7 369
Obunachilar
-724 soatlar
-217 kunlar
-6630 kunlar
Postlar arxiv
7 369
آدمها به چند دلیل از صمیمیت میترسند:
۱) باور دارند چیزی غیر قابل پذیرش در وجود آنهاست، خصوصیتی زننده و نابخشودنی. بخش اعظم کمک درمانی به این افراد آن است که خود را به تمامی بر ما آشکار کنند و باز ازسوی ما پذیرفته شوند.
۲) ترس از استثمار و سودبرداری واقع شدن.
۳) ترس از ترک شدن
اروین یالوم/مامان و معنی زندگی
@Houmak
7 369
Repost from چیزهایی هست که نمیدانی!
زندگیم رو خیلی مرور میکنم؛ دورههای مختلف، آدمهایی که اومدن و رفتن، چیزی که ازشون جا مونده و من که به مرور زمان تبدیل به چه چیزی شدم. سخته؟ صد البته. تلخه؟ گاهی. گریزی ازش هست؟ قطعا نه.
7 369
تنها کاری که باید انجام دهیم این است که درک کنیم همهمان بنا به دلیلی به این جهان آمدهایم که باید نسبت به آن خود را متعهد کنیم. آنگاه است که میتوانیم بر رنجهای بزرگ و کوچک خود بخندیم و بدون ترس پیش برویم و آگاه باشیم که در هر گام ما مقصودی و منظوری نهفته است.
#پائولو_کوئیلو
#کتاب_خیانت
@Houmak
7 369
دل دیوانهام، دیوانه تر شی
خراب خانهام ویرانه تر شی
کشم آهی که گردون را بسوزد
که آه سوته دیلان، کارگر شی
هر آن باغی که نخلش سر به در بی
مدامش باغبون، خونین جگر بی
بباید کندنش از بیخ و از بن
اگر بارش همه لعل و گهر بی
ز هجرانت، هزار اندیشه دیرم
همیشه زهر غم در شیشه دیرم
ز ناسازی بخت و گردش چرخ
فغان و آه و زاری، پیشه دیرم
فلک کی بشنوه آه و فغونم
به هر گردش زنه آتش به جونم
یک عمری بگذرونم با غم و درد
به کام دل نگرده آسمونم
#باباطاهر
@Houmak7 369
دنیایی که میشناختم در حال ویران شدن بود. ما همه راهی ناشناختهها بودیم. راهی فضایی که میخواستیم، اما نمیشناختیم، شاید این فضای ناشناخته زیباتر از آن بود که بشود در آن زندگی کرد، مثل عروسک من که زیباتر از آن بود که بشود با آن بازی کرد. نمیدانم این احساس ناامنی، احساس آسیبپذیری، احساس کسی که انگار زمین زیر پایش خالی شده، این احساس ترس در برابر آنچه میخواهی اما نمیشناسی، آیا بهای رسیدن به آیندهای است که همچنان از ما میگریزد؟
کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم
|#اسلاونکا_دراکولیچ
@Houmak
