Nesfea🌌
Kanalga Telegram’da o‘tish
پلی لیست 👇🔥 https://t.me/nesfeaplaylist @Nesfeaa https://t.me/BChatBot?start=sc-eec0271236
Ko'proq ko'rsatish2 357
Obunachilar
-224 soatlar
-57 kunlar
-2230 kunlar
Postlar arxiv
2 356
همیشه وقتی جر و بحثمون میشد دستام شروع میکردن به لرزیدن. نمیتونستم خیلی خوب تایپ کنم بهش میگفتم زنگ بزنم حرف بزنیم و حلش کنیم؟ میگفت نه نمیخام صبحت کنم مجبور میشدم یه نفس عمیق بکشم و خودمو کنترل کنم دوباره شروع به تایپ کردن کنم تا از دلش در بیارم مهم نبود بحث چیه ! مهم نبود مقصر کیه ! مهم این بود اون ادمی که ترس از دست دادن داشت من بودم. پس باید همیشه معذرت میخاستم . تند تندتایپ میکردمو سعی میکردم قانعش کنم که نباید ازم دلخور باشه همهی اون موقعها میتونستم چهرهشو توو اون لحظه تصور کنم. انگار یه پادشاه نشسته و یه خرابکار التماسش میکنه که عفو شه! اما دوست داشتن دست و بالمو بسته بود نمیذاشت اون کلمه معروف که همه رابطهها رو به اخر میرسوند رو بگم و خلاص شم از این همه خواهش وتمنا بگم 《به جهنم!》 میموندم و خواهش میکردم ازش تا دوباره اون 《بله》 گفتنا بشه 《جانم》هی مینوشتم هی مینوشتم انقدر حال دلش اروم بود که تو صفحه چتمون نمیموند ببینه این منِ درمونده بعداز دقیقه ها 《ایز تایپینگ》 حرفم چیه.
مینشستم تو صحفه چتمون تا بالاخره بخونه! وقتی میخوندو شروع به نوشتن میکرد چشامو میبستم که دلشوره هام بیشتر نشه پیامو که میفرستاد...
پیامو که میفرستاد اول اخرشو میخوندم که نکنه گفته باشه 《خدافظ برای همیشه》 وقتی میدیدم خبری از رفتن نیست اروم میشدم
یه روز توو همه این جرو بحثا باز براش نوشتم و نوشتم اما دیگه نخوند ساعت ها نخوند روز ها نخوند و من هر روز به انتظار دیدن اون دوتا تیکِ لعنتی پایین پیام
یه روز خوند یه روزی از روزا که دیگه یادم رفته بود منتظرش بودم جواب داد منم خوندم اما دیگه از ذوق توو چشام اشک جمع نشد دیگه دلم نریخت! این بار من دیگه جواب ندادم هیچ وقت جواب ندادم و هنوز هم منتظره ولی شاید یکروز بفهمه هرچیزی باید سر ذوق و زمان خودش اتفاق بیفته!
@nesfeaw 🖤
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
