/pasqambar پسغامبر

زمان شکایت جمعی فرا رسید: شادی امین و شادی صدر در انتظار زندان و جریمه میلیون یورویی درآلمان! -در کمپین اخیر برای پوشش رسانه‌
زمان شکایت جمعی فرا رسید: شادی امین و شادی صدر در انتظار زندان و جریمه میلیون یورویی درآلمان! -در کمپین اخیر برای پوشش رسانه‌ای تظاهرات ۱۴ فوریه (مونیخ) و حمایت از ولیعهد رضا پهلوی برخی فعالان یک لیست ایمیل از خبرگزاری‌ها و سازمان‌های حقوق بشری معتبر در کشورهای غربی (آلمان، فرانسه، انگلیس، کانادا و آمریکا) منتشر کردند تا مردم درخواست پوشش خبری یا حمایت بفرستند. متأسفانه، در این لیست بدون بررسی دقیق ایمیل سازمان Justice for Iran (info@justiceforiran.org) هم قرار گرفت. این سازمان توسط شادی صدر و شادی امین تأسیس شده و مدیران فعلی آن هستند– یعنی مستقیم به ایمیل‌های ارسالی دسترسی داشته‌اند.صدها نفر بدون اطلاع از این موضوع، ایمیل‌های شخصی (با نام واقعی، ایمیل، گاهی شماره یا جزئیات دیگر) به کل لیست فرستادند. ادامه⬇️ instagram.com/pasqambar پسغامبر

در تصویری نمادین، مکسیمیلیان (مازیار) جزنی – فرزند بیژن جزنی، تئوریسین برجسته و بنیان‌گذار سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران – درفش کاویانی را برمی‌افرازد و کنار آن، عکسی از ولیعهد رضا پهلوی قرار می‌دهد. در صفحه اینستاگرام مکسیمیلیان جزنی و فعالیت‌های عمومی‌اش، پر است از نمادهای ملی ایران: پرچم شیر و خورشید، فروهر، درفش کاویانی و تصاویر مرتبط با ولیعهد ایران رضا پهلوی... این در حالی است که پدرش، بیژن جزنی، عمیقاً متعهد به ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم بود. او و یارانش، مانند بسیاری از کمونیست‌های بلوک شرق، معتقد به حذف نمادهای باستانی و ملی بودند و می‌خواستند آن‌ها را با نمادهای پرولتری و انقلابی جایگزین کنند – شبیه به آنچه در انقلاب فرهنگی چین یا پاکسازی‌های فرهنگی شوروی رخ داد. کسی که معتقد بود، اسلام گرایی انقلابی و افرادی که "روحانیون مترقی" نام نهاده بود نهایتا به مارکسیسم‌لنینیسم حقیقی کانالیزه میشوند! و حقیقتا شد آنچه باید میشد... این تضاد، بخشی از یک جدال تاریخی بزرگ‌تر است: کشمکشی که در میان بسیاری از انقلابیون نسل ۵۷ (از چپ‌های مارکسیست تا دیگر جریان‌ها) و فرزندان‌شان که جریان دارد. نسلی که پدرشان برای سرنگونی شاه و ساختن جامعه‌ای ایدئولوژیک جنگیدند، اما فرزندان‌شان امروز به نمادهای ملی پناه بردند و خواستار بازگشت فرزندمحمدرضاشاه به ایران هستند. instagram.com/pasqambar پسغامبر

برافراشتن درفش کاویانی و تصویر ولیعهد ایران توسط فرزند رهبر چریک های فدایی خلق، بیژن جزنی! ادامه⬇️ instagram.com/pasqambar پس
برافراشتن درفش کاویانی و تصویر ولیعهد ایران توسط فرزند رهبر چریک های فدایی خلق، بیژن جزنی! ادامه⬇️ instagram.com/pasqambar پسغامبر

طبق گزارش Foro Penal، تا اول فوریه ۲۰۲۶ بیش از ۳۴۴ زندانی سیاسی آزاد شده‌اند. این شامل موارد برجسته‌ای مانند: خاویر تارازونا-فعال حقوق بشر ونزوئلایی-اسپانیایی که بیش از چهار سال زندانی بود و به اتهام تروریسم و توطئه متهم شده بود. آزادی او در ۱ فوریه تأیید شد. روسیو سان میگل-فعال حقوق بشر و یکی از اولین آزادشدگان در ۸ ژانویه. شهروندان آمریکایی: حداقل چند شهروند آمریکایی (از جمله پنج نفر گزارش‌شده) که در ماه‌های اخیر بازداشت شده بودند، آزاد شدند. دیگر زندانیان: بیش از ۱۰۰ نفر در روزهای اخیر، از جمله مخالفان انتخاباتی مادورو در سال ۲۰۲۴ و فعالان اعتراضات. -خانواده‌ها گزارش می‌دهند که فرآیند کند است و برخی زندانیان هنوز در انتظار آزادی هستند. دلسی رودریگز در ۳۰ ژانویه پیشنهاد "قانون عفو" را ارائه داد که صدها زندانی را پوشش می‌دهد. سازمان ملل متحد و ایالات متحده فشار آورده‌اند تا همه زندانیان سیاسی فوراً آزاد شوند، و گزارش‌ها نشان می‌دهد که آزادی‌ها در هفته‌های آینده ادامه خواهد داشت، به ویژه با توجه به مذاکرات احتمالی برای کاهش تحریم‌ها علیه ونزوئلا. این فرآیند آزادی، که با دخالت خارجی ایالات متحده آغاز شد، نشان‌دهنده تغییرات احتمالی بیشتری در ونزوئلا است. اما برخلاف گفته داریوش اقبالی که به نقل از ابراهیم یزدی می‌گفت "در کوله پشتی سربازان خارجی آزادی نیست"، گویا در این مورد، آزادی دقیقاً از همان کوله‌پشتی بیرون آمده – یا حداقل، فشار آن سربازان خارجی درهای زندان‌ها را باز کرده! instagram.com/pasqambar پسغامبر

هدیه کوله پشتی سربازان آمریکائی: آزادی زندانیان سیاسی در ونزوئلا! آزادی زندانیان سیاسی در ونزوئلا پس از دستگیری مادورو: پیشرفت‌ها و چشم‌انداز آینده پس از عملیات نظامی ایالات متحده در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ که منجر به دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور سابق ونزوئلا، و انتقال او به نیویورک برای محاکمه به اتهام قاچاق مواد مخدر شد، دولت موقت ونزوئلا تحت رهبری دلسی رودریگز (معاون سابق مادورو و رئیس‌جمهور موقت) فرآیند آزادی زندانیان سیاسی را آغاز کرد. هرچند این اقدام به عنوان یک "ژست صلح‌جویانه" توصیف شده و تحت فشار ایالات متحده و سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد انجام می‌گیرد. سازمان‌های حقوق بشری مانند Foro Penal گزارش می‌دهند که پیش از این عملیات، بیش از 1000 زندانی سیاسی در زندان‌های ونزوئلا (از جمله زندان بدنام Helicoide) نگهداری می‌شدند که بسیاری از آن‌ها مخالفان سیاسی، فعالان حقوق بشر و حتی شهروندان خارجی بودند. ادامه⬇️ instagram.com/pasqambar پسغامبر

در هفته‌های اخیر، نمایندگان پارلمان اروپا، شخصیت ها و فعالین سیاسی، اینفلوئنسرها و فعالان متعددی به سکوت معنادار گروه‌های چپ‌گرا و حامیان پرشور مسئله فلسطین در برابر سرکوب وحشیانه اعتراضات گسترده در ایران اشاره کرده‌اند. اعتراضاتی که از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد و به یکی از خونین‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران تبدیل شد، که با هزاران کشته و بازداشت‌شده همراه بوده است. نشریه‌هایی مانند The Atlantic، و Spectator و بسیاری دیگر این سکوت را «دوگانگی استاندارد اخلاقی» نامیدند: همان گروه‌هایی که خیابان‌های اروپا و آمریکا را برای فلسطین به آتش می‌کشند، در برابر کشتار زنان، دانشجویان و کارگران ایرانی توسط جمهوری اسلامی تقریباً هیچ صدایی درنمی‌آورند.اما پس از گذشت حدود یک ماه، این سکوت ظاهراً شکسته شد – نه با حمایت از جنبش آزادی‌خواهی ایرانیان، بلکه با حملات سازمان‌یافته به تظاهرات مسالمت‌آمیز ایرانیان دیاسپورا در خارج از کشور. -گزارش‌های تأییدشده نشان می‌دهد که در شهرهایی مانند گوتنبرگ (سوئد)، بارسلونا (اسپانیا)، استراسبورگ (فرانسه) و تورنتو (کانادا)، گروه‌هایی از فعالان حامی فلسطین تلاش کردند تجمعات بزرگ ایرانیان ضد رژیم را مختل کنند یا مستقیماً به آن‌ها حمله کنند. ویدیوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، صحنه‌هایی از درگیری، فریادهای تهدیدآمیز، پرتاب اشیا و تلاش برای پاره کردن پرچم‌های شیر و خورشید را ثبت کرده‌اند. آنها با تشکیل تظاهرات موازی و حملات هماهنگ شده ، شعارهایی در حمایت از جمهوری اسلامی و «محور مقاومت» سر دادند و تصاویر خامنه‌ای را به دوش کشیدند. -این اقدامات، فعالان سیاسی، رسانه‌ای و بسیاری از افرادی که پیش‌تر این گروه‌ها را به داشتن «استاندارد دوگانه» متهم می‌کردند، را به این نتیجه رسانده که "سکوت سازمان یافته ، حملات سازمان یافته به تظاهرات ایرانیان و سپس حمایت سازمان یافته چپ‌گرایان و حامیان فلسطین از جمهوری اسلامی" نه نشات گرفته از استانداردهای دوگانه، بلکه عملاً همسو سیاست‌ها و هدایت‌شده توسط پروپاگاندا و عوامل رژیم جمهوری اسلامی است — این حملات به وضوح نشان داد که برای این گروه‌ها، مبارزه با جمهوری اسلامی نه تنها مسئله آنان نیست، بلکه مبارزان علیه این رژیم ،حتی در خارج از کشور ،موانعی هستند که باید از میان برداشته شوند. instagram.com/pasqambar پسغامبر

سکوت چپ‌گرایان و طرفداران فلسطین شکست: اما با حمله به تظاهرات ایرانیان در تبعید! ادامه⬇️ instagram.com/pasqambar پسغامبر

«رژیم جمهوری اسلامی ایران هر کسی را که با آن مخالفت کند، زندانی، شکنجه و اعدام می‌کند و اروپا سکوت کرده است. تظاهرات برای زنانی برقع نمی‌پوشند کجاست؟ تظاهرات سازمان یافته مقابل سفارت ایران کجاست؟ گرتا کجاست؟ نماینده فرانسوی پارلمان اروپا، ریما حسن کجاست؟ یاسون آپوستولوپولوس، پرکا و همه آن «ناجیان دریایی» که با کشتی مادلاین و فلوتیلاها (ناوگان دریایی حامی غزه) برای شوهای تلویزیونی در حمایت از فلسطینی‌ها سفر می‌کردند، کجایند؟ طرفداران پرو-فلسطینی کجایند؟ مگر گربه زبانشان را خورده؟ شاید چون پترودلارهای ایران (دلار های نفتی) زیاد است؟! شاید چون نمی‌خواهند ترکیه و قطر را ناراحت کنند؟ به همین دلیل، در موضوع ایران بار دیگر ثابت می‌شود که چپ، سرطان اروپا است. نباید فراموش کنیم که اروپائیان و چپگرایان از سقوط شاه اسقبال کردند و خمینی را حمایت کردند. چه چیزی به دست اوردند؟ آنها ایران را به صد سال عقب بازگرداند و در ایران زنان با حقوق صفر درصدی زندگی میکنند. چپ نه با انسان است، نه با ضعیف، نه با زنان،فقط با چیزی است که روایت سیاسی خودش را خدمت کند - و شهروندان ایرانی که تشنه دموکراسی هستند و هزینه آن را با جانشان میدهند برایشان مهم نیست. آنها می‌گویند بگذارید آنها بمیرند اصلا برایمان مهم نیست. instagram.com/pasqambar پسغامبر

متن سخنرانی افرودیتی لاتینوپولو (Afroditi Latinopoulou)، نماینده پارلمان اروپا از یونان، در جلسه ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶ درباره سرکوب
متن سخنرانی افرودیتی لاتینوپولو (Afroditi Latinopoulou)، نماینده پارلمان اروپا از یونان، در جلسه ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶ درباره سرکوب شدید معترضان در ایران: پول نفت آیت‌الله ایران ، چپ‌هایی که شاه را راندند و خمینی را اوردند، ساکت نگه داشته؛ ادامه⬇️ instagram.com/pasqambar پسغامبر

یک جنبش اعتراضی الهام‌بخش بنیادهای قدرت در ایران را به لرزه درآورده است. میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها آمده‌اند تا علیه فسادی که آن‌ها را فقیر کرده و محدودیت‌های که آزادی‌هایشان را سلب کرده، اعتراض کنند. مردان و به‌ویژه زنان در برابر تهدید خشونت دولتی، برای کرامت و معیشت خود ایستاده‌اند.دلایل زیادی وجود دارد که بترسیم این جنبش اعتراضی به نتیجه بدی ختم شود. رژیم ممکن است بار دیگر تصمیم به سرکوب شهروندان خود بگیرد و در این فرآیند ده‌ها، صدها یا شاید هزاران نفر را بکشد (در واقع، بر اساس گزارش‌های شاهدان عینی، همین کار را آغاز کرده است). قدرت ممکن است از آیت‌الله بیمار خامنه‌ای به سپاه پاسداران منتقل شود؛ شاید برخی محدودیت‌ها بر زنان برداشته شود، اما آرمان‌های سیاسی و اقتصادی گسترده‌تر مردم ناکام بماند. حتی گذار به دموکراسی لزوماً نتایج پایداری به همراه نخواهد داشت، همان‌طور که تجربه‌های شکست‌خورده حکمرانی دموکراتیک در مصر تا تونس نشان می‌دهد.اما همدلی هر کسی که به آزادی، برابری و حقوق اساسی زنان باور دارد، باید با آن میلیون‌ها ایرانی شجاع باشد. با این حال، در سراسر غرب، در برابر این اعتراضات تاریخی، سکوت کرکننده‌ای حاکم بوده است.این سکوت در رسانه‌های جریان اصلی، از بی‌بی‌سی تا رادیو عمومی ملی، مشهود بوده که به‌طور عجیبی در درک اهمیت این لحظه کند عمل کرده‌اند. بدتر اینکه وقتی این رسانه‌ها بالاخره به پوشش رویدادها پرداختند، اغلب اهمیت اعتراضات را کم‌اهمیت جلوه دادند؛ در چند مورد به‌خصوص تأسف‌بار، خبرنگاران حتی به نظر می‌رسید با رژیم سرکوبگر کشور همدلی دارند (در آغاز اعتراضات، گاردین حتی مقاله‌ای از عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، منتشر کرد). سکوت در روزنامه‌ها و مجلات چپ‌گرای جهان انگلیسی‌زبان حتی کرکننده‌تر بوده است. صبح شنبه، نشریات اصلی چپ آمریکا را برای هرگونه اشاره به ایران جستجو کردم. هیچ مطلبی در وب‌سایت‌های The Nation، The New Republic، Jacobin، Slate یا حتی Dissent وجود نداشت.توضیحات ساده‌ای برای اینکه چرا توجه‌ها جای دیگری است، وجود دارد. آنها تمرکز بر جنایات کاخ سفید را بیشتر ترجیح میدهند انا آیا واقعاً این‌قدر سخت است که یک نویسنده گزارشی درباره اتفاقات ایران بنویسد یا مقاله‌ای از یک ایرانی تبعیدی درباره امیدهایش برای کشورش تهیه کند؟ این سکوت تصادفی نیست؛ یک انتخاب است. و گرچه گمان می‌کنم این انتخاب کاملاً آگاهانه نیست و کسانی که آن را انجام می‌دهند، منطق انگیزه‌شان را حتی برای خودشان به‌طور کامل توضیح نداده‌اند، اما در نهایت به یک محاسبه بسیار ساده برمی‌گردد (همان‌طور که جرج اورول بیش از هر کس دیگری به زیبایی بیان کرد) که از روزهای اورول به این سو، روشنفکران چپ را آزار داده است.برای شمار زیادی از چپ‌گرایان، تعهد بنیادی‌شان نه به یک اصل یا آرمان برای جهان است، بلکه به این باور است که کشورهای و جوامع خودشان ریشه در شرارت عمیقی دارند. این در ذهنشان یک شیطان‌شناسی ساده ایجاد می‌کند: هر کس در «طرف ما» باشد باید بد باشد و هر کس در «طرف مقابل» باشد، به‌طور پیش‌فرض خوب است. اورول درباره برخی روشنفکران زمان خودش گفت که «انگیزه واقعی اما ناگفته‌شان ظاهراً نفرت از دموکراسی غربی و تحسین توتالیتاریسم است». در هفته گذشته پیدا کردن چپ‌گرایان به‌خصوص ساده‌لوح که این منطق را تا انتهای تلخش دنبال می‌کنند، سخت نبوده: کسانی که معترضان ایرانی را عوامل بی‌اراده امپریالیسم می‌نامند، و حاضر نیستند بپذیرند که نیکلاس مادورو دیکتاتوری وحشتناک بود. اما بیشترشان کمی زیرک‌ترند، کسانی که تا لحظه‌ی اخر به ستایش خامنه‌ای یا مادورو نمیپردازند اما نمی‌توانند کاملا خود را به سقوط رژیم هایی که خودشان ساختند ، امیدوار کنند... من از زمانی که شروع به آگاهی سیاسی کردم، مرد چپ بوده‌ام. در سن ۱۳ سالگی به حزب سوسیال دموکرات آلمان پیوستم و هنوز به بسیاری از آرمان‌های آن زمان اعتقاد دارم: به همبستگی بین‌المللی؛ به نیاز به یک دولت رفاه سخاوتمند؛ به شر مطلق نفرت نژادی و پاکسازی قومی و جنگ. دوست دارم یک بار دیگر احساس کنم که بخشی از یک جنبش توده‌ای هستم که به شیوه‌ای اصولی از این ارزش‌ها دفاع می‌کند. اما با چپی که خود را قادر به تشویق زنان و مردان شجاعی که اکنون به خیابان‌های تهران و بسیاری از شهرهای دیگر ایران می‌آیند، نمی‌بیند، هیچ وجه اشتراکی ندارم. instagram.com/pasqambar پسغامبر