625
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
+430 kun
Postlar arxiv
هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد
بی گمان پشت سرت هم گوه تو خواهد خورد
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
تاحالا حس اضافی بودن بین بقیه بهتون دست داده؟:)
من هزار بار تجربش کردم:)
نادیده گرفته شدها..:)
دیگه الان دهه ۶۰-۷۰-۸۰ نداره، میدونی؟ هممون توو عمق ۴ متری گا ، داریم دست و پا میزنیم
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
پیر شدن مثل بالا رفتن از کوه میمونه،
آدم از نفس میُفته، ولی منظرش زیباست..
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
هر چیزی که متقابل باشد تا ابد ادامه دارد مثل؛
درک، ادب، احترام، توجه، عشق و محبت...
آدم میتواند بلند بخندد، از امید و روزهای بهتر سخن بگوید و با اینحال از درون ویران باشد.
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
این روزا بیشتر از همیشه میخوابم و هیچکاری نمیکنم ؛)
بیشتر از همیشه ساکتم و بیشتر از همیشه تحت فشارم :)
بیشتر از همیشه از دست آدمای دور و برم ناراحت میشم :)
طبق معمول با هیچکس راجع بهش صحبت نمیکنم :)
بیشتر از همیشه تو خودم میریزم و بیشتر از همیشه از حال و روزم متنفرم! =)
دوستان عضو چنل متن مون بشید
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
گمونم تو فرق نداشتی، من احمق بودم متفاوت میدیدمت
🌿 @Herochnl
کلمه«دژاوو» یعنی«آشنا پنداری» به احساسی گفته میشه که یه لحظه، یه صحنه یا یه آدمی رو میبینی و حس میکنی قبلا اونجا بودی و دیدیش!یه افسانه قشنگ هست که میگه وقتی یه نفرو میبینی و حس میکنی چند ساله میشناسیش یا تو یه مدت زمان کم به یه نفر از ته قلبت علاقمند میشی، تو زندگی قبلیت هم اون آدمو دوسش داشتی! به نظرم آدمای که الان خیلی دوسشون داریمو باید «دژاوو» سیو کنیم :)
@Matn_NOCHAT
هیچ چیز راحتم نمیکند.
نه دریا، نه آفتاب، نه درخت ها، نه آدمها، نه فیلم ها، نه لباس هایی که تازه خریده ام.
نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درخت ها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم، نمیدانم...
فروغ فرخزاد
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
از ما بدشون میاد
بعد میان ما رو چک میکنن!
بدبخت تو طرفدار مایی!
ِ
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
یه اتفاقهایی تو زندگی هست که آدمیزاد باید تجربه کنه تا یسری چیزها ملکه ذهنش بشه، اینکه همیشه نباید ببخشی، همه نباید باهات راحت باشن، به همه نباید اجازه بدی نظر بدن، و همیشه نباید صد خودت رو واسه آدمی بذاری که حتی صفر خودش رو واست نمیذاره.
➺𓆩᳦᳣ @Matn_NOCHAT
