467
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-430 kun
Postlar arxiv
467
کاشکی توی مدرسه به جای مشتق و انتگرال، پیدا کردن سرعت ماشین بدون اصطکاک ، جای عربی و قواعدش که به درد هیشکی نمیخوره، به جای اون همه اصول دینی که فقط شبای امتحان حفظ میکردیم و زنگای پرورشی که الکی وقت میگذرونیدیم ، دوست داشتن و کمک کردن به همدیگه، ترک نکردن، جا نزدن، خسته نشدن، قوی بودن، پشت هم بودن توی شرایط سخت، جنبه بالا داشتن، دنبال علاقه و هدف رفتن، رو یاد میگرفتیم که الان آدمای بهتر و قوی تری بودیم ...
#تکست_ناب
467
و چه روزایی که از درون ذره ذره نابود شدیم و لبخند زدیم، ولی هیچکس نفهمید این لبخندا دروغه...
جوکر
467
وقتی آدم یه چیز خــــیلی با ارزش و از دست میده و مدت طــــولانی به خاطرش ناراحت میمونه، اگر دوباره چیزیو از دست بده دیگه به انــدازه اولین بار ناراحت نمیشه، شاید حتی طوری رفتار کنه انگار براش خــیلی مهم نیست و برگرده به روال قبلی زندگیش، میدونی آدم بعد از دست دادن ی سری چیزا سِر میشه، خنثی میشه انگار که تـــمومِ احساساستتو از اعماق وجودت با اشکات ریخته باشی بیرون و حالا خالی از احساس باشی …
467
از یه جایی به بعد
دلت میخواد همهچیز و واگذار کنی
نامه استعفات و روی میز بذاری…
کیفت رو برداری و به دورترین جایی که
میشناسی بری
چای بنوشی
سیگارت و دود کنی
و به هیچ چیز فکر نکنی...
از یک جایی به بعد
دلت میخواد خودت باشی
تنها خودت ؛
و حافظهای که هیچ کس را
به خاطر نمیآورد ...
