uz
Feedback
𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯

𝐞𝐯𝐞𝐫𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞… ⚯

Kanalga Telegram’da o‘tish

دیروز تویِ اتوبوس، یک نفر عطر زده بود. من گاهی بوی کسی را که قبل از من رویِ صندلی نشسته حس می‌کنم. ما دانسته یا ندانسته هرجا می‌رویم تکه‌هایی از خودمان را جا می‌گذاریم. 😮‍💨 — سايمون ون بوی / وهم جدایی ART: A Real Talent

Ko'proq ko'rsatish
2 280
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-3930 kun
Postlar arxiv
یه کم با هم مدارا کنید… زود عصبانی نشید، زود هر آدمی رو حذف نکنید. این شهر کثافت بوی تنهایی میده. اگه فکر می‌کنید درست می‌شه ترک نکنید. این روزا دیگه کسی حوصله‌یِ آشنایی نداره. یه سری روزا و یه سری آدما دیگه تکرار نمیشن... … 🫂

Stanley Myers - The Deer Hunter.mp39.70 MB

آدم باید یک دختر داشته ‌باشد تا… آدم باید یک دختر داشته ‌باشد تا موهاش را خرگوشی ببندد و جوراب‌ توری‌های پاپیون‌دار پاش کند. آدم باید یک دختر داشته‌ باشد تا به هوای لبخندهاش، دنیا را به هم بریزد، و به هوای آرامشش، جهان را خواب کند. آدم باید یک دختر داشته‌ باشد تا پا به پاش، تمام خیابان‌ها را قدم بزند، که دستش را بگیرد و تمام دلخوشی‌ها را زیر و رو کند، که بغلش بگیرد، ببوسدش، نوازشش کند و بنشاندش روی پاهای خودش و ساعت‌ها دلبری‌هاش را تماشا کند. آدم باید یک دختر داشته ‌باشد که بی‌نیازش کند از جهان و تمام آدم‌ها، که پایه‌ی شیطنت‌هاش باشد و اسیرِ چشم‌های زلال و نگاه‌های عمیق او. که پا به پاش برقصد و دلخوش باشد و بچگی کند. آدم باید یک دختر داشته‌ باشد تا جهان و اضطراب‌های مداومش را تاب بیاورد، که حس کند می‌شود به آینده امید داشت، که بداند یکی هست که ارزش اینهمه جنگیدن و دویدن و دوام آوردن را داشته‌باشد. یکی که باید بخاطرش بلند شد، وسط رینگ زندگی ایستاد، مبارزه‌کرد، طاقت آورد و هرطور که شده، همه چیز را درست کرد… 11اکتبر – #روز_جهانی_دختر … 👧🏻

یه افسانه‌یِ ژاپنی هست که… طبق اون اشیاءِ شکسته‌رو با طلا به هم دیگه وصل می‌کنن. اون شکستگی به عنوان با ارزش‌ترین قسمتی از گذشته‌یِ اون وسیله دیده میشه که قشنگ‌ترش می‌کنه. هر موقع احساس شکستگی کردی این افسانه‌ یادت بمونه. حتی جناب شمس هم… در جواب سؤال مولانا که پرسیده: "پس زخم‌هایمان چه؟" گفته: "نور از میان همین زخم‌ها وارد می‌شود." کاری کن که زخم‌هات قشنگ‌ترین تکه‌های وجودت بشن… … 💪🏻

جمله‌های… • رسیدی لطفاً زنگ بزن • میخرم برات • صبح زنگ میزنم بهت خواب نمونی • الان چیکار کنم حالت خوب شه • توی عکس دسته جمعی از همه خوشگل‌تر بودی • میری بیرون ماسک یادت نره‌آ یا مثلاً دیدن پیام صبح‌بخیرش روی موبایلت وقتی از خواب بلند میشی از هزار تا دوست دارم قشنگ‌تر نیست؟ … 🍂🪄

بغلم می‌کنی؟ بغلم می‌کنی وقتی اضطراب، محاصره‌ام کرده و دارم رنج می‌کشم؟ وقتی از درون متلاشی‌ام و از بیرون آرام؟ بغلم می‌کنی که دردهام بریزد و پاییز غمگینم بهار شود؟ دستانم را می‌گیری تا هزاران گنجشک غمگین، درون سینه‌ی من آرام بگیرد؟ نگرانم می‌شوی؟ غصه‌ام را می‌خوری وقتی که زل می‌زنم به نقطه‌ای و آرام و بی‌صدا غصه می‌خورم؟ نهایت تلاشت را می‌کنی؟ برای اینکه حال من خوب‌تر شود؟! همیشه برای آدم‌های غمگین چای ریخته‌ام و این نهایت تلاش من برای آرام کردن‌شان بوده. نهایت تلاشم برای اینکه زمستانِ کسی را بهار کنم. گاهی حجم دردها بیش از ظرف تحمل آدم‌هاست و آدم‌ها حق دارند غمگین باشند. دردهایی هست که نمی‌توان از آن‌ها حرف زد، و رنج‌هایی هست که نمی‌توان آن‌ها را شرح داد. چیزی نپرس، فقط سستیِ شانه‌های سنگینم را ببین، سرت را به نشانه‌ی همدردی تکان بده و در آغوشم بگیر. که همین شانه‌های امن تو برای من کافی‌ست. هوا سرد است، برایم چای می‌ریزی؟ … 🫂

Xavier_Jara_Pièces_de_clavecin,_Book_2,_6th_Ordre_in_B_Fla.mp38.15 MB

آدم ها فراموش می‌کنند ... رفیق را، همسایه را، رهگذر را، حتی گاهی خود را ... اما کسی را که با او دیوانگی کرده‌اند هرگز ! … ☕️

زن بودن در فرهنگ شرقی همین‌طورش هم خطرناک است… رادیو با یک زن سوری چهل و پنج ساله مصاحبه می‌کرد که دو سال پیش پناهنده شده ترکیه. خودش و دخترش. اسمش ادیبه بود. شوهرش مانده بود ادلب تا از کیان مملکت دفاع کند، که تیر خورد و مرد. ادیبه از شوهرش گفت که زندگی را از الف تا ی رتق و فتق می‌کرده و نان‌آور و ستون خانه بوده. بعد که فرار کرده‌اند به ترکیه، ادیبه مانده بود و حوضش. یک زن چهل و خورده‌ای ساله که در تمام عمرش کار نکرده بود و همیشه تکیه داده بوده به ستون خانه. ادیبه مجبور شده بایستد روی پای خودش تا از گرسنگی نمیرند. حالا بعد از دو سال یک شغل نسبتا مناسب داشت و چرخ زندگی را می‌چرخاند. آخر مصاحبه هم گفت که نیمه پر لیوانِ کشته شدن شوهرم این بود که مستقل شدن را تجربه کردم. خیلی هم قشنگ. ادیبه من را یاد زن و شوهری می‌اندازد که چند سال پیش آمده‌اند امریکا. (مثلا هوشنگ و عشرت). درست است که دعوا نمک زندگی است. اما هوشنگ، زندگی را با پارچ آب‌نمک اشتباه گرفته و عشرت را هفته‌ای چند بار مثل شیر بلال فرو می‌کند توی پارچ آب‌نمک و مفصل کتکش می‌زند. خودش و بچه‌ها را. تصمیم گرفتیم یک راهی پیدا کنیم و بلال را از دست بلالی رها کنیم. اول گفتیم زنگ می‌زنیم به پلیس تا بیاید هوشنگ را کت‌بسته ببرد همان‌جا که عرب نی‌ انداخت. بعد گفتیم، نه... زنگ می‌زنیم به مددکار که عشرت را نجات بدهد، بعد به پلیس و ارتش و اف‌بی‌آی و سیا می‌گوییم تا بیاید و خانه را محاصره کنند و پوست هوشنگ را بکنند و ببرند زندان تا عبرت همه بشود. مو لای درز نقشه‌مان نمی‌رفت. بعد یک‌هو یادمان آمد که عشرت مثل گوشت بدون استخوان است و بدون هوشنگ از گرسنگی می‌میرد. نه کاری بلد است. از زبان انگلیسی هم فقط هِلو و آی آم اِ ویندو را می‌فهمد. آن هم به زور. رانندگی هم بلد نیست. یعنی اگر یک روز تصمیم گرفت سالاد درست کند و توی یخچال گوجه نداشه باشند و هوشنگ هم نباشد، کُمیت کار می‌لنگد و باید خیار خالی گاز بزنند. خیلی تلاش کردیم و عشرت را هل دادیم تا زبانش را تقویت کند. یا رانندگی یاد بگیرد. یا از نظر مالی مستقل شود. یا لااقل حق و حقوقش را بفهمد. نتوانستیم. حس و حالش را ندارد و نمی‌خواهد. تنها واکنشش به سختی‌ها گریه است. نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که حتی اگر قانون حمایت کند، اما خود عشرت نخواهد، هیچ کاری پیش نمی‌رود. یک ژانر ترسناک در قراردادهای نانوشته‌ی زناشوییِ این دو نفر وجود دارد که کار را رسانده به این‌جا. این‌که آمده‌اند وظایف را دو قسمت کرده‌اند. هوشنگ پول درمی‌آورد. عشرت سالاد و کته و شامی‌کباب درست می‌کند و بچه‌ها را تر و خشک می‌کند. همین تقسیم وظایف باعث شده که استخوان را از گوشت عشرت بکشد بیرون. یک موجود غیر مستقل که قانون هم کاری نمی‌تواند برایش بکند. حتماً باید جنگ بشود و شوهرش را بکشند تا تکان بخورد و اعلام استقلال کند؟ زن بودن در فرهنگ شرقی همین‌طورش هم خطرناک است. چه برسد به این‌که بخواهد فرمان زندگی را شش دانگ بدهند به دست مرد. …👩🏻‍🔧

دلم می‌خواهد شغلم دوست داشتن و بغل کردن آدم‌ها باشد. توی رزومه‌ام می‌نویسم که از امیدوار بودن بُریده‌ام، اما به دوست داشتن باور دارم هنوز و در این هنوز هزاران جوانه کوچک عاطفه روییده باشد. می‌خواهم تمام این سکوت‌های سنگین و طولانی را به بغل‌های امن و آبی تبدیل کنم. در این آغوش گرفتن‌ها گشایشی هست، برای دیگران و برای من. می‌دانم. #نعیمه_بخشی … 🍁

تا حالا دراز کشیدی به صدای بارش بارون گوش بدی ؟ تا حالا یک پای سیب خونگی درست کردی ؟ تا به حال به جنبه خنده‌دار باختن فکر کردی ؟ تا به حال همون لحظه که دلت خواسته نشستی گریه کنی ؟ … 🪄

Only Love Can Break My Heart.mp33.28 MB

بزرگ‌ترين گناه و خيانت انسان در حق خودش، شكستن تنهايی‌اش، براى انسان‌های بى‌ارزش است… … 🦅

آدم‌های خوش نیت، به درجات عالی می‌رسند و رفیع‌ترین جایگاه‌ها را تصاحب می‌کنند، دیر یا زود. که اگر به فکر دل‌های غمگین و رنج‌کشیده‌ی مردمی باشی که مدام دنبال دلخوشی‌های کوچکی برای چنگ زدن می‌گردند، فاتح قله‌ی دل‌هاشانی تا ابد، و می‌شوی دلخوشی اصیلی وسط یک برهوت. بزرگ‌مردی که دیروز احساس مسئولیت می‌کرد در قبال اندوه مردم، که بغض کرده‌بود از باختش، که می‌گفت شرمنده‌ی مردمم و سرش را مردانه به نشانه‌ی شرمساری پایین گرفته‌بود، اکنون قهرمان جهان شد و باز هم از مردم گفت و پیروزی‌ش را به همین مردم تقدیم کرد. نیتش عزیز بود که به عزت رسید. و به شاد کردنِ دلِ مردم فکر می‌کرد که نامش در جهان درخشید و ماندگار شد. محال است بخواهی دلی را شاد کنی و دلت عمیقا شاد نشود. محال است. چه خوب که داریم حسن یزدانی و حسن یزدانی‌ها را. چه خوب که مردم دلشان در این بحبوحه‌ی سرمای روزگار به تلاش و غیرت شما قهرمان‌های ایران گرم می‌شود. بیش بادا در جهان مانندتان. بیش بادا... قهرمانی‌ات مبارک شیرمرد ایران زمین کِیف کردیم از این پیروزی، چون عزیز بودی و تلاش‌گر و خوش‌نیت و لیاقتش را داشتی، به همان بغض و سری که پایین گرفته بودی قسم. کِیف کردیم. #نرگس_صرافیان_طوفان … 🫂

آدم معمولی: "ببخشید که باعث ناراحتیت شدم." آدم عوضی: "ببخشید که اینجوری شد، به نظرم خیلی حساسی وگرنه من کاری نکردم." … 🫂

” اینقدر با صدای بلند زندگی نکنید… “ به دیگران چه ارتباطی دارد، شما دیشب شام را در کدام رستوران خورده‌اید… جشن و شادی‌ها و عاشقانه‌های حقیقی یا دروغی خود را به نمایش نگذارید. خیلی‌ها جای خالی کسی را در زندگیشان حس می‌کنن آنها را غصه‌دار نکنید. یا اینکه امروز دلتان گرفته، می‌نشینید جلوی دوربین، زار میزنید، شاید همین امروز کسی بعد از روزها غصه داشتن، دلش می‌خواهد شاد باشد. لطفاً روزش را خراب نکنید. این تغییر حال و هوای درونی را درون خود نگه دارید. لطفاً اینقدر با صدای بلند زندگی نکنید. … 🍂

طبق تحقیقات روانشناسی… صحبت کردن قبل از خواب به صورت مجازی یا حقیقی با شخصی که به او علاقه دارید، اثر مشابه داروی خواب‌آور بر روی مغز و اندام‌ها دارد و موجب می‌شود با آرامش بیشتری بخوابید. … ❤️‍🔥

می‌دانی اولین بوسه‌ی جهان چه‌طور کشف شد؟! در زمان‌های بسیار قدیم زن و مردی پینه‌دوز یک‌روز به هنگام کار، بوسه را کشف کردند. مرد دست‌هاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند، به زنش گفت بیا این را از لب من بردار. زن هم دست‌هاش به سوزن و وصله بود، آمد که نخ را از لب‌های مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کار کنم، ناچار با لب برداشت. شیرین بود، ادامه دادند… #عباس_معروفی … 💋

هرکدام از ما را چیزی نجات می‌داد… یکی را سفر یکی را کتاب یکی را گیاه یکی را نور یکی را ... رنج ایجاب می‌کند… به چیزی چنگ بزنیم تا احساس کنیم داریم کمتر رنج می‌کشیم، تا برای لحظات کوتاهی رنج را فراموش کنیم و به چیزهای دیگری فکر کنیم، تا بتوانیم دردناکیِ رنج را تاب بیاوریم. با آدم‌ها مهربان باش، تو نمی‌دانی ولی شاید همین‌ لحظه از رنجی به خیابان گریخته‌اند، شاید درد عمیقی آن‌ها را ناگزیر به گریز کرده. با آدم‌ها مهربان باش، تو نمی‌دانی درونِ آدمِ مقابلت همین لحظه که روبروی تو آرام و خونسرد ایستاده و شاید دارد لبخند می‌زند، چه زمستان سهمگینی برپاست. تو نمی‌دانی آدم‌ها، حتی شادترین‌شان چقدر نگرانی و اندوه میان کالبد آرامش و لبخندشان پنهان کرده‌اند. تو نمی‌دانی، تو نمی‌دانی، "رنجی که آدمی را ناگزیر به تظاهر و لبخند می‌کند چقدر عظیم‌تر از رنجی‌ست که آدمی را به گریه وا می‌دارد". و این شهر پر است… این شهر پر است از آدم‌های از درون‌غمگینی که از رنج‌هاشان به مدارا و زیستن پناه برده‌اند. … 🫂

در سن ۱۷ تا ۲۳ سالگی… اشتباه می‌کنید، سقوط می‌کنید، شکست می‌خورید، متوجه مسائل می‌شوید، شما دوستان خود را از دست می‌دهید، با واقعیت روبرو می‌شوید خود را از دست می‌دهید، قوی‌تر میوشوید و این سال‌ها از بهترین سال‌های زندگی شما نیز هستند ‌تو این بازه همه فکر می‌کنیم… فقط خودمون ‌‌این مشکلات‌رو داریم ‌و بقیه تو عشق و حالن. مامان و باباهاشون پایه‌ان. آزادی‌های عجیب و غریب دارن. آدم مورد علاقشونو پیدا کردن ‌‌و ما عقب موندیم. دانشگاه رفتن اما ما قبول نشدیم. ‌‌‌کار پیدا کردن ما هنوز پول تو جیبی می‌گیریم. ‌‌‌ ‌در صورتی که اصلاً به این شکل نیست و هممون همین مشکلاتو داشتیم، ‌کم و بیش فقط از بیرون‌ ‌قشنگ بودیم برای هم‌‌. ‌‌‌امروز که از اون سن گذشتم می‌بینم‌ ‌هیچ‌کدومشون دغدغه‌های بزرگی نیستن برای این سنم، ولی اون زمان تمام دنیام بودن… ‌‌ اصلاً به خودتون استرس، اضطراب و ترس راه ندید. همه‌یِ این دغدغه‌ها رو میشه با برنامه، تلاش، اراده و اعتماد به نفس حل کرد. آرزوی خوشبختی در تمام مراحل زندگی دارم براتون… ❤️