کلام معصومین علیهم السلام
Kanalga Telegram’da o‘tish
308
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۵۲)
اسحاق بن عمار گوید:
قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) لِبَشَّارٍ اَلشَّعِيرِيِّ اُخْرُجْ عَنِّي لَعَنَكَ اَللَّهُ لاَ وَ اَللَّهِ لاَ يُظِلُّنِي وَ إِيَّاكَ سَقْفُ بَيْتٍ أَبَداً فَلَمَّا خَرَجَ: قَالَ: وَيْلَهُ أَ لاَ، قَالَ بِمَا قَالَتِ اَلْيَهُودُ أَ لاَ، قَالَ بِمَا قَالَتِ اَلنَّصَارَى أَ لاَ، قَالَ بِمَا قَالَتِ اَلْمَجُوسُ أَوْ بِمَا قَالَتِ اَلصَّابِيَةُ وَ اَللَّهِ مَا صَغَّرَ اَللَّهَ تَصْغِيرَ هَذَا اَلْفَاجِرِ أَحَدٌ أَنَّهُ شَيْطَانٌ اِبْنُ شَيْطَانٍ خَرَجَ مِنَ اَلْبَحْرِ لِيُغْوِيَ أَصْحَابِي وَ شِيعَتِي فَاحْذَرُوهُ وَ لْيُبَلِّغِ اَلشَّاهِدُ اَلْغَائِبَ أَنِّي عَبْدٌ اِبْنُ عَبْدٍ قِنٍّ اِبْنُ أَمَةٍ ضَمَّتْنِي اَلْأَصْلاَبُ وَ اَلْأَرْحَامُ وَ إِنِّي لَمَيِّتٌ وَ إِنِّي لَمَبْعُوثٌ ثُمَّ مَوْقُوفٌ ثُمَّ مَسْئُولٌ وَ اَللَّهِ لَأَسْأَلَنَّ عَمَّا قَالَ فِيَّ هَذَا اَلْكَذَّابُ، وَ اِدَّعَاهُ عَلَيَّ يَا وَيْلَهُ مَا لَهُ أَرْعَبَهُ اَللَّهُ! فَلَقَدْ أَمِنَ عَلَى فِرَاشِهِ وَ أَفْزَعَنِي وَ أَقْلَقَنِي عَنْ رُقَادِي، وَ تَدْرُونَ أَنِّي لِمَ أَقُولُ ذَلِكَ أَقُولُ ذَلِكَ لِكَيْ أَسْتَقِرَّ فِي قَبْرِي .
حضرت صادق عليه السّلام به بشار شعيرى فرمود: از پيش من برو خدا لعنتت كند به خدا قسم من و تو هرگز زير يک سقف جمع نخواهيم شد وقتى او خارج شد فرمود: واى بر او چرا همان حرف يهوديان را نگفت و يا آنچه نصارى معتقدند يا آنچه مجوس می گويند و يا اعتقاد صائبىها به خدا قسم هيچ كدام خدا را به اندازه اين فاجر كوچک نكردهاند او شيطان پسر شيطان است از دريا خارج شد تا اصحاب و پيروان مرا گمراه كند از او بپرهيزيد و حاضرين به غائبين برسانند كه من بندهى خدا پسر بندهى خدا بندهاى خالص و فرزند كنيزى هستم كه در درون اصلاب و ارحام جاى داشتهام من می ميرم و برانگيخته خواهم شد سپس در پيشگاه پروردگار مورد بازخواست قرار خواهم گرفت به خدا قسم خواهند پرسيد راجع به آنچه اين دروغگو در باره من گفته و ادعا نموده. واى بر او خدا او را بترساند او در رختخواب آسوده است ولى مرا بيمناک نموده و مرا از خواب باز داشته می دانيد من اين حرف را براى آن میزنم كه در قبر آسوده باشم..
- رجال الکشی، ص ۴۰۰.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۵۱)
صفوان به نقل از مرازم می گوید:
قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ تَعْرِفُ مُبَشِّرَ بَشِيرٍ يَتَوَهَّمُ اَلاِسْمَ قَالَ اَلشَّعِيرِيُّ فَقُلْتُ بَشَّارٌ فَقَالَ بَشَّارٌ قُلْتُ نَعَمْ جَارٌ لِي قَالَ إِنَّ اَلْيَهُودَ قَالُوا مَا قَالُوا وَ وَحَّدُوا اَللَّهَ وَ إِنَّ اَلنَّصَارَى قَالُوا مَا قَالُوا وَ وَحَّدُوا اَللَّهَ وَ إِنَّ بَشَّاراً قَالَ قَوْلاً عَظِيماً فَإِذَا قَدِمْتَ اَلْكُوفَةَ قُلْ لَهُ يَقُولُ لَكَ جَعْفَرٌ يَا كَافِرُ يَا فَاسِقُ يَا مُشْرِكُ أَنَا بَرِيءٌ مِنْكَ.
حضرت صادق عليه السّلام به من فرمود: مبشّر بشير را می شناسى - ترديد در اسم او هست - همان جو فروش. گفتم: بشار؟ فرمود: آرى بشار. سپس فرمود: يهود هر عقيده داشتند ولى خدا را يكتا می دانستند نصرانيان نيز هر چه گفتند خدا را يكتا می دانستند ولى بشار حرف بزرگى می زند (که قائل به الوهیت اهل بیت علیهمالسلام شده است) وقتى وارد كوفه شدى به او بگو جعفر عليه السّلام به تو می گويد: اى كافر، فاسق، مشرک من از تو بيزارم.
- رجال الکشی، ص ۳۹۸.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۵۰)
عبد العزيز قزّاز مىگويد:
كُنْتُ أَقُولُ بِالرُّبُوبِيَّةِ فِيهِمْ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لِي يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ ضَعْ مَاءً أَتَوَضَّأْ فَفَعَلْتُ فَلَمَّا دَخَلَ يَتَوَضَّأُ قُلْتُ فِي نَفْسِي هَذَا اَلَّذِي قُلْتُ فِيهِ مَا قُلْتُ يَتَوَضَّأُ فَلَمَّا خَرَجَ قَالَ لِي يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ لاَ تُحَمِّلْ عَلَى اَلْبِنَاءِ فَوْقَ مَا يُطِيقُ فَيَهْدِمَ إِنَّا عَبِيدٌ مَخْلُوقُونَ لِعِبَادَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
در مورد ائمه قائل به ربوبيت بودم! نزد امام صادقعليه السّلام رفتم. حضرت فرمود: اى عبد العزيز! آبى را آماده كن تا وضو بگيرم، من هم آب آوردم. وقتى كه رفت تا وضو بگيرد، با خود گفتم: اين همان كسى است كه در بارۀ او به ربوبيت قائل هستم، اكنون وضو مىگيرد. وقتى كه حضرت از وضو گرفتن فارغ شد، به من گفت: اى عبد العزيز! بر هيچ بنايى فوق طاقتش را تحميل نكن تا منهدم شود. من بندهاى هستم كه براى عبادت خدا آفريده شدهام.
- الخرائج و الجرائح ج ۲، ص ۶۳۶.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۹)
صالح بن سهل گوید:
كُنْتُ أَقُولُ فِي أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِالرُّبُوبِيَّةِ فَدَخَلْتُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيَّ قَالَ يَا صَالِحُ إِنَّا وَ اَللَّهِ عَبِيدٌ مَخْلُوقُونَ لَنَا رَبٌّ نَعْبُدُهُ وَ إِنْ لَمْ نَعْبُدْهُ عَذَّبَنَا.
من معتقد به خدائى حضرت صادق عليه السّلام بودم خدمت آن جناب رسيدم همين كه چشمش به من افتاد فرمود: ای صالح به خدا قسم ما بندهاى مخلوق هستيم و خدائى داريم كه او را ميپرستيم اگر او را نپرستيم ما را عذاب خواهد كرد.
- رجال الکشی، ص ۳۴۱.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۸)
پدر حنان بن سدیر گوید:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّ قَوْماً يَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ آلِهَةٌ يَتْلُونَ عَلَيْنَا بِذَلِكَ قُرْآناً يٰا أَيُّهَا اَلرُّسُلُ كُلُوا مِنَ اَلطَّيِّبٰاتِ وَ اِعْمَلُوا صٰالِحاً إِنِّي بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ قَالَ يَا سَدِيرُ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي مِنْ هَؤُلاَءِ بِرَاءٌ بَرِئَ اَللَّهُ مِنْهُمْ وَ رَسُولُهُ مَا هَؤُلاَءِ عَلَى دِينِي وَ دِينِ آبَائِي وَ اَللَّهِ لاَ يَجْمَعُنِي وَ إِيَّاهُمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِمْ سَاخِطٌ قَالَ قُلْتُ فَمَا أَنْتُمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ خُزَّانُ عِلْمِ اَللَّهِ وَ تَرَاجِمَةُ وَحْيِ اَللَّهِ وَ نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ أَمَرَ اَللَّهُ بِطَاعَتِنَا وَ نَهَى عَنْ مَعْصِيَتِنَا نَحْنُ اَلْحُجَّةُ اَلْبَالِغَةُ عَلَى مَنْ دُونَ اَلسَّمَاءِ وَ فَوْقَ اَلْأَرْضِ .
خدمت حضرت صادق عليه السّلام گفتم: گروهى گمان می کنند که شما خدا هستيد و از قرآن نيز شاهد مىآورند « يٰا أَيُّهَا اَلرُّسُلُ كُلُوا مِنَ اَلطَّيِّبٰاتِ وَ اِعْمَلُوا صٰالِحاً إِنِّي بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ » فرمود: ای سدير گوش و چشم و موى و پوست و گوشت و خون من از اين اشخاص بيزار است خدا و پيامبرش از آنها بيزارند اينها بر دين من و آباء من نيستند به خدا قسم من و آنها در روز قيامت جمع نخواهيم شد مگر اينكه خداوند بر آنها خشمگين است. عرضكردم: پس شما چه هستيد فدايت شوم؟ فرمود: گنجينه علم خدا و مترجم وحى او و ما گروهى معصوم هستيم كه خدا دستور فرمانبردارى از ما را داده و نهى از مخالفت با ما را نموده ما حجت بالغه خدا بر هر كه پائينتر از آسمان و روى زمين است هستيم.
- رجال الکشی، ص ۳۰۶.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۵)
امام صادق علیه السلام:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا رَبِّي فَقَالَ مَا لَكَ لَعَنَكَ اَللَّهُ رَبِّي وَ رَبُّكَ اَللَّهُ ، أَمَا وَ اَللَّهِ لَكُنْتَ مَا عَلِمْتُ لَجَبَاناً فِي اَلْحَرْبِ لَئِيماً فِي اَلسِّلْمِ .
مردى خدمت پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله آمد و گفت سلام علیک یا ربی پيامبر اكرم فرمود: ترا چه مىشود رب من و رب تو اللّٰه است بخدا قسم از وقتى ترا مىشناسم در جنگ ترسو و در غير جنگ بخيل و پست بودهاى.
- رجال الکشی، ص ۲۹۹
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۶)
خالد جوّان گوید:
كُنْتُ أَنَا وَ اَلْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ نَاسٌ مِنْ أَصْحَابِنَا بِالْمَدِينَةِ وَ قَدْ تَكَلَّمْنَا فِي اَلرُّبُوبِيَّةِ قَالَ فَقُلْنَا مُرُوا إِلَى بَابِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَتَّى نَسْأَلَهُ قَالَ فَقُمْنَا بِالْبَابِ قَالَ فَخَرَجَ إِلَيْنَا وَ هُوَ يَقُولُ بَلْ عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ لاٰ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ .
من و فضل بن عمر و گروهى از ياران در مدينه بوديم در باره ربوبيت ائمه صحبت ميكرديم بالاخره گفتيم برويم درب خانه حضرت صادق عليه السّلام در اين مورد از ايشان سؤال كنيم حركت كرده رفتيم درب خانه آن جناب از منزل خارج شد در حالى كه ميگفت « بَلْ عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ لاٰ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ » نه آنها بندهاى مورد لطف خدايند كه از خود اظهار نظرى در مقابل خدا نمىنمايند و بدستورش عمل ميكنند.
- رجال الکشی، ص ۳۲۶.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۵)
ابو بصیر گوید: حضرت امام صادق علیه السلام به من فرمود:
يَا أَبَا مُحَمَّدٍ اِبْرَأْ مِمَّنْ يَزْعُمُ أَنَّا أَرْبَابٌ قُلْتُ بَرِئَ اَللَّهُ مِنْهُ فَقَالَ اِبْرَأْ مِمَّنْ يَزْعُمُ أَنَّا أَنْبِيَاءُ قُلْتُ بَرِئَ اَللَّهُ مِنْهُ.
يا ابا محمّد من بيزارم از كسانى كه معتقد به خدائى ما باشند. عرض كردم خدا از آنها بيزار باشد. فرمود: بيزارم از كسانى كه خيال كنند ما پيامبريم. گفتم خدا از آنها بيزار باشد.
- رجال الکشی، ص ۲۹۷.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۴)
امام صادق صلوات الله علیه:
لَعَنَ اَللَّهُ مَنْ قَالَ فِينَا مَا لاَ نَقُولُهُ فِي أَنْفُسِنَا وَ لَعَنَ اَللَّهُ مَنْ أَزَالَنَا عَنِ اَلْعُبُودِيَّةِ لِلَّهِ اَلَّذِي خَلَقَنَا وَ إِلَيْهِ مَآبُنَا وَ مَعَادُنَا وَ بِيَدِهِ نَوَاصِينَا.
خدا لعنت كند كسى را كه در باره ما چيزى را بگويد كه ما خود در باره خويش نميگوئيم و خدا لعنت كند كسى را كه ما را از بندگى خدائى كه ما را خلق كرده و به سوى او بازگشت ما است و اختيار ما به دست او است خارج كند.
- رجال الکشی، ص ۳۰۲.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۳)
ضریس می گوید:
قَالَ لِي أَبُو خَالِدٍ اَلْكَابُلِيُّ أَمَا إِنِّي سَأُحَدِّثُكَ بِحَدِيثٍ إِنْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنَا حَيٌّ قَبَّلْتَ صَلَعَتِي وَ إِنْ مِتُّ قَبْلَ أَنْ تَرَاهُ تَرَحَّمْتَ عَلَيَّ وَ دَعَوْتَ لِي سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِمَا يَقُولُ إِنَّ اَلْيَهُودَ أَحَبُّوا عُزَيْراً حَتَّى قَالُوا فِيهِ مَا قَالُوا فَلاَ عُزَيْرٌ مِنْهُمْ وَ لاَ هُمْ مِنْ عُزَيْرٍ وَ إِنَّ اَلنَّصَارَى أَحَبُّوا عِيسَى حَتَّى قَالُوا فِيهِ مَا قَالُوا فَلاَ عِيسَى مِنْهُمْ وَ لاَ هُمْ مِنْ عِيسَى وَ إِنَّا عَلَى سُنَّةٍ مِنْ ذَلِكَ إِنَّ قَوْماً مِنْ شِيعَتِنَا سَيُحِبُّونَّا حَتَّى يَقُولُوا فِينَا مَا قَالَتِ اَلْيَهُودُ فِي عُزَيْرٍ وَ مَا قَالَتِ اَلنَّصَارَى فِي عِيسَى اِبْنِ مَرْيَمَ فَلاَ هُمْ مِنَّا وَ لاَ نَحْنُ مِنْهُمْ.
ابو خالد كابلى به من گفت من جريانى را براى شما نقل ميكنم كه اگر در حال حيات من آن را مشاهده كنيد پيشانى مرا به احترام خواهيد بوسيد و اگر قبل از آن من بميرم برايم طلب رحمت ميكنيد و دعايم ميكنيد. از حضرت زين العابدين عليه السّلام شنيدم ميفرمود يهودان عزير را دوست داشتند تا جايى در باره او آن اعتقاد را پيدا كردند عزير از آنها بيزار است و آنها با عزير نسبتى ندارند نصرانيان نيز به واسطه شدت علاقه به عيسى در باره او معتقد به اين مقام شدند عيسى از آنها بيزار است و آنها جزء پيروان عيسى نيستند. ما نيز پيرو همان كاريم. گروهى از شيعيان ما در آينده ما را به قدرى دوست دارند تا بالاخره معتقد ميشوند در باره ما مانند اعتقاد يهوديان در باره عزير و نصارى در باره عيسى بن مريم. آنها با ما نسبتى ندارند و ما نيز با آنها ارتباطى نخواهيم داشت.
- رجال الکشی، ص ۱۲۰.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۲)
امام سجاد علیه السلام:
لَعَنَ اَللَّهُ مَنْ كَذَبَ عَلَيْنَا إِنِّي ذَكَرْتُ عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ سَبَإٍ فَقَامَتْ كُلُّ شَعْرَةٍ فِي جَسَدِي لَقَدِ اِدَّعَى أَمْراً عَظِيماً مَا لَهُ لَعَنَهُ اَللَّهُ كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ اَللَّهِ عَبْداً لِلَّهِ صَالِحاً أَخُو رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَا نَالَ اَلْكَرَامَةَ مِنَ اَللَّهِ إِلاَّ بِطَاعَتِهِ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ مَا نَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْكَرَامَةَ مِنَ اَللَّهِ إِلاَّ بِطَاعَتِهِ لِلَّه.
خدا لعنت كند كسى را كه به ما دروغ ببندد من وقتى يادم از عبد اللّٰه بن سبا مىافتد تمام مويهاى بدنم راست مىشود ادعاى بس بزرگى را كرد خدا لعنتش كند. علی عليه السّلام بندهاى صالح براى خدا و برادر پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله و سلم بود و به اين مقام نرسيد مگر بواسطه فرمانبردارى از خدا و پيامبرش و پيامبر به اين مقام نرسيد مگر به واسطه فرمانبردارى از خدا.
- رجال الکشی، ص ۱۰۷.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۱)
ابی اسامه گوید:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ هُوَ اَلَّذِي فِي اَلسَّمٰاءِ إِلٰهٌ وَ فِي اَلْأَرْضِ إِلٰهٌ» فَنَظَرْتُ وَ اَللَّهِ إِلَيْهِ وَ قَدْ لَزِمَ اَلْأَرْضَ وَ هُوَ يَقُولُ: وَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلَّذِي هُوَ وَ اَللَّهِ رَبِّي فِي اَلسَّمٰاءِ إِلٰهٌ وَ فِي اَلْأَرْضِ إِلٰهٌ وَ هُوَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
از امام صادق علیه السلام دربارهی این سخن خداوند عزّوجلّ: «و هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله» اوست كه در آسمان خداست و در زمين خداست. سؤال کردم و دیدم آن حضرت درحالیکه نشسته بود، فرمود: به خدا قسم! خدایم که در آسمان خداست و در زمین خداست، فقط الله جلّ جلاله است.
-تفسير القمی ج ۲، ص ۲۸۹.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۴۰)
عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ ، عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا ، رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَهُ جَعْفَرُ بْنُ وَاقِدٍ وَ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي اَلْخَطَّابِ ، فَقِيلَ إِنَّهُ صَارَ إِلَى بِيرُوذَ، وَ قَالَ فِيهِمْ: وَ هُوَ اَلَّذِي فِي اَلسَّمٰاءِ إِلٰهٌ وَ فِي اَلْأَرْضِ إِلٰهٌ ، قَالَ، هُوَ اَلْإِمَامُ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) لاَ وَ اَللَّهِ لاَ يَأْوِينِي وَ إِيَّاهُ سَقْفُ بَيْتٍ أَبَداً، هُمْ شَرٌّ مِنَ اَلْيَهُودِ وَ اَلنَّصَارَى وَ اَلْمَجُوسِ وَ اَلَّذِينَ أَشْرَكُوا، وَ اَللَّهِ مَا صَغَّرَ عَظَمَةَ اَللَّهِ تَصْغِيرَهُمْ شَيْءٌ قَطُّ، إِنَّ عُزَيْراً جَالَ فِي صَدْرِهِ مَا قَالَتْ فِيهِ اَلْيَهُودُ فَمَحَا اَللَّهُ اِسْمَهُ مِنَ اَلنُّبُوَّةِ، وَ اَللَّهِ لَوْ أَنَّ عِيسَى أَقَرَّ بِمَا قَالَتِ اَلنَّصَارَى لَأَوْرَثَهُ اَللَّهُ صَمَماً إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ ، وَ اَللَّهِ لَوْ أَقْرَرْتُ بِمَا يَقُولُ فِيَّ أَهْلُ اَلْكُوفَةِ لَأَخَذَتْنِي اَلْأَرْضُ، وَ مَا أَنَا إِلاَّ عَبْدٌ مَمْلُوكٌ لاَ أَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ ضَرٍّ وَ لاَ نَفْعٍ .
علي بن حسان از يكى از صحابه نقل كرد كه در خدمت حضرت صادق عليه السّلام صحبت از جعفر بن واقد و چند نفر از ياران ابو الخطاب شد يكى از حاضرين گفت او براى گمراه كردن من رفت آمد داشت با من و می گفت اين آيه در باره امام نازل شده «و هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله» اوست كه در آسمان خداست و در زمين خداست. و می گفت: منظور امام است. حضرت صادق عليه السّلام فرمود: نه بخدا قسم هرگز من و او در زير يک سقف جمع نشدهايم آنها بدتر از يهود و نصارى و مجوس و مشركين هستند بخدا قسم توهين بخدا نكرده بقدرى كه ايشان كردهاند عزير در دلش خطور كرد آنچه يهود در باره او می گفتند خداوند نامش را از جمله پيامبران محو كرد بخدا قسم اگر عيسى اقرار كند به آنچه نصرانيان در بارهاش می گفتند خداوند او را تا روز قيامت كر و ناشنوا می كرد من نيز اگر بپذيرم آنچه (غلات) اهل كوفه در باره ام می گويند زمين من را فرو خواهد برد من جز بنده اى تحت فرمان خداوند نيستم كه اختیار سود و زيانى ندارم.
- رجال الکشی، ص ۳۰۰.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۹)
هشام بن حکم گوید: امام صادق علیهالسلام فرمود:
إِنَّ بُنَاناً وَ اَلسَّرِيَّ وَ بَزِيعاً لَعَنَهُمُ اَللَّهُ تَرَاءَى لَهُمُ اَلشَّيْطَانُ فِي أَحْسَنِ مَا يَكُونُ صُورَةُ آدَمِيٍّ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى سُرَّتِهِ قَالَ فَقُلْتُ إِنَّ بُنَاناً يَتَأَوَّلُ هَذِهِ اَلْآيَةَ وَ هُوَ اَلَّذِي فِي اَلسَّمٰاءِ إِلٰهٌ وَ فِي اَلْأَرْضِ إِلٰهٌ أَنَّ اَلَّذِي فِي اَلْأَرْضِ غَيْرُ إِلَهِ اَلسَّمَاءِ وَ إِلَهَ اَلسَّمَاءِ غَيْرُ إِلَهِ اَلْأَرْضِ وَ أَنَّ إِلَهَ اَلسَّمَاءِ أَعْظَمُ مِنْ إِلَهِ اَلْأَرْضِ وَ أَنَّ أَهْلَ اَلْأَرْضِ يَعْرِفُونَ فَضْلَ إِلَهِ اَلسَّمَاءِ وَ يُعَظِّمُونَهُ فَقَالَ وَ اَللَّهِ مَا هُوَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ إِلَهٌ فِي اَلسَّمَاوَاتِ وَ إِلَهٌ فِي اَلْأَرَضِينَ كَذَبَ بُنَانٌ عَلَيْهِ لَعْنَةُ اَللَّهِ صَغَّرَ اَللَّهَ جَلَّ جَلاَلُهُ وَ صَغَّرَ عَظَمَتَهُ.
بنان و سرى و بزيع را خدا آنها را لعنت كند شيطان در بهترين صورت آدمى مجسم شد با تمام قامت. من عرض كردم بنان اين آيه را تأويل ميكند «و هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله» اوست كه در آسمان خداست و در زمين خداست. و ميگويد الهی كه در زمين است غير از خداى آسمان و خداى آسمان غير از خداى زمين است خداى آسمان بزرگتر از خداى زمين است اهل زمين عارف بفضل و مقام خداى آسمان هستند و او را تعظيم ميكنند. حضرت فرمود بخدا قسم چنين چيزى نيست جز خداى يكتا و بيهمتا وجود ندارد او خداى آسمانها و زمينها است بنان دروغ گفته خدا او را لعنت كند بخدا توهين نموده و او را كوچك انگاشته.
- رجال الکشی، ص ۳۰۴.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۸)
سدیر می گوید:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ قَوْماً يَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ آلِهَةٌ يَتْلُونَ بِذَلِكَ عَلَيْنَا قُرْآناً: « وَ هُوَ اَلَّذِي فِي اَلسَّمٰاءِ إِلٰهٌ وَ فِي اَلْأَرْضِ إِلٰهٌ » فَقَالَ يَا سَدِيرُ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ شَعْرِي مِنْ هَؤُلاَءِ بِرَاءٌ وَ بَرِئَ اَللَّهُ مِنْهُمْ مَا هَؤُلاَءِ عَلَى دِينِي وَ لاَ عَلَى دِينِ آبَائِي وَ اَللَّهِ لاَ يَجْمَعُنِي اَللَّهُ وَ إِيَّاهُمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ إِلاَّ وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَيْهِمْ.
به امام صادق علیه السلام عرض کردم: گروهی (از غلات) مدعی اند که شما خدا هستید و به این آیه استناد می کنند: «و هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله» اوست كه در آسمان خداست و در زمين خداست. حضرت فرمود: ای سدیر گوش و چشم و پوست و گوشت و خون و موی من از اینان بیزار است و خداوند نیز از آنان بیزار است. اینان بر دین من و دین پدرانم نیستند و خداوند مرا با آنان در روز قیامت در یک جا جمع نمی کند مگر آن که بر آنان خشمگین است.
- الکافي ج ۱، ص ۲۶۹.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۷)
امام صادق صلوات الله علیه:
يَا عَلْقَمَةُ مَا أَعْجَبَ أَقَاوِيلَ اَلنَّاسِ فِي عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَمْ بَيْنَ مَنْ يَقُولُ إِنَّهُ رَبٌّ مَعْبُودٌ وَ بَيْنَ مَنْ يَقُولُ إِنَّهُ عَبْدٌ عَاصٍ لِلْمَعْبُودِ وَ لَقَدْ كَانَ قَوْلُ مَنْ يَنْسُبُهُ إِلَى اَلْعِصْيَانِ أَهْوَنَ عَلَيْهِ مِنْ قَوْلِ مَنْ يَنْسُبُهُ إِلَى اَلرُّبُوبِيَّةِ.
ای علقمه چقدر سخنان مردم درباره علی علیه السلام عجیب است. چه قدر فرق است بین کسی که می گوید: علی علیه السلام ربّ معبود است و بین کسی که می گوید: او بنده گنهکار خدا است!! و به راستی که سخن آنان که عصیان را به علی علیه السلام نسبت می دهند؛ نزد او آسانتر (و زشتی و دل آزار بودنش کمتر) است از سخن کسی که ربوبیت را به او نسبت می دهد.
- الأمالی (للصدوق)، ص ۱۰۲.
Repost from کتابخانه مصباح
خداوند متعال می فرماید:
یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَواقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ.
دربارهٔ هلالهای ماه، از تو سؤال میکنند. بگو آنها بیان اوقات (و تقویم طبیعی) برای مردم و (تعیینِ وقتِ) حج است.
- بقره/۱۸۹.
امام باقر صلوات الله علیه فرمودند:
إِذَا رَأَيْتُمُ اَلْهِلاَلَ فَصُومُوا وَ إِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَأَفْطِرُوا وَ لَيْسَ بِالرَّأْيِ وَ لاَ بِالتَّظَنِّي وَ لَكِنْ بِالرُّؤْيَةِ.
هرگاه هلال ماه رمضان را مشاهده كرديد، روزه بگيريد و هرگاه هلال ماه شوال را مشاهده كرديد، افطار كنيد و عيد بگيريد. ماه نو با رأى و گمان ثابت نمىشود، بلکه فقط با مشاهدۀ چشم ثابت مىشود.
- تهذيب الأحکام ج ۴، ص ۱۵۶.
📝 به حرف های جهال که خودشان را اصحاب عدد می دانند توجه نکنید چرا که برخی از آنان امروز را اول ماه اعلان نمودند و برخی گفته اند فردا است و عده ای دیگر روز سه شنبه را اول ماه می دانند، این در حالی است که همه آنها مبنای خود را یکی می دانند.
Repost from کتابخانه مصباح
خداوند متعال می فرماید:
یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَواقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ.
دربارهٔ هلالهای ماه، از تو سؤال میکنند. بگو آنها بیان اوقات (و تقویم طبیعی) برای مردم و (تعیینِ وقتِ) حج است.
- بقره/۱۸۹.
امام باقر صلوات الله علیه فرمودند:
إِذَا رَأَيْتُمُ اَلْهِلاَلَ فَصُومُوا وَ إِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَأَفْطِرُوا وَ لَيْسَ بِالرَّأْيِ وَ لاَ بِالتَّظَنِّي وَ لَكِنْ بِالرُّؤْيَةِ.
هرگاه هلال ماه رمضان را مشاهده كرديد، روزه بگيريد و هرگاه هلال ماه شوال را مشاهده كرديد، افطار كنيد و عيد بگيريد. ماه نو با رأى و گمان ثابت نمىشود، بلکه فقط با مشاهدۀ چشم ثابت مىشود.
- تهذيب الأحکام ج ۴، ص ۱۵۶.
📝 به حرف های برخی از جهال که خودشان را اصحاب عدد می دانند توجه نکنید چرا که برخی از آنان امروز را اول ماه اعلان نمودند و برخی گفته اند فردا است و عده ای دیگر روز سه شنبه را اول ماه می دانند، این در حالی است که همه آنها مبنای خود را یکی می دانند.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۶)
امام صادق علیه السلام:
لَعَنَ اَللَّهُ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ سَبَإٍ إِنَّهُ اِدَّعَى اَلرُّبُوبِيَّةَ فِي أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ كَانَ وَ اَللَّهِ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَبْداً لِلَّهِ طَائِعاً، اَلْوَيْلُ لِمَنْ كَذَبَ عَلَيْنَا وَ إِنَّ قَوْماً يَقُولُونَ فِينَا مَا لاَ نَقُولُهُ فِي أَنْفُسِنَا، نَبْرَأُ إِلَى اَللَّهِ مِنْهُمْ نَبْرَأُ إِلَى اَللَّهِ مِنْهُمْ.
خداوند عبد اللّٰه بن سبا را لعنت كند او مدعى ربوبيت امير المؤمنين عليه السّلام بود با اينكه امير المؤمنين عليه السّلام بندهاى مطيع خدا بود واى بر كسى كه بما افترا زند، گروهی که آنچه را ما درباره خود نگفته ایم درباره ما میگویند، از آنان بیزاریم، از آنان بیزاریم.
- رجال الکشی، ص ۱۰۷.
سلسله مباحث رد غلات لعنهم الله (۳۵)
امام باقر صلوات الله علیه:
أَنَّ عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ سَبَإٍ كَانَ يَدَّعِي اَلنُّبُوَّةَ وَ يَزْعُمُ أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ هُوَ اَللَّهُ فَبَلَغَ ذَلِكَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَدَعَاهُ وَ سَأَلَهُ فَأَقَرَّ بِذَلِكَ وَ قَالَ نَعَمْ أَنْتَ هُوَ وَ قَدْ كَانَ أُلْقِيَ فِي رُوعِي أَنَّكَ أَنْتَ اَللَّهُ وَ أَنِّي نَبِيٌّ. فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَيْلَكَ قَدْ سَخِرَ مِنْكَ اَلشَّيْطَانُ فَارْجِعْ عَنْ هَذَا ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ وَ تُبْ! فَأَبَى فَحَبَسَهُ وَ اِسْتَتَابَهُ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ فَلَمْ يَتُبْ فَأَحْرَقَهُ بِالنَّارِ وَ قَالَ إِنَّ اَلشَّيْطَانَ اِسْتَهْوَاهُ فَكَانَ يَأْتِيهِ وَ يُلْقِي فِي رُوعِهِ ذَلِكَ.
عبد الله بن سبا ادعای نبوت می کرد و مدعی بود: امیرالمؤمنین علیه السلام همان خدا است این خبر به امیرالمؤمنین علیه السلام رسید، پس او را فراخواند و از او پرسید تو چنین چیزی گفتی؟ پس ابن سبا اقرار کرد و گفت: «نعم انت هو» به دلم الهام شده که تو خدایی و من نبیّ هستم. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: وای بر تو، شیطان بر تو مسلط شده است. مادرت به عزایت بنشیند، از این اعتقاد برگرد و توبه کن، او نپذیرفت؛ پس امیرالمؤمنین علیه السلام او را سه روز زندانی کرد و از او خواست که توبه کند اما او توبه نکرد؛ پس امام او را با آتش سوزاند و فرمود: شیطان او را فريب داد و عقلش را ربود و نزد او می آمد و این عقاید را در دلش القا می کرد.
- رجال الکشی، ص ۱۰۶.
