𝘌𝘭𝘥𝘳𝘦𝘥'
Kanalga Telegram’da o‘tish
-وجود کلماتی اما، خودت وجود نداری. Gl & Bl novels☀️ - چنل دیلی؛ @el6hell
Ko'proq ko'rsatish2 832
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kunlar
-4430 kunlar
Postlar arxiv
2 832
لابهلای خیالات مرده ذهنم فقط تو زندهای و نفس میکشی. تویی که زیر خروارها تصور مدفون میتپی؛ مثل یه پروانه نشسته روی سنگ گرانیت، توی یه قبرستون ساکت و تاریک.
2 832
Repost from Ta𝐿rot
اردیبهشت، تورس؛
یکم نگرانی بابت ابندت و اتفاقاتی که قراره بیوفته داری که طبیعیه.
بعضی وقتا انقدر زیادن که درموردشون کابوس میبینی و یه جورایی بی معنین چون وضعیت قرار نیست اینطور باشه البته اگه سخت تلاش بکنی و در راستای خواسته و هدفت قدم برداری.
از نظر شرایط مالی اتفاقات خوبی برات میوفته و دستت باز تر میشه.
یه ادم دورو و دروغگو و مخفی کار توی زندگیت هست که میتونه متولد تیر ابان یا اسفند باشه و به احتمال زیاد یه مرد سنبالاست.
از زندگیت حذفش کن.
2 832
اما به اشتباه نیوفتید وقتی خودم را یک پوسته میدانم. منظورم یک خشاب گلوله استفاده شده است.
یعنی پیامد چیزی مرگبار.
یعنی پژواکی از شر تحمیل شده.
Amrita C
2 832
بامداد امشب انقدر خمار است که به کوری میزند.
مثل تقلای موش کوری در قعر چاه که حتی سیر شدن خودش را هم به چشم نمیبیند تورا جست و جو میکنم، و برای نبودت اشک سوگ میریزم.
بر تک تک کلاویه ها مشت میزنم، به تارهای صامت گلوی پر بغضم چنگ میندازم و در گوش تمام نازنین های بی مریم ایه یاس میخوانم.
اصلا گور پدر ساز، و چون گرامافون را هم بلد نیستم روشن کنم قلم برمیدارم و نقش گوش هایت را میکشم.
اول میبوسم و بعد فریاد میکشم و وقتی خسته شدم و لالمانی گرفتم مچاله میکنم و دور میاندازم.
اخر که یک گوشت در است و دیگری دربسته.
حرف های خودت هم درش میماند و فاسد میشود، مال من دیگر پیشکش.
اما دندون اسب پیشکش را که نمیشمارند، حرفهای پرت و پلای من را هم گوش نمیدهند.
اصلا به درک.
کاغذ تا خورده و چروکیده را باز میکنم و گوشت را میبوسم.
و ارام لالایی میخوانم تا به خواب بروی.
شاید فردا برای هردویمان روز بهتری بود.
2 832
شاید من چندتا ادم مختلف باشم که همزمان باهم اختلاف نظر دارن و سر همچیز بحث میکنن، اما همشون تورو میپرستن و دلیل دعواشون تویی.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
