7 366
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-167 kunlar
-6730 kunlar
Postlar arxiv
7 367
وقتی خودت پشتوانهی خودت نیستی، مجبوری بهاش رو بپردازی!
گاهی این بها میشه بودن با آدمی که ضعیفه، بهت بیاحترامی میکنه یا کسی که بهت حسِ کافی بودن رو نمیده!
ولی بهای سنگینتر رو اونجایی میپردازی که با این آدم ادامه میدی، جایی که متوجه ارزش خودت نیستی.
تو میتونی یه آدم موفق باشی اما خودت رو دوست نداشته باشی!
7 367
#جمعه
هر چند که من ساعت ۷:۳۰ پا شدم رفتم دوییدم اما حسم ساعت ۷:۳۰ صبح، دقیقا همین بود:)))
7 367
بلوغ در آدمها با کلماتی که برای جملهبندیهاشون انتخاب میکنن مشخص نمیشه،
زمانی متوجه میشی یه آدم بالغه که عملش شبیه حرفهایی باشه که بهت میزنه..
7 367
چند هفته پیش که حال روحیِ خیلی خوبی نداشتم به اصرارِ امیرعلی رفتیم بیرون که صحبت کنیم.
وسط صحبتها و گلههایی که از شرایط میکردم امیرعلی متوقفم کرد و گفت هُما تو با دو تا من میتونی با خودت صحبت کنی، یکی منِ شکست خورده یکی منِ برنده!
به خاطر این شکستها به خاطر هر باری که زمین خوردی و خودت تنهایی دستت رو گرفتی و بلند شدی باید به خودت افتخار کنی.
میتونی این رو با جملاتِ هُمای شکست خورده واسه من و بقیهی آدما تعریف کنی، میتونی به اینا به عنوان برگ برندههایی که همای برنده داره نگاه کنی!
دیدم راست میگه، من هر بار که زمین خوردم، هر بار که از دست دادم، هر بار اون چیزی که میخواستم نشد، غمگین شدم و خودمو سرزنش کردم! اما دوباره بلند شدم.
سال ۱۴۰۱، من حسهای عجیب و متفاوتی رو تجربه کردم، سال ۱۴۰۲ میخوام به خودم بیشتر بابت این جنگیدنها افتخار کنم، میخوام بیشتر با هُمای برنده با خودمو آدما صحبت کنم:)
#هُما
@Houmak
7 367
چند هفته پیش که حال روحیِ خیلی خوبی نداشتم به اصرارِ امیرعلی رفتیم بیرون که صحبت کنیم.
وسط صحبتها و گلههایی که از شرایط میکردم امیرعلی متوقفم کرد و گفت هُما تو با دو تا من میتونی با خودت صحبت کنی، یکی منِ شکست خورده یکی منِ برنده!
به خاطر این شکستها به خاطر هر باری که زمین خوردی و خودت تنهایی دستت رو گرفتی و بلند شدی باید به خودت افتخار کنی.
میتونی این رو با جملاتِ هُمای شکست خورده واسه من و بقیهی آدما تعریف کنی، میتونی به اینا به عنوان برگ برندههایی که همای برنده داره نگاه کنی!
دیدم راست میگه، من هر بار که زمین خوردم، هر بار که از دست دادم، هر بار اون چیزی که میخواستم نشد، غمگین شدم و خودمو سرزنش کردم! اما دوباره بلند شدم.
سال ۱۴۰۱، من حسهای عجیب و متفاوتی رو تجربه کردم، سال ۱۴۰۲ میخوام به خودم بیشتر بابت این جنگیدنها افتخار کنم، میخوام بیشتر با هُمای برنده با خودمو آدما صحبت کنم:)
