اشو
Kanalga Telegram’da o‘tish
✔️ کپی مطالب فقط با ذکر منبع مجاز هست کانال اختصاصی اشو مطالب اشو در این کانال کاملا اختصاصی قرار میگیرد Admin @hossein_akbarlu
Ko'proq ko'rsatish2 409
Obunachilar
+424 soatlar
+57 kunlar
+2630 kunlar
Postlar arxiv
2 409
تمامی قدرت ها از آن خداوند است. زندگی از آن اوست. اوست که درون شما می دمد. اوست که خون را درون رگ ها شما به جریان وامی دارد. او است که در قلب شما می تپد. او همه چیز در همه کس است. ولی ما پدیده ای غیر واقعی خلق کرده ایم، خطرناک ترین دروغ که همانا نفس است. ما وانمود می کنیم که «قدرت از آن من است و من قدرتمند هستم.» این تفکر که «من قدرتمند هستم» ارتباط شما را با مبدأ و كل قطع می کند.
یک سالک باید این گونه اعتقاد داشته باشد که «من نیستم، اصلاً منى وجود ندارد. بنابراین من چگونه می توانم قدرتمند باشم؟ من هیچ هستم؛ تنها وسیله ای در دستان قدرتی ناشناخته به نام خداوند.» دانستن و درک این نکته که «من تنها وسیله ای هستم تحت ارادۂ قدرت بی نهایتی که از درون من جریان می یابد»، سیر و سلوک حقیقی است. تشرف واقعی این است که دیگر منی وجود نداشته باشد و آن چه باقی می ماند تنها خدا باشد و بس.
اشو
عشق، رقص زندگی
ص 135
2 409
مردم گنگ شده اند. هر کاری که انجام می دهند – به موسیقی گوش می دهند، کتاب می خوانند، فیلم می بیند - در آن حضور ندارند. آن ها تبدیل به تماشاچی شده اند. درست مثل این که شخص دیگری در حال انجام آن کار است و آن ها فقط تماشاچی هستند. همه تبدیل به تماشاچی شده اند؛ زیرا به این شکل کاملا از موضوع جدا هستند و هیچ خطری تهدیدشان نمی کند. هنگامی که در حین انجام کاری حاضر هستید، چیزی درونتان اتفاق می افتد... منطق همیشه تماشاچی است؛ زیرا دوست دارد در امان باشد. هر روز سعی کنید کاری انجام دهید و در آن کاملا حاضر باشید؛ بدون آن که بخواهید درباره اش فکر کنید. برای مثال، شروع کنید به کندن زمین و آن قدر با شدت این کار را انجام دهید که عرق بریزید. فقط بکنید و به هیچ چیز دیگری فکر نکنید و ناگهان احساس می کنید که انرژی جدیدی در وجودتان بیدار شده است.
اشو
در هوای اشراق
ص 237
2 409
هیچ لذتی بیشتر از لذت ناشی از بخشیدن و تقسیم کردن نیست. به همین دلیل است که مردم از دادن هدیه لذت می برند. این کار شادی محض به ارمغان می آورد. وقتی چیزی به کسی هدیه می دهی، حتی اگر از نظر مادی چندان هم با ارزش نباشد، ولی صرفاً نفس این عمل خشنودی و رضایت عظیمی به همراه دارد. کسی را در نظر بگیرید که تمام زندگیاش به مثابه هدیه ای است، کسی که تمام لحظات زندگی اش آکنده از بخشش است - چنین کسی در بهشت زندگی می کند.
تمام تعالیم هوتی در بخشیدن و تقسیم کردن خلاصه میشد. آیا چیزی مهمتر از این میتوان تعلیم داد؟
ذن معتقد است که حقیقت را در قالب لغات نمیتوان بیان کرد، ولی با اشارات و حرکات میتوان آن را ابراز داشت. انسان نمیتواند حقیقت را بیان کند، ولی میتواند آن را نشان دهد.
اشو
عشق، رقص زندگی
ص 101 و 102
2 409
زمانی که با طبیعت روبرو می شوید، زنده تر می شوید؛ هنگامی که در کوهستان هستید، زنده تر می گردید، اما زمانی که با ماشین ها زندگی می کنید، به دلیل همه پیوندی که با آنها دارید، احساس کمتر زنده بودن می کنید. با درختان زنده ترید، زیرا زمانی خود، درخت بوده ایـد. مـا در ژرفای درونمان همچون درختان راه رونده هستیم - با ریشه هایی در هوا، نه در خاک. و زمانی کـه بـه اقیانوس رو می کنید، احساس سرزندگی بیشتری میکنید، زیرا زندگی، نخست، در اقیانوس پای گرفت. راستی این است که بدن های ما هنوز آمیزه آب اقیانوس را ـ هـمان میزان نمک اقیانوس را ـ دارند.
اشو
مراقبه، هنر وجد و سرور
ص 239
2 409
تغییر دادن دنیا
شما خود دنیا هستید. وقتی تمایلات تان را تغيير دهيد، دقیقا دنیایی را که در آن زندگی می کنید، تغییر می دهید. ما قادر نیستیم دنیای بیرونی را تغییر دهیم و این کاری است که حکام طی قرنها در انجامش کوشیده اند و کاملا شکست خورده اند.
تنها راه تغییر دنیا، تغییر دادن نگرش خود است و ناگهان در دنیایی متفاوت زندگی خواهید کرد. ما در یک دنیای واحد زندگی نمی کنیم. شخصی که در گذشته زندگی می کند، چگونه می تواند با شما در یک زمان باشد؟ شاید کنار شما نشسته باشد، اما به گذشته فکر می کند. یک نفر دیگر ممکن است در آینده، در چیزی که هنوز نیامده است، باشد. چنین شخصی چطور ممکن است با شما در یک زمان باشد؟
فقط افرادی که در زمان حال زندگی می کنند، همزمان و معاصر هستند. زمان حال از آن شما نیست و هیچ ارتباطی با شما ندارد. وقتی کسی کاملا در زمان حال و مکان حاضر باشد، دیگر وجود بیرونی نخواهد داشت، بلکه به جای او خدا حضور خواهد داشت. فقط زمانی که در خدا زندگی می کنیم، می توانیم در یک دنیای واحد با یکدیگر زندگی کنیم. شاید سالها با شخصی زندگی کنید، اما با ما در دنیای خود زندگی می کنید و او هم در دنیای خودش، در نتیجه، اصطکاکی مداوم میان دو دنیای شما وجود خواهد داشت، اما فرد به تدریج می آموزد که از این اصطکاک اجتناب کند. این حالت، با هم زندگی کردن نام دارد؛ اجتناب از اصطکاک و برخورد. نام دیگر آن خانواده جامعه یا بشریت است. در حالی که شما اگر در خدا نباشید، نمی توانید با کسی به معنای واقعی زندگی کنید.
اشو
در هوای اشراق
ص 105
🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی
2 409
هرگاه چیز جدیدی به دنیا عرضه کردی، طرد شدن در انتظار توست. دنیا هرگز کسی را که چیزی جدید به دنیا می آورد، نمی بخشد. فرد خلاق باید تاوان پس بدهد؛ باید پیه مجازات را به تنش بمالد. این یادت باشد. دنیا فرد غیر خلاق، ولی ماهر را روی چشمش می گذارد؛ کسی که از نظر فنی به غایت استاد است. چون بی نقص بودن از نظر فنی یعنی بی نقص بودن گذشته و همه گذشته را می فهمند؛ همه تحصیل کردهاند که گذشته را بفهمند.
نوآوری یعنی دیگر کسی نیست که بتواند آن را تحسین کند؛ آن چیز چنان جدید است که هیچ معیاری برای پی بردن به ارزش آن نیست. هنوز وسیله ای وجود ندارد که بتوان به مردم کمک کرد آن را دریابند. حداقل پنجاه سال طول می کشد و آن موقع که دیگر آن هنرمند زنده نیست، تازه مردم قدر کارش را می دانند.
اشو
خلاقیت
ص 216
2 409
سلام دوستان عزیزم
همانطور که برخی از شما عزیزان می دانید من چندین سال است که به دلیل آسیب نخاعی تحت درمان هستم. متأسفانه این روزها هزینه داروها و روند درمان بسیار سنگین شده است. از شما عزیزان تقاضا دارم در صورت تمایل و توانایی برای ادامه روند درمان و تهیه داروهای مورد نیازم مرا یاری کنید❤️🌹
2 409
رعایت قانون جبران
دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه ای در زمین آگاهی کاشته می شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می گردد.
اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی تان را با این راه نورانی ابراز کنید
6037 6974 9743 0766
حسین اکبرلو
بانک صادرات
این هدیه کوچک، تنها نشانه ای ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری است.
با مهر و سپاس از حضور دلگرم کنندهتان🌿🌹
2 409
همه ارزش های والای زندگی ـ عشق، سکوت، سعادت، جذبه، پارسایی - تو را از یک وحدانیّت جهان شمول آگاه می سازد. هیچ کس دیگری جز تو وجود ندارد؛ ما همه چهرههای متفاوتی از یک واقعیت، ترانه های رنگارنگی از یک آوازه خوان، رقص های مختلفی از یک رقصنده هستیم. ما همه پردههای نقاشی متفاوتی هستیم - اما نقاش یکی است.
ولی نامش را رویا نگذار، زیرا با رؤیا خواندن آن تو نمی فهمی که رویا یک واقعیت است. و واقعیت میتواند بسیار زیباتر از هر رویایی باشد. واقعیت بسیار و هم انگیز، الوان تر، مسرت بخش تر، پرجذبه و شورانگیزتر از آن است که قادر باشی تصورش را بکنی. اما ما در ناآگاهی به سر می بریم.
اشو
خلاقیت
ص 172 و 173
2 409
اساس ساختار اصلی خانواده بر مالکیت قرار داد، شوهر مالک قرار دارد، شوهر مالک زن است و هر دو مالک فرزندان هستند. لحظه ای که مالک انسانی شدی، منزلت، آزادی و انسانیت را از او سلب کرده ای. تو همه زیبایی ها را از او گرفته ای و فقط به او دستبند زده ای - دستبند احیانا ساخته از طلا - به جای بال پرواز، او را در قفس زیبایی اسیر کرده ای. اما آن قفس های طلایی نمی توانند جای آسمان و آزادی پرواز در فضای لايتناهی آسمان را برای او پر کنند.
خانواده سعی دارد تو را از کل اجتماع جدا کند، درست همانطور که کشور تو را از سایر ملل جهان مجزا نگاه دارد - استراتژی تقسیم همان است.
اشو
آینده طلایی
ص 65
2 409
هنگامی که سرور از هسته درونی وجودتان تراوش میکند کاملاً پاک و خالص است. هر چیز دیگری که از جهان بیرون صادر شود نمیتواند تا این حد پاک و خالص باشد. اصلا خود حرکت و سفر از دنیای بیرون به دنیای درون آن را ناپاک و ناخالص می گرداند. خوشی خالص نیست، زیرا منشأ آن دنیای بیرونی است. برای به دست آوردن خوشی لازم است به چیزی یا کسی وابسته بود و همین از دیگر دلایل ناپاکی و عدم خلوص آن است، ولی سروری که منشأ آن درون خود انسان است به هیچ کس یا هیچ چیز وابسته نیست، بلکه به سادگی از ماهیت درونی و طبیعت انسان ناشی میگردد.
انسانها در جستجوی خوشی های بیرونی گم میشوند. اولاً به دست آوردن این خوشی ها مشکل است. ثانیاً اگر اتفاق هم بیفتند، از خلوص و پاکی کافی برخوردار نیستند بنابراین باعث رضایت انسان نمیشوند. تنها سرور درونی خالص است که شما را واقعاً ارضا می کند. بسیار عجیب است که ما در دنیای بیرون به جستجوی این سرور هستیم در حالی که آن همیشه درون ما موجود بوده است. به درون بازگشت کنید! سیر و سلوک واقعی این است.
اشو
عشق، رقص زندگی
ص 124
2 409
ما با گنجی عظیم در درون خود بدنیا می آییم، گنجی بسیار عظیم، چنان عظیم که پایانی برای آن متصور نیست. اما در نهایت در فقر زندگی می کنیم، زیرا هیچگاه درون وجودمان را نمی کاویم و جاهای دیگر را جست و جو می کنیم. عجیب ترین نکته در مورد انسان این است که او همه جای دیگر را جست و جو می کند آماده است تا به قله اورست برود. آماده است تا قدم در ماه بگذارد اما برای رفتن به درون خود آماده نیست. همین که می گویی به درون خود برو گوشها کر می شوند. گنج در آنجاست، در درون تو ما کنج را با خود حمل می کنیم اما همچنان گداییم، واقعیت تو در درون توست و او همچنان بر وی را جست و جو می کنی، تنخست باید درونت را جست و جو کنی. سپس اگر گنج را در آنجا نیافتی البته می توانی کل دنیا را بگردی، اما این اتفاق هرگز نیفتاده آنانی که به درون رفته اند، همیشه با دست پر بازگشته اند
اشو
با اقیانوس یکی شدن
ص 13
2 409
رقابت میان فرزندان
ممکن است مادری به یکی از فرزندانش محبت بیشتری داشته باشد و به فرزندی دیگر محبت کمتری ابراز کند. نمی توان از او توقع داشت که همه فرزندانش را یک اندازه دوست داشته باشد.
کودکان بسیار حساس هستند. آن ها می توانند حس کنند که مادرشان یکی از آنها را بیشتر دوست دارد و یکی را کمتر. آن ها می دانند که مادر فقط تظاهر می کند همه فرزندانش را به یک اندازه دوست دارد. پس نوعی درگیری، ستیز و جاه طلبی درونی ایجاد می شود.
هر کودک، شخصیتی متفاوت دارد. یکی استعداد موسیقی دارد. دیگری چنین استعدادی ندارد. یکی استعداد ریاضی دارد. یکی زیباتر است. یکی شخصیتی جذاب تر دارد... آن گاه مشکلات بیشتری به میان می آید. ما آموخته ایم که خوشرو باشیم، اما حقیقت را بروز ندهیم.
اگر به کودکان بیاموزند که صادق باشند، آن گاه کلیه احساسات خود را ابراز می کنند و بعد همه آن ها را کنار می گذارند. کودکان خشمگین می شوند، دعوا می کنند و بعد همه چیز تمام می شود؛ زیرا به سادگی از همه چیز رها می شوند. اگر کودکان خشمگین باشند، خشم خود را نشان میدهند، ولی لحظه بعد، دست یکدیگر را می گیرند و همه چیز را فراموش می کنند. کودکان بسیار ساده هستند، اما اغلب اجازه ندارند این سادگی را ابراز کنند. به آنها گفته می شود، به هر قیمتی مودب باشند. آنها اجازه ندارند از یکدیگر خشمگین شوند... «او خواهر توست، او برادر توست، چطور می توانی از او خشمگین شوی؟».
این خشم ها، حسادت ها و هزار و یک زخم دیگر، در درون انباشته می شود حالی که اگر بتوانید خشم و حسادت خود را ابراز کنید، بلافاصله پس از خشم، دلسوزی و محبت جاری می شود و این نکته اصلی است.
اشو
در هوای اشراق
ص 85
2 409
مدیتیشن کیمیاگری است؛ زیرا سبب تحول درونی در شما می شود. مدیتیشن تمامی محدودیت ها و کوتاه نظری ها را از میان می برد و باعث گستردگی وجودتان می شود.
مدیتیشن به شما کمک می کند از همه بندها رها شوید؛ بندهای نژادی، خرافی، تعصبی و... آگاهی سبب می شود از همه این محدودیت ها و بندها رهایی یابید و حتی از محدودیت های ذهنی و بدنی نیز فراتر روید. مدیتیشن باعث می شود درک کنید که آگاهی خالص هستید نه چیز دیگر.
بدن خانه شماست، شما بدن تان نیستید. ذهن وسیله ای است که از آن استفاده می کنید. بدن مالک شما نیست، بلکه تنها یک خدمتکار است. هنگامی که درک کنید، نه ذهن هستید و نه بدن، وجودتان شروع به گسترده تر شدن می کند؛ دریایی و آسمانی می شوید. این تحول برای تان شکوه و پیروزی به همراه دارد.
اشو
در هوای اشراق
ص 190
2 409
اساس ساختار اصلی خانواده بر مالکیت قرار داد، شوهر مالک قرار دارد، شوهر مالک زن است و هر دو مالک فرزندان هستند. لحظه ای که مالک انسانی شدی، منزلت، آزادی و انسانیت را از او سلب کرده ای. تو همه زیبایی ها را از او گرفته ای و فقط به او دستبند زده ای - دستبند احیانا ساخته از طلا - به جای بال پرواز، او را در قفس زیبایی اسیر کرده ای. اما آن قفس های طلایی نمی توانند جای آسمان و آزادی پرواز در فضای لايتناهی آسمان را برای او پر کنند.
خانواده سعی دارد تو را از کل اجتماع جدا کند، درست همانطور که کشور تو را از سایر ملل جهان مجزا نگاه دارد - استراتژی تقسیم همان است.
اشو
آینده طلایی
ص 65
2 409
سلام دوستان عزیزم
این روزها به دلیل قطعی اینترنت و شرایط اخیر در وضعیت مالی دشواری قرار گرفته ام. لطفاً در این روزهای سخت کنارم باشید و از کانال و فعالیت هایم حمایت کنید
از مهر و همراهی شما صمیمانه سپاسگزارم ❤️🌹
2 409
رعایت قانون جبران
دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه ای در زمین آگاهی کاشته می شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می گردد.
اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی تان را با این راه نورانی ابراز کنید
6037 6974 9743 0766
حسین اکبرلو
بانک صادرات
این هدیه کوچک، تنها نشانه ای ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری است.
با مهر و سپاس از حضور دلگرم کنندهتان🌿🌹
2 409
تمامی ابزارهایی که صنعت و فن آوری امروزی برای شما مهیا کرده، در اختیارتان است. فردا چه چیزی به دست می آورید که امروز آن را ندارید؟
آینده در تغییر است و این تغییر باعث ناامیدی می شود. دنیا تا به حال با امید زندگی کرده، ولی ناگهان امید در حال ناپدید شدن است و ناامیدی جای آن را گرفته. آشوبی که در آگاهی انسان به پا شده، بسیار مهم است. با این وضعیت یا بشریت از صفحه روزگار محو خواهد شد یا با وجودی جدید، دوباره متولد می شود. کار من تولدی دوباره دادن به آگاهی انسان است. دنيا ما را مردود کرده است. دیگر دنیای مادی به انتهای خود رسیده و باید در جست و جوی دنیای معنوی بود.
زمان، دیگر معنای خود را از دست داده است و باید به دنبال جاودانگی بود. تمامی آرزوهای ممکن بشر، به واقعیت پیوسته است و آنها دیگر او را راضی نمی کنند. حال، انسان به ناخشنودی واقعی رسیده و این ناخشنودی موهبتی بزرگ است.
اشو
در هوای اشراق
ص 256
2 409
میلیونها میلیون نفر به غلط خیال می کنند عاشقند، معتقدند که عشق می ورزند، در حالیکه این تنها تصور آنهاست. عشق شکوفایی نادری است، بعضی وقتها اتفاق می افتد. کمیاب است. چون تنها در صورتی رخ می دهد که ترس نباشد، قبل از آن ممکن نیست. این یعنی اینکه عشق تنها برای شخص بسیار بسیار روحی و مذهبی رخ می دهد. سکس برای همه امکانپذیر است، آشنایی برای همه رخ می دهد، ولی عشق نه. اگر چیزی برای پنهان کردن نداشته باشی پس نمی ترسی. می توانی رها باشی، می توانی تمام زواید را دور بریزی، می توانی دیگران را به عمق وجودت دعوت کنی. بخاطر بسپار: اگر به کسی اجازه دهی تا به عمق وجودت رخنه کند، دیگران هم چه مرد و چه زن این اجازه را به تو خواهند داد. چون وقتی به کسی اجازه نفوذ می دهی در واقع اعتماد بوجود می آید. وقتی تو نترسی، دیگران هم بی ترس می شوند. اگر در عشق تان ترس حضور داشته باشد، زن از شوهر و شوهر از زن بترسد، عشاق همیشه در ترس باشند، پس این عشق نیست، بلکه در کنار هم بودن دو نفر ترسو و متکی به هم است که با هم می جنگند، از هم بهره کشی می کنند، در پی دستکاری و کنترل یکدیگرند و از سلطه جویی و در تملک در آوردن یکدیگر ابایی ندارند. همه اینها وجود دارد ولی عشق غایب است.
اشو
شهامت
ص 67
