uz
Feedback
ɴᴏᴄʜᴀᴛ TEXT | متن

ɴᴏᴄʜᴀᴛ TEXT | متن

Kanalga Telegram’da o‘tish

بالاترین دادگاه شرافت انسان است و مهمترین قاضی وجدان اوست🫀 Main : @NocHaTcO Cr : @PmNochaT 🍓💞🍭

Ko'proq ko'rsatish
622
Obunachilar
+124 soatlar
+47 kunlar
+1630 kunlar
Postlar arxiv
کاش در پایان این بغض ها، خستگی ها و اندوه ها، چیزی باشد که ارزش این همه "دوام‌آوردن" را داشته باشد.

خب چجوری بگم، پوسته‌‌ بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله، ولی درون خودم، یه دختر كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.... ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

Amir Mahan - Hasti.mp35.81 MB

قصه این است که میهمان جهان شد تن من 🥂🧸🎀 - @Matn_NOCHAT

#استوری❤️‍🩹🪽✨ دلتنگی من هزار سالش شده است ... مبین اردستانی 『@ashoftegi_official』
#استوری❤️‍🩹🪽✨ دلتنگی من هزار سالش شده است ... مبین اردستانی@ashoftegi_official

همه آدم ها باهم برابرند اما پولدار ها محترم ترند دختر ها پرطرفدار ترند بچه ها واجب ترند خانم ها مقدم ترند سفید ها برترند سیاه ها بدبخت ترند البته تبعیضی در کار نیست؛ همه مردم باهم برابرند "اما بعضی ها برابر ترند" –جرج اورول ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

اجازه بدید برای عمری که رفت گریه کنم. ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

چند سال منتظر بودیم روزای خوب بیاد ، نگو داشتن میرفتن

امیرعلی نبویان تعریف قشنگی از عشق داره که می‌گه: "همیشه خوشگلترش هست، ولی عشق به شما می‌آموزد که نبینی" ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

+ بدترین لحظه؟ ‏- لحظه‌ای که نمیدونی کم تلاش کردی یا واقعا نمیشد... ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

ای رها گردیدگان، آن سوی هستی این قصه چیست؟ ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

ɴᴏᴄʜᴀᴛ TEXT | متن: دلتنگی شبیهِ یه دردِ پنهونِ لایه لایس، تو جمعیت حرف میزنی و میخندی و به روزمرگیت میرسی اما نهایتا به محض اینکه تنها بشی، دستتو میگیری به اولین ستون و تکیه میدی بهش و چشماتو از درد فشار میدی، از درد خم میشی.. دلتنگی شبیهِ زخمیه که بُرشش روی انگشتات به یه سانتم نمیرسه، اما عمقش تا مغزِ استخونته.. ᅟ ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

دلتنگی شبیهِ یه دردِ پنهونِ لایه لایس، تو جمعیت حرف میزنی و میخندی و به روزمرگیت میرسی اما نهایتا به محض اینکه تنها بشی، دستتو میگیری به اولین ستون و تکیه میدی بهش و چشماتو از درد فشار میدی، از درد خم میشی.. دلتنگی شبیهِ زخمیه که بُرشش روی انگشتات به یه سانتم نمیرسه، اما عمقش تا مغزِ استخونته.. ᅟ@Matn_NOCHAT

«چیزی از فرقِ سرش به سرعت پایین آمد. از چشم‌هایش بیرون زد. گلویش را خراشید و توی دلش فرو ریخت. این شکلِ طبیعیِ چیزی بود که بعدها فهمید غصه است...» ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

با من درست برخورد کنید، من در حالی که میگم نه بابا مهم نیست ناراحت نشدم اشکام میریزه. ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

همه رو درک کردما اما هیچکس نفهمید منم یچیزیم هست. ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT

تو نمی‌دونی من شبا چقد بیدار موندم و گریه کردم فقط بخاطر اینکه با خودم فکر می‌کردم چرا برات کافی نبودم. ➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT